MahAram.Couple

Delaram.khanoom

Asl:Delaramshonmmmm.15.Dezfull
music:Diss love & k pop
I`m Fiction Writer
Darkerthan of Black
ZENDEGIM=@mahniaghadimi
maye y omid vase gozashtn ficm=@BTS.BlackPink
Refigh Bahalm=@M.r.y.a.m.i
bchm=@army.bts.jimin
Ajim=miss.somayeh28
v lover😄
Beakhyun lover😃
دنیا هنـوز خوشگلیای خودشو داره.
اول چشات
بعد..چشات
بازم چشـ👀 ـات♥ ️🙊
#چشماش‌ضندگیع‌ی‌دختر‌تخصع😄

۲ هفته پیش
2K
#دَص،نِویص:))🌿 مَصَلَا‌زَنگ‌بِزَنَن‌بِ‌بآبآم‌بِگَن‌جِنآزِع‌ی‌بَچَت‌ کِنآر‌خیابونِع!:)!<🙇🏿‍♂> مَثَلَآ‌‌بِگَن‌وَقتی‌پیدآش‌کَردیم‌این‌نآمِع‌تو‌ دَصتِش‌بود!:)!<📃> مَثَلَآ‌مآمآنَم‌دآد‌بِزَنِع‌بِکشیدکِنآراین‌خودِشو‌ بِع‌خآب‌زَدِع!:)!<🛌> مَثَلَآ‌وَقتی‌خآکَم‌میکُنَن‌‌مآمآنَم‌جآنآزَمو‌ سِفت‌بَغَل‌کُنِع!:)!<⚰> مَثَلَآ‌مآمآن‌بُزرگَم‌‌بِگِع؛پیر‌نَشُد‌بَچَم!:)!<

#دَص،نِویص:))🌿 مَصَلَا‌زَنگ‌بِزَنَن‌بِ‌بآبآم‌بِگَن‌جِنآزِع‌ی‌بَچَت‌ کِنآر‌خیابونِع!:)!<🙇🏿‍♂> مَثَلَآ‌‌بِگَن‌وَقتی‌پیدآش‌کَردیم‌این‌نآمِع‌تو‌ دَصتِش‌بود!:)!<📃> مَثَلَآ‌مآمآنَم‌دآد‌بِزَنِع‌بِکشیدکِنآراین‌خودِشو‌ بِع‌خآب‌زَدِع!:)!<🛌> مَثَلَآ‌وَقتی‌خآکَم‌میکُنَن‌‌مآمآنَم‌جآنآزَمو‌ سِفت‌بَغَل‌کُنِع!:)!<⚰> مَثَلَآ‌مآمآن‌بُزرگَم‌‌بِگِع؛پیر‌نَشُد‌بَچَم!:)!<

۲ هفته پیش
2K
اومدۍڪہ‌باشۍ...:) با‌همہ‌فرق‌داشتۍ^۰^ قهر‌ڪہ‌ڪنیم‌اوݪ،خودت‌میای‌آشتی★۰★ هروق‌نخابیدم...فهمیدم‌بیدارییۍ!!! حالم‌ڪ‌بد‌میشہ...رو‌مـُـودَم‌میارۍ^_^ حواست‌هس‌یوخ‌نگیره‌یڪم‌دِݪَم...:) باهَم‌بِـ‌جاده‌میزنیم‌اگہ‌سر‌ره‌حوصݪم^۰^ باتوانگارهمہ‌چـی‌ۍِ‌حاݪ‌ِدیگہ‌داره!! آره‌رو

اومدۍڪہ‌باشۍ...:) با‌همہ‌فرق‌داشتۍ^۰^ قهر‌ڪہ‌ڪنیم‌اوݪ،خودت‌میای‌آشتی★۰★ هروق‌نخابیدم...فهمیدم‌بیدارییۍ!!! حالم‌ڪ‌بد‌میشہ...رو‌مـُـودَم‌میارۍ^_^ حواست‌هس‌یوخ‌نگیره‌یڪم‌دِݪَم...:) باهَم‌بِـ‌جاده‌میزنیم‌اگہ‌سر‌ره‌حوصݪم^۰^ باتوانگارهمہ‌چـی‌ۍِ‌حاݪ‌ِدیگہ‌داره!! آره‌رو"رواݪہ"...♥۰♥ @mahniaghadimi

۲ هفته پیش
905
#بکهیون #‌فلشبک‌به‌سه‌سال‌پیش (۱۹اگوست۲۰۱۶_‌ساعت۵:۳۶‌AM‌) با‌درد‌چشمامو‌باز‌کردم مطمعن‌بودم‌اینبارم‌دشمنای‌کوفتیه‌بابامن... پسر‌وزیر‌بهداشت‌بودن‌اینارم‌داشت... حتی‌گاهی‌خوده‌بابامو‌تهدید‌میکردن،اما‌خیلی‌وقتام‌من...هیونگم...گاهی‌اوقاتم‌مامانمو...همیشه‌آسیبشو‌ما‌میدیدیم‌و‌سودشو‌بابام... قشنگ‌میتونستم‌دود‌سیگارو‌ببینم،یه‌نفر‌داشت‌دوروبرم‌سیگار‌میکشید...هیچ‌ایده‌ای‌نداشتم‌که‌ینفره‌یا‌چـی...اما‌احتمال‌گزینه‌ی‌یاچـی‌رو‌میدادم... یهو‌از‌جاش‌بلند‌شدو‌قبل‌از‌اینکه‌بتونم‌آنالیز‌کنم‌از‌اتاق‌خارج‌شد #چانیول #سه‌سال‌قبل (۱۸اگوست۲۰۱۶_‌۲۲:۱۵PM‌) از‌کوچه‌خارج‌شدم... روباه‌کوچولوی‌شیرین... چرا‌مجبورم‌همچین‌بلایی‌سرت‌بیارم؟؟؟ گذاشتم‌حدود‌ده‌دیقه‌بعد‌رفتم‌سمت‌اون‌خونه‌ی‌لعنتی‌و‌سعی‌کردم‌اشکای‌کوفتیم‌نریزن... وقتی‌پدرم‌منو‌واسه‌اینکار‌انتخاب‌کرد‌یه‌جورایی‌مطمعن‌بود‌من‌حسی‌به‌اون‌روباه‌لعنتی‌پیدا‌نمیکنم‌اما‌چشمایه‌براق‌اون‌روباه‌هرکسی‌رو‌مسحور‌میکرد...اون‌چشمایه‌ستاره‌چینش... دستمو‌کشیدم‌رو‌موهاش‌و‌بلندش‌کردم... کاش‌مجبور‌نبودم‌خودم‌بکشمت‌لنتی...کاش‌اون‌عوضی‌خودش‌اینکارو‌میکرد‌تا‌بیشتر‌ازش‌متنفرشم... یه‌جورایی‌بو‌برده‌بود‌من‌عاشق‌این‌روباه‌کوچولو‌شدم‌و‌میخواست‌با‌اینکار‌نشونم‌بده‌همه‌چی‌تحت‌کنترل‌خودشه‌و‌هیچی‌دست‌من‌نیست‌پس‌واسه‌دور‌زدن‌قوانینش‌زور‌نزنم... روباه‌من...♥ ــــــــ آخ‌من‌کع‌وقتی‌داشتم‌مینوشتم‌اشک‌تو‌چشام‌جمع‌شد البته‌نمیدونه‌اینکه‌داشتم‌مشکی‌پوش_ویدارو‌گوش‌میدادمم‌تاثیر‌داشته‌یا‌نع؟؟! ویدا‌یا‌آنیتا؟ لیتو‌یا‌خلسه؟ فیلم‌ترسناک‌هتل‌دل‌لونا‌یا‌ایت؟ آیو یا‌ امبر؟ مرسی‌که‌منتظر‌پارت‌موندین‌عشقا:)‌

#بکهیون #‌فلشبک‌به‌سه‌سال‌پیش (۱۹اگوست۲۰۱۶_‌ساعت۵:۳۶‌AM‌) با‌درد‌چشمامو‌باز‌کردم مطمعن‌بودم‌اینبارم‌دشمنای‌کوفتیه‌بابامن... پسر‌وزیر‌بهداشت‌بودن‌اینارم‌داشت... حتی‌گاهی‌خوده‌بابامو‌تهدید‌میکردن،اما‌خیلی‌وقتام‌من...هیونگم...گاهی‌اوقاتم‌مامانمو...همیشه‌آسیبشو‌ما‌میدیدیم‌و‌سودشو‌بابام... قشنگ‌میتونستم‌دود‌سیگارو‌ببینم،یه‌نفر‌داشت‌دوروبرم‌سیگار‌میکشید...هیچ‌ایده‌ای‌نداشتم‌که‌ینفره‌یا‌چـی...اما‌احتمال‌گزینه‌ی‌یاچـی‌رو‌میدادم... یهو‌از‌جاش‌بلند‌شدو‌قبل‌از‌اینکه‌بتونم‌آنالیز‌کنم‌از‌اتاق‌خارج‌شد #چانیول #سه‌سال‌قبل (۱۸اگوست۲۰۱۶_‌۲۲:۱۵PM‌) از‌کوچه‌خارج‌شدم... روباه‌کوچولوی‌شیرین... چرا‌مجبورم‌همچین‌بلایی‌سرت‌بیارم؟؟؟ گذاشتم‌حدود‌ده‌دیقه‌بعد‌رفتم‌سمت‌اون‌خونه‌ی‌لعنتی‌و‌سعی‌کردم‌اشکای‌کوفتیم‌نریزن... وقتی‌پدرم‌منو‌واسه‌اینکار‌انتخاب‌کرد‌یه‌جورایی‌مطمعن‌بود‌من‌حسی‌به‌اون‌روباه‌لعنتی‌پیدا‌نمیکنم‌اما‌چشمایه‌براق‌اون‌روباه‌هرکسی‌رو‌مسحور‌میکرد...اون‌چشمایه‌ستاره‌چینش... دستمو‌کشیدم‌رو‌موهاش‌و‌بلندش‌کردم... کاش‌مجبور‌نبودم‌خودم‌بکشمت‌لنتی...کاش‌اون‌عوضی‌خودش‌اینکارو‌میکرد‌تا‌بیشتر‌ازش‌متنفرشم... یه‌جورایی‌بو‌برده‌بود‌من‌عاشق‌این‌روباه‌کوچولو‌شدم‌و‌میخواست‌با‌اینکار‌نشونم‌بده‌همه‌چی‌تحت‌کنترل‌خودشه‌و‌هیچی‌دست‌من‌نیست‌پس‌واسه‌دور‌زدن‌قوانینش‌زور‌نزنم... روباه‌من...♥ ــــــــ آخ‌من‌کع‌وقتی‌داشتم‌مینوشتم‌اشک‌تو‌چشام‌جمع‌شد البته‌نمیدونه‌اینکه‌داشتم‌مشکی‌پوش_ویدارو‌گوش‌میدادمم‌تاثیر‌داشته‌یا‌نع؟؟! ویدا‌یا‌آنیتا؟ لیتو‌یا‌خلسه؟ فیلم‌ترسناک‌هتل‌دل‌لونا‌یا‌ایت؟ آیو یا‌ امبر؟ مرسی‌که‌منتظر‌پارت‌موندین‌عشقا:)‌

۲ هفته پیش
3K
اون‌ضندگیع‌ی‌دختر‌تخصع... اون‌دنیامہ... ضربان‌قݪبمہ... همه‌ڪسمہ... اون‌ڪسیہ‌که‌وقتی‌نیس‌بازم‌فکرش‌هس‌که‌عآرومم‌ڪنہ... اون‌ڪسیہ‌که‌تو‌

اون‌ضندگیع‌ی‌دختر‌تخصع... اون‌دنیامہ... ضربان‌قݪبمہ... همه‌ڪسمہ... اون‌ڪسیہ‌که‌وقتی‌نیس‌بازم‌فکرش‌هس‌که‌عآرومم‌ڪنہ... اون‌ڪسیہ‌که‌تو‌"جهنم"‌واسم‌یه‌مهمونی‌بهشتی‌برپا‌کرده... اون‌ڪسیہ‌که‌با‌اومدنش‌به‌زندگیم‌هیجان‌داده... اون‌ڪسیہ‌که‌کسی‌که‌به‌یه‌جسدکه‌هشت‌سال‌نفس‌میکشیدزندگی‌کردنو‌یادداد... اون‌بهم‌فهموند‌زندگی‌هنوزم‌ارزش‌زندگی‌کردن‌داره... اون‌ڪسیہ‌که‌تاریخ‌تولدش‌با‌رفیق‌فابم‌یکیه... اون‌ڪسیہ‌که‌اگه‌همه‌دنیا‌بگن‌نه‌بازم‌میخامش... اون‌ڪسیہ‌که‌یادم‌آورد‌هنوز‌میشه‌زندگی‌کرد... اون‌ڪسیہ‌که‌کمکم‌کرد‌برگردم... اون‌ڪسیہ‌‌که‌بهم‌یادداد‌آدما‌میتونن‌متفادت‌باشن... اون‌بهم‌یادداد‌‌اگه‌اسم‌عشق‌خراب‌شده‌اشکالی‌نداره‌‌هنوزم‌کسایی‌هستن‌که‌‌میتونن‌عاشق‌همدیگه‌باشن... اون‌ڪسیہ‌که‌عاشقانه‌دوسش‌دارم...:) امروز،روز‌آنچنان‌خاصی‌نیس:) وݪے‌هر‌روزۍ‌کنآرٺ‌میٺونہ‌ۍ‌روز‌خآص‌باشع^۰^ ضندگیمی‌مهنیای‌من:))) @mahniaghadimi پره غم😔 پره داستان بد

۳ هفته پیش
13K
#لوهان خیره‌بودیم‌به‌چانیولی‌که‌بد‌شکسته‌بود... چشمای‌قرمزش...رنگ‌پریده‌اش...پک‌های‌سیگاری‌که‌خالی‌میکنه‌و‌ریه‌هایی‌که‌داره‌ب‌فاک‌میره...شات‌های‌الکلی‌که‌بالا‌میده...کم‌خوابیش...حواس‌پرتیش...تیکای‌عصبیش... همش‌نشون‌میده‌ناراحتی‌داره‌گوشت‌و‌خونشو‌میخوره‌و‌عذاب‌آتیشش‌میزنه... آروم‌گفتم:شوگا...؟ بسمتم‌برگشت _من...با‌جیمین‌حرف‌زدم...خودش‌گفت‌نگم‌اما‌حس‌کردم‌بگم‌بهتره...چیزی‌در‌مورد‌لوکیشنش‌بم‌نگفته‌اما‌طبق‌حرفاش‌بش‌بد‌نمیگذره...رسمن‌دارن‌شکنجه‌روحی‌میشن... اشکم‌ریخت:الان‌دو‌هفتس‌مدام‌با‌اون‌عوضی‌رابطه‌داره...اوضاع‌قلبش‌وخیمه‌و‌حتا‌بکهیونم‌نمیدونه...دوماه‌قبله‌رفتنش‌مدام‌با‌جین‌رابطه‌داشتع‌و‌جینم‌فهمیده‌که‌ایدز‌داره...از‌آیهان‌گرفته‌و‌آیهانم‌نمیدونم‌میشناسی‌یا‌نه...دوست‌رزی،همون‌دختر‌مو‌قهوه‌ای‌ژاپنیه...چند‌روز‌پیش‌خاسپاریش‌بود...اونموقع‌جین‌فهمید‌و‌هنوز‌جیمین‌نرفته‌بود...به‌جیمین‌میگه‌ولی‌جیمین‌اصلا‌توجهی‌نمیکنه‌و‌درگیریای‌قبل‌رفتنش‌باعث‌میشه‌وقت‌نکنه‌بره‌آزمایش‌بده‌و‌ظاهرا‌عم‌ایدز‌داره...میگه‌علائمش‌رو‌تو‌نت‌سرچ‌کرده‌و‌همه‌علائمش‌رو‌داره...نمیدونم‌راست‌میگه‌یا‌میخاد‌اعصاب‌منو‌تحریک‌کنه‌...طبق‌گفته‌ی‌خودش،فقط‌سه‌ماه‌وقت‌داره... واسه‌عآتیش‌گرفتنه‌شوگا‌کافی‌بود:))) #چانیول با‌سردرد‌از‌جام‌بلند‌شدم‌و‌سرگیجه‌ام‌جوری‌نبود‌که‌نفهمم‌تو‌اتاق‌خودم‌نیستم اتاق‌خوابه‌شوگا‌بود آهنگ‌آروم‌Crystal Snow از‌دستگاه‌پخش‌پلی‌شده‌بود صدای‌شوگا‌رو‌شنیدم‌که‌گفت:اوه‌فک‌نمیکردم‌صداش‌بیدارت‌کنه!ببخشید! درجواب‌فقط‌لب‌زدم:بکهیون‌عاشق‌این‌عآهنگ‌بودو‌همیشه‌قفلیه‌روش... ( #ادمین:اووووففف‌خودم‌عاشق‌این‌عآهنگم♥۰♥) شوگا‌لبخند‌زد:اون‌دوتا‌کپیه‌همدیگه‌بودن...جیمینم‌عاشق‌این‌عآهنگه.... ـــــــــ اصل‌بدین‌بشناسمتون😁 چرا‌من‌امتحان‌که‌دارم‌جوگیر‌میشم‌پست‌بذارم:|||| بایستون‌کیه کایسو‌شیپ‌میکنین‌یاچانسو و‌درآخر.... مهآرام‌را‌شیپ‌کنید‌تا‌رستگار‌شوید😄😁😂‌

#لوهان خیره‌بودیم‌به‌چانیولی‌که‌بد‌شکسته‌بود... چشمای‌قرمزش...رنگ‌پریده‌اش...پک‌های‌سیگاری‌که‌خالی‌میکنه‌و‌ریه‌هایی‌که‌داره‌ب‌فاک‌میره...شات‌های‌الکلی‌که‌بالا‌میده...کم‌خوابیش...حواس‌پرتیش...تیکای‌عصبیش... همش‌نشون‌میده‌ناراحتی‌داره‌گوشت‌و‌خونشو‌میخوره‌و‌عذاب‌آتیشش‌میزنه... آروم‌گفتم:شوگا...؟ بسمتم‌برگشت _من...با‌جیمین‌حرف‌زدم...خودش‌گفت‌نگم‌اما‌حس‌کردم‌بگم‌بهتره...چیزی‌در‌مورد‌لوکیشنش‌بم‌نگفته‌اما‌طبق‌حرفاش‌بش‌بد‌نمیگذره...رسمن‌دارن‌شکنجه‌روحی‌میشن... اشکم‌ریخت:الان‌دو‌هفتس‌مدام‌با‌اون‌عوضی‌رابطه‌داره...اوضاع‌قلبش‌وخیمه‌و‌حتا‌بکهیونم‌نمیدونه...دوماه‌قبله‌رفتنش‌مدام‌با‌جین‌رابطه‌داشتع‌و‌جینم‌فهمیده‌که‌ایدز‌داره...از‌آیهان‌گرفته‌و‌آیهانم‌نمیدونم‌میشناسی‌یا‌نه...دوست‌رزی،همون‌دختر‌مو‌قهوه‌ای‌ژاپنیه...چند‌روز‌پیش‌خاسپاریش‌بود...اونموقع‌جین‌فهمید‌و‌هنوز‌جیمین‌نرفته‌بود...به‌جیمین‌میگه‌ولی‌جیمین‌اصلا‌توجهی‌نمیکنه‌و‌درگیریای‌قبل‌رفتنش‌باعث‌میشه‌وقت‌نکنه‌بره‌آزمایش‌بده‌و‌ظاهرا‌عم‌ایدز‌داره...میگه‌علائمش‌رو‌تو‌نت‌سرچ‌کرده‌و‌همه‌علائمش‌رو‌داره...نمیدونم‌راست‌میگه‌یا‌میخاد‌اعصاب‌منو‌تحریک‌کنه‌...طبق‌گفته‌ی‌خودش،فقط‌سه‌ماه‌وقت‌داره... واسه‌عآتیش‌گرفتنه‌شوگا‌کافی‌بود:))) #چانیول با‌سردرد‌از‌جام‌بلند‌شدم‌و‌سرگیجه‌ام‌جوری‌نبود‌که‌نفهمم‌تو‌اتاق‌خودم‌نیستم اتاق‌خوابه‌شوگا‌بود آهنگ‌آروم‌Crystal Snow از‌دستگاه‌پخش‌پلی‌شده‌بود صدای‌شوگا‌رو‌شنیدم‌که‌گفت:اوه‌فک‌نمیکردم‌صداش‌بیدارت‌کنه!ببخشید! درجواب‌فقط‌لب‌زدم:بکهیون‌عاشق‌این‌عآهنگ‌بودو‌همیشه‌قفلیه‌روش... ( #ادمین:اووووففف‌خودم‌عاشق‌این‌عآهنگم♥۰♥) شوگا‌لبخند‌زد:اون‌دوتا‌کپیه‌همدیگه‌بودن...جیمینم‌عاشق‌این‌عآهنگه.... ـــــــــ اصل‌بدین‌بشناسمتون😁 چرا‌من‌امتحان‌که‌دارم‌جوگیر‌میشم‌پست‌بذارم:|||| بایستون‌کیه کایسو‌شیپ‌میکنین‌یاچانسو و‌درآخر.... مهآرام‌را‌شیپ‌کنید‌تا‌رستگار‌شوید😄😁😂‌

