Mhdw♡

Mah._18

میخواهم اقلاً یک نفر باشد،که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم...

بر شادی بکوب بکوب که اینترنت اومد بکوب برشادی بکوب بزن دست بزن بیا برقص کیا وصلن؟

بر شادی بکوب بکوب که اینترنت اومد بکوب برشادی بکوب بزن دست بزن بیا برقص کیا وصلن؟

۲ آذر 1398
388
به ی حال خوب کