AhmadSalimi

و در انتها
ما به هم خواهیم رسید ...
کلاغ‌ها راه خانه را خواهند یافت...!
قصه تمام می‌شود ...
عشق می‌ماند
و آغوشی قد ما دو نفر ...

در آستانه ی سگسالگی... دچار سندرم گاو شده ام اگر این روزها، کرگدنی دیدید ... که شاپو سرش گذاشته و گوشه ی خیابان ... دستِ اضافه به کارگران می فروشد تعجب نکنید تا دودِ چشمانش ...

در آستانه ی سگسالگی... دچار سندرم گاو شده ام اگر این روزها، کرگدنی دیدید ... که شاپو سرش گذاشته و گوشه ی خیابان ... دستِ اضافه به کارگران می فروشد تعجب نکنید تا دودِ چشمانش ... ریه هایتان را کور نکرده تولدش را تف کنید ... و از کنارش بگذرید ...

۲ هفته پیش
8K
‏میخوام برم اسممو تو گینس ثبت کنم , بعنوان کسی که تو زندگیش به هرچی که میخواسته نرسیده ...

‏میخوام برم اسممو تو گینس ثبت کنم , بعنوان کسی که تو زندگیش به هرچی که میخواسته نرسیده ...

۲ هفته پیش
6K
تا آمدم بدزدمت پدرت رییس جمهور شد با چند محافظ غول پیکر. برادرت آر پی جی خرید وسطی وزیر جنگ آن یکی هم سر علاقه شد تک تیرانداز خواهرت با بروسلی ازدواج کرد و مادرت ...

تا آمدم بدزدمت پدرت رییس جمهور شد با چند محافظ غول پیکر. برادرت آر پی جی خرید وسطی وزیر جنگ آن یکی هم سر علاقه شد تک تیرانداز خواهرت با بروسلی ازدواج کرد و مادرت به نیت همه ی پیامبران برای محافظت از تو تانک سفارش داد و تو را ...

۵ بهمن 1398
58K
من اما اندوه یک جمعه شبم ... تلنبارم از خستگی متمادی روز هایی که گذشت ... ماتم زده از فکر شروع هفته هایی که در راهند ... من همانم که هیچوقت به حساب نیامد ...

من اما اندوه یک جمعه شبم ... تلنبارم از خستگی متمادی روز هایی که گذشت ... ماتم زده از فکر شروع هفته هایی که در راهند ... من همانم که هیچوقت به حساب نیامد ... شبیه جمعه شبی که تنها , سنگ زیرین یک تاریخ رنگ ساییده ی چرک بود ...

۵ بهمن 1398
13K
باید امشب بروم ... من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد هیچ ...

باید امشب بروم ... من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت ... #سهراب_سپهری

۵ بهمن 1398
11K
دارم به آخرین پیامتان فکر می‌کنم پیام‌های سوخته‌ی ناتمام که مثل این سفر هیچ وقت به مقصد نرسید. به اینکه

دارم به آخرین پیامتان فکر می‌کنم پیام‌های سوخته‌ی ناتمام که مثل این سفر هیچ وقت به مقصد نرسید. به اینکه " نگرانم نبا... " به اینکه " از دور می‌بو... " به اینکه " تو هم مراقب خو... " دارم به انگشت‌های کسی فکر می‌کنم که برایت نوشته بود : ...

۵ بهمن 1398
10K
دستانم را بگیر، تا به ارتفاع چشمانت برسم! به ارتفاع دوست داشتنت. به مرکز جهانی دست نیافتنی... سردم! برفیم! گرمای چشمانت مرا آب خواهد کرد. و از من، دو شاخه درخت خواهد ماند. چند تکه ...

دستانم را بگیر، تا به ارتفاع چشمانت برسم! به ارتفاع دوست داشتنت. به مرکز جهانی دست نیافتنی... سردم! برفیم! گرمای چشمانت مرا آب خواهد کرد. و از من، دو شاخه درخت خواهد ماند. چند تکه لباس و شال گردنی که تو برایم بافته‌‌ای... #مهران_رمضانیان

۵ بهمن 1398
10K
محبوب من؛ در خامی تابستان برایت نوشتم: عشق را در فاصله ها ساخته‌اند. در دلتنگی ژرف پاییز چنین می ‌گویم: عشق را در فاصله‌ای بعد فاصله‌ها ساخته‌اند. چنین که تکرار دستان تو، محالی بعد از ...