۱۸ مهر 1398
5K
#بکهیون #فلشبک‌به‌سه‌سال‌پیش (‌۱۸اگوست‌۲۰۱۶_ساعت۲۲:۱۵pm) آروم‌و‌با‌بیحالی‌لباشو‌از‌رو‌لبام‌برداشت _سریع‌برو‌خونه...زیاد‌تو‌کوچه‌نمون...لعنت‌اگه‌خطر‌از‌سمت‌بابات‌نداشت‌تا‌دمه‌در‌خونه‌میبردمت... - یول...بسع...من‌میرم...دوصت‌دارم‌روانی‌تخصع‌عصبی^_^ _مرسی‌عز‌اینهمه‌محبت:|||| خندیدم.یه‌لبخند‌شیرین‌تحویلم‌داد _منم‌دوصت‌دارم‌روباهم^۰^ گونشو‌بوسیدمو‌از‌ماشین‌پیاده‌شدم تا‌یازده‌باید‌خونه‌میبودم‌وگرنه‌بابام‌جرررمم‌میداد لبخندم‌ازرو‌لبم‌نمیرفت(‌ #ادمین:منم‌بود‌نمیرف‌هیچ‌جا‌مینداخ‌مینشس:|||) ولی‌صدای‌یه‌گریه‌ی‌خیلی‌بچگونه‌افکارمو‌پاره‌کرد برگشتم‌پشت‌سرمو‌نگا‌کردم،یه‌بچه‌بود‌کع‌داشت‌گریه‌میکرد رفتم‌سمتش‌و‌عآروم‌گفتم:خانوم‌کوچولو!چیشده‌چرا‌گریه‌میکنی؟ با‌چشمایه‌معصومش‌نگام‌کرد:من...گم...شدم... نمیدونستم‌چیکار‌کنم.به‌پلیس‌زنگ‌بزنم‌یا‌لباساشو‌بگردم‌شاید‌آدرسی‌چیزی‌توشون‌باشه که‌یهو‌خودش‌گفت:ببین،مامانم‌بهم‌گفته‌اگه‌یبار‌گم‌شدم‌اینو‌به‌‌یکی‌نشون‌بدم‌تا‌کمکم‌کنه و‌کاغذ‌کوچیکی‌بهم‌داد.رسمن‌گیج‌بودم‌که‌خودم‌برسونمش‌یا‌نه... +آجوشی‌کمکم‌نمیکنی؟ - چرا...بریم دستشو‌گرفتم‌و‌آدرس‌رو‌چک‌کردم.عجیب‌بود‌که‌همون‌نزدیکی‌بود وقتی‌به‌خونه‌رسیدیم‌گفتم‌خودم‌بچه‌رو‌تحویل‌پدرومادرش‌بدم‌که‌خیالم‌راحت‌باشه... رفتم‌سمت‌در‌و‌زنگو‌فشار‌دادم... ولی‌فقط‌حس‌یه‌شوک‌شدید‌توکل‌بدنم‌پیچید‌و‌انگار‌مغزم‌متلاشی‌شد... #شوگا (زمان‌حال) شات‌دیگه‌ای‌داد‌بالا _ی...یه‌شات‌دیگه...م...میخام...بگو‌یه‌شات‌دیگه‌واسم‌بیارن... بسمت‌خدمتکار‌بار‌برگشتم:یه‌شیشه‌دیگه‌بیار...بعدش‌صورت‌حسابو...فک‌کنم‌دیگه‌بسشه... _ن...نخیرم....بس‌نیس...می...خام...انقد‌بنوشم...ک...یادم‌بره...اصلن‌وجود‌داشته... حرصم‌گرفته‌بود:هرجور‌راحتی.بازم‌واسش‌بیارین ...

#بکهیون #فلشبک‌به‌سه‌سال‌پیش (‌۱۸اگوست‌۲۰۱۶_ساعت۲۲:۱۵pm) آروم‌و‌با‌بیحالی‌لباشو‌از‌رو‌لبام‌برداشت _سریع‌برو‌خونه...زیاد‌تو‌کوچه‌نمون...لعنت‌اگه‌خطر‌از‌سمت‌بابات‌نداشت‌تا‌دمه‌در‌خونه‌میبردمت... - یول...بسع...من‌میرم...دوصت‌دارم‌روانی‌تخصع‌عصبی^_^ _مرسی‌عز‌اینهمه‌محبت:|||| خندیدم.یه‌لبخند‌شیرین‌تحویلم‌داد _منم‌دوصت‌دارم‌روباهم^۰^ گونشو‌بوسیدمو‌از‌ماشین‌پیاده‌شدم تا‌یازده‌باید‌خونه‌میبودم‌وگرنه‌بابام‌جرررمم‌میداد لبخندم‌ازرو‌لبم‌نمیرفت(‌ #ادمین:منم‌بود‌نمیرف‌هیچ‌جا‌مینداخ‌مینشس:|||) ولی‌صدای‌یه‌گریه‌ی‌خیلی‌بچگونه‌افکارمو‌پاره‌کرد برگشتم‌پشت‌سرمو‌نگا‌کردم،یه‌بچه‌بود‌کع‌داشت‌گریه‌میکرد رفتم‌سمتش‌و‌عآروم‌گفتم:خانوم‌کوچولو!چیشده‌چرا‌گریه‌میکنی؟ با‌چشمایه‌معصومش‌نگام‌کرد:من...گم...شدم... نمیدونستم‌چیکار‌کنم.به‌پلیس‌زنگ‌بزنم‌یا‌لباساشو‌بگردم‌شاید‌آدرسی‌چیزی‌توشون‌باشه که‌یهو‌خودش‌گفت:ببین،مامانم‌بهم‌گفته‌اگه‌یبار‌گم‌شدم‌اینو‌به‌‌یکی‌نشون‌بدم‌تا‌کمکم‌کنه و‌کاغذ‌کوچیکی‌بهم‌داد.رسمن‌گیج‌بودم‌که‌خودم‌برسونمش‌یا‌نه... +آجوشی‌کمکم‌نمیکنی؟ - چرا...بریم دستشو‌گرفتم‌و‌آدرس‌رو‌چک‌کردم.عجیب‌بود‌که‌همون‌نزدیکی‌بود وقتی‌به‌خونه‌رسیدیم‌گفتم‌خودم‌بچه‌رو‌تحویل‌پدرومادرش‌بدم‌که‌خیالم‌راحت‌باشه... رفتم‌سمت‌در‌و‌زنگو‌فشار‌دادم... ولی‌فقط‌حس‌یه‌شوک‌شدید‌توکل‌بدنم‌پیچید‌و‌انگار‌مغزم‌متلاشی‌شد... #شوگا (زمان‌حال) شات‌دیگه‌ای‌داد‌بالا _ی...یه‌شات‌دیگه...م...میخام...بگو‌یه‌شات‌دیگه‌واسم‌بیارن... بسمت‌خدمتکار‌بار‌برگشتم:یه‌شیشه‌دیگه‌بیار...بعدش‌صورت‌حسابو...فک‌کنم‌دیگه‌بسشه... _ن...نخیرم....بس‌نیس...می...خام...انقد‌بنوشم...ک...یادم‌بره...اصلن‌وجود‌داشته... حرصم‌گرفته‌بود:هرجور‌راحتی.بازم‌واسش‌بیارین از‌بار‌خارج‌شدم‌و‌وارد‌راهروی‌خروجی‌شدم‌که‌سهون‌مچ‌دست‌راستمو‌گرفت +نه‌شوگا...نرو...بس‌کن‌این‌بچه‌بازیا‌رو...تو‌بالغ‌تراز‌این‌حرفا‌بودی‌که...وقتی‌گفت‌هممون‌گم‌شیم‌بریمو‌گفت‌تو‌بمونی‌لابد‌دلیلی‌داشته...شوگا‌ازت‌خاهش‌میکنم‌تنهاش‌نذار... -اعصابم‌عآروم‌شع‌برمیگردم...از‌دور‌هواشو‌داشته‌باشین... ــــــــ لعنت‌به‌درس:/ حالا‌که‌عآپ‌کردم‌نامردین‌اگه‌واسم‌دعا‌نکنین‌امتحانمو‌خوب‌بدم سوال:درسا‌چجور‌پیش‌میره😅؟‌

۱۸ مهر 1398
5K
عشقم،من‌برگشتم... یادته‌گفتم‌ترکت‌نمیکنم‌تا‌وقتی‌که‌خودت‌بلاکم‌کنی؟؟؟هنوزم‌روی‌حرفم‌هستم... و‌ببخشید‌بابت‌نگران‌کردنت:( واقعا‌قصدم‌بد‌نبود‌فقط‌میخاستم‌بدونم‌چقد‌واست‌مهمم😄😍 که‌فهمیدم‌خیلی‌زیاد😍😍😍😊😊😊😊😃😃😃 💖💖 نمیـــدونمـــــ ..🙈💕 ﺗـــــﻮ رو ﺍﻧــــدﺍﺯﻩ ی ﻧﻔﺴــــم دﻭﺳـــﺖ دﺍﺭمــــ😚💤 ﯾــــﺎ ﻧﻔﺴــــمو ﺑــــه ﺍﻧــــدﺍﺯﻩ ی ﺗــــﻮ ؟! 😻🙌 ﻧﻤﯿــدونمـــــ ..👐👀 ﭼــــﻮن ﺗــــﻮ ﺭو دﻭﺳــــﺖ دﺍﺭم ﻧﻔــــﺲ میکشـمـــ💏💎 ﯾـــﺎ ﻧﻔـــﺲ میکشمــــ ...

عشقم،من‌برگشتم... یادته‌گفتم‌ترکت‌نمیکنم‌تا‌وقتی‌که‌خودت‌بلاکم‌کنی؟؟؟هنوزم‌روی‌حرفم‌هستم... و‌ببخشید‌بابت‌نگران‌کردنت:( واقعا‌قصدم‌بد‌نبود‌فقط‌میخاستم‌بدونم‌چقد‌واست‌مهمم😄😍 که‌فهمیدم‌خیلی‌زیاد😍😍😍😊😊😊😊😃😃😃 💖💖 نمیـــدونمـــــ ..🙈💕 ﺗـــــﻮ رو ﺍﻧــــدﺍﺯﻩ ی ﻧﻔﺴــــم دﻭﺳـــﺖ دﺍﺭمــــ😚💤 ﯾــــﺎ ﻧﻔﺴــــمو ﺑــــه ﺍﻧــــدﺍﺯﻩ ی ﺗــــﻮ ؟! 😻🙌 ﻧﻤﯿــدونمـــــ ..👐👀 ﭼــــﻮن ﺗــــﻮ ﺭو دﻭﺳــــﺖ دﺍﺭم ﻧﻔــــﺲ میکشـمـــ💏💎 ﯾـــﺎ ﻧﻔـــﺲ میکشمــــ ﺗـــﺎ ﺗـــﻮ ﺭو دﻭﺳــــﺖ داشـــته باشمـــ ؟! 👀 ﻧﻤﯿــــدونمــــ ..😘 ﺯﻧـــدﮔـﯿــــه ﻣــن ﺗـڪــﺮﺍﺭ دﻭﺳـــﺖ دﺍﺷـﺘـنـتـه...🌸🙈 ...

