AhmadSalimi

در سرم رد پای اقیانوس , مرغ های سفید ماهی گیر...
سینه ام داغ کهنه ای , اما...قلبم اندازه بیابان است...
ناامید از تمام دارو ها , ناامید از دعای هر ساعت...
چشمم اما خلاف پاهایم , رو به دروازه ی خراسان است...

#دلتنگتم_ای_ضامن_آهو

داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت شانزدهم وقتی به اتاق برگشتیم، حس کردم پدرم سریع صورتش را پاک کرد.چشمانش قرمز بود.یعنی گریه کرده بود؟من نمیخواستم خطبه ی عقد من،زیر نم نم باران اشک پدر خوانده ...

داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت شانزدهم وقتی به اتاق برگشتیم، حس کردم پدرم سریع صورتش را پاک کرد.چشمانش قرمز بود.یعنی گریه کرده بود؟من نمیخواستم خطبه ی عقد من،زیر نم نم باران اشک پدر خوانده شود.چه چیزی عذابش میداد که به من نمیگفت؟مگر دیشب نگفت،دلم میخواهد توخوشبخت باشی!علی خوشبختی من ...

11 ساعت پیش
1K
@del_kopo ❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄ تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش، دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست! من در پی خویشم، به تو بر میخورم اما آن سان شده ام گم که ...

@del_kopo ❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄ تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش، دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست! من در پی خویشم، به تو بر میخورم اما آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست... #هوشنگ_ابتهاج @del_kopo ❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄

16 ساعت پیش
2K
حرف های نگفته ای دارم , گوش خود را به چشم من بدهید... #علیرضا_آذر @del_kopo ❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄

حرف های نگفته ای دارم , گوش خود را به چشم من بدهید... #علیرضا_آذر @del_kopo ❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄

18 ساعت پیش
2K
داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت پانزدهم منتظر تماسم باش! بیشتر از این نمیتوانست حرف بزند یاشاید نمیخواست !همان اندازه هم که حرف زده بود، یعنی صابون همه چیز را به تنش مالیده بود.شاید مثل ...

داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت پانزدهم منتظر تماسم باش! بیشتر از این نمیتوانست حرف بزند یاشاید نمیخواست !همان اندازه هم که حرف زده بود، یعنی صابون همه چیز را به تنش مالیده بود.شاید مثل من، دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت!منتظر تماسش بودم.اما تا کی؟ بوسنی هنوز جنگی ...

1 روز پیش
3K
@del_kopo ❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄ 💞💞 https://t.me/joinchat/AAAAAECrQHi309X0WG1yFg صبور مانند درختی که در آتش میسوزد و توان گریختن ندارد! حیرت زده مانند گوزنی که شاخ های بلند در شاخه گرفتارش کرده اند...! همه, این روزها این چنینیم!

@del_kopo ❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄ 💞💞 https://t.me/joinchat/AAAAA... صبور مانند درختی که در آتش میسوزد و توان گریختن ندارد! حیرت زده مانند گوزنی که شاخ های بلند در شاخه گرفتارش کرده اند...! همه, این روزها این چنینیم! "شمس لنگرودی" @del_kopo ❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄ 💞💞 https://t.me/joinchat/AAAAA...

1 روز پیش
3K
یعنی تو هم باران را میبینی و انقدر بیخیالی؟ دلت می آید کنارم نباشی؟ این باران این آهنگ این ترافیک این من همه و همه تو را میخواهد...

یعنی تو هم باران را میبینی و انقدر بیخیالی؟ دلت می آید کنارم نباشی؟ این باران این آهنگ این ترافیک این من همه و همه تو را میخواهد... "چنل دلنوشته های کوچه پشتی" @del_kopo ❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄ 💞💞 https://t.me/joinchat/AAAAA...

1 روز پیش
3K
ای تمام هیجانات جهان در ید تو... منطقی نیست تو باشی و من از دست روم... که تو از کوره دهی دور به آدم برسی... من از این شهر زبان بسته به بن بست روم... ...

ای تمام هیجانات جهان در ید تو... منطقی نیست تو باشی و من از دست روم... که تو از کوره دهی دور به آدم برسی... من از این شهر زبان بسته به بن بست روم... #علیرضا_آذر

2 روز پیش
3K
داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت چهاردهم مادرم گفت:بهتری؟ فقط نگاهش کردم.همیشه زیبا بود.آنقدر که همیشه فقط دلم میخواست نگاهش کنم. به خاطر من آمده بود؟آن هم در خانه ای که قسم خورده بود، دیگر ...

داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت چهاردهم مادرم گفت:بهتری؟ فقط نگاهش کردم.همیشه زیبا بود.آنقدر که همیشه فقط دلم میخواست نگاهش کنم. به خاطر من آمده بود؟آن هم در خانه ای که قسم خورده بود، دیگر پایش رانگذارد؟ پس دوستم داشت.مثل وقتی کوچک بودم و او شاد بود و امیدوار.از صبح ...

2 روز پیش
3K
داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت سیزدهم چند قسمت دیگر طول میکشد؟ مثل این است که بپرسیم زندگی شما، چقدر دیگرطول میکشد!نمیدانم.از آن صبح زودی که رفت،دیگر نمیدانم چقدر طول کشیده است.مگر آدم میتواند روزهای ...

داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت سیزدهم چند قسمت دیگر طول میکشد؟ مثل این است که بپرسیم زندگی شما، چقدر دیگرطول میکشد!نمیدانم.از آن صبح زودی که رفت،دیگر نمیدانم چقدر طول کشیده است.مگر آدم میتواند روزهای بی تو بودن را بشمرد؟مثل برزخ است هر لحظه اش عمری..و نفهمیدم که یک سال ...

3 روز پیش
4K
در آن صحن قدیمی حــــرم ، رو به روی پنجره فـــولاد... یکی جـــامعه میخواند ،یکی رفت یکی ماند... که یک دفعه زنی داد زد آنجا... و سر سر شد و پا پا... زنی چــادر مشکی ...

در آن صحن قدیمی حــــرم ، رو به روی پنجره فـــولاد... یکی جـــامعه میخواند ،یکی رفت یکی ماند... که یک دفعه زنی داد زد آنجا... و سر سر شد و پا پا... زنی چــادر مشکی به سرش بود ، و دستی به روی پنجره ، دستی کمرش بود... کنار قد ...

4 روز پیش
4K
داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت دوازدهم گاهی بیداری، ولی انگار خواب میبینی.همه ی آن لحظه های خواندن صیغه محرمیت، در آن اتاق کوچک و خاکستری پادگان که پر از پوشه بود، به نظرم خواب ...

داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت دوازدهم گاهی بیداری، ولی انگار خواب میبینی.همه ی آن لحظه های خواندن صیغه محرمیت، در آن اتاق کوچک و خاکستری پادگان که پر از پوشه بود، به نظرم خواب میرسید واگر پدرم کنارم نبود،شک میکردم که همه اینها واقعی است!محرمیت چه بود؟ خودم هم ...

4 روز پیش
4K
وزیر بهداشت دولت آقای رییسی(سید خراسانی)

وزیر بهداشت دولت آقای رییسی(سید خراسانی)

4 روز پیش
2K
لیست اموال قالیباف و خانواده ش پیشنهاد زنگنه به قالیباف: ۱۲سال است وزیر نفتم، به آقای قالیباف پیشنهاد می‌دهم هرچه من و خانواده ام اموال دارم به اسم ایشان بزنیم، هرچه ایشان و خانواده‌اش اموال ...

لیست اموال قالیباف و خانواده ش پیشنهاد زنگنه به قالیباف: ۱۲سال است وزیر نفتم، به آقای قالیباف پیشنهاد می‌دهم هرچه من و خانواده ام اموال دارم به اسم ایشان بزنیم، هرچه ایشان و خانواده‌اش اموال دارند، به اسم من بزند! #و_چه_ساده_هستیم_ما_مردم_ایران #از_ماست_که_بر_ماست

4 روز پیش
3K
کانالمون ؛ #دلنوشته_های_کوچه_پشتی @del_kopo ❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄ 💞💞 https://t.me/joinchat/AAAAAECrQHi309X0WG1yFg

کانالمون ؛ #دلنوشته_های_کوچه_پشتی @del_kopo ❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄ 💞💞 https://t.me/joinchat/AAAAA...

