IranianPersia

IranianPersia

مسعود هستم ۴۸ سال سن با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی علاقه من به شعر و ادب فارسی، تخلص من در سروده‌هایم (ندا) هست

ﺳﺨﺖﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﻧﺒﺎﺷﺪ
ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ﺩﻭ ﺑﯿﺖ ، ﺯﻟﻒ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺍﻭ ﯾﺎﺭ ﻧﺒﺎﺷﺪ

ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ از ﻣﻌﺮﮐﻪ در ﻋﺸﻖ ﺷﻮﯼ ﻋﺎﺷﻖ
ﺻﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﺴﻮﺯﯼ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺗﺎﺭ ﻧﺒﺎﺷﺪ
(ندا)

... دل‌تنگ توام قبله آماج منی ای گل ماهم معشوق منی چـون غزلی چشم به راهم غوغاست دلـم از تـو خـبر نیست کجایی برگـرد تـو ای ناجی و هـم پشت و پناهم چُون است در ...

... دل‌تنگ توام قبله آماج منی ای گل ماهم معشوق منی چـون غزلی چشم به راهم غوغاست دلـم از تـو خـبر نیست کجایی برگـرد تـو ای ناجی و هـم پشت و پناهم چُون است در این‌عشق اسیرم به‌نگاهت نالان شـدم از غُصه و ایـن اشـک گـواهم دیـوان دلـم داغ بـه ...

۵ روز پیش
17K
... صبری است در نگاه تو که در ما جفا کند با شـور عشـق دل ما را به غـم مبتلا کند در این کوره راه مانده است دلی به آرزو کو آن طبیب مـا که ...

... صبری است در نگاه تو که در ما جفا کند با شـور عشـق دل ما را به غـم مبتلا کند در این کوره راه مانده است دلی به آرزو کو آن طبیب مـا که به غمزه دل دوا کند گویا که مـاهتاب امشب هلال شده است در چشـم عاشـقان ...

۵ روز پیش
20K
... تو آن ابر بهارانی و من چون شعر بارانی پریشان کرده‌‌ای ما را دلم را کرده قربانی میان هر گذر افتاده بر کوی تو یک‌عاشق نمی‌دانی‌که چشمانت‌مرا هم‌کرده زندانی اسیرم کرده لب‌هـایت شدم غرق ...

... تو آن ابر بهارانی و من چون شعر بارانی پریشان کرده‌‌ای ما را دلم را کرده قربانی میان هر گذر افتاده بر کوی تو یک‌عاشق نمی‌دانی‌که چشمانت‌مرا هم‌کرده زندانی اسیرم کرده لب‌هـایت شدم غرق نگاه تو بیا ناجی قلبم‌باش در این‌دریای طوفانی اگر این‌خانه‌ویران‌است‌بیا آرام‌جانم باش دل آشفته را ...

۷ روز پیش
37K
... تویی آن شعبده و چشم تو مینای من است در خودم گیرم و لب‌های تو دنیای من است شب وچشمان تو یک‌شعر عمیق است عشق زلف تو گم شده در موج به دریای من ...

... تویی آن شعبده و چشم تو مینای من است در خودم گیرم و لب‌های تو دنیای من است شب وچشمان تو یک‌شعر عمیق است عشق زلف تو گم شده در موج به دریای من است می‌توانی که بخـوانی از چـه مجـنون تـوام این‌همه اشک‌من ازهجر که گویای من است ...

۱ هفته پیش
24K
... امشب از شور تو در عشق فدا خواهم شد در سکوت از تب این هجر فدا خواهم شد تو غزل، شعر و سرودی که به چشمان ترم از تو دل بر کشم و بی ...

... امشب از شور تو در عشق فدا خواهم شد در سکوت از تب این هجر فدا خواهم شد تو غزل، شعر و سرودی که به چشمان ترم از تو دل بر کشم و بی تو رهـا خواهم شد سرد و پاییزی و قلبم همه در غربت عشق شـد نماز ...

۱ هفته پیش
27K
... تو جـانی سینه‌ام جای تو چون دنیای من هستی تو مهتابی و خوش امشب به‌رویاهای من هستی چنان تاری که با آهنگ تو شب‌های من گرم است سزاوری که گویم تو تمام گرمی‌دنیای من ...

... تو جـانی سینه‌ام جای تو چون دنیای من هستی تو مهتابی و خوش امشب به‌رویاهای من هستی چنان تاری که با آهنگ تو شب‌های من گرم است سزاوری که گویم تو تمام گرمی‌دنیای من هستی تو و مینای‌چشم‌تو در این‌امواج دریایی طوفانی دل دیوانه‌ غـرق چشم توست تو جان ...

۳ هفته پیش
25K
... معشوق شب‌هـای من ای مهتاب برخیز از عشـق تو گـردیده دل بی تاب برخیز ای شب چراغ قصه‌هـای هر شب عشق نازک تن ای گل پیرهن از خواب برخیز محو تماشای‌تو شد این‌چشم بی‌خواب ...

... معشوق شب‌هـای من ای مهتاب برخیز از عشـق تو گـردیده دل بی تاب برخیز ای شب چراغ قصه‌هـای هر شب عشق نازک تن ای گل پیرهن از خواب برخیز محو تماشای‌تو شد این‌چشم بی‌خواب چـون گل شکوفا شـو گل نایاب برخیز میـنای چشـم مسـتت ای آرامـش جان گردیده در ...

۳ هفته پیش
16K
... ای‌که از آغوش من امشب شتابان می‌روی گوش‌کن درد مرا ای آن‌که از جان می‌روی کرده‌ای باچشم خود ما را اسیر سرنوشت ای‌که دریایی چرا چون رود غران می‌روی پای در این خانه بنهادی ...

... ای‌که از آغوش من امشب شتابان می‌روی گوش‌کن درد مرا ای آن‌که از جان می‌روی کرده‌ای باچشم خود ما را اسیر سرنوشت ای‌که دریایی چرا چون رود غران می‌روی پای در این خانه بنهادی و کردی دل اسیر تا که دل دادم به تو از من گریزان می‌روی تا ...

۴ هفته پیش
33K
... بی تو از درد شکستن غم هجران چه کنم مانده در بند تو دل زار و پریشان چه کنم ترک ما کـرده‌ای ای معرکه گیر شـب عشق صبح فردا و تب این همه عصیان ...

... بی تو از درد شکستن غم هجران چه کنم مانده در بند تو دل زار و پریشان چه کنم ترک ما کـرده‌ای ای معرکه گیر شـب عشق صبح فردا و تب این همه عصیان چه کنم جانم از عطر تو شد زنده و دل داد به باغ باغبان رفته ...

۴ هفته پیش
26K
... نگاهت با من اما خـود میان رفتن و ماندن چه‌دردی‌دارد این‌تنهایی‌من از تبت خواندن دلـم درگیر چشـم تو وجـودم غـرق در رویا تنم در سـوگ پاییز چشم من با درد نالیدن چه‌دردی دارد این‌حالم ...

... نگاهت با من اما خـود میان رفتن و ماندن چه‌دردی‌دارد این‌تنهایی‌من از تبت خواندن دلـم درگیر چشـم تو وجـودم غـرق در رویا تنم در سـوگ پاییز چشم من با درد نالیدن چه‌دردی دارد این‌حالم گرفتی دین وایمانم سبب‌سازم شده مژگان تو‌ در عشق افسردن چه‌سهمی‌دارم ازقلبت‌‌چه‌شوری‌کرده‌ای برپا عجب‌حال پریشانی‌است ...

۱۴ آبان 1398
17K
... دل به تو دادم ولی گویا تـو بازی می‌کنی گر چه گه گاه با دلم بنـده نـوازی می‌کنی در دلم با شوق‌ تو شب‌هـا بهـاری می‌شود در بهـار سبز دل هم صحنه سازی می‌کنی ...

... دل به تو دادم ولی گویا تـو بازی می‌کنی گر چه گه گاه با دلم بنـده نـوازی می‌کنی در دلم با شوق‌ تو شب‌هـا بهـاری می‌شود در بهـار سبز دل هم صحنه سازی می‌کنی چشم‌تو همچون غزال و من گرفتار به آن در تب چشمان تو هستم چه نازی ...

۱۳ آبان 1398
22K
... به جز از نغمه عشق تو به دل هیچ نماند چشـم را جز غم ایام به هجر هیچ نماند تار گیسوی تـو در باد و دل من به غمـت هر دو بر باد برفـت ...

... به جز از نغمه عشق تو به دل هیچ نماند چشـم را جز غم ایام به هجر هیچ نماند تار گیسوی تـو در باد و دل من به غمـت هر دو بر باد برفـت از دل من هیچ نماند تکیه بر باد نگاهم همه درحسرت توست شـعر تو بر ...

۱۰ آبان 1398
18K
... از کجـا آمد که من شیدای چشمانش شدم من که ازجانم گذشتم مست ایمانش شدم از کدامین راه آمد او که سـوزاند بال و پر همچوشمعی گرد او پروانه سوزانش شدم در دل طوفان ...

... از کجـا آمد که من شیدای چشمانش شدم من که ازجانم گذشتم مست ایمانش شدم از کدامین راه آمد او که سـوزاند بال و پر همچوشمعی گرد او پروانه سوزانش شدم در دل طوفان از هجر غرق می‌شد زورقی او چو دریای غم ومن اوج عصیانش شدم من خراب ...

۶ آبان 1398
12K
... عـاقبت از غُـصه‌ی دوری دلـم لبـریز شد قلب من پژمرد از غـم باز هـم پاییز شد با نگاه سـرد تو شـعر بهـاری رنگ باخت باز پیک عاشقی در کـوچه حلق‌آویز شد در سکوت چشم ...

