MahAram.Couple

Delaram.khanoom

Asl:Delaramshonmmmm.15.Dezfull
music:Diss love & k pop
I`m Fiction Writer
Darkerthan of Black
ZENDEGIM=@mahniaghadimi
maye y omid vase gozashtn ficm=@BTS.BlackPink
Refigh Bahalm=@M.r.y.a.m.i
bchm=@army.bts.jimin
Ajim=miss.somayeh28
v lover😄
Beakhyun lover😃
دنیا هنـوز خوشگلیای خودشو داره.
اول چشات
بعد..چشات
بازم چشـ👀 ـات♥ ️🙊
#چشماش‌ضندگیع‌ی‌دختر‌تخصع😄

حالم امشب اصلا خوب نیست...رو مود نیصم خدایی... یه حرفایی هست...ک نمیتونم ب هیچکی بگم... اما... امشب میخام همرو رو کنم... سختع... سختع جذابع تخص ضندگیتو جلوت چشاط بذارن تو خاک... سختع بابات بیرونت کنع ...

حالم امشب اصلا خوب نیست...رو مود نیصم خدایی... یه حرفایی هست...ک نمیتونم ب هیچکی بگم... اما... امشب میخام همرو رو کنم... سختع... سختع جذابع تخص ضندگیتو جلوت چشاط بذارن تو خاک... سختع بابات بیرونت کنع وقتی بفهمه دخترش عاشق بوده... خعلی چیزا سختع... سختع دلگیری این روزام... یخته دقیقا یسال ...

۳ روز پیش
2K
توݪدتو‌دیر‌دارم‌تبریڪ‌میگم... وݪے‌ازم‌قبوݪش‌ڪن...ببـخشید... هنو‌دوصت‌دارم... هنو‌عاشقتم... هیچوقتع‌هیچوقتم‌کصیو‌عنقـد‌نخاصم... هیچوقتع‌هیچوقتم‌فراموشت‌نمیکنم‌عوضی... ڪاشڪےبیشترع‌خودم‌دوصم‌داشتے:) من‌خعلی‌میخامت،امیدوارم‌‌همیشع‌خوشالع‌خوشال‌باشی😍 دݪمو‌دادم‌بع‌طوع،خودت‌داریع‌سمتع‌چپع‌صینم‌میتپی +نےدونم‌چرآع‌عآقآی‌قاضیع‌هنـو‌عزت‌نپرسیدع‌چرآ‌کشتیش.. +هر‌ݪحڟه‌با‌خنده‌میمیـرم،با‌نفسات‌زندم:) عاشقتم‌هنــو... عاشقتم‌تا‌ابد... عاشقتم‌تا‌ابد‌... ددیِ‌جذابع‌منع💙💙💙💜💜💜 عاشقتم‌عشق‌زمستونیع‌منع💙 ۱۸/۱۰/۸۲ هیفده‌ساگیت‌مبارڪ‌مای‌ݪآو😄 بی‌ط‌نمیخندم... مَنـ تـ طولِـ شَبآنِحـ روز کُلاً 2 بآر بِـحـ طُ فِڪ مکُنَمـ :(🌪💦✨ یـحـ بآر شَبـ ...

توݪدتو‌دیر‌دارم‌تبریڪ‌میگم... وݪے‌ازم‌قبوݪش‌ڪن...ببـخشید... هنو‌دوصت‌دارم... هنو‌عاشقتم... هیچوقتع‌هیچوقتم‌کصیو‌عنقـد‌نخاصم... هیچوقتع‌هیچوقتم‌فراموشت‌نمیکنم‌عوضی... ڪاشڪےبیشترع‌خودم‌دوصم‌داشتے:) من‌خعلی‌میخامت،امیدوارم‌‌همیشع‌خوشالع‌خوشال‌باشی😍 دݪمو‌دادم‌بع‌طوع،خودت‌داریع‌سمتع‌چپع‌صینم‌میتپی +نےدونم‌چرآع‌عآقآی‌قاضیع‌هنـو‌عزت‌نپرسیدع‌چرآ‌کشتیش.. +هر‌ݪحڟه‌با‌خنده‌میمیـرم،با‌نفسات‌زندم:) عاشقتم‌هنــو... عاشقتم‌تا‌ابد... عاشقتم‌تا‌ابد‌... ددیِ‌جذابع‌منع💙💙💙💜💜💜 عاشقتم‌عشق‌زمستونیع‌منع💙 ۱۸/۱۰/۸۲ هیفده‌ساگیت‌مبارڪ‌مای‌ݪآو😄 بی‌ط‌نمیخندم... مَنـ تـ طولِـ شَبآنِحـ روز کُلاً 2 بآر بِـحـ طُ فِڪ مکُنَمـ :(🌪💦✨ یـحـ بآر شَبـ تآ صُبحـ...🌝 یِـحـ بآر صُبحـ تآ شَبـ...🌚

۲ هفته پیش
3K
من هنو عاشقشم... هنو دیوونه وار میخامش.... هنو یطوری دیوونشم ک دستم خط خطیه... هنو یع‌طوریع ‌میخامش‌ک‌عصمش‌میاد‌جنون‌پیدا‌میکنم... هنو‌صدا‌دوست‌دارماش‌تو‌گوشم‌میپیچه‌لبخند‌میزنم... ڪاش‌انقد‌خر‌نبودم... ڪاش‌اینهمه‌دوسش‌نداشتم:( ڪاش... ڪاش‌دنیام‌نیود... چقد‌احمق‌بودم... چقدددد‌احمق‌بودم،ک‌باش‌تموم‌ڪردممم:( چقد‌احمقم‌ڪ‌فڪ‌میکردم‌دوصش‌ندارمـ:((( چقد‌احمقم... من‌هنو‌عاشقــتم‌مهنیای‌من..!! من‌هنودیوونتـــم‌مهنیای‌من..!! تو اسلحه بزار کنار مغزم بگو دوستم ...

من هنو عاشقشم... هنو دیوونه وار میخامش.... هنو یطوری دیوونشم ک دستم خط خطیه... هنو یع‌طوریع ‌میخامش‌ک‌عصمش‌میاد‌جنون‌پیدا‌میکنم... هنو‌صدا‌دوست‌دارماش‌تو‌گوشم‌میپیچه‌لبخند‌میزنم... ڪاش‌انقد‌خر‌نبودم... ڪاش‌اینهمه‌دوسش‌نداشتم:( ڪاش... ڪاش‌دنیام‌نیود... چقد‌احمق‌بودم... چقدددد‌احمق‌بودم،ک‌باش‌تموم‌ڪردممم:( چقد‌احمقم‌ڪ‌فڪ‌میکردم‌دوصش‌ندارمـ:((( چقد‌احمقم... من‌هنو‌عاشقــتم‌مهنیای‌من..!! من‌هنودیوونتـــم‌مهنیای‌من..!! تو اسلحه بزار کنار مغزم بگو دوستم نداشته باش،من دستتو میبوسم میگم بکش ماشه رو:)

۲ هفته پیش
5K
سلام عشقام گوشی ادمین تو کوه ب گا رفت فیک تو گوشی بود بازم ب گا رفت ادمینم در این اثر ب گا رفت دوستان من واسه نوشتن تیزره تر از مشکی یکسال و نیم ...

سلام عشقام گوشی ادمین تو کوه ب گا رفت فیک تو گوشی بود بازم ب گا رفت ادمینم در این اثر ب گا رفت دوستان من واسه نوشتن تیزره تر از مشکی یکسال و نیم وقت گذاشتم و حالا واسه بازنویسیش جوریکه خوب باشه واقعا وقت لازم دارم پسسس لطف ...

۲۱ آذر 1398
5K
۵ آبان 1398
2K
#دَص،نِویص:))🌿 مَصَلَا‌زَنگ‌بِزَنَن‌بِ‌بآبآم‌بِگَن‌جِنآزِع‌ی‌بَچَت‌ کِنآر‌خیابونِع!:)!<🙇🏿‍♂> مَثَلَآ‌‌بِگَن‌وَقتی‌پیدآش‌کَردیم‌این‌نآمِع‌تو‌ دَصتِش‌بود!:)!<📃> مَثَلَآ‌مآمآنَم‌دآد‌بِزَنِع‌بِکشیدکِنآراین‌خودِشو‌ بِع‌خآب‌زَدِع!:)!<🛌> مَثَلَآ‌وَقتی‌خآکَم‌میکُنَن‌‌مآمآنَم‌جآنآزَمو‌ سِفت‌بَغَل‌کُنِع!:)!<⚰> مَثَلَآ‌مآمآن‌بُزرگَم‌‌بِگِع؛پیر‌نَشُد‌بَچَم!:)!<