۷ مهر 1398
5K
من‌فقط‌حالم‌بد‌بود:(((

من‌فقط‌حالم‌بد‌بود:(((

۶ مهر 1398
4K
#چانیول با‌حرص‌دود‌سیگارمو‌فوت‌کردم... یعنی‌انقد‌ازم‌متنفر‌بودی‌کع‌با‌یع‌حرکت‌ول‌کردی‌رفتی؟؟؟ کاش‌‌اونقدر‌اذیتش‌نمیکردم...کاش‌اونشب‌اونقدر‌سرد‌بش‌نمیگفتم‌مگع‌مهمع؟و‌اون‌با‌چشمایع‌ به‌خون‌نشستش‌بگع:نع‌نیص‌...و‌از‌خونه‌برع‌بیرون... اونشب‌کوفدی‌من‌خعلے‌اذیتش‌کردم...اگع‌‌رفت‌بازعم‌تقصیر‌خودم‌بود... ولی‌حق‌ندارع‌واسع‌عذاب‌دادنع‌معـن‌برع‌با‌دشمنم... بابام‌و‌عموم‌دونفر‌بودن‌لنگع‌ی‌همدیگع...خلافکارو‌قلدرو‌زورگو... بابام‌منو‌مجبور‌میکرد‌توکثافط‌کاریاش‌باعاش‌همراه‌شم‌و‌منم‌مجبور‌بودم‌و‌یکی‌عزون‌کثافط‌کاریعا زدن‌مخ‌پصرع‌وزیر‌بهداشت‌بود... #بکهیون آروم‌گفتم:کاش‌اون‌شب‌نحس‌بجای‌زدن‌به‌مچ‌پام‌میزدی‌بع‌قݪــبم...:)) جیمین‌شنید:چی؟ _عیچی... - عیچیو‌درررد:/شنیدم‌چی‌گفٺی...نالع‌کن‌بینم...جریان‌چیع؟؟؟ _ݪنٺ‌بع‌این‌شانس:\ - بگوووو! _چی‌بگم؟ - نمیدونم...جریان‌چیع؟ _اون‌اولای‌عاشقیمون‌بود؟کع‌فقد‌تو‌‌میدونصتی‌معـن‌چان‌رو‌دوص‌داعرم؟ - خب؟! _فعمیدم‌بخاطر‌باباش‌داعرع‌ازم‌سوء‌استفادع‌میکنع... -هنننن؟! _جریانش‌طولانیع...حالشو‌داری‌همشو‌بگم؟ - بگو‌خب...:/ ــــــــ دوصتانم‌خعلی‌مهمع‌حتمن‌بخونید پارت‌هایع‌عآینده‌بشدت‌خشن‌میباشد‌و‌اگه‌زیر۱۸سال‌دارین‌نخونید واگه‌به‌اسمات‌های‌خشن‌تنفر‌دارین‌‌خصوصن‌درمورد‌بکهیون‌‌فقط‌قسمت‌هایی‌که‌بک‌و‌چان‌‌فلش‌بک‌میزنن‌رو‌لازم‌نیص‌بخونید زیاد‌تو‌آینده‌ی‌رمان‌تاثیر‌ندارع‌‌‌فقط‌اسماته ...

#چانیول با‌حرص‌دود‌سیگارمو‌فوت‌کردم... یعنی‌انقد‌ازم‌متنفر‌بودی‌کع‌با‌یع‌حرکت‌ول‌کردی‌رفتی؟؟؟ کاش‌‌اونقدر‌اذیتش‌نمیکردم...کاش‌اونشب‌اونقدر‌سرد‌بش‌نمیگفتم‌مگع‌مهمع؟و‌اون‌با‌چشمایع‌ به‌خون‌نشستش‌بگع:نع‌نیص‌...و‌از‌خونه‌برع‌بیرون... اونشب‌کوفدی‌من‌خعلے‌اذیتش‌کردم...اگع‌‌رفت‌بازعم‌تقصیر‌خودم‌بود... ولی‌حق‌ندارع‌واسع‌عذاب‌دادنع‌معـن‌برع‌با‌دشمنم... بابام‌و‌عموم‌دونفر‌بودن‌لنگع‌ی‌همدیگع...خلافکارو‌قلدرو‌زورگو... بابام‌منو‌مجبور‌میکرد‌توکثافط‌کاریاش‌باعاش‌همراه‌شم‌و‌منم‌مجبور‌بودم‌و‌یکی‌عزون‌کثافط‌کاریعا زدن‌مخ‌پصرع‌وزیر‌بهداشت‌بود... #بکهیون آروم‌گفتم:کاش‌اون‌شب‌نحس‌بجای‌زدن‌به‌مچ‌پام‌میزدی‌بع‌قݪــبم...:)) جیمین‌شنید:چی؟ _عیچی... - عیچیو‌درررد:/شنیدم‌چی‌گفٺی...نالع‌کن‌بینم...جریان‌چیع؟؟؟ _ݪنٺ‌بع‌این‌شانس:\ - بگوووو! _چی‌بگم؟ - نمیدونم...جریان‌چیع؟ _اون‌اولای‌عاشقیمون‌بود؟کع‌فقد‌تو‌‌میدونصتی‌معـن‌چان‌رو‌دوص‌داعرم؟ - خب؟! _فعمیدم‌بخاطر‌باباش‌داعرع‌ازم‌سوء‌استفادع‌میکنع... -هنننن؟! _جریانش‌طولانیع...حالشو‌داری‌همشو‌بگم؟ - بگو‌خب...:/ ــــــــ دوصتانم‌خعلی‌مهمع‌حتمن‌بخونید پارت‌هایع‌عآینده‌بشدت‌خشن‌میباشد‌و‌اگه‌زیر۱۸سال‌دارین‌نخونید واگه‌به‌اسمات‌های‌خشن‌تنفر‌دارین‌‌خصوصن‌درمورد‌بکهیون‌‌فقط‌قسمت‌هایی‌که‌بک‌و‌چان‌‌فلش‌بک‌میزنن‌رو‌لازم‌نیص‌بخونید زیاد‌تو‌آینده‌ی‌رمان‌تاثیر‌ندارع‌‌‌فقط‌اسماته سوالی‌نیس‌شما‌بپرسین ۰۸:۴۸am

۵ مهر 1398
4K
#شوگا ویس‌رو‌باز‌کردم +سلام‌شوگا...حتی‌اگع‌با‌دلیل‌و‌مدرکم‌بهم‌ثابت‌کنی‌نمیتونم‌باور‌کنم‌له‌له‌نمیزدی‌واسع‌یه‌خبرکوچولو از‌جیمین...میدونم‌با‌اینکارم‌آتیش‌میگیری‌اما‌یه‌خبر‌بد‌واست‌دارم...جی‌یانگ‌میخاس‌جیمینو مجبور‌کنع‌قیدتو‌بزنه‌اما‌تنها‌چیزی‌که‌از‌جی‌مین‌عایدش‌شد‌بدن‌جیمین‌شد‌چون‌جیمین‌قبلن‌فکر و‌روح‌و‌قلبشو‌بهت‌داده‌و‌دادن‌بدنش‌قطعن‌چیزی‌از‌عشقش‌بهت‌کم‌نمیکنه... یکم‌سکوت‌کرد‌که‌توش‌نفس‌میکشید‌و‌صدای‌نفساش‌خیلی‌بد‌به‌گوشم‌میخورد‌انگار‌داره‌سخت‌نفس‌میکشه... با‌صدایی‌که‌میلرزید‌گفت:شوگا...از‌چانیول‌خبر‌داری؟حالش‌خوبه؟ببین‌شوگا‌نمیبخشمت‌اگه‌حالش‌خوب‌نباشه...چون‌حال‌خودم‌اصلا‌خوب‌نیصتو‌اون‌باید‌خوب‌باشه‌اوکی؟؟اون‌دختره‌رو‌ برده‌تو‌خونه‌ی‌مشترکمون؟؟؟خوب...قطعن‌دونصتنش‌بمن‌ربطی‌نداره‌چون‌من‌از‌بین‌‌موندن‌و‌رفتن‌واسه‌راحتیشون،رفتنو‌انتخاب‌کردم...مواظب‌خودت‌و‌چانیول‌باش... لعنتے‌چقد‌حال‌دوتاشون‌بدع...جی‌مین‌چقد‌حالش‌بده‌کع‌رفتع‌خودشو‌دو‌دصتی‌تقدیم‌کردع... چانیول؟هـــــع...اون‌اصلن‌جریان‌دخترع‌رو‌نمیدونه...هممون‌میدونیم‌اون‌عاشق‌بکهیونه‌و‌عمرن‌کسی‌باشع‌که‌بخاطرش‌قید‌بــک‌رو‌بزنه... اشک‌که‌رو‌مانیتور‌گوشیم‌ریخت‌و‌صورت‌جی‌مینی‌کع‌میخندید‌بخودم‌اوردم... عمرن‌بذارم‌بیشتراز‌این‌بهت‌دست‌بزنن‌زندگیم... پست‌میگیرم‌ازش... نمیذارم‌تو‌دستای‌پراز‌کثافطش‌بمونی...:))) #بکهیون ویس‌روفرستادمو‌گوشیمو‌زدم‌روایرپلین‌مود... خیره‌شدم‌به‌دیوار‌رو‌به‌رویی‌و‌لبخند‌تلخی‌زدم... حتمن‌الان‌باهم‌خوشن...میخندن...میرن‌بیرون‌وتو‌خونه‌ای‌که‌مال‌منو‌چانیوله‌باهمن‌خوش‌میگذرونن... اصن‌مگع‌واسشون‌مهمع‌کع‌یکی‌با‌این‌کاراشون‌جون‌میده... اصن‌مگه‌جون‌دادن‌من‌ارزشی‌دارع؟؟ نه... خوب‌بودن‌حال‌چان‌مهمع‌کع‌الانم‌هست...:))) ــــــــ دوستان‌نگرانم‌که‌تومهر‌درست‌حسابی‌نتونم‌پارت‌بذارم‌تازه‌خانوادمم‌بهم‌فشار‌میارن‌که‌گوشیمو‌خاموش‌کنم(مثه‌سالای‌گذشتع)اما‌نمیدونم‌شاید‌تاآذرپارت‌گذاشتمو‌بعد‌تاعید‌نذاشتم سعی‌میکنم‌بذارم...اصن‌اومدن‌نیومدنم‌دستع‌خداس‌دعا‌کنید‌واسم‌نت‌بزنن سوال‌این‌پارت... سکوت‌یا‌شلوغی؟ مدرسع‌یا‌تابستون؟ تو‌وکال‌،بکهیون‌یا‌تهیونگ؟ تورپ‌،چانیول‌یا‌شوگا؟ سیکس‌پک‌شیومین‌یا‌سهون؟