4 روز پیش
4K
جالبه! شش نفر نشستند جلو دوربین، دارن بامدرک ثابت میکنن که بغل دستیشون دزده! بعد به ما میگن: مردم نجیب لطفا به یکی از این دزدها رای بدید!!! تو خیابون از یکی مصاحبه کردن آیا ...

جالبه! شش نفر نشستند جلو دوربین، دارن بامدرک ثابت میکنن که بغل دستیشون دزده! بعد به ما میگن: مردم نجیب لطفا به یکی از این دزدها رای بدید!!! تو خیابون از یکی مصاحبه کردن آیا شما در رای گیری ریاست جمهوری شرکت میکنید ؟؟؟ گفت : نمیدونم با تعجب پرسیدن ...

4 روز پیش
2K
آقا قرار شاه و گدا هست یادتان ؟ آری همان شبی که زدم دل به نامتان مشهد ... حرم ... ورودی باب الجوادتان آقا عجیب دلم گرفته برایتان !!!! #السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا #یا_غریب_الغربا #یا_امام_رضا #یا_معین_الضعفا_و_الفقرا

آقا قرار شاه و گدا هست یادتان ؟ آری همان شبی که زدم دل به نامتان مشهد ... حرم ... ورودی باب الجوادتان آقا عجیب دلم گرفته برایتان !!!! #السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا #یا_غریب_الغربا #یا_امام_رضا #یا_معین_الضعفا_و_الفقرا

5 روز پیش
4K
دلم هوای تو کرده شه خراسانی .. چه می شود که بیایم حرم به مهمانی؟ دلم زکثرت زشتی بریده آقاجان عنایتی که بیایم، تویی که درمانی مرا و گریه شبی در حریم تو کافی است ...

دلم هوای تو کرده شه خراسانی .. چه می شود که بیایم حرم به مهمانی؟ دلم زکثرت زشتی بریده آقاجان عنایتی که بیایم، تویی که درمانی مرا و گریه شبی در حریم تو کافی است رفیق گریه ی من،گریه های طوفانی .. رفیق مایی و حالی زما نمی پرسی..! تو ...

5 روز پیش
4K
داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت یازدهم چرا یک فیلم خوب،یکدفعه بد میشود.چرا در خانه ات خوابیده ای؛ یک نفر زنگ میزند،خبر بد میدهد؟ چرا پستچی ها همیشه خبر خوب نمی آورند؟ روی دو صندلی ...

داستان کوتاه و عاشقانه پستچی قسمت یازدهم چرا یک فیلم خوب،یکدفعه بد میشود.چرا در خانه ات خوابیده ای؛ یک نفر زنگ میزند،خبر بد میدهد؟ چرا پستچی ها همیشه خبر خوب نمی آورند؟ روی دو صندلی نشسته بودیم.من و علی.مثل دو بچه خلافکار که از کلاس بیرونشان کرده اند!در پادگان جنگ ...

5 روز پیش
6K
امروز دلم عجیب هــوای یک جــای ارام را کرده... مثل حرمِ شــما حضرتِ مهربــان گــاهی دلتنگ خــودم میشوم گـاهی دلم میخــواهد خــودم را در آغــوش بکشم .. محکــم آرامم کنــم ! گــاهی دلم دلتنگِ آشفتــه ...

امروز دلم عجیب هــوای یک جــای ارام را کرده... مثل حرمِ شــما حضرتِ مهربــان گــاهی دلتنگ خــودم میشوم گـاهی دلم میخــواهد خــودم را در آغــوش بکشم .. محکــم آرامم کنــم ! گــاهی دلم دلتنگِ آشفتــه شدن آرزوهــای بی خیالــند گاهی ارزوهــا هم محال میشوند گــاهی شاید محــال ها مستجاب شونــد ...

6 روز پیش
4K
آقــا جان! این بار نه برای حاجت، که فقط و فقط

آقــا جان! این بار نه برای حاجت، که فقط و فقط "دل" تنگ خودتان شده است... مولایم! نه فقط غروب جمعه ها، که "هــــــــوای" اینجا دلگیر است... خسته ام، خسته از هر روز دویدن ها و نرسیدن ها... خسته از غرق شدن در روزمرگی ها... خسته از شهری خاکستری که ...

7 روز پیش
23K