#دَص،نِویص:))🌿 مَصَلَا‌زَنگ‌بِزَنَن‌بِ‌بآبآم‌بِگَن‌جِنآزِع‌ی‌بَچَت‌ کِنآر‌خیابونِع!:)!<🙇🏿‍♂> مَثَلَآ‌‌بِگَن‌وَقتی‌پیدآش‌کَردیم‌این‌نآمِع‌تو‌ دَصتِش‌بود!:)!<📃> مَثَلَآ‌مآمآنَم‌دآد‌بِزَنِع‌بِکشیدکِنآراین‌خودِشو‌ بِع‌خآب‌زَدِع!:)!<🛌> مَثَلَآ‌وَقتی‌خآکَم‌میکُنَن‌‌مآمآنَم‌جآنآزَمو‌ سِفت‌بَغَل‌کُنِع!:)!<⚰> مَثَلَآ‌مآمآن‌بُزرگَم‌‌بِگِع؛پیر‌نَشُد‌بَچَم!:)!<

۵ آبان 1398
2K
اومدۍڪہ‌باشۍ...:) با‌همہ‌فرق‌داشتۍ^۰^ قهر‌ڪہ‌ڪنیم‌اوݪ،خودت‌میای‌آشتی★۰★ هروق‌نخابیدم...فهمیدم‌بیدارییۍ!!! حالم‌ڪ‌بد‌میشہ...رو‌مـُـودَم‌میارۍ^_^ حواست‌هس‌یوخ‌نگیره‌یڪم‌دِݪَم...:) باهَم‌بِـ‌جاده‌میزنیم‌اگہ‌سر‌ره‌حوصݪم^۰^ باتوانگارهمہ‌چـی‌ۍِ‌حاݪ‌ِدیگہ‌داره!! آره‌رو

اومدۍڪہ‌باشۍ...:) با‌همہ‌فرق‌داشتۍ^۰^ قهر‌ڪہ‌ڪنیم‌اوݪ،خودت‌میای‌آشتی★۰★ هروق‌نخابیدم...فهمیدم‌بیدارییۍ!!! حالم‌ڪ‌بد‌میشہ...رو‌مـُـودَم‌میارۍ^_^ حواست‌هس‌یوخ‌نگیره‌یڪم‌دِݪَم...:) باهَم‌بِـ‌جاده‌میزنیم‌اگہ‌سر‌ره‌حوصݪم^۰^ باتوانگارهمہ‌چـی‌ۍِ‌حاݪ‌ِدیگہ‌داره!! آره‌رو"رواݪہ"...♥۰♥ @mahniaghadimi

۵ آبان 1398
2K
#بکهیون #‌فلشبک‌به‌سه‌سال‌پیش (۱۹اگوست۲۰۱۶_‌ساعت۵:۳۶‌AM‌) با‌درد‌چشمامو‌باز‌کردم مطمعن‌بودم‌اینبارم‌دشمنای‌کوفتیه‌بابامن... پسر‌وزیر‌بهداشت‌بودن‌اینارم‌داشت... حتی‌گاهی‌خوده‌بابامو‌تهدید‌میکردن،اما‌خیلی‌وقتام‌من...هیونگم...گاهی‌اوقاتم‌مامانمو...همیشه‌آسیبشو‌ما‌میدیدیم‌و‌سودشو‌بابام... قشنگ‌میتونستم‌دود‌سیگارو‌ببینم،یه‌نفر‌داشت‌دوروبرم‌سیگار‌میکشید...هیچ‌ایده‌ای‌نداشتم‌که‌ینفره‌یا‌چـی...اما‌احتمال‌گزینه‌ی‌یاچـی‌رو‌میدادم... یهو‌از‌جاش‌بلند‌شدو‌قبل‌از‌اینکه‌بتونم‌آنالیز‌کنم‌از‌اتاق‌خارج‌شد #چانیول #سه‌سال‌قبل (۱۸اگوست۲۰۱۶_‌۲۲:۱۵PM‌) از‌کوچه‌خارج‌شدم... روباه‌کوچولوی‌شیرین... چرا‌مجبورم‌همچین‌بلایی‌سرت‌بیارم؟؟؟ گذاشتم‌حدود‌ده‌دیقه‌بعد‌رفتم‌سمت‌اون‌خونه‌ی‌لعنتی‌و‌سعی‌کردم‌اشکای‌کوفتیم‌نریزن... وقتی‌پدرم‌منو‌واسه‌اینکار‌انتخاب‌کرد‌یه‌جورایی‌مطمعن‌بود‌من‌حسی‌به‌اون‌روباه‌لعنتی‌پیدا‌نمیکنم‌اما‌چشمایه‌براق‌اون‌روباه‌هرکسی‌رو‌مسحور‌میکرد...اون‌چشمایه‌ستاره‌چینش... دستمو‌کشیدم‌رو‌موهاش‌و‌بلندش‌کردم... کاش‌مجبور‌نبودم‌خودم‌بکشمت‌لنتی...کاش‌اون‌عوضی‌خودش‌اینکارو‌میکرد‌تا‌بیشتر‌ازش‌متنفرشم... یه‌جورایی‌بو‌برده‌بود‌من‌عاشق‌این‌روباه‌کوچولو‌شدم‌و‌میخواست‌با‌اینکار‌نشونم‌بده‌همه‌چی‌تحت‌کنترل‌خودشه‌و‌هیچی‌دست‌من‌نیست‌پس‌واسه‌دور‌زدن‌قوانینش‌زور‌نزنم... روباه‌من...♥ ــــــــ آخ‌من‌کع‌وقتی‌داشتم‌مینوشتم‌اشک‌تو‌چشام‌جمع‌شد البته‌نمیدونه‌اینکه‌داشتم‌مشکی‌پوش_ویدارو‌گوش‌میدادمم‌تاثیر‌داشته‌یا‌نع؟؟! ویدا‌یا‌آنیتا؟ لیتو‌یا‌خلسه؟ فیلم‌ترسناک‌هتل‌دل‌لونا‌یا‌ایت؟ آیو یا‌ امبر؟ مرسی‌که‌منتظر‌پارت‌موندین‌عشقا:)‌

#بکهیون #‌فلشبک‌به‌سه‌سال‌پیش (۱۹اگوست۲۰۱۶_‌ساعت۵:۳۶‌AM‌) با‌درد‌چشمامو‌باز‌کردم مطمعن‌بودم‌اینبارم‌دشمنای‌کوفتیه‌بابامن... پسر‌وزیر‌بهداشت‌بودن‌اینارم‌داشت... حتی‌گاهی‌خوده‌بابامو‌تهدید‌میکردن،اما‌خیلی‌وقتام‌من...هیونگم...گاهی‌اوقاتم‌مامانمو...همیشه‌آسیبشو‌ما‌میدیدیم‌و‌سودشو‌بابام... قشنگ‌میتونستم‌دود‌سیگارو‌ببینم،یه‌نفر‌داشت‌دوروبرم‌سیگار‌میکشید...هیچ‌ایده‌ای‌نداشتم‌که‌ینفره‌یا‌چـی...اما‌احتمال‌گزینه‌ی‌یاچـی‌رو‌میدادم... یهو‌از‌جاش‌بلند‌شدو‌قبل‌از‌اینکه‌بتونم‌آنالیز‌کنم‌از‌اتاق‌خارج‌شد #چانیول #سه‌سال‌قبل (۱۸اگوست۲۰۱۶_‌۲۲:۱۵PM‌) از‌کوچه‌خارج‌شدم... روباه‌کوچولوی‌شیرین... چرا‌مجبورم‌همچین‌بلایی‌سرت‌بیارم؟؟؟ گذاشتم‌حدود‌ده‌دیقه‌بعد‌رفتم‌سمت‌اون‌خونه‌ی‌لعنتی‌و‌سعی‌کردم‌اشکای‌کوفتیم‌نریزن... وقتی‌پدرم‌منو‌واسه‌اینکار‌انتخاب‌کرد‌یه‌جورایی‌مطمعن‌بود‌من‌حسی‌به‌اون‌روباه‌لعنتی‌پیدا‌نمیکنم‌اما‌چشمایه‌براق‌اون‌روباه‌هرکسی‌رو‌مسحور‌میکرد...اون‌چشمایه‌ستاره‌چینش... دستمو‌کشیدم‌رو‌موهاش‌و‌بلندش‌کردم... کاش‌مجبور‌نبودم‌خودم‌بکشمت‌لنتی...کاش‌اون‌عوضی‌خودش‌اینکارو‌میکرد‌تا‌بیشتر‌ازش‌متنفرشم... یه‌جورایی‌بو‌برده‌بود‌من‌عاشق‌این‌روباه‌کوچولو‌شدم‌و‌میخواست‌با‌اینکار‌نشونم‌بده‌همه‌چی‌تحت‌کنترل‌خودشه‌و‌هیچی‌دست‌من‌نیست‌پس‌واسه‌دور‌زدن‌قوانینش‌زور‌نزنم... روباه‌من...♥ ــــــــ آخ‌من‌کع‌وقتی‌داشتم‌مینوشتم‌اشک‌تو‌چشام‌جمع‌شد البته‌نمیدونه‌اینکه‌داشتم‌مشکی‌پوش_ویدارو‌گوش‌میدادمم‌تاثیر‌داشته‌یا‌نع؟؟! ویدا‌یا‌آنیتا؟ لیتو‌یا‌خلسه؟ فیلم‌ترسناک‌هتل‌دل‌لونا‌یا‌ایت؟ آیو یا‌ امبر؟ مرسی‌که‌منتظر‌پارت‌موندین‌عشقا:)‌

