" آذر" باید بانویی باشد با گیسوان طلایی که هر روز و هر شب دامن نارنجی‌اش را می‌تکاند بر زمین تشنه باران می‌بارد، برف می‌بارد، عشق می‌بارد... . . گاه طعم گس خرمالو را با شیرینی انار در هم می‌آمیزد و گاه لذت نیمکت‌نشینی‌های عصرانه را با اندوه دوری و ...

۶ روز پیش
29K
پاییز ... هر قدر هم که دلبر باشد و گیسو طلا هر قدر هم که طناز باشد و رعنا گلوی تمام غروب‌هایش را بغض گرفته و... ته چشم‌های عسلی‌اش را غم. انکار دست‌هایش پنج انگشت ...

پاییز ... هر قدر هم که دلبر باشد و گیسو طلا هر قدر هم که طناز باشد و رعنا گلوی تمام غروب‌هایش را بغض گرفته و... ته چشم‌های عسلی‌اش را غم. انکار دست‌هایش پنج انگشت دوست داشتنی میخواهد و ... قدم‌هایش هم پایی دیوانه. پاییز را بگذارید برای حرف های ...

۶ روز پیش
31K
نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به اندازه ی تو !؟ نمیدانم .. چون تو را دوست دارم نفس میکشم یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم !؟ ...

نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به اندازه ی تو !؟ نمیدانم .. چون تو را دوست دارم نفس میکشم یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم !؟ نمیدانم .. زندگیم تکرار دوست داشتن توست، یا تکرار دوست داشتن تو ، زندگی ام ...

۳ هفته پیش
12K
از همان اول دنیا ، ابرها چه می دانند چند قطره باریده اند ؟! خورشید مگر یادش مانده چند بار طلوع کرده است ؟! و دریا از کجا می داند حساب موج هایش را ؟! ...

از همان اول دنیا ، ابرها چه می دانند چند قطره باریده اند ؟! خورشید مگر یادش مانده چند بار طلوع کرده است ؟! و دریا از کجا می داند حساب موج هایش را ؟! پاییز از کجا بداند ، برگ های از دست داده اش را ؟! جنگل از ...

۳ هفته پیش
11K
@fatemeh2603 رفیق تنها دارایی من از این زندگی تو هستی از تو ممنونم برای حضورت در تمام وقت های دلگرفتگی هایم که مرا تنها نمیگذاری و پای درد و دل من مینشینی و با کارها ...

@fatemeh2603 رفیق تنها دارایی من از این زندگی تو هستی از تو ممنونم برای حضورت در تمام وقت های دلگرفتگی هایم که مرا تنها نمیگذاری و پای درد و دل من مینشینی و با کارها و حرفایت حال مرا خوب میکنی... از تو ممنونم که بدون هیچ چشم داشتی،بدون هیچ ...

۳ هفته پیش
47K
با خودم عهد کرده ام شاد باشم ؛ بیخیالِ قضاوت ها ، حسادت ها ، دشمنی ها و کینه ورزی ها ، بیخیالِ مشکلات و نداشته ها ، بیخیالِ هرچیز که دلم را می رنجاند ...

با خودم عهد کرده ام شاد باشم ؛ بیخیالِ قضاوت ها ، حسادت ها ، دشمنی ها و کینه ورزی ها ، بیخیالِ مشکلات و نداشته ها ، بیخیالِ هرچیز که دلم را می رنجاند ، بیخیالِ هرچیز که لبخند را از صورتم می دزدد ... متمرکز می شوم روی ...

۳ هفته پیش
41K
تماشای قشنگی های پاییز همیشه آدمش را می خواهد با یک فنجان چای داغ کنار پنجره ای که نگاهِ دلت را گرم گرم کند دست روحت را بگیرد ببرد زیر بارانی که قطعا ارزش لرزیدن ...

تماشای قشنگی های پاییز همیشه آدمش را می خواهد با یک فنجان چای داغ کنار پنجره ای که نگاهِ دلت را گرم گرم کند دست روحت را بگیرد ببرد زیر بارانی که قطعا ارزش لرزیدن جانت را دارد! اصلا پاییز دل وُ دماغ می خواهد... جرئت زیر باران راه رفتن ...

۴ هفته پیش
31K
با توام که بر دلم چه خوش نشسته‌ای بگو کجای این دنیا می‌شود تو را داشت زیر کدام آسمان می‌شود تو را نفس کشید روی کدام زمین می‌شود دورِ تو گشت پشت کدام پنجره می‌شود ...