#شوگا ویس‌رو‌باز‌کردم +سلام‌شوگا...حتی‌اگع‌با‌دلیل‌و‌مدرکم‌بهم‌ثابت‌کنی‌نمیتونم‌باور‌کنم‌له‌له‌نمیزدی‌واسع‌یه‌خبرکوچولو از‌جیمین...میدونم‌با‌اینکارم‌آتیش‌میگیری‌اما‌یه‌خبر‌بد‌واست‌دارم...جی‌یانگ‌میخاس‌جیمینو مجبور‌کنع‌قیدتو‌بزنه‌اما‌تنها‌چیزی‌که‌از‌جی‌مین‌عایدش‌شد‌بدن‌جیمین‌شد‌چون‌جیمین‌قبلن‌فکر و‌روح‌و‌قلبشو‌بهت‌داده‌و‌دادن‌بدنش‌قطعن‌چیزی‌از‌عشقش‌بهت‌کم‌نمیکنه... یکم‌سکوت‌کرد‌که‌توش‌نفس‌میکشید‌و‌صدای‌نفساش‌خیلی‌بد‌به‌گوشم‌میخورد‌انگار‌داره‌سخت‌نفس‌میکشه... با‌صدایی‌که‌میلرزید‌گفت:شوگا...از‌چانیول‌خبر‌داری؟حالش‌خوبه؟ببین‌شوگا‌نمیبخشمت‌اگه‌حالش‌خوب‌نباشه...چون‌حال‌خودم‌اصلا‌خوب‌نیصتو‌اون‌باید‌خوب‌باشه‌اوکی؟؟اون‌دختره‌رو‌ برده‌تو‌خونه‌ی‌مشترکمون؟؟؟خوب...قطعن‌دونصتنش‌بمن‌ربطی‌نداره‌چون‌من‌از‌بین‌‌موندن‌و‌رفتن‌واسه‌راحتیشون،رفتنو‌انتخاب‌کردم...مواظب‌خودت‌و‌چانیول‌باش... لعنتے‌چقد‌حال‌دوتاشون‌بدع...جی‌مین‌چقد‌حالش‌بده‌کع‌رفتع‌خودشو‌دو‌دصتی‌تقدیم‌کردع... چانیول؟هـــــع...اون‌اصلن‌جریان‌دخترع‌رو‌نمیدونه...هممون‌میدونیم‌اون‌عاشق‌بکهیونه‌و‌عمرن‌کسی‌باشع‌که‌بخاطرش‌قید‌بــک‌رو‌بزنه... اشک‌که‌رو‌مانیتور‌گوشیم‌ریخت‌و‌صورت‌جی‌مینی‌کع‌میخندید‌بخودم‌اوردم... عمرن‌بذارم‌بیشتراز‌این‌بهت‌دست‌بزنن‌زندگیم... پست‌میگیرم‌ازش... نمیذارم‌تو‌دستای‌پراز‌کثافطش‌بمونی...:))) #بکهیون ویس‌روفرستادمو‌گوشیمو‌زدم‌روایرپلین‌مود... خیره‌شدم‌به‌دیوار‌رو‌به‌رویی‌و‌لبخند‌تلخی‌زدم... حتمن‌الان‌باهم‌خوشن...میخندن...میرن‌بیرون‌وتو‌خونه‌ای‌که‌مال‌منو‌چانیوله‌باهمن‌خوش‌میگذرونن... اصن‌مگع‌واسشون‌مهمع‌کع‌یکی‌با‌این‌کاراشون‌جون‌میده... اصن‌مگه‌جون‌دادن‌من‌ارزشی‌دارع؟؟ نه... خوب‌بودن‌حال‌چان‌مهمع‌کع‌الانم‌هست...:))) ــــــــ دوستان‌نگرانم‌که‌تومهر‌درست‌حسابی‌نتونم‌پارت‌بذارم‌تازه‌خانوادمم‌بهم‌فشار‌میارن‌که‌گوشیمو‌خاموش‌کنم(مثه‌سالای‌گذشتع)اما‌نمیدونم‌شاید‌تاآذرپارت‌گذاشتمو‌بعد‌تاعید‌نذاشتم سعی‌میکنم‌بذارم...اصن‌اومدن‌نیومدنم‌دستع‌خداس‌دعا‌کنید‌واسم‌نت‌بزنن سوال‌این‌پارت... سکوت‌یا‌شلوغی؟ مدرسع‌یا‌تابستون؟ تو‌وکال‌،بکهیون‌یا‌تهیونگ؟ تورپ‌،چانیول‌یا‌شوگا؟ سیکس‌پک‌شیومین‌یا‌سهون؟

۵ مهر 1398
5K
#جی‌مین مثه‌صگ‌پشیمون‌بودم‌که‌شوگا‌گفت: #لطفا‌فقط‌یه‌شب‌بیشتر‌بمون‌توروخدا‌جی‌مین... #یه‌شب.... ومن‌ساده‌رد‌شدم... با‌اینکه‌دلم‌له‌له‌میزد‌دوباره‌برم‌بین‌شونه‌هاش‌گم‌بشم‌و‌بهم‌عآرامش‌تزریق‌‌کنه... دوباره‌قلبم‌مث‌گنجشک‌بزنه... دوباره‌خیره‌بشم‌تو‌چشمای‌سردش‌و‌یخ‌ببندم... دوباره‌عضله‌هاشو‌لمس‌کنم.... من‌از‌شوگا‌فقط‌فکرشو‌دارم...حالا‌جی‌یانگ‌می‌خاد‌همینو‌هم‌ازم‌بگیره؟؟؟باشه‌کاری‌میکنم‌فک‌کنه قیدشوگارو‌زدم... از‌جام‌بلند‌شدمو‌یکم‌برق‌لب‌زدم‌بعد‌با‌یه‌تیشرت‌که‌از‌سر‌شونم‌میوفتاد‌و‌یه‌شلوارک‌فوق‌کوتاه‌از‌اتاق رفتم‌بیرون.دم‌در‌اتاق‌جی‌یانگ‌موهامو‌یکم‌بهم‌ریختم‌که‌سکسی‌تر‌بشم‌و‌وارد‌اتاق‌شدم تو‌تختش‌درازکشیدم‌و‌از‌اون‌عطری‌که‌دوست‌داشت‌به‌گردنم‌اسپری‌کردم پشت‌به‌در‌پتورو‌کشیدم‌تا‌نصف‌بدنمو‌بپوشونه در‌باز‌شد‌و‌میتونستم‌قیافه‌ی‌شوکه‌شو‌تصور‌کنم😆 کرمم‌گرفت‌آروم‌صداش‌کردم‌اونم‌اومد‌کنارم‌درازکشید بعد‌عآروم‌رفتم‌تو‌بغلشو‌دوباره‌توگوشش‌صداش‌زدم _ددی؟! - جوووونه‌دلمممم؟ _عصر‌یچیزی‌گفتی‌که‌من‌فهمیدم‌تو‌واقعا‌منومیخایو‌حسودی...من‌میخام‌امشب‌واسه‌اولین‌بار‌حست‌کنم... یه‌لبخند‌پرشیطنت‌رولبش‌نشست‌که‌تو‌تاریکی‌نسبی‌اتاق‌میدیدمش - حاضری؟ _اوهوووومممم...:) #شوگا دوباره‌شدم‌همون‌عآدم‌سه‌سال‌پیش...تا‌خرخره‌مست.... تازه‌فهمیدم‌بدنم‌توانایی‌مست‌شدن‌محضو‌داره...چون‌واقعا‌چیزی‌از‌دیشب‌یادم‌نبود... بیدارشدم‌با‌لباس‌خونی‌جیمین‌و‌بدن‌خونی‌خودم،زیر‌چشمای‌گود‌رفته‌ام،شیشه‌های‌شکسته‌و‌خط‌های‌روبدنم‌ودستم‌که‌آینه‌رو‌شکسته‌بود... لنتے‌من‌یه‌هیولاشدم... آب‌داغ‌رو‌زخمام‌مث‌شلاق‌میخورد‌و‌درد‌بدی‌تو‌بدنم‌میپیچید...گوشه‌ی‌لبم‌از‌گاز‌هام‌زخم‌شده‌بود از‌زیر‌دوش‌اومدم‌بیرون‌و‌لباس‌پوشیدم‌و‌خاستم‌شماره‌ی‌چانیول‌رو‌بگیرم‌که‌من‌امروز‌نمیرم‌که‌دیدم‌یه‌مسیج‌دارم‌از‌بکهیون... ویس‌بود.... +سلام‌شوگا... ...

#جی‌مین مثه‌صگ‌پشیمون‌بودم‌که‌شوگا‌گفت: #لطفا‌فقط‌یه‌شب‌بیشتر‌بمون‌توروخدا‌جی‌مین... #یه‌شب.... ومن‌ساده‌رد‌شدم... با‌اینکه‌دلم‌له‌له‌میزد‌دوباره‌برم‌بین‌شونه‌هاش‌گم‌بشم‌و‌بهم‌عآرامش‌تزریق‌‌کنه... دوباره‌قلبم‌مث‌گنجشک‌بزنه... دوباره‌خیره‌بشم‌تو‌چشمای‌سردش‌و‌یخ‌ببندم... دوباره‌عضله‌هاشو‌لمس‌کنم.... من‌از‌شوگا‌فقط‌فکرشو‌دارم...حالا‌جی‌یانگ‌می‌خاد‌همینو‌هم‌ازم‌بگیره؟؟؟باشه‌کاری‌میکنم‌فک‌کنه قیدشوگارو‌زدم... از‌جام‌بلند‌شدمو‌یکم‌برق‌لب‌زدم‌بعد‌با‌یه‌تیشرت‌که‌از‌سر‌شونم‌میوفتاد‌و‌یه‌شلوارک‌فوق‌کوتاه‌از‌اتاق رفتم‌بیرون.دم‌در‌اتاق‌جی‌یانگ‌موهامو‌یکم‌بهم‌ریختم‌که‌سکسی‌تر‌بشم‌و‌وارد‌اتاق‌شدم تو‌تختش‌درازکشیدم‌و‌از‌اون‌عطری‌که‌دوست‌داشت‌به‌گردنم‌اسپری‌کردم پشت‌به‌در‌پتورو‌کشیدم‌تا‌نصف‌بدنمو‌بپوشونه در‌باز‌شد‌و‌میتونستم‌قیافه‌ی‌شوکه‌شو‌تصور‌کنم😆 کرمم‌گرفت‌آروم‌صداش‌کردم‌اونم‌اومد‌کنارم‌درازکشید بعد‌عآروم‌رفتم‌تو‌بغلشو‌دوباره‌توگوشش‌صداش‌زدم _ددی؟! - جوووونه‌دلمممم؟ _عصر‌یچیزی‌گفتی‌که‌من‌فهمیدم‌تو‌واقعا‌منومیخایو‌حسودی...من‌میخام‌امشب‌واسه‌اولین‌بار‌حست‌کنم... یه‌لبخند‌پرشیطنت‌رولبش‌نشست‌که‌تو‌تاریکی‌نسبی‌اتاق‌میدیدمش - حاضری؟ _اوهوووومممم...:) #شوگا دوباره‌شدم‌همون‌عآدم‌سه‌سال‌پیش...تا‌خرخره‌مست.... تازه‌فهمیدم‌بدنم‌توانایی‌مست‌شدن‌محضو‌داره...چون‌واقعا‌چیزی‌از‌دیشب‌یادم‌نبود... بیدارشدم‌با‌لباس‌خونی‌جیمین‌و‌بدن‌خونی‌خودم،زیر‌چشمای‌گود‌رفته‌ام،شیشه‌های‌شکسته‌و‌خط‌های‌روبدنم‌ودستم‌که‌آینه‌رو‌شکسته‌بود... لنتے‌من‌یه‌هیولاشدم... آب‌داغ‌رو‌زخمام‌مث‌شلاق‌میخورد‌و‌درد‌بدی‌تو‌بدنم‌میپیچید...گوشه‌ی‌لبم‌از‌گاز‌هام‌زخم‌شده‌بود از‌زیر‌دوش‌اومدم‌بیرون‌و‌لباس‌پوشیدم‌و‌خاستم‌شماره‌ی‌چانیول‌رو‌بگیرم‌که‌من‌امروز‌نمیرم‌که‌دیدم‌یه‌مسیج‌دارم‌از‌بکهیون... ویس‌بود.... +سلام‌شوگا... ـــــــ بارون‌یا‌آفتاب؟ جنگل‌یا‌دریا؟ عشق‌یا‌محبت؟ سیگار‌یادرد؟ رپ‌یا‌وکال؟‌ در‌ضمن‌ببخشید‌بابت‌تاخیر‌قول‌میدم‌هر‌پنجشنبه‌پارت‌بذارم‌اگه‌پنجشنبه‌نذاشتم‌تا‌جمعه‌میذارم‌چون‌اصلا‌حالم‌خوب‌نیست:)))