۵ آبان 1398
2K
اون‌ضندگیع‌ی‌دختر‌تخصع... اون‌دنیامہ... ضربان‌قݪبمہ... همه‌ڪسمہ... اون‌ڪسیہ‌که‌وقتی‌نیس‌بازم‌فکرش‌هس‌که‌عآرومم‌ڪنہ... اون‌ڪسیہ‌که‌تو‌

اون‌ضندگیع‌ی‌دختر‌تخصع... اون‌دنیامہ... ضربان‌قݪبمہ... همه‌ڪسمہ... اون‌ڪسیہ‌که‌وقتی‌نیس‌بازم‌فکرش‌هس‌که‌عآرومم‌ڪنہ... اون‌ڪسیہ‌که‌تو‌"جهنم"‌واسم‌یه‌مهمونی‌بهشتی‌برپا‌کرده... اون‌ڪسیہ‌که‌با‌اومدنش‌به‌زندگیم‌هیجان‌داده... اون‌ڪسیہ‌که‌کسی‌که‌به‌یه‌جسدکه‌هشت‌سال‌نفس‌میکشیدزندگی‌کردنو‌یادداد... اون‌بهم‌فهموند‌زندگی‌هنوزم‌ارزش‌زندگی‌کردن‌داره... اون‌ڪسیہ‌که‌تاریخ‌تولدش‌با‌رفیق‌فابم‌یکیه... اون‌ڪسیہ‌که‌اگه‌همه‌دنیا‌بگن‌نه‌بازم‌میخامش... اون‌ڪسیہ‌که‌یادم‌آورد‌هنوز‌میشه‌زندگی‌کرد... اون‌ڪسیہ‌که‌کمکم‌کرد‌برگردم... اون‌ڪسیہ‌‌که‌بهم‌یادداد‌آدما‌میتونن‌متفادت‌باشن... اون‌بهم‌یادداد‌‌اگه‌اسم‌عشق‌خراب‌شده‌اشکالی‌نداره‌‌هنوزم‌کسایی‌هستن‌که‌‌میتونن‌عاشق‌همدیگه‌باشن... اون‌ڪسیہ‌که‌عاشقانه‌دوسش‌دارم...:) امروز،روز‌آنچنان‌خاصی‌نیس:) وݪے‌هر‌روزۍ‌کنآرٺ‌میٺونہ‌ۍ‌روز‌خآص‌باشع^۰^ ضندگیمی‌مهنیای‌من:))) @mahniaghadimi پره غم😔 پره داستان بد

۲۶ مهر 1398
2K
#لوهان خیره‌بودیم‌به‌چانیولی‌که‌بد‌شکسته‌بود... چشمای‌قرمزش...رنگ‌پریده‌اش...پک‌های‌سیگاری‌که‌خالی‌میکنه‌و‌ریه‌هایی‌که‌داره‌ب‌فاک‌میره...شات‌های‌الکلی‌که‌بالا‌میده...کم‌خوابیش...حواس‌پرتیش...تیکای‌عصبیش... همش‌نشون‌میده‌ناراحتی‌داره‌گوشت‌و‌خونشو‌میخوره‌و‌عذاب‌آتیشش‌میزنه... آروم‌گفتم:شوگا...؟ بسمتم‌برگشت _من...با‌جیمین‌حرف‌زدم...خودش‌گفت‌نگم‌اما‌حس‌کردم‌بگم‌بهتره...چیزی‌در‌مورد‌لوکیشنش‌بم‌نگفته‌اما‌طبق‌حرفاش‌بش‌بد‌نمیگذره...رسمن‌دارن‌شکنجه‌روحی‌میشن... اشکم‌ریخت:الان‌دو‌هفتس‌مدام‌با‌اون‌عوضی‌رابطه‌داره...اوضاع‌قلبش‌وخیمه‌و‌حتا‌بکهیونم‌نمیدونه...دوماه‌قبله‌رفتنش‌مدام‌با‌جین‌رابطه‌داشتع‌و‌جینم‌فهمیده‌که‌ایدز‌داره...از‌آیهان‌گرفته‌و‌آیهانم‌نمیدونم‌میشناسی‌یا‌نه...دوست‌رزی،همون‌دختر‌مو‌قهوه‌ای‌ژاپنیه...چند‌روز‌پیش‌خاسپاریش‌بود...اونموقع‌جین‌فهمید‌و‌هنوز‌جیمین‌نرفته‌بود...به‌جیمین‌میگه‌ولی‌جیمین‌اصلا‌توجهی‌نمیکنه‌و‌درگیریای‌قبل‌رفتنش‌باعث‌میشه‌وقت‌نکنه‌بره‌آزمایش‌بده‌و‌ظاهرا‌عم‌ایدز‌داره...میگه‌علائمش‌رو‌تو‌نت‌سرچ‌کرده‌و‌همه‌علائمش‌رو‌داره...نمیدونم‌راست‌میگه‌یا‌میخاد‌اعصاب‌منو‌تحریک‌کنه‌...طبق‌گفته‌ی‌خودش،فقط‌سه‌ماه‌وقت‌داره... واسه‌عآتیش‌گرفتنه‌شوگا‌کافی‌بود:))) #چانیول با‌سردرد‌از‌جام‌بلند‌شدم‌و‌سرگیجه‌ام‌جوری‌نبود‌که‌نفهمم‌تو‌اتاق‌خودم‌نیستم اتاق‌خوابه‌شوگا‌بود آهنگ‌آروم‌Crystal Snow از‌دستگاه‌پخش‌پلی‌شده‌بود صدای‌شوگا‌رو‌شنیدم‌که‌گفت:اوه‌فک‌نمیکردم‌صداش‌بیدارت‌کنه!ببخشید! درجواب‌فقط‌لب‌زدم:بکهیون‌عاشق‌این‌عآهنگ‌بودو‌همیشه‌قفلیه‌روش... ( #ادمین:اووووففف‌خودم‌عاشق‌این‌عآهنگم♥۰♥) شوگا‌لبخند‌زد:اون‌دوتا‌کپیه‌همدیگه‌بودن...جیمینم‌عاشق‌این‌عآهنگه.... ـــــــــ اصل‌بدین‌بشناسمتون😁 چرا‌من‌امتحان‌که‌دارم‌جوگیر‌میشم‌پست‌بذارم:|||| بایستون‌کیه کایسو‌شیپ‌میکنین‌یاچانسو و‌درآخر.... مهآرام‌را‌شیپ‌کنید‌تا‌رستگار‌شوید😄😁😂‌

#لوهان خیره‌بودیم‌به‌چانیولی‌که‌بد‌شکسته‌بود... چشمای‌قرمزش...رنگ‌پریده‌اش...پک‌های‌سیگاری‌که‌خالی‌میکنه‌و‌ریه‌هایی‌که‌داره‌ب‌فاک‌میره...شات‌های‌الکلی‌که‌بالا‌میده...کم‌خوابیش...حواس‌پرتیش...تیکای‌عصبیش... همش‌نشون‌میده‌ناراحتی‌داره‌گوشت‌و‌خونشو‌میخوره‌و‌عذاب‌آتیشش‌میزنه... آروم‌گفتم:شوگا...؟ بسمتم‌برگشت _من...با‌جیمین‌حرف‌زدم...خودش‌گفت‌نگم‌اما‌حس‌کردم‌بگم‌بهتره...چیزی‌در‌مورد‌لوکیشنش‌بم‌نگفته‌اما‌طبق‌حرفاش‌بش‌بد‌نمیگذره...رسمن‌دارن‌شکنجه‌روحی‌میشن... اشکم‌ریخت:الان‌دو‌هفتس‌مدام‌با‌اون‌عوضی‌رابطه‌داره...اوضاع‌قلبش‌وخیمه‌و‌حتا‌بکهیونم‌نمیدونه...دوماه‌قبله‌رفتنش‌مدام‌با‌جین‌رابطه‌داشتع‌و‌جینم‌فهمیده‌که‌ایدز‌داره...از‌آیهان‌گرفته‌و‌آیهانم‌نمیدونم‌میشناسی‌یا‌نه...دوست‌رزی،همون‌دختر‌مو‌قهوه‌ای‌ژاپنیه...چند‌روز‌پیش‌خاسپاریش‌بود...اونموقع‌جین‌فهمید‌و‌هنوز‌جیمین‌نرفته‌بود...به‌جیمین‌میگه‌ولی‌جیمین‌اصلا‌توجهی‌نمیکنه‌و‌درگیریای‌قبل‌رفتنش‌باعث‌میشه‌وقت‌نکنه‌بره‌آزمایش‌بده‌و‌ظاهرا‌عم‌ایدز‌داره...میگه‌علائمش‌رو‌تو‌نت‌سرچ‌کرده‌و‌همه‌علائمش‌رو‌داره...نمیدونم‌راست‌میگه‌یا‌میخاد‌اعصاب‌منو‌تحریک‌کنه‌...طبق‌گفته‌ی‌خودش،فقط‌سه‌ماه‌وقت‌داره... واسه‌عآتیش‌گرفتنه‌شوگا‌کافی‌بود:))) #چانیول با‌سردرد‌از‌جام‌بلند‌شدم‌و‌سرگیجه‌ام‌جوری‌نبود‌که‌نفهمم‌تو‌اتاق‌خودم‌نیستم اتاق‌خوابه‌شوگا‌بود آهنگ‌آروم‌Crystal Snow از‌دستگاه‌پخش‌پلی‌شده‌بود صدای‌شوگا‌رو‌شنیدم‌که‌گفت:اوه‌فک‌نمیکردم‌صداش‌بیدارت‌کنه!ببخشید! درجواب‌فقط‌لب‌زدم:بکهیون‌عاشق‌این‌عآهنگ‌بودو‌همیشه‌قفلیه‌روش... ( #ادمین:اووووففف‌خودم‌عاشق‌این‌عآهنگم♥۰♥) شوگا‌لبخند‌زد:اون‌دوتا‌کپیه‌همدیگه‌بودن...جیمینم‌عاشق‌این‌عآهنگه.... ـــــــــ اصل‌بدین‌بشناسمتون😁 چرا‌من‌امتحان‌که‌دارم‌جوگیر‌میشم‌پست‌بذارم:|||| بایستون‌کیه کایسو‌شیپ‌میکنین‌یاچانسو و‌درآخر.... مهآرام‌را‌شیپ‌کنید‌تا‌رستگار‌شوید😄😁😂‌