با توام که بر دلم چه خوش نشسته‌ای بگو کجای این دنیا می‌شود تو را داشت زیر کدام آسمان می‌شود تو را نفس کشید روی کدام زمین می‌شود دورِ تو گشت پشت کدام پنجره می‌شود آمدنت را زیست به کدام فصل می‌شود در آغوشِ تو رسید بگو.. که نمی‌شود تو ...

۴ هفته پیش
26K

"تا حالا عاشق شدی؟" آره شدم اگه از من بپرسی "آدما چند بار تو زندگیشون عاشق میشن" بهت میگم دو بار! اولین بار برمیگرده به سالهایی که از زندگی هیچ چیز نمیدونی تو روزهای بین نوجوونی و جوونی، یکی میاد و بهت چیزی رو میده که هیچوقت نداشتیش اگه از ...

۱۳ آبان 1398
34K
دلتنگ که می شوی هرکاری از دستِ بی چاره ات بر می آید مثلاگوشی را برمیداری یک پیامِ کوتاه یک - من هنوز هم اینجا دلم آنجایی ست که تو هستی - دلتنگ که می ...

دلتنگ که می شوی هرکاری از دستِ بی چاره ات بر می آید مثلاگوشی را برمیداری یک پیامِ کوتاه یک - من هنوز هم اینجا دلم آنجایی ست که تو هستی - دلتنگ که می شوی فال می گیری چشمانت را می بندی می گویی : - می شود بگویی ...

۱۳ آبان 1398
33K
باران که می‌بارد زمین پر می‌شود از عطر حضور تو و خیالت بار دیگر به سرم می‌زند زیبا نیست!؟ پاییز باشد باران بی‌امان ببارد و تو را ببینم که آن‌سوی خیابان در انتظارم ایستاده‌ای همه ...

باران که می‌بارد زمین پر می‌شود از عطر حضور تو و خیالت بار دیگر به سرم می‌زند زیبا نیست!؟ پاییز باشد باران بی‌امان ببارد و تو را ببینم که آن‌سوی خیابان در انتظارم ایستاده‌ای همه جا می‌توان بوی تو را احساس کرد! حتی خیابانی که هرگز قدم نزده‌ایم... #مهران_رمضانیان #عاشقانه_ها

۳۰ مهر 1398
12K
عاشقت شدم که وقتی پاییز شد و هرکسی رفت توی لاک خودش کسی باشد که هوای این بی‌قراری‌ام را داشته باشد عاشقت شدم که صبح‌های ابری بهانه‌ی لبخند باشی که صدایت طعنه بزند به خش‌خش ...

عاشقت شدم که وقتی پاییز شد و هرکسی رفت توی لاک خودش کسی باشد که هوای این بی‌قراری‌ام را داشته باشد عاشقت شدم که صبح‌های ابری بهانه‌ی لبخند باشی که صدایت طعنه بزند به خش‌خش برگ‌ها عاشقت شدم که شعرهایم مخاطب خاص داشته باشند و آدم‌ها من و تو را ...

۳۰ مهر 1398
16K
بعضی هارا انگار خدا با ظرافت خاصی آفریده است... گویی لبخندشان را بوی نرگس دستچین و زنجیره نگاهشان را با مهربانی قفل کرده است... کوچه چشمانشان را با آرامش و حال خوب چراغانی کرده... وباز ...

بعضی هارا انگار خدا با ظرافت خاصی آفریده است... گویی لبخندشان را بوی نرگس دستچین و زنجیره نگاهشان را با مهربانی قفل کرده است... کوچه چشمانشان را با آرامش و حال خوب چراغانی کرده... وباز وبسته کردن پلک هایشان در هر دقیقه حلال تمام مشکلات است، اصلا راحت تر بگویم ...

۱۳ مهر 1398
38K
من #تو را «دوست دارم» من تو را از خیلی قبل‌ها دوست داشتم قبل از خورشید سحرخیزتر از صبح قبل از ماه! من تو را دورتر از زمین نزدیک‌تر از زمان من تو را پیش ...

من #تو را «دوست دارم» من تو را از خیلی قبل‌ها دوست داشتم قبل از خورشید سحرخیزتر از صبح قبل از ماه! من تو را دورتر از زمین نزدیک‌تر از زمان من تو را پیش از شریعت پیش از #سیب من تو را ممنوعه دوست داشتم من تو را تا ...