محبوب من؛ در خامی تابستان برایت نوشتم: عشق را در فاصله ها ساخته‌اند. در دلتنگی ژرف پاییز چنین می ‌گویم: عشق را در فاصله‌ای بعد فاصله‌ها ساخته‌اند. چنین که تکرار دستان تو، محالی بعد از آخرین محال جهان است. کاش اندک زمانی بدانی حال و هوای اطاق کوچکم را. زمستان ...

۵ بهمن 1398
11K
بی‌بی همیشه می‌گفت: اونایی که روحشون به‌هم متعلق باشه، هرچقدرم دنیا بازیشون بده و از هم دور بشن، بازم به هم برمی‌گردن و تهش به هم‌دیگه ختم می‌شن ... می‌گم دلبر، تو بگو بهم... راسته؟

بی‌بی همیشه می‌گفت: اونایی که روحشون به‌هم متعلق باشه، هرچقدرم دنیا بازیشون بده و از هم دور بشن، بازم به هم برمی‌گردن و تهش به هم‌دیگه ختم می‌شن ... می‌گم دلبر، تو بگو بهم... راسته؟

۴ بهمن 1398
8K
در عشق اگر بی ‌جان شوی جان و جهانَت من بَسَم...! #مولانا

در عشق اگر بی ‌جان شوی جان و جهانَت من بَسَم...! #مولانا

۲۹ مهر 1398
5K
عبداللّه بن زراره می‌گوید : از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که می‌فرمودند: در روز قیامت برای زوّار حسین علیه السّلام بر سایر مردم فضیلت و برتری می‌باشد. عرض کردم: فضیلتشان چیست؟ حضرت فرمودند: پیش ...

عبداللّه بن زراره می‌گوید : از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که می‌فرمودند: در روز قیامت برای زوّار حسین علیه السّلام بر سایر مردم فضیلت و برتری می‌باشد. عرض کردم: فضیلتشان چیست؟ حضرت فرمودند: پیش از دیگران و چهل سال قبل از آنها به بهشت داخل می‌شوند در حالی‌که مردم ...

۱۴ مهر 1398
5K
#اربعین گرچه باور نمیکنم ، اما ... میروم #کربلا خداخافظ ... عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه‌السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا أَدْنَی مَا لِزَائِرِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه‌السلام؟! فَقَالَ لِی یَا ...

#اربعین گرچه باور نمیکنم ، اما ... میروم #کربلا خداخافظ ... عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه‌السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا أَدْنَی مَا لِزَائِرِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه‌السلام؟! فَقَالَ لِی یَا عَبْدَاللَّهِ! إِنَّ أَدْنَی مَا یَکُونُ لَهُ أَنَّ اللَّهَ یَحْفَظُهُ فِی نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ حَتَّی یَرُدَّهُ ...

۱۳ مهر 1398
5K
حضرت مسیح (ع) : در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند ، پسر انسان با قوت و جلال می آید ، اما از آن زمان هیچکس اطلاع ندارد ... پس شما آماده باشید ...

حضرت مسیح (ع) : در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند ، پسر انسان با قوت و جلال می آید ، اما از آن زمان هیچکس اطلاع ندارد ... پس شما آماده باشید ... انجیل متی باب ۲۴ شماره ۲۷ #اربعین #حب_الحسین_یجمعنا #حب_الحسین_یوحدنا

۱۳ مهر 1398
5K
#خداحافظ_دلبر #بخش_دوم آخر یه روز رفتیم دمش بش گفتیم : ببخشید چته...؟ گفت : ها چطوری چی با منی‌‌‌...؟ گفتیم بابا صاحب حُسن ، در وفا کُوش ..‌. خودتو نگیر، ما خیلی ساله اینجاییم تو ...