۱۸ مهر 1398
2K
#بکهیون #فلشبک‌به‌سه‌سال‌پیش (‌۱۸اگوست‌۲۰۱۶_ساعت۲۲:۱۵pm) آروم‌و‌با‌بیحالی‌لباشو‌از‌رو‌لبام‌برداشت _سریع‌برو‌خونه...زیاد‌تو‌کوچه‌نمون...لعنت‌اگه‌خطر‌از‌سمت‌بابات‌نداشت‌تا‌دمه‌در‌خونه‌میبردمت... - یول...بسع...من‌میرم...دوصت‌دارم‌روانی‌تخصع‌عصبی^_^ _مرسی‌عز‌اینهمه‌محبت:|||| خندیدم.یه‌لبخند‌شیرین‌تحویلم‌داد _منم‌دوصت‌دارم‌روباهم^۰^ گونشو‌بوسیدمو‌از‌ماشین‌پیاده‌شدم تا‌یازده‌باید‌خونه‌میبودم‌وگرنه‌بابام‌جرررمم‌میداد لبخندم‌ازرو‌لبم‌نمیرفت(‌ #ادمین:منم‌بود‌نمیرف‌هیچ‌جا‌مینداخ‌مینشس:|||) ولی‌صدای‌یه‌گریه‌ی‌خیلی‌بچگونه‌افکارمو‌پاره‌کرد برگشتم‌پشت‌سرمو‌نگا‌کردم،یه‌بچه‌بود‌کع‌داشت‌گریه‌میکرد رفتم‌سمتش‌و‌عآروم‌گفتم:خانوم‌کوچولو!چیشده‌چرا‌گریه‌میکنی؟ با‌چشمایه‌معصومش‌نگام‌کرد:من...گم...شدم... نمیدونستم‌چیکار‌کنم.به‌پلیس‌زنگ‌بزنم‌یا‌لباساشو‌بگردم‌شاید‌آدرسی‌چیزی‌توشون‌باشه که‌یهو‌خودش‌گفت:ببین،مامانم‌بهم‌گفته‌اگه‌یبار‌گم‌شدم‌اینو‌به‌‌یکی‌نشون‌بدم‌تا‌کمکم‌کنه و‌کاغذ‌کوچیکی‌بهم‌داد.رسمن‌گیج‌بودم‌که‌خودم‌برسونمش‌یا‌نه... +آجوشی‌کمکم‌نمیکنی؟ - چرا...بریم دستشو‌گرفتم‌و‌آدرس‌رو‌چک‌کردم.عجیب‌بود‌که‌همون‌نزدیکی‌بود وقتی‌به‌خونه‌رسیدیم‌گفتم‌خودم‌بچه‌رو‌تحویل‌پدرومادرش‌بدم‌که‌خیالم‌راحت‌باشه... رفتم‌سمت‌در‌و‌زنگو‌فشار‌دادم... ولی‌فقط‌حس‌یه‌شوک‌شدید‌توکل‌بدنم‌پیچید‌و‌انگار‌مغزم‌متلاشی‌شد... #شوگا (زمان‌حال) شات‌دیگه‌ای‌داد‌بالا _ی...یه‌شات‌دیگه...م...میخام...بگو‌یه‌شات‌دیگه‌واسم‌بیارن... بسمت‌خدمتکار‌بار‌برگشتم:یه‌شیشه‌دیگه‌بیار...بعدش‌صورت‌حسابو...فک‌کنم‌دیگه‌بسشه... _ن...نخیرم....بس‌نیس...می...خام...انقد‌بنوشم...ک...یادم‌بره...اصلن‌وجود‌داشته... حرصم‌گرفته‌بود:هرجور‌راحتی.بازم‌واسش‌بیارین ...

#بکهیون #فلشبک‌به‌سه‌سال‌پیش (‌۱۸اگوست‌۲۰۱۶_ساعت۲۲:۱۵pm) آروم‌و‌با‌بیحالی‌لباشو‌از‌رو‌لبام‌برداشت _سریع‌برو‌خونه...زیاد‌تو‌کوچه‌نمون...لعنت‌اگه‌خطر‌از‌سمت‌بابات‌نداشت‌تا‌دمه‌در‌خونه‌میبردمت... - یول...بسع...من‌میرم...دوصت‌دارم‌روانی‌تخصع‌عصبی^_^ _مرسی‌عز‌اینهمه‌محبت:|||| خندیدم.یه‌لبخند‌شیرین‌تحویلم‌داد _منم‌دوصت‌دارم‌روباهم^۰^ گونشو‌بوسیدمو‌از‌ماشین‌پیاده‌شدم تا‌یازده‌باید‌خونه‌میبودم‌وگرنه‌بابام‌جرررمم‌میداد لبخندم‌ازرو‌لبم‌نمیرفت(‌ #ادمین:منم‌بود‌نمیرف‌هیچ‌جا‌مینداخ‌مینشس:|||) ولی‌صدای‌یه‌گریه‌ی‌خیلی‌بچگونه‌افکارمو‌پاره‌کرد برگشتم‌پشت‌سرمو‌نگا‌کردم،یه‌بچه‌بود‌کع‌داشت‌گریه‌میکرد رفتم‌سمتش‌و‌عآروم‌گفتم:خانوم‌کوچولو!چیشده‌چرا‌گریه‌میکنی؟ با‌چشمایه‌معصومش‌نگام‌کرد:من...گم...شدم... نمیدونستم‌چیکار‌کنم.به‌پلیس‌زنگ‌بزنم‌یا‌لباساشو‌بگردم‌شاید‌آدرسی‌چیزی‌توشون‌باشه که‌یهو‌خودش‌گفت:ببین،مامانم‌بهم‌گفته‌اگه‌یبار‌گم‌شدم‌اینو‌به‌‌یکی‌نشون‌بدم‌تا‌کمکم‌کنه و‌کاغذ‌کوچیکی‌بهم‌داد.رسمن‌گیج‌بودم‌که‌خودم‌برسونمش‌یا‌نه... +آجوشی‌کمکم‌نمیکنی؟ - چرا...بریم دستشو‌گرفتم‌و‌آدرس‌رو‌چک‌کردم.عجیب‌بود‌که‌همون‌نزدیکی‌بود وقتی‌به‌خونه‌رسیدیم‌گفتم‌خودم‌بچه‌رو‌تحویل‌پدرومادرش‌بدم‌که‌خیالم‌راحت‌باشه... رفتم‌سمت‌در‌و‌زنگو‌فشار‌دادم... ولی‌فقط‌حس‌یه‌شوک‌شدید‌توکل‌بدنم‌پیچید‌و‌انگار‌مغزم‌متلاشی‌شد... #شوگا (زمان‌حال) شات‌دیگه‌ای‌داد‌بالا _ی...یه‌شات‌دیگه...م...میخام...بگو‌یه‌شات‌دیگه‌واسم‌بیارن... بسمت‌خدمتکار‌بار‌برگشتم:یه‌شیشه‌دیگه‌بیار...بعدش‌صورت‌حسابو...فک‌کنم‌دیگه‌بسشه... _ن...نخیرم....بس‌نیس...می...خام...انقد‌بنوشم...ک...یادم‌بره...اصلن‌وجود‌داشته... حرصم‌گرفته‌بود:هرجور‌راحتی.بازم‌واسش‌بیارین از‌بار‌خارج‌شدم‌و‌وارد‌راهروی‌خروجی‌شدم‌که‌سهون‌مچ‌دست‌راستمو‌گرفت +نه‌شوگا...نرو...بس‌کن‌این‌بچه‌بازیا‌رو...تو‌بالغ‌تراز‌این‌حرفا‌بودی‌که...وقتی‌گفت‌هممون‌گم‌شیم‌بریمو‌گفت‌تو‌بمونی‌لابد‌دلیلی‌داشته...شوگا‌ازت‌خاهش‌میکنم‌تنهاش‌نذار... -اعصابم‌عآروم‌شع‌برمیگردم...از‌دور‌هواشو‌داشته‌باشین... ــــــــ لعنت‌به‌درس:/ حالا‌که‌عآپ‌کردم‌نامردین‌اگه‌واسم‌دعا‌نکنین‌امتحانمو‌خوب‌بدم سوال:درسا‌چجور‌پیش‌میره😅؟‌