۳۰ شهریور 1398
5K
حالــَم‌یہ‌جوریہ‌کہ‌فقـــَد‌بغلــِـت‌میتونه‌عآرومـــَم‌کنہ...:)))

حالــَم‌یہ‌جوریہ‌کہ‌فقـــَد‌بغلــِـت‌میتونه‌عآرومـــَم‌کنہ...:)))

۲۸ شهریور 1398
4K
عآرومم‌کرد:)))

عآرومم‌کرد:)))

۲۶ شهریور 1398
5K
#بکهیون _‌لنتے‌یچی‌کوف‌کن...رنگ‌نعری... با‌یه‌لبخند‌بی‌جون‌گفتم:خوبم...:))) +کاربرد‌دهن‌چیه؟؟ شوکه‌شدم‌از‌سوالش:خب‌غذا‌خوردن،حرف‌زدن،بوسیدن:| +لطفا‌با‌چیزی‌که‌کاربردش‌ایناس‌گوه‌نخور‌وچرت‌نگو:/ رسمن‌ترکوندم:|||| موهامو‌بهم‌ریختو‌گفت:ببین‌بچ،هرچی‌میگم‌گوش‌بدع _برا‌چی؟؟ +برا‌اینکع‌عگع‌بخاد‌بکننت‌با‌یه‌دور‌پارع‌میشی:/ _جیــــمین!!! +قانع‌شدی‌حالا؟کوف‌کن... خندم‌گرفت +یسس!بعده‌دوماه‌موفق‌شدم‌بخندونمت!!! لبخندم‌از‌خوشحالی‌فیـک‌جیمین‌‌پرر‌نگ‌تر‌شد...این‌پسرتواوج‌غمشم‌میخندید... نباید‌اذیتش‌میکردم،خدش‌هزارتا‌درد‌داره‌که‌تو‌نخ‌به‌نخ‌صیگاراش‌میشه‌دید:))) یهویی‌دیگه‌نخندید:کوفت‌کننننن! بعد‌قاشق‌سوپ‌رو‌چپوند‌تو‌دهنم جای‌بخیه‌های‌روی‌دستش‌دل‌عآدمو‌ریش‌میکرد... نمیدونم‌چجوری‌دلش‌میومد‌بادستاش‌اینجوری‌کنه گفت:میرم‌وقتی‌برگشتم‌سوپتو‌کامل‌خورده‌باشی‌هااا... و‌بدون‌اینکه‌منتظر‌جواب‌بمونه‌از‌در‌رفت‌بیرون اصلا‌میلم‌به‌هیچی‌نبود‌ولی‌چون‌نباید‌اذیتش‌کنم‌شروع‌به‌خوردن‌کردم... #جی‌مین بایه‌عآرامش‌ذاتی‌‌وارد‌اتاق‌جی‌یانگ‌شدم‌و‌برگشتم‌که‌درو‌ببندم - قفلش‌کن... طبق‌معلوم‌ترس‌بجونم‌افتاد... - بی‌خیال...نگو‌که‌میخای‌تا‌عآخر‌عمرت‌خیلی‌چیزا‌رو‌ازم‌پنهون‌کنی؟؟؟ با‌یه‌صدایی‌که‌محکومت‌میکرد‌گفتم:مثلن‌چی‌رو؟ - مثلن‌‌اینکه‌تو‌وقتی‌از‌خونه‌رفتی‌که‌وسایلتو‌جمع‌کنیو‌بیای‌میری‌تو‌حموم‌و‌میخای‌تیغو‌بکشی‌رو رگت‌که‌شوگا‌سر‌میرسه‌و‌توام‌کلی‌سماجت‌میکنی‌که‌مجبورش‌کنی‌بره‌اما‌اون‌نمیره‌و‌بجاش‌بهت‌تجاوز‌میکنه... خون‌تو‌بدنم‌منجمد‌شد... ...

#بکهیون _‌لنتے‌یچی‌کوف‌کن...رنگ‌نعری... با‌یه‌لبخند‌بی‌جون‌گفتم:خوبم...:))) +کاربرد‌دهن‌چیه؟؟ شوکه‌شدم‌از‌سوالش:خب‌غذا‌خوردن،حرف‌زدن،بوسیدن:| +لطفا‌با‌چیزی‌که‌کاربردش‌ایناس‌گوه‌نخور‌وچرت‌نگو:/ رسمن‌ترکوندم:|||| موهامو‌بهم‌ریختو‌گفت:ببین‌بچ،هرچی‌میگم‌گوش‌بدع _برا‌چی؟؟ +برا‌اینکع‌عگع‌بخاد‌بکننت‌با‌یه‌دور‌پارع‌میشی:/ _جیــــمین!!! +قانع‌شدی‌حالا؟کوف‌کن... خندم‌گرفت +یسس!بعده‌دوماه‌موفق‌شدم‌بخندونمت!!! لبخندم‌از‌خوشحالی‌فیـک‌جیمین‌‌پرر‌نگ‌تر‌شد...این‌پسرتواوج‌غمشم‌میخندید... نباید‌اذیتش‌میکردم،خدش‌هزارتا‌درد‌داره‌که‌تو‌نخ‌به‌نخ‌صیگاراش‌میشه‌دید:))) یهویی‌دیگه‌نخندید:کوفت‌کننننن! بعد‌قاشق‌سوپ‌رو‌چپوند‌تو‌دهنم جای‌بخیه‌های‌روی‌دستش‌دل‌عآدمو‌ریش‌میکرد... نمیدونم‌چجوری‌دلش‌میومد‌بادستاش‌اینجوری‌کنه گفت:میرم‌وقتی‌برگشتم‌سوپتو‌کامل‌خورده‌باشی‌هااا... و‌بدون‌اینکه‌منتظر‌جواب‌بمونه‌از‌در‌رفت‌بیرون اصلا‌میلم‌به‌هیچی‌نبود‌ولی‌چون‌نباید‌اذیتش‌کنم‌شروع‌به‌خوردن‌کردم... #جی‌مین بایه‌عآرامش‌ذاتی‌‌وارد‌اتاق‌جی‌یانگ‌شدم‌و‌برگشتم‌که‌درو‌ببندم - قفلش‌کن... طبق‌معلوم‌ترس‌بجونم‌افتاد... - بی‌خیال...نگو‌که‌میخای‌تا‌عآخر‌عمرت‌خیلی‌چیزا‌رو‌ازم‌پنهون‌کنی؟؟؟ با‌یه‌صدایی‌که‌محکومت‌میکرد‌گفتم:مثلن‌چی‌رو؟ - مثلن‌‌اینکه‌تو‌وقتی‌از‌خونه‌رفتی‌که‌وسایلتو‌جمع‌کنیو‌بیای‌میری‌تو‌حموم‌و‌میخای‌تیغو‌بکشی‌رو رگت‌که‌شوگا‌سر‌میرسه‌و‌توام‌کلی‌سماجت‌میکنی‌که‌مجبورش‌کنی‌بره‌اما‌اون‌نمیره‌و‌بجاش‌بهت‌تجاوز‌میکنه... خون‌تو‌بدنم‌منجمد‌شد... تجاوز؟ نه... باید‌میگفتی‌عشق‌بازی...چون‌طولانی،پرهوس‌وشهوت‌وبا‌ملایمتی‌که‌خشونت‌توش‌بیداد‌میکرد... ـــــــ بهترین‌رپر‌بنظرتون‌کیه؟ بنظرم‌تو‌فارسیا لیتو و اپیکور تو‌کره‌ایا‌شوگا‌و‌چانیول

۲۵ شهریور 1398
7K
و اول مهر از رگ گردن ب شما نزدیک تر است 😧 *و تو چه میدانی ۱ مهر چیست ؟😢 * زمانی که 7 صبح ساعت ها به صدا درمی ایند 😴 *و آنچه در ...

و اول مهر از رگ گردن ب شما نزدیک تر است 😧 *و تو چه میدانی ۱ مهر چیست ؟😢 * زمانی که 7 صبح ساعت ها به صدا درمی ایند 😴 *و آنچه در آسمانها و انچه در زمین است از وحشت در هم میپیچند 😨 * و گروه ...

۲۱ شهریور 1398
14K
#بکهیون صدای‌داد‌و‌بیدادای‌جیمین‌تو‌سالن‌میپیچید... کاش‌به‌جی‌یانگ‌نمیگفتم‌جیمین‌پسره... درد‌بدی‌مث‌خیانت‌تو‌بدنمه... تمام‌بدنم‌تیر‌میکشه... عین‌معتادی‌کع‌بخان‌ترکش‌بدن... وقتی‌تمام‌بدنم‌از‌دلتنگی‌درد‌میکند‌کجاست‌مخدر‌عآغوشت؟؟؟! لنتی‌اون‌خیانتکار‌ولم‌کرد... اون‌تنهام‌گذاشت... رفت... من‌موندمو‌دردام... من‌موندمو‌تنهاییام... موندمو‌یه‌روزای‌تاریک... روزام‌از‌مشکیم‌ام‌تیره‌ترن... وقتی‌نیست... نپیدونم‌چه‌رنگی‌از‌مشکی‌تیره‌تره‌ ولی‌حال‌این‌روزام‌انقد‌تیره‌اس‌کع‌مشکی‌ام‌جلوش‌کم‌آورده... با‌بغض‌توی‌گلوم...کع‌دارع‌خفم‌میکنه... نه‌حرفی‌واسه‌گفتن...نه‌امیدی‌واسه‌موندن... نه‌پایی‌واسه‌رفتن...نه‌عشقی‌واسه‌خوندن... گاهی‌وقتا،هیشکی‌نباشه‌بهتره... اصن‌خنده‌هاتو‌بکن،‌گریه‌هات‌بامن... تنهاییات‌بامن،اشک‌چشات‌بامن... توکع‌یه‌دنیارو،دور‌زدی‌لنتی... حالا‌بهم‌بگو...چقد‌راه‌مونده‌تا‌مرگ... #جی‌مین درو‌آروم‌باز‌کرد... خودش‌بود... رو‌تخت‌خابیده‌بود... موهاشو‌سفید‌کرده‌بود... لنتی‌رنگ‌محبوب‌جی‌یانگ... نمیتونس‌دروغ‌باشع... _باورت‌شد؟حالاچی؟؟ +تو‌بردی...منم‌‌میام... _خوبه...تا‌ساعت‌یازده‌برمیگردی.. ...

#بکهیون صدای‌داد‌و‌بیدادای‌جیمین‌تو‌سالن‌میپیچید... کاش‌به‌جی‌یانگ‌نمیگفتم‌جیمین‌پسره... درد‌بدی‌مث‌خیانت‌تو‌بدنمه... تمام‌بدنم‌تیر‌میکشه... عین‌معتادی‌کع‌بخان‌ترکش‌بدن... وقتی‌تمام‌بدنم‌از‌دلتنگی‌درد‌میکند‌کجاست‌مخدر‌عآغوشت؟؟؟! لنتی‌اون‌خیانتکار‌ولم‌کرد... اون‌تنهام‌گذاشت... رفت... من‌موندمو‌دردام... من‌موندمو‌تنهاییام... موندمو‌یه‌روزای‌تاریک... روزام‌از‌مشکیم‌ام‌تیره‌ترن... وقتی‌نیست... نپیدونم‌چه‌رنگی‌از‌مشکی‌تیره‌تره‌ ولی‌حال‌این‌روزام‌انقد‌تیره‌اس‌کع‌مشکی‌ام‌جلوش‌کم‌آورده... با‌بغض‌توی‌گلوم...کع‌دارع‌خفم‌میکنه... نه‌حرفی‌واسه‌گفتن...نه‌امیدی‌واسه‌موندن... نه‌پایی‌واسه‌رفتن...نه‌عشقی‌واسه‌خوندن... گاهی‌وقتا،هیشکی‌نباشه‌بهتره... اصن‌خنده‌هاتو‌بکن،‌گریه‌هات‌بامن... تنهاییات‌بامن،اشک‌چشات‌بامن... توکع‌یه‌دنیارو،دور‌زدی‌لنتی... حالا‌بهم‌بگو...چقد‌راه‌مونده‌تا‌مرگ... #جی‌مین درو‌آروم‌باز‌کرد... خودش‌بود... رو‌تخت‌خابیده‌بود... موهاشو‌سفید‌کرده‌بود... لنتی‌رنگ‌محبوب‌جی‌یانگ... نمیتونس‌دروغ‌باشع... _باورت‌شد؟حالاچی؟؟ +تو‌بردی...منم‌‌میام... _خوبه...تا‌ساعت‌یازده‌برمیگردی.. #شوگا بم‌میگفتی‌دیوونمی...میگفتم‌عاشقم‌شو...میگفتی‌عشق‌چیه‌بگو؟ندارم‌باورش‌خب... ولی‌وقتی‌داش‌میرفت‌خدم‌میدیدم‌اشکاشو‌پاک‌میکرد... ولی‌وقتی‌داش‌میرف‌دلش‌نمیذاش‌برع،هی‌برمیگش... (Ye shab Bishtar_Fateh) کاش‌میشد‌بش‌بگم‌بمون‌لنتی...بی‌تو‌چجوری‌میشم... ولی‌رفتو‌فقط‌یه‌ویس‌واسم‌موند‌ازش‌و‌یه‌حال‌داغون... وقتی‌نیص...حس‌میکنم‌روزام‌تیره‌اس...تیره‌تر‌از‌مشکی.... #جی‌مین ماشینو‌روشن‌کردم... گوشیمو‌خاموش‌کردم... نمیتونم... نمیتونم... ...

۱۹ شهریور 1398
9K
#لوهان _شما‌دوتایجوری‌اید‌انگار‌جدن‌عاشق‌همیدددد!!!ماعم‌خررررنیصیمممم - نخیررررممم،این‌رابطه‌فقط‌واسه‌منافع‌منههههه! بومگیو‌با‌اخمی‌که‌نی‌دونم‌واسہ‌چی‌بود‌نگام‌میکرد - هوووم‌چتہ‌با‌ابرو‌نخ‌کرده‌اخم‌کردی؟حس‌میکنی‌خعلی‌با‌جذبه‌عی؟ اخمش‌غلیظ‌تر‌شد _دوصش‌داری؟؟! - نہ! _پص‌دوصش‌دوری‌کع‌فعمیدی‌کیو‌میگم چشام‌گرد‌شد

#لوهان _شما‌دوتایجوری‌اید‌انگار‌جدن‌عاشق‌همیدددد!!!ماعم‌خررررنیصیمممم - نخیررررممم،این‌رابطه‌فقط‌واسه‌منافع‌منههههه! بومگیو‌با‌اخمی‌که‌نی‌دونم‌واسہ‌چی‌بود‌نگام‌میکرد - هوووم‌چتہ‌با‌ابرو‌نخ‌کرده‌اخم‌کردی؟حس‌میکنی‌خعلی‌با‌جذبه‌عی؟ اخمش‌غلیظ‌تر‌شد _دوصش‌داری؟؟! - نہ! _پص‌دوصش‌دوری‌کع‌فعمیدی‌کیو‌میگم چشام‌گرد‌شد "عجب‌سوتی‌عی‌به‌بار‌دادما...حالا‌چجوری‌جمش‌کنم؟؟؟" - خو‌خرمن‌دوساعته‌داریم‌درموردش‌حرف‌میزنیم‌میخای‌نفهمم‌کیو‌میگی؟ _من‌نمیفعمم...دوصش‌داری! - اگع‌دوصش‌داشتم‌جواب‌نمیدادم _میشه‌زر‌نزنی؟داری‌لحظه‌به‌لحظه‌بیشتر‌میرینی...میگم‌دوصش‌داری‌نگونه!من‌چجوری‌بعده‌بیس‌سال‌رفاقت‌نفعمم‌تو‌چع‌مرگتع؟؟؟دیدی‌دوصش‌دارررریییی! لنتے...فعمید... - عآرع‌دوصش‌داعرم... _عآخرش‌تونستم‌ع‌زبون‌خودت‌بشنووومممم! - ولی‌بعش‌نمیگیاع!!فمیدی؟؟؟ یکم‌فکر‌کرد:امم...باوشع‌سعیمو‌میکنم - خوبع‌سعی‌کن یکم‌سکوت‌کع‌بخاطرش‌از‌خدا‌داشتم‌تشکر‌میکردم _هی،لوهان...ازش‌واسم‌بگو... یکم‌فک‌کردم - نی‌دونم‌چی‌بگم _ازظاهرش‌شرو‌کن‌بعدش‌ساده‌میشه - خب...قدش‌بلنده...اولین‌چیزی‌کع‌تو‌چش‌میاد‌همینع...وقتی‌پیششم‌حس‌میکنم‌کوتاهم... _کوتاه‌هصی‌کوتولع😄 - نیصم...من‌قدم‌۱۷۸عه‌هااا _باوشع‌دراز...خب...بقیش... - خب...قیافشم‌همیشه‌جدیه...یعنی‌کلن‌عآدم‌جدی‌ایه‌و‌شوخیاشم‌بیشتر‌سکسی... _چجوری‌یه‌عآدم‌جدی‌همع‌سوخیاش‌سکسین😳؟؟؟ - میمیری‌پارازیت‌نندازی؟؟خو‌من‌چم‌دونم...توسرشت‌جدیاس‌منم‌که‌تعنا‌چیزی‌که‌نیصم ‌جدیه...خب‌میخام‌ادامه‌بدم...چشاشم‌‌یکم‌ترسناکن...حالت‌بینیشم‌خیلی‌خوبه... _باشع‌الان‌میتونم‌قشنگ‌قیافشو‌واست‌نقاشی‌کنم...بیوگرافی‌بده‌خبر‌مرگت... اخم‌کردم یهو‌یکی‌از‌اونور‌گفت:عصبانی‌کع‌میشی‌باید‌چهل‌و‌هشتاماهیچه‌رو‌درگیر‌کنی‌تا‌اخم‌کنی‌اما‌فقط‌دو ...