۱۳ مهر 1398
27K
وقتی #تو دست من و ثانیه‌ها را می‌گیری چشم‌هایم را می‌بندم یک نوک پا به دیدن خدا می‌روم ناغافل صورتش را می‌بوسم و آرام به گوشش می‌گویم: چه خوب که حواست نبود و این فرشته ...

وقتی #تو دست من و ثانیه‌ها را می‌گیری چشم‌هایم را می‌بندم یک نوک پا به دیدن خدا می‌روم ناغافل صورتش را می‌بوسم و آرام به گوشش می‌گویم: چه خوب که حواست نبود و این فرشته را روی زمین برای من جا گذاشتی.. #دریا_شهریاری #عاشقانه_ها

۸ مهر 1398
14K
نمی‌میرد #عشق آنگونه که تو می‌پنداری عشقِ راه دورم ای مبتلا به فاصله‌ها ای مسافر خسته از رسیدن ای معناترین واژه‌ی عمرم ای تنها غزل زخمه‌ی سازم کجا پنهان کنم تو را که پیدا نشوی ...

نمی‌میرد #عشق آنگونه که تو می‌پنداری عشقِ راه دورم ای مبتلا به فاصله‌ها ای مسافر خسته از رسیدن ای معناترین واژه‌ی عمرم ای تنها غزل زخمه‌ی سازم کجا پنهان کنم تو را که پیدا نشوی در چشم‌هایم کجا سکوت کنم اسم تو را که فریاد نشوی از شعرهایم؟ از این ...

۸ مهر 1398
16K
چقدر زیادی و زیبا! نمی‌دانم اما فکر می‌کنم خدا وقتی می‌خواسته نقاشی‌ات کند با یک مُشت نور تو را انداخته بین ستاره‌ها یا موقعی که مزرعه می‌کشیده افتادی لای خوشه‌های گندم شاید هم رنگدانه‌ی پولک ...

چقدر زیادی و زیبا! نمی‌دانم اما فکر می‌کنم خدا وقتی می‌خواسته نقاشی‌ات کند با یک مُشت نور تو را انداخته بین ستاره‌ها یا موقعی که مزرعه می‌کشیده افتادی لای خوشه‌های گندم شاید هم رنگدانه‌ی پولک ماهی‌هایی که اینقدر می‌درخشی یا دانه‌های سُرخ اناری روی درخت‌های بهشت! نمی‌دانم اما چقدر زیادی ...

۸ مهر 1398
13K
من و #انار زاییده‌ی یک فصل مشترک بودیم که هردویمان ترک برداشتیم او از #مهر، و من از بی مهری #نرگس_صرافیان_طوفان #عاشقانه_ها

من و #انار زاییده‌ی یک فصل مشترک بودیم که هردویمان ترک برداشتیم او از #مهر، و من از بی مهری #نرگس_صرافیان_طوفان #عاشقانه_ها

۳ مهر 1398
28K
دلم دوست داشتنی می‌خواهد انحصاری از آن‌ها که فقط سهم دل یک نفر باشی از آن دوست داشتن‌های من و تویی از آن دوست داشتن‌های تو و منی از آن‌ها که وقتی صبح بلند می‌شوی ...

دلم دوست داشتنی می‌خواهد انحصاری از آن‌ها که فقط سهم دل یک نفر باشی از آن دوست داشتن‌های من و تویی از آن دوست داشتن‌های تو و منی از آن‌ها که وقتی صبح بلند می‌شوی عطر امنیت می‌دهد نه بوی از دست دادن از آن ها که با راه دور ...

۳۱ شهریور 1398
18K
چقدر هوسِ پاییز کرده ام ! چقدر دلم خیابان هایِ نارنجی می خواهد ... پس کِی این شهریورِ بی قواره ، تمام می شود؟! من دلم یک فصلِ دلبرانه ی عاشقانه می خواهد ... خود ...

چقدر هوسِ پاییز کرده ام ! چقدر دلم خیابان هایِ نارنجی می خواهد ... پس کِی این شهریورِ بی قواره ، تمام می شود؟! من دلم یک فصلِ دلبرانه ی عاشقانه می خواهد ... خود آزارم شاید اما دردِ عشق ، در خیابان هایِ پاییز کشیدن دارد ... #نرگس_صرافیان_طوفان #عاشقانه_ها

۳۱ شهریور 1398
14K