۱۸ مهر 1398
2K
عشقم،من‌برگشتم... یادته‌گفتم‌ترکت‌نمیکنم‌تا‌وقتی‌که‌خودت‌بلاکم‌کنی؟؟؟هنوزم‌روی‌حرفم‌هستم... و‌ببخشید‌بابت‌نگران‌کردنت:( واقعا‌قصدم‌بد‌نبود‌فقط‌میخاستم‌بدونم‌چقد‌واست‌مهمم😄😍 که‌فهمیدم‌خیلی‌زیاد😍😍😍😊😊😊😊😃😃😃 💖💖 نمیـــدونمـــــ ..🙈💕 ﺗـــــﻮ رو ﺍﻧــــدﺍﺯﻩ ی ﻧﻔﺴــــم دﻭﺳـــﺖ دﺍﺭمــــ😚💤 ﯾــــﺎ ﻧﻔﺴــــمو ﺑــــه ﺍﻧــــدﺍﺯﻩ ی ﺗــــﻮ ؟! 😻🙌 ﻧﻤﯿــدونمـــــ ..👐👀 ﭼــــﻮن ﺗــــﻮ ﺭو دﻭﺳــــﺖ دﺍﺭم ﻧﻔــــﺲ میکشـمـــ💏💎 ﯾـــﺎ ﻧﻔـــﺲ میکشمــــ ...

عشقم،من‌برگشتم... یادته‌گفتم‌ترکت‌نمیکنم‌تا‌وقتی‌که‌خودت‌بلاکم‌کنی؟؟؟هنوزم‌روی‌حرفم‌هستم... و‌ببخشید‌بابت‌نگران‌کردنت:( واقعا‌قصدم‌بد‌نبود‌فقط‌میخاستم‌بدونم‌چقد‌واست‌مهمم😄😍 که‌فهمیدم‌خیلی‌زیاد😍😍😍😊😊😊😊😃😃😃 💖💖 نمیـــدونمـــــ ..🙈💕 ﺗـــــﻮ رو ﺍﻧــــدﺍﺯﻩ ی ﻧﻔﺴــــم دﻭﺳـــﺖ دﺍﺭمــــ😚💤 ﯾــــﺎ ﻧﻔﺴــــمو ﺑــــه ﺍﻧــــدﺍﺯﻩ ی ﺗــــﻮ ؟! 😻🙌 ﻧﻤﯿــدونمـــــ ..👐👀 ﭼــــﻮن ﺗــــﻮ ﺭو دﻭﺳــــﺖ دﺍﺭم ﻧﻔــــﺲ میکشـمـــ💏💎 ﯾـــﺎ ﻧﻔـــﺲ میکشمــــ ﺗـــﺎ ﺗـــﻮ ﺭو دﻭﺳــــﺖ داشـــته باشمـــ ؟! 👀 ﻧﻤﯿــــدونمــــ ..😘 ﺯﻧـــدﮔـﯿــــه ﻣــن ﺗـڪــﺮﺍﺭ دﻭﺳـــﺖ دﺍﺷـﺘـنـتـه...🌸🙈 ...

۷ مهر 1398
2K
من‌فقط‌حالم‌بد‌بود:(((

من‌فقط‌حالم‌بد‌بود:(((

۶ مهر 1398
2K
#چانیول با‌حرص‌دود‌سیگارمو‌فوت‌کردم... یعنی‌انقد‌ازم‌متنفر‌بودی‌کع‌با‌یع‌حرکت‌ول‌کردی‌رفتی؟؟؟ کاش‌‌اونقدر‌اذیتش‌نمیکردم...کاش‌اونشب‌اونقدر‌سرد‌بش‌نمیگفتم‌مگع‌مهمع؟و‌اون‌با‌چشمایع‌ به‌خون‌نشستش‌بگع:نع‌نیص‌...و‌از‌خونه‌برع‌بیرون... اونشب‌کوفدی‌من‌خعلے‌اذیتش‌کردم...اگع‌‌رفت‌بازعم‌تقصیر‌خودم‌بود... ولی‌حق‌ندارع‌واسع‌عذاب‌دادنع‌معـن‌برع‌با‌دشمنم... بابام‌و‌عموم‌دونفر‌بودن‌لنگع‌ی‌همدیگع...خلافکارو‌قلدرو‌زورگو... بابام‌منو‌مجبور‌میکرد‌توکثافط‌کاریاش‌باعاش‌همراه‌شم‌و‌منم‌مجبور‌بودم‌و‌یکی‌عزون‌کثافط‌کاریعا زدن‌مخ‌پصرع‌وزیر‌بهداشت‌بود... #بکهیون آروم‌گفتم:کاش‌اون‌شب‌نحس‌بجای‌زدن‌به‌مچ‌پام‌میزدی‌بع‌قݪــبم...:)) جیمین‌شنید:چی؟ _عیچی... - عیچیو‌درررد:/شنیدم‌چی‌گفٺی...نالع‌کن‌بینم...جریان‌چیع؟؟؟ _ݪنٺ‌بع‌این‌شانس:\ - بگوووو! _چی‌بگم؟ - نمیدونم...جریان‌چیع؟ _اون‌اولای‌عاشقیمون‌بود؟کع‌فقد‌تو‌‌میدونصتی‌معـن‌چان‌رو‌دوص‌داعرم؟ - خب؟! _فعمیدم‌بخاطر‌باباش‌داعرع‌ازم‌سوء‌استفادع‌میکنع... -هنننن؟! _جریانش‌طولانیع...حالشو‌داری‌همشو‌بگم؟ - بگو‌خب...:/ ــــــــ دوصتانم‌خعلی‌مهمع‌حتمن‌بخونید پارت‌هایع‌عآینده‌بشدت‌خشن‌میباشد‌و‌اگه‌زیر۱۸سال‌دارین‌نخونید واگه‌به‌اسمات‌های‌خشن‌تنفر‌دارین‌‌خصوصن‌درمورد‌بکهیون‌‌فقط‌قسمت‌هایی‌که‌بک‌و‌چان‌‌فلش‌بک‌میزنن‌رو‌لازم‌نیص‌بخونید زیاد‌تو‌آینده‌ی‌رمان‌تاثیر‌ندارع‌‌‌فقط‌اسماته ...

#چانیول با‌حرص‌دود‌سیگارمو‌فوت‌کردم... یعنی‌انقد‌ازم‌متنفر‌بودی‌کع‌با‌یع‌حرکت‌ول‌کردی‌رفتی؟؟؟ کاش‌‌اونقدر‌اذیتش‌نمیکردم...کاش‌اونشب‌اونقدر‌سرد‌بش‌نمیگفتم‌مگع‌مهمع؟و‌اون‌با‌چشمایع‌ به‌خون‌نشستش‌بگع:نع‌نیص‌...و‌از‌خونه‌برع‌بیرون... اونشب‌کوفدی‌من‌خعلے‌اذیتش‌کردم...اگع‌‌رفت‌بازعم‌تقصیر‌خودم‌بود... ولی‌حق‌ندارع‌واسع‌عذاب‌دادنع‌معـن‌برع‌با‌دشمنم... بابام‌و‌عموم‌دونفر‌بودن‌لنگع‌ی‌همدیگع...خلافکارو‌قلدرو‌زورگو... بابام‌منو‌مجبور‌میکرد‌توکثافط‌کاریاش‌باعاش‌همراه‌شم‌و‌منم‌مجبور‌بودم‌و‌یکی‌عزون‌کثافط‌کاریعا زدن‌مخ‌پصرع‌وزیر‌بهداشت‌بود... #بکهیون آروم‌گفتم:کاش‌اون‌شب‌نحس‌بجای‌زدن‌به‌مچ‌پام‌میزدی‌بع‌قݪــبم...:)) جیمین‌شنید:چی؟ _عیچی... - عیچیو‌درررد:/شنیدم‌چی‌گفٺی...نالع‌کن‌بینم...جریان‌چیع؟؟؟ _ݪنٺ‌بع‌این‌شانس:\ - بگوووو! _چی‌بگم؟ - نمیدونم...جریان‌چیع؟ _اون‌اولای‌عاشقیمون‌بود؟کع‌فقد‌تو‌‌میدونصتی‌معـن‌چان‌رو‌دوص‌داعرم؟ - خب؟! _فعمیدم‌بخاطر‌باباش‌داعرع‌ازم‌سوء‌استفادع‌میکنع... -هنننن؟! _جریانش‌طولانیع...حالشو‌داری‌همشو‌بگم؟ - بگو‌خب...:/ ــــــــ دوصتانم‌خعلی‌مهمع‌حتمن‌بخونید پارت‌هایع‌عآینده‌بشدت‌خشن‌میباشد‌و‌اگه‌زیر۱۸سال‌دارین‌نخونید واگه‌به‌اسمات‌های‌خشن‌تنفر‌دارین‌‌خصوصن‌درمورد‌بکهیون‌‌فقط‌قسمت‌هایی‌که‌بک‌و‌چان‌‌فلش‌بک‌میزنن‌رو‌لازم‌نیص‌بخونید زیاد‌تو‌آینده‌ی‌رمان‌تاثیر‌ندارع‌‌‌فقط‌اسماته سوالی‌نیس‌شما‌بپرسین ۰۸:۴۸am