۱۹ شهریور 1398
6K
#بکهیون انقد‌گریه‌کرده‌بودم‌که‌چشمام‌شدید‌میسوخت... فک‌نکنم‌دیگہ‌اشکی‌واسہ‌ریختن‌داشته‌باشم... _

#بکهیون انقد‌گریه‌کرده‌بودم‌که‌چشمام‌شدید‌میسوخت... فک‌نکنم‌دیگہ‌اشکی‌واسہ‌ریختن‌داشته‌باشم... _"توکل‌این‌چارسال‌چانیول‌بایه‌دختری‌به‌عصم‌بکهی‌بوده...نی‌دونم‌چرا‌ولی‌مدامم‌تورو‌پیچیده‌وباهاش‌رفتع‌بیرون،باهم‌خابیدن،کافه‌و‌رستوران‌رفتن...والبتہ‌واسه‌همش‌‌مدرک‌دارم...توکل‌ زندگیم‌واسہ‌بدست‌آوردنت‌منتظریه‌همچین‌چیزی‌بودم‌تابدستت‌بیارم...البتہ‌خوده‌چانیول‌ انقد‌هوسباز‌هس‌کہ‌نیاز‌نباشہ‌خودم‌حرکت‌خاصی‌بزنم...فقط‌اینا‌رو‌ببین‌و‌بعد‌بین‌منو‌اون‌هوسباز‌انتخاب‌کن‌بیون‌بکهیون..." جی‌یانگ... کسی‌که‌ازش‌متنفر‌بودم... حالا‌منو‌باحقیقتی‌روبرو‌‌کرد‌کہ‌چانیول‌ازم‌پنهون‌میکرد... اون‌گی‌نیس... با‌یه‌دختره... دوجنس‌گراهم‌نیستومن‌فقط‌واسش‌یه‌سرگرمی‌عم... _بسه‌بک...تا‌کی‌میخای‌بخاطر‌اون‌هوسباز‌چشمای‌خوشگلتو‌خیس‌کنی؟؟ باصدای‌جی‌یانگ‌بخودم‌اومدمو‌دیدم‌گونه‌هام‌دوباره‌خیسن... #جی‌مین با‌درد‌تیزی‌که‌تو‌پایین‌تنم‌پیچید‌‌از‌جام‌بلند‌شدم رفتم‌به‌آشپزخونه‌و‌با‌میزی‌که‌چیده‌شده‌بود‌رو‌به‌رو‌شدم،شوکه‌شدم یهو‌از‌پشت‌سر‌چشمامو‌گرفت‌و‌گردنمو‌بوسید برگشتم‌بسمتش‌و‌گفتم:اصولا‌من‌باید‌اینکارو‌میکردم - خاستم‌متفاوت‌باشیم😉😄 _فک‌کردم‌رفتی‌بخودم‌گفتم‌چقد‌لاشــۍ...عوضی‌جرم‌داد‌بعد‌ول‌کرد‌رفت همین‌واسه‌ترکیدنش‌از‌خنده‌کافی‌بود بعد‌صندلیوکشیدوگفت:بشین‌بخورکع‌بریم‌شرکت _نهههه...من‌نی‌تونممممم - بایددددبیااااییی _لطفن...عاخه‌ما‌همین‌دیشب‌سکس‌داشتیمممم - من‌یه‌رئیس‌عوضیم‌و‌تو‌یه‌کارمند‌سکسی😃پس‌امروزم‌دختر‌خوبی‌باش‌و‌سرکارت‌حاضرشو _ناموسن‌خعلی‌عوضی‌عی:/ ـــــــــ. خب،منحرفین‌انتظار‌نداشتین‌که‌سکس‌رو‌بنویسم:/؟ کیا‌آلبوم‌بکهیون‌رو‌خریدن؟ بین‌اکسو‌و‌بی‌تی‌اس‌کدومو‌انتخاب‌میکنید؟؟ بلینکم‌هصتین؟ رپ‌کردن‌چانیول‌یا‌شوگا؟ سیکس‌پک‌سهون‌یا‌جانگ‌کوک؟

۱۷ شهریور 1398
8K
#جی‌مین عصبی‌بهم‌‌‌توپید - پس‌من‌چی؟بک...چان...سهون...جی‌هوپ...هممونو‌ول‌‌میکنی‌‌با‌اون‌عوضی‌‌میری‌آمریکا؟؟ _‌اونی‌کع‌ت‌بعش‌میگی‌عوضی‌بابـــامع‌هاا... -‌ بابات‌نی...تو‌یه‌پرورشگاهی‌بودی‌کع‌اون‌بزرگت‌کرده... _درهرحال...بزرگم‌کردع‌پ‌بنظرع‌خودم‌بابــامع...نظر‌توام‌عصلن‌مهم‌نیی... از‌رو‌بدنش‌بلند‌شدمو‌رفتم‌ازکشوی‌‌عسلی‌کنار‌تختش‌یه‌پاکت‌صیگار‌برداشتم فندکو‌از‌میز‌آینه‌اش‌برداشتمو‌رفتم‌تو‌بالکن‌رو‌پارکتای‌یخ‌زده‌نشستم صیگارو‌بین‌لبام‌گذاشتمو‌روشنش‌کردمو‌کام‌عمیقی‌گرفتم لعنتی‌کاملا‌اعصابم‌بهم‌ریختع‌بود چرا‌یجوری‌رفتار‌میکنع‌انگار‌من‌ازین‌وض‌راضیم؟؟؟! کام‌بعدی‌عمیقتر... اومدو‌صیگارو‌‌ازبین‌انگشتام‌کشید‌بیرونو‌کام‌گرفت - مشکلت‌چیع؟؟ سکوت‌محض.... ته‌صیگارمو‌خاموش‌میکردم‌که‌خیز‌برداشتم‌بلند‌شم‌‌کع‌جین‌نذاشت #جین خاست‌بلن‌شع‌که‌نذاشتم از‌پاکت‌دوتا‌نخ‌در‌آوردم‌دوتا‌رو‌فندک‌زدم،یکیو‌دادم‌دصع‌جیمینو‌گفتم:حالا‌بگو‌مشکلت‌چیع صیگارو‌گرفتو‌گفت:عاشقشم... کام‌گرفت:ولی‌اون‌فک‌میکنع‌عنقد‌نفهمم‌که‌نفهمم‌با‌منظور‌پیشمع... دود‌صیگار‌و‌با‌مهارت‌از‌بین‌لبای‌نقاشی‌شدش‌داد‌بیرون... کام‌دیگع‌عی‌گرفت:نمیدونم‌فک‌میکنع‌نفهمم‌یا‌انقدخنگ‌بنظر‌میام‌کع‌اونم‌فهمیده‌خودمو‌میزنم‌به‌نفهمی‌که‌نفهمه‌میفهمم‌امافقط‌میفهمم‌انقد‌نفهمه‌کع‌نمیفهمه‌دوصش‌دارعم... سختع‌عشقت‌کنارت‌بشینه... از‌عشقش‌بگع... لنتے‌خعلۍسختع... دودصیگاروب‌ریه‌های‌خشکش‌کشید:فک‌کنم‌تا‌تهشو‌خونده‌باشی... بلندشدوداشت‌میرفت‌که‌گفتم:توچی؟؟ برگشت‌بسمتم:یعنی‌چی؟ - انقدنفهمی‌که‌نفهمی‌این‌چشا‌با‌علاقه‌نگات‌میکنن‌لعنتے؟ _تو...به‌هف،هش‌سال‌دوصتیمون‌خیانت‌کردی...ترجیح‌میدم‌کور‌باشم...ترجیح‌میدم‌نورش‌همع‌رو‌کور‌کنه‌من‌عینک‌آفتابی‌میزنم‌ک‌نبینمش... ...

#جی‌مین عصبی‌بهم‌‌‌توپید - پس‌من‌چی؟بک...چان...سهون...جی‌هوپ...هممونو‌ول‌‌میکنی‌‌با‌اون‌عوضی‌‌میری‌آمریکا؟؟ _‌اونی‌کع‌ت‌بعش‌میگی‌عوضی‌بابـــامع‌هاا... -‌ بابات‌نی...تو‌یه‌پرورشگاهی‌بودی‌کع‌اون‌بزرگت‌کرده... _درهرحال...بزرگم‌کردع‌پ‌بنظرع‌خودم‌بابــامع...نظر‌توام‌عصلن‌مهم‌نیی... از‌رو‌بدنش‌بلند‌شدمو‌رفتم‌ازکشوی‌‌عسلی‌کنار‌تختش‌یه‌پاکت‌صیگار‌برداشتم فندکو‌از‌میز‌آینه‌اش‌برداشتمو‌رفتم‌تو‌بالکن‌رو‌پارکتای‌یخ‌زده‌نشستم صیگارو‌بین‌لبام‌گذاشتمو‌روشنش‌کردمو‌کام‌عمیقی‌گرفتم لعنتی‌کاملا‌اعصابم‌بهم‌ریختع‌بود چرا‌یجوری‌رفتار‌میکنع‌انگار‌من‌ازین‌وض‌راضیم؟؟؟! کام‌بعدی‌عمیقتر... اومدو‌صیگارو‌‌ازبین‌انگشتام‌کشید‌بیرونو‌کام‌گرفت - مشکلت‌چیع؟؟ سکوت‌محض.... ته‌صیگارمو‌خاموش‌میکردم‌که‌خیز‌برداشتم‌بلند‌شم‌‌کع‌جین‌نذاشت #جین خاست‌بلن‌شع‌که‌نذاشتم از‌پاکت‌دوتا‌نخ‌در‌آوردم‌دوتا‌رو‌فندک‌زدم،یکیو‌دادم‌دصع‌جیمینو‌گفتم:حالا‌بگو‌مشکلت‌چیع صیگارو‌گرفتو‌گفت:عاشقشم... کام‌گرفت:ولی‌اون‌فک‌میکنع‌عنقد‌نفهمم‌که‌نفهمم‌با‌منظور‌پیشمع... دود‌صیگار‌و‌با‌مهارت‌از‌بین‌لبای‌نقاشی‌شدش‌داد‌بیرون... کام‌دیگع‌عی‌گرفت:نمیدونم‌فک‌میکنع‌نفهمم‌یا‌انقدخنگ‌بنظر‌میام‌کع‌اونم‌فهمیده‌خودمو‌میزنم‌به‌نفهمی‌که‌نفهمه‌میفهمم‌امافقط‌میفهمم‌انقد‌نفهمه‌کع‌نمیفهمه‌دوصش‌دارعم... سختع‌عشقت‌کنارت‌بشینه... از‌عشقش‌بگع... لنتے‌خعلۍسختع... دودصیگاروب‌ریه‌های‌خشکش‌کشید:فک‌کنم‌تا‌تهشو‌خونده‌باشی... بلندشدوداشت‌میرفت‌که‌گفتم:توچی؟؟ برگشت‌بسمتم:یعنی‌چی؟ - انقدنفهمی‌که‌نفهمی‌این‌چشا‌با‌علاقه‌نگات‌میکنن‌لعنتے؟ _تو...به‌هف،هش‌سال‌دوصتیمون‌خیانت‌کردی...ترجیح‌میدم‌کور‌باشم...ترجیح‌میدم‌نورش‌همع‌رو‌کور‌کنه‌من‌عینک‌آفتابی‌میزنم‌ک‌نبینمش... - لعنتی‌‌صداش‌همه‌رو‌کر‌کردع‌تو‌چرا‌گوشاتو‌گرفتی‌ک‌نشنویش؟؟ _تو‌یه‌هوسبازی...یه‌هوسبازی‌ک‌داری‌از‌من‌واسه‌ارضای‌خودت‌استفاده‌میکنی‌ومدامم‌دم‌از ‌عشقی‌میزنی‌ک‌شک‌دارم‌وجودشو‌داشتع‌باشی... ــــــــــ چانبک‌شیپرا‌دستا‌بالاببینمشون چانبک‌‌نزدیکه‌و‌جریانی‌که‌واسه‌چانبک‌پیش‌اومده‌حس‌میکنم‌هیجانش‌با‌کلع‌داستان‌برابری‌میکنه.... بچه‌مچه‌نیاد‌لطفا(یجوری‌میگم‌انگار‌خودم‌چن‌سالمع۰_۰) بهرحال‌داستان‌چانبک‌ژانر‌اسمات‌داستانه‌و‌البته‌خشن....‌

۱۷ شهریور 1398
8K