#خداحافظ_دلبر #بخش_دوم آخر یه روز رفتیم دمش بش گفتیم : ببخشید چته...؟ گفت : ها چطوری چی با منی‌‌‌...؟ گفتیم بابا صاحب حُسن ، در وفا کُوش ..‌. خودتو نگیر، ما خیلی ساله اینجاییم تو که اولی نیستی، ولی ارزش نداره ... نرفت تو خرجش هی اونورو نیگا میکرد، فک ...

۱۱ مهر 1398
6K
#خداحافظ_دلبر #بخش_اول همه میدونن ما خیلی ساله تو آسایشگاهیم جمشید ... ما قبل همه اومدیم ... واسه خودمون پخُی بودیم ، یعنی فارسیمون خوب بود، یه دستی هم تو ریاضی داشتیم ... تقلید صدا، گروه ...

#خداحافظ_دلبر #بخش_اول همه میدونن ما خیلی ساله تو آسایشگاهیم جمشید ... ما قبل همه اومدیم ... واسه خودمون پخُی بودیم ، یعنی فارسیمون خوب بود، یه دستی هم تو ریاضی داشتیم ... تقلید صدا، گروه سرود، مسابقات خط، نقاشی، همه چی اول میشدیم ... راه میرفتیم، گردن افراشته این ور ...

۱۱ مهر 1398
6K
من درباره تو به آن‌ها نگفته‌ام اما تو را دیده‌اند که در چشمانم شنا میکنی... من درباره تو به آن‌ها نگفته‌ام اما تو را در کلماتم دیده‌اند؛ عطرِ عشق، نمی‌تواند پنهان بماند‌‌‌ ...

من درباره تو به آن‌ها نگفته‌ام اما تو را دیده‌اند که در چشمانم شنا میکنی... من درباره تو به آن‌ها نگفته‌ام اما تو را در کلماتم دیده‌اند؛ عطرِ عشق، نمی‌تواند پنهان بماند‌‌‌ ...

۸ مهر 1398
5K
با دیدن تو تعریفم از عشق تغییر کرد نه می‌خواهم برای تو بمیرم و نه به کوه و صحرا بزنم نه قرار است فرهادِ بیستون شوم و نه چون مجنون بیابانگرد من فقط دوست دارم ...

با دیدن تو تعریفم از عشق تغییر کرد نه می‌خواهم برای تو بمیرم و نه به کوه و صحرا بزنم نه قرار است فرهادِ بیستون شوم و نه چون مجنون بیابانگرد من فقط دوست دارم روبرویم بشینی ساعت‌ها نگاهت کنم تا زمان فراموشم شود و با لبخندت یادآوری کنی خواب ...

۸ مهر 1398
5K
‏به چه کس باید گفت با تو انسانم و خوشبخت‌ترین ... #اخوان_ثالث @zahray

‏به چه کس باید گفت با تو انسانم و خوشبخت‌ترین ... #اخوان_ثالث @zahray

۶ مهر 1398
5K
درست مثل مسیح! جان بخشیدن هنرش بود... سرم را روی سینه اش گرفت و گفت: قهر کرده‌ است!؟ دنیا که به آخر نرسیده! باورِ قهر از خودش دردناک تر است تو قهر را باور نکن ...

درست مثل مسیح! جان بخشیدن هنرش بود... سرم را روی سینه اش گرفت و گفت: قهر کرده‌ است!؟ دنیا که به آخر نرسیده! باورِ قهر از خودش دردناک تر است تو قهر را باور نکن هیچ رفتنی برگشت ناپذیر نیست الا مرگ! آدم‌ها قهر می‌کنند، چند روزی تنها می‌مانند، دلتنگ ...

۶ مهر 1398
5K
عارفی بر سر یک پیچش مو کافر شد منِ رند و سه وجب زلف پر از فِر ، چه شود ‌ #لاادری

عارفی بر سر یک پیچش مو کافر شد منِ رند و سه وجب زلف پر از فِر ، چه شود ‌ #لاادری

۶ مهر 1398
5K