۵ مهر 1398
2K
#شوگا ویس‌رو‌باز‌کردم +سلام‌شوگا...حتی‌اگع‌با‌دلیل‌و‌مدرکم‌بهم‌ثابت‌کنی‌نمیتونم‌باور‌کنم‌له‌له‌نمیزدی‌واسع‌یه‌خبرکوچولو از‌جیمین...میدونم‌با‌اینکارم‌آتیش‌میگیری‌اما‌یه‌خبر‌بد‌واست‌دارم...جی‌یانگ‌میخاس‌جیمینو مجبور‌کنع‌قیدتو‌بزنه‌اما‌تنها‌چیزی‌که‌از‌جی‌مین‌عایدش‌شد‌بدن‌جیمین‌شد‌چون‌جیمین‌قبلن‌فکر و‌روح‌و‌قلبشو‌بهت‌داده‌و‌دادن‌بدنش‌قطعن‌چیزی‌از‌عشقش‌بهت‌کم‌نمیکنه... یکم‌سکوت‌کرد‌که‌توش‌نفس‌میکشید‌و‌صدای‌نفساش‌خیلی‌بد‌به‌گوشم‌میخورد‌انگار‌داره‌سخت‌نفس‌میکشه... با‌صدایی‌که‌میلرزید‌گفت:شوگا...از‌چانیول‌خبر‌داری؟حالش‌خوبه؟ببین‌شوگا‌نمیبخشمت‌اگه‌حالش‌خوب‌نباشه...چون‌حال‌خودم‌اصلا‌خوب‌نیصتو‌اون‌باید‌خوب‌باشه‌اوکی؟؟اون‌دختره‌رو‌ برده‌تو‌خونه‌ی‌مشترکمون؟؟؟خوب...قطعن‌دونصتنش‌بمن‌ربطی‌نداره‌چون‌من‌از‌بین‌‌موندن‌و‌رفتن‌واسه‌راحتیشون،رفتنو‌انتخاب‌کردم...مواظب‌خودت‌و‌چانیول‌باش... لعنتے‌چقد‌حال‌دوتاشون‌بدع...جی‌مین‌چقد‌حالش‌بده‌کع‌رفتع‌خودشو‌دو‌دصتی‌تقدیم‌کردع... چانیول؟هـــــع...اون‌اصلن‌جریان‌دخترع‌رو‌نمیدونه...هممون‌میدونیم‌اون‌عاشق‌بکهیونه‌و‌عمرن‌کسی‌باشع‌که‌بخاطرش‌قید‌بــک‌رو‌بزنه... اشک‌که‌رو‌مانیتور‌گوشیم‌ریخت‌و‌صورت‌جی‌مینی‌کع‌میخندید‌بخودم‌اوردم... عمرن‌بذارم‌بیشتراز‌این‌بهت‌دست‌بزنن‌زندگیم... پست‌میگیرم‌ازش... نمیذارم‌تو‌دستای‌پراز‌کثافطش‌بمونی...:))) #بکهیون ویس‌روفرستادمو‌گوشیمو‌زدم‌روایرپلین‌مود... خیره‌شدم‌به‌دیوار‌رو‌به‌رویی‌و‌لبخند‌تلخی‌زدم... حتمن‌الان‌باهم‌خوشن...میخندن...میرن‌بیرون‌وتو‌خونه‌ای‌که‌مال‌منو‌چانیوله‌باهمن‌خوش‌میگذرونن... اصن‌مگع‌واسشون‌مهمع‌کع‌یکی‌با‌این‌کاراشون‌جون‌میده... اصن‌مگه‌جون‌دادن‌من‌ارزشی‌دارع؟؟ نه... خوب‌بودن‌حال‌چان‌مهمع‌کع‌الانم‌هست...:))) ــــــــ دوستان‌نگرانم‌که‌تومهر‌درست‌حسابی‌نتونم‌پارت‌بذارم‌تازه‌خانوادمم‌بهم‌فشار‌میارن‌که‌گوشیمو‌خاموش‌کنم(مثه‌سالای‌گذشتع)اما‌نمیدونم‌شاید‌تاآذرپارت‌گذاشتمو‌بعد‌تاعید‌نذاشتم سعی‌میکنم‌بذارم...اصن‌اومدن‌نیومدنم‌دستع‌خداس‌دعا‌کنید‌واسم‌نت‌بزنن سوال‌این‌پارت... سکوت‌یا‌شلوغی؟ مدرسع‌یا‌تابستون؟ تو‌وکال‌،بکهیون‌یا‌تهیونگ؟ تورپ‌،چانیول‌یا‌شوگا؟ سیکس‌پک‌شیومین‌یا‌سهون؟

#شوگا ویس‌رو‌باز‌کردم +سلام‌شوگا...حتی‌اگع‌با‌دلیل‌و‌مدرکم‌بهم‌ثابت‌کنی‌نمیتونم‌باور‌کنم‌له‌له‌نمیزدی‌واسع‌یه‌خبرکوچولو از‌جیمین...میدونم‌با‌اینکارم‌آتیش‌میگیری‌اما‌یه‌خبر‌بد‌واست‌دارم...جی‌یانگ‌میخاس‌جیمینو مجبور‌کنع‌قیدتو‌بزنه‌اما‌تنها‌چیزی‌که‌از‌جی‌مین‌عایدش‌شد‌بدن‌جیمین‌شد‌چون‌جیمین‌قبلن‌فکر و‌روح‌و‌قلبشو‌بهت‌داده‌و‌دادن‌بدنش‌قطعن‌چیزی‌از‌عشقش‌بهت‌کم‌نمیکنه... یکم‌سکوت‌کرد‌که‌توش‌نفس‌میکشید‌و‌صدای‌نفساش‌خیلی‌بد‌به‌گوشم‌میخورد‌انگار‌داره‌سخت‌نفس‌میکشه... با‌صدایی‌که‌میلرزید‌گفت:شوگا...از‌چانیول‌خبر‌داری؟حالش‌خوبه؟ببین‌شوگا‌نمیبخشمت‌اگه‌حالش‌خوب‌نباشه...چون‌حال‌خودم‌اصلا‌خوب‌نیصتو‌اون‌باید‌خوب‌باشه‌اوکی؟؟اون‌دختره‌رو‌ برده‌تو‌خونه‌ی‌مشترکمون؟؟؟خوب...قطعن‌دونصتنش‌بمن‌ربطی‌نداره‌چون‌من‌از‌بین‌‌موندن‌و‌رفتن‌واسه‌راحتیشون،رفتنو‌انتخاب‌کردم...مواظب‌خودت‌و‌چانیول‌باش... لعنتے‌چقد‌حال‌دوتاشون‌بدع...جی‌مین‌چقد‌حالش‌بده‌کع‌رفتع‌خودشو‌دو‌دصتی‌تقدیم‌کردع... چانیول؟هـــــع...اون‌اصلن‌جریان‌دخترع‌رو‌نمیدونه...هممون‌میدونیم‌اون‌عاشق‌بکهیونه‌و‌عمرن‌کسی‌باشع‌که‌بخاطرش‌قید‌بــک‌رو‌بزنه... اشک‌که‌رو‌مانیتور‌گوشیم‌ریخت‌و‌صورت‌جی‌مینی‌کع‌میخندید‌بخودم‌اوردم... عمرن‌بذارم‌بیشتراز‌این‌بهت‌دست‌بزنن‌زندگیم... پست‌میگیرم‌ازش... نمیذارم‌تو‌دستای‌پراز‌کثافطش‌بمونی...:))) #بکهیون ویس‌روفرستادمو‌گوشیمو‌زدم‌روایرپلین‌مود... خیره‌شدم‌به‌دیوار‌رو‌به‌رویی‌و‌لبخند‌تلخی‌زدم... حتمن‌الان‌باهم‌خوشن...میخندن...میرن‌بیرون‌وتو‌خونه‌ای‌که‌مال‌منو‌چانیوله‌باهمن‌خوش‌میگذرونن... اصن‌مگع‌واسشون‌مهمع‌کع‌یکی‌با‌این‌کاراشون‌جون‌میده... اصن‌مگه‌جون‌دادن‌من‌ارزشی‌دارع؟؟ نه... خوب‌بودن‌حال‌چان‌مهمع‌کع‌الانم‌هست...:))) ــــــــ دوستان‌نگرانم‌که‌تومهر‌درست‌حسابی‌نتونم‌پارت‌بذارم‌تازه‌خانوادمم‌بهم‌فشار‌میارن‌که‌گوشیمو‌خاموش‌کنم(مثه‌سالای‌گذشتع)اما‌نمیدونم‌شاید‌تاآذرپارت‌گذاشتمو‌بعد‌تاعید‌نذاشتم سعی‌میکنم‌بذارم...اصن‌اومدن‌نیومدنم‌دستع‌خداس‌دعا‌کنید‌واسم‌نت‌بزنن سوال‌این‌پارت... سکوت‌یا‌شلوغی؟ مدرسع‌یا‌تابستون؟ تو‌وکال‌،بکهیون‌یا‌تهیونگ؟ تورپ‌،چانیول‌یا‌شوگا؟ سیکس‌پک‌شیومین‌یا‌سهون؟