... عـاقبت از غُـصه‌ی دوری دلـم لبـریز شد قلب من پژمرد از غـم باز هـم پاییز شد با نگاه سـرد تو شـعر بهـاری رنگ باخت باز پیک عاشقی در کـوچه حلق‌آویز شد در سکوت چشم تو یک آسمان شعر بلند بین دیوانـم غزل‌هـا خـرده و ناچـیز شد قافیه گم شد ...

۳ آبان 1398
20K
... بهانه کن تو عشق را بیا بخوان کنار من در این هوای بی‌کسی بیـا بمان نگار من غزل برای چشم توست به‌رنگ آبی دلت بیا بخوان به‌نام عشق بیا تو ای‌بهار من دلـم شکسته ...

... بهانه کن تو عشق را بیا بخوان کنار من در این هوای بی‌کسی بیـا بمان نگار من غزل برای چشم توست به‌رنگ آبی دلت بیا بخوان به‌نام عشق بیا تو ای‌بهار من دلـم شکسته در غـمت به دوری نگاه تو مـرا به تـب رها مکن بیـا بمـان کـنار من ...

۱ آبان 1398
27K
... بازار عشـق دوباره گـرم و عاشقان به راه این تیره ماه محرم است وکاروان به راه باز هم شوری به‌پا شد و شعر و نوای نی برخواسته به‌کوچه‌ها بغض بی‌صدای نی گویا قیامت است ...

... بازار عشـق دوباره گـرم و عاشقان به راه این تیره ماه محرم است وکاروان به راه باز هم شوری به‌پا شد و شعر و نوای نی برخواسته به‌کوچه‌ها بغض بی‌صدای نی گویا قیامت است وجهان در مسیر عشق با خـون بها دهند عاشـقان با دلـیل عشق دل پر ز ...

۲۶ مهر 1398
33K
سکوت همیشه به‌ معنای مهر قبول نیست دل‌ شکسته من گم شده‌است هنوز نیست توضیح‌ عشق‌ سخت‌ است‌ ومبتلا مریض این خانه‌ ی خراب دل جای حبوط نیست هرلحظه‌اشک‌مانده به‌چشم‌خسته‌ای غمی آن بغض نشسته بر ...

سکوت همیشه به‌ معنای مهر قبول نیست دل‌ شکسته من گم شده‌است هنوز نیست توضیح‌ عشق‌ سخت‌ است‌ ومبتلا مریض این خانه‌ ی خراب دل جای حبوط نیست هرلحظه‌اشک‌مانده به‌چشم‌خسته‌ای غمی آن بغض نشسته بر گلوست قصور نیست من آنجا نبوده‌ام که پای در رکاب یار آرم آنجا که‌ حرف ...

۲۶ مهر 1398
6K
... شب پر از درد و دلـم پر ز غم و بر بادم ای که با مجمر عشـق تـو پـر از فـریادم بیش از این ناز مکن غمزه‌کنی می‌میرم از شرر سوخته در عشقم و ...

... شب پر از درد و دلـم پر ز غم و بر بادم ای که با مجمر عشـق تـو پـر از فـریادم بیش از این ناز مکن غمزه‌کنی می‌میرم از شرر سوخته در عشقم و خود بیدادم توهمه عطر گل یاسی ومن در تب عشق شـده کمرنگ دلـم غم زده ...

۲۳ مهر 1398
24K
... باز زلـف تو به آغـوش نسیم افتاده است ایـن دل غـم زده‌ام باز به تو افتاده است سِحْر چشـمان تو در شـامْ نمـاز شـب من دل سـودا زده در دام تـو باز افتاده است ...

... باز زلـف تو به آغـوش نسیم افتاده است ایـن دل غـم زده‌ام باز به تو افتاده است سِحْر چشـمان تو در شـامْ نمـاز شـب من دل سـودا زده در دام تـو باز افتاده است روزگاری اسـت که بر خـال سـیاه لـب تو نقش یک‌بوسه‌به‌ زندان‌تو بازافتاده است در خم ...

۲۰ مهر 1398
20K
... تو نیستی و ثانیه‌ها به ساعت و سال می‌گذرد بیمار هجر می‌شوم و این‌عمر چه کال می‌گذرد این رفته ایام بین فصل‌ها نشان درد من است سال‌هاست که‌دل نشسته به‌غم محال می‌گذرد در کیش ...

... تو نیستی و ثانیه‌ها به ساعت و سال می‌گذرد بیمار هجر می‌شوم و این‌عمر چه کال می‌گذرد این رفته ایام بین فصل‌ها نشان درد من است سال‌هاست که‌دل نشسته به‌غم محال می‌گذرد در کیش من صورت ولب است و بوسه و نگاه از هجر بوسه‌های گرم تو دل به ...

۱۶ مهر 1398
19K