۵ مهر 1398
2K
#جی‌مین مثه‌صگ‌پشیمون‌بودم‌که‌شوگا‌گفت: #لطفا‌فقط‌یه‌شب‌بیشتر‌بمون‌توروخدا‌جی‌مین... #یه‌شب.... ومن‌ساده‌رد‌شدم... با‌اینکه‌دلم‌له‌له‌میزد‌دوباره‌برم‌بین‌شونه‌هاش‌گم‌بشم‌و‌بهم‌عآرامش‌تزریق‌‌کنه... دوباره‌قلبم‌مث‌گنجشک‌بزنه... دوباره‌خیره‌بشم‌تو‌چشمای‌سردش‌و‌یخ‌ببندم... دوباره‌عضله‌هاشو‌لمس‌کنم.... من‌از‌شوگا‌فقط‌فکرشو‌دارم...حالا‌جی‌یانگ‌می‌خاد‌همینو‌هم‌ازم‌بگیره؟؟؟باشه‌کاری‌میکنم‌فک‌کنه قیدشوگارو‌زدم... از‌جام‌بلند‌شدمو‌یکم‌برق‌لب‌زدم‌بعد‌با‌یه‌تیشرت‌که‌از‌سر‌شونم‌میوفتاد‌و‌یه‌شلوارک‌فوق‌کوتاه‌از‌اتاق رفتم‌بیرون.دم‌در‌اتاق‌جی‌یانگ‌موهامو‌یکم‌بهم‌ریختم‌که‌سکسی‌تر‌بشم‌و‌وارد‌اتاق‌شدم تو‌تختش‌درازکشیدم‌و‌از‌اون‌عطری‌که‌دوست‌داشت‌به‌گردنم‌اسپری‌کردم پشت‌به‌در‌پتورو‌کشیدم‌تا‌نصف‌بدنمو‌بپوشونه در‌باز‌شد‌و‌میتونستم‌قیافه‌ی‌شوکه‌شو‌تصور‌کنم😆 کرمم‌گرفت‌آروم‌صداش‌کردم‌اونم‌اومد‌کنارم‌درازکشید بعد‌عآروم‌رفتم‌تو‌بغلشو‌دوباره‌توگوشش‌صداش‌زدم _ددی؟! - جوووونه‌دلمممم؟ _عصر‌یچیزی‌گفتی‌که‌من‌فهمیدم‌تو‌واقعا‌منومیخایو‌حسودی...من‌میخام‌امشب‌واسه‌اولین‌بار‌حست‌کنم... یه‌لبخند‌پرشیطنت‌رولبش‌نشست‌که‌تو‌تاریکی‌نسبی‌اتاق‌میدیدمش - حاضری؟ _اوهوووومممم...:) #شوگا دوباره‌شدم‌همون‌عآدم‌سه‌سال‌پیش...تا‌خرخره‌مست.... تازه‌فهمیدم‌بدنم‌توانایی‌مست‌شدن‌محضو‌داره...چون‌واقعا‌چیزی‌از‌دیشب‌یادم‌نبود... بیدارشدم‌با‌لباس‌خونی‌جیمین‌و‌بدن‌خونی‌خودم،زیر‌چشمای‌گود‌رفته‌ام،شیشه‌های‌شکسته‌و‌خط‌های‌روبدنم‌ودستم‌که‌آینه‌رو‌شکسته‌بود... لنتے‌من‌یه‌هیولاشدم... آب‌داغ‌رو‌زخمام‌مث‌شلاق‌میخورد‌و‌درد‌بدی‌تو‌بدنم‌میپیچید...گوشه‌ی‌لبم‌از‌گاز‌هام‌زخم‌شده‌بود از‌زیر‌دوش‌اومدم‌بیرون‌و‌لباس‌پوشیدم‌و‌خاستم‌شماره‌ی‌چانیول‌رو‌بگیرم‌که‌من‌امروز‌نمیرم‌که‌دیدم‌یه‌مسیج‌دارم‌از‌بکهیون... ویس‌بود.... +سلام‌شوگا... ...

#جی‌مین مثه‌صگ‌پشیمون‌بودم‌که‌شوگا‌گفت: #لطفا‌فقط‌یه‌شب‌بیشتر‌بمون‌توروخدا‌جی‌مین... #یه‌شب.... ومن‌ساده‌رد‌شدم... با‌اینکه‌دلم‌له‌له‌میزد‌دوباره‌برم‌بین‌شونه‌هاش‌گم‌بشم‌و‌بهم‌عآرامش‌تزریق‌‌کنه... دوباره‌قلبم‌مث‌گنجشک‌بزنه... دوباره‌خیره‌بشم‌تو‌چشمای‌سردش‌و‌یخ‌ببندم... دوباره‌عضله‌هاشو‌لمس‌کنم.... من‌از‌شوگا‌فقط‌فکرشو‌دارم...حالا‌جی‌یانگ‌می‌خاد‌همینو‌هم‌ازم‌بگیره؟؟؟باشه‌کاری‌میکنم‌فک‌کنه قیدشوگارو‌زدم... از‌جام‌بلند‌شدمو‌یکم‌برق‌لب‌زدم‌بعد‌با‌یه‌تیشرت‌که‌از‌سر‌شونم‌میوفتاد‌و‌یه‌شلوارک‌فوق‌کوتاه‌از‌اتاق رفتم‌بیرون.دم‌در‌اتاق‌جی‌یانگ‌موهامو‌یکم‌بهم‌ریختم‌که‌سکسی‌تر‌بشم‌و‌وارد‌اتاق‌شدم تو‌تختش‌درازکشیدم‌و‌از‌اون‌عطری‌که‌دوست‌داشت‌به‌گردنم‌اسپری‌کردم پشت‌به‌در‌پتورو‌کشیدم‌تا‌نصف‌بدنمو‌بپوشونه در‌باز‌شد‌و‌میتونستم‌قیافه‌ی‌شوکه‌شو‌تصور‌کنم😆 کرمم‌گرفت‌آروم‌صداش‌کردم‌اونم‌اومد‌کنارم‌درازکشید بعد‌عآروم‌رفتم‌تو‌بغلشو‌دوباره‌توگوشش‌صداش‌زدم _ددی؟! - جوووونه‌دلمممم؟ _عصر‌یچیزی‌گفتی‌که‌من‌فهمیدم‌تو‌واقعا‌منومیخایو‌حسودی...من‌میخام‌امشب‌واسه‌اولین‌بار‌حست‌کنم... یه‌لبخند‌پرشیطنت‌رولبش‌نشست‌که‌تو‌تاریکی‌نسبی‌اتاق‌میدیدمش - حاضری؟ _اوهوووومممم...:) #شوگا دوباره‌شدم‌همون‌عآدم‌سه‌سال‌پیش...تا‌خرخره‌مست.... تازه‌فهمیدم‌بدنم‌توانایی‌مست‌شدن‌محضو‌داره...چون‌واقعا‌چیزی‌از‌دیشب‌یادم‌نبود... بیدارشدم‌با‌لباس‌خونی‌جیمین‌و‌بدن‌خونی‌خودم،زیر‌چشمای‌گود‌رفته‌ام،شیشه‌های‌شکسته‌و‌خط‌های‌روبدنم‌ودستم‌که‌آینه‌رو‌شکسته‌بود... لنتے‌من‌یه‌هیولاشدم... آب‌داغ‌رو‌زخمام‌مث‌شلاق‌میخورد‌و‌درد‌بدی‌تو‌بدنم‌میپیچید...گوشه‌ی‌لبم‌از‌گاز‌هام‌زخم‌شده‌بود از‌زیر‌دوش‌اومدم‌بیرون‌و‌لباس‌پوشیدم‌و‌خاستم‌شماره‌ی‌چانیول‌رو‌بگیرم‌که‌من‌امروز‌نمیرم‌که‌دیدم‌یه‌مسیج‌دارم‌از‌بکهیون... ویس‌بود.... +سلام‌شوگا... ـــــــ بارون‌یا‌آفتاب؟ جنگل‌یا‌دریا؟ عشق‌یا‌محبت؟ سیگار‌یادرد؟ رپ‌یا‌وکال؟‌ در‌ضمن‌ببخشید‌بابت‌تاخیر‌قول‌میدم‌هر‌پنجشنبه‌پارت‌بذارم‌اگه‌پنجشنبه‌نذاشتم‌تا‌جمعه‌میذارم‌چون‌اصلا‌حالم‌خوب‌نیست:)))

۳۰ شهریور 1398
2K
حالــَم‌یہ‌جوریہ‌کہ‌فقـــَد‌بغلــِـت‌میتونه‌عآرومـــَم‌کنہ...:)))

حالــَم‌یہ‌جوریہ‌کہ‌فقـــَد‌بغلــِـت‌میتونه‌عآرومـــَم‌کنہ...:)))

۲۸ شهریور 1398
2K
عآرومم‌کرد:)))

عآرومم‌کرد:)))

۲۶ شهریور 1398
2K
#بکهیون _‌لنتے‌یچی‌کوف‌کن...رنگ‌نعری... با‌یه‌لبخند‌بی‌جون‌گفتم:خوبم...:))) +کاربرد‌دهن‌چیه؟؟ شوکه‌شدم‌از‌سوالش:خب‌غذا‌خوردن،حرف‌زدن،بوسیدن:| +لطفا‌با‌چیزی‌که‌کاربردش‌ایناس‌گوه‌نخور‌وچرت‌نگو:/ رسمن‌ترکوندم:|||| موهامو‌بهم‌ریختو‌گفت:ببین‌بچ،هرچی‌میگم‌گوش‌بدع _برا‌چی؟؟ +برا‌اینکع‌عگع‌بخاد‌بکننت‌با‌یه‌دور‌پارع‌میشی:/ _جیــــمین!!! +قانع‌شدی‌حالا؟کوف‌کن... خندم‌گرفت +یسس!بعده‌دوماه‌موفق‌شدم‌بخندونمت!!! لبخندم‌از‌خوشحالی‌فیـک‌جیمین‌‌پرر‌نگ‌تر‌شد...این‌پسرتواوج‌غمشم‌میخندید... نباید‌اذیتش‌میکردم،خدش‌هزارتا‌درد‌داره‌که‌تو‌نخ‌به‌نخ‌صیگاراش‌میشه‌دید:))) یهویی‌دیگه‌نخندید:کوفت‌کننننن! بعد‌قاشق‌سوپ‌رو‌چپوند‌تو‌دهنم جای‌بخیه‌های‌روی‌دستش‌دل‌عآدمو‌ریش‌میکرد... نمیدونم‌چجوری‌دلش‌میومد‌بادستاش‌اینجوری‌کنه گفت:میرم‌وقتی‌برگشتم‌سوپتو‌کامل‌خورده‌باشی‌هااا... و‌بدون‌اینکه‌منتظر‌جواب‌بمونه‌از‌در‌رفت‌بیرون اصلا‌میلم‌به‌هیچی‌نبود‌ولی‌چون‌نباید‌اذیتش‌کنم‌شروع‌به‌خوردن‌کردم... #جی‌مین بایه‌عآرامش‌ذاتی‌‌وارد‌اتاق‌جی‌یانگ‌شدم‌و‌برگشتم‌که‌درو‌ببندم - قفلش‌کن... طبق‌معلوم‌ترس‌بجونم‌افتاد... - بی‌خیال...نگو‌که‌میخای‌تا‌عآخر‌عمرت‌خیلی‌چیزا‌رو‌ازم‌پنهون‌کنی؟؟؟ با‌یه‌صدایی‌که‌محکومت‌میکرد‌گفتم:مثلن‌چی‌رو؟ - مثلن‌‌اینکه‌تو‌وقتی‌از‌خونه‌رفتی‌که‌وسایلتو‌جمع‌کنیو‌بیای‌میری‌تو‌حموم‌و‌میخای‌تیغو‌بکشی‌رو رگت‌که‌شوگا‌سر‌میرسه‌و‌توام‌کلی‌سماجت‌میکنی‌که‌مجبورش‌کنی‌بره‌اما‌اون‌نمیره‌و‌بجاش‌بهت‌تجاوز‌میکنه... خون‌تو‌بدنم‌منجمد‌شد... ...

#بکهیون _‌لنتے‌یچی‌کوف‌کن...رنگ‌نعری... با‌یه‌لبخند‌بی‌جون‌گفتم:خوبم...:))) +کاربرد‌دهن‌چیه؟؟ شوکه‌شدم‌از‌سوالش:خب‌غذا‌خوردن،حرف‌زدن،بوسیدن:| +لطفا‌با‌چیزی‌که‌کاربردش‌ایناس‌گوه‌نخور‌وچرت‌نگو:/ رسمن‌ترکوندم:|||| موهامو‌بهم‌ریختو‌گفت:ببین‌بچ،هرچی‌میگم‌گوش‌بدع _برا‌چی؟؟ +برا‌اینکع‌عگع‌بخاد‌بکننت‌با‌یه‌دور‌پارع‌میشی:/ _جیــــمین!!! +قانع‌شدی‌حالا؟کوف‌کن... خندم‌گرفت +یسس!بعده‌دوماه‌موفق‌شدم‌بخندونمت!!! لبخندم‌از‌خوشحالی‌فیـک‌جیمین‌‌پرر‌نگ‌تر‌شد...این‌پسرتواوج‌غمشم‌میخندید... نباید‌اذیتش‌میکردم،خدش‌هزارتا‌درد‌داره‌که‌تو‌نخ‌به‌نخ‌صیگاراش‌میشه‌دید:))) یهویی‌دیگه‌نخندید:کوفت‌کننننن! بعد‌قاشق‌سوپ‌رو‌چپوند‌تو‌دهنم جای‌بخیه‌های‌روی‌دستش‌دل‌عآدمو‌ریش‌میکرد... نمیدونم‌چجوری‌دلش‌میومد‌بادستاش‌اینجوری‌کنه گفت:میرم‌وقتی‌برگشتم‌سوپتو‌کامل‌خورده‌باشی‌هااا... و‌بدون‌اینکه‌منتظر‌جواب‌بمونه‌از‌در‌رفت‌بیرون اصلا‌میلم‌به‌هیچی‌نبود‌ولی‌چون‌نباید‌اذیتش‌کنم‌شروع‌به‌خوردن‌کردم... #جی‌مین بایه‌عآرامش‌ذاتی‌‌وارد‌اتاق‌جی‌یانگ‌شدم‌و‌برگشتم‌که‌درو‌ببندم - قفلش‌کن... طبق‌معلوم‌ترس‌بجونم‌افتاد... - بی‌خیال...نگو‌که‌میخای‌تا‌عآخر‌عمرت‌خیلی‌چیزا‌رو‌ازم‌پنهون‌کنی؟؟؟ با‌یه‌صدایی‌که‌محکومت‌میکرد‌گفتم:مثلن‌چی‌رو؟ - مثلن‌‌اینکه‌تو‌وقتی‌از‌خونه‌رفتی‌که‌وسایلتو‌جمع‌کنیو‌بیای‌میری‌تو‌حموم‌و‌میخای‌تیغو‌بکشی‌رو رگت‌که‌شوگا‌سر‌میرسه‌و‌توام‌کلی‌سماجت‌میکنی‌که‌مجبورش‌کنی‌بره‌اما‌اون‌نمیره‌و‌بجاش‌بهت‌تجاوز‌میکنه... خون‌تو‌بدنم‌منجمد‌شد... تجاوز؟ نه... باید‌میگفتی‌عشق‌بازی...چون‌طولانی،پرهوس‌وشهوت‌وبا‌ملایمتی‌که‌خشونت‌توش‌بیداد‌میکرد... ـــــــ بهترین‌رپر‌بنظرتون‌کیه؟ بنظرم‌تو‌فارسیا لیتو و اپیکور تو‌کره‌ایا‌شوگا‌و‌چانیول

۲۵ شهریور 1398
2K
و اول مهر از رگ گردن ب شما نزدیک تر است 😧 *و تو چه میدانی ۱ مهر چیست ؟😢 * زمانی که 7 صبح ساعت ها به صدا درمی ایند 😴 *و آنچه در ...

و اول مهر از رگ گردن ب شما نزدیک تر است 😧 *و تو چه میدانی ۱ مهر چیست ؟😢 * زمانی که 7 صبح ساعت ها به صدا درمی ایند 😴 *و آنچه در آسمانها و انچه در زمین است از وحشت در هم میپیچند 😨 * و گروه ...

۲۱ شهریور 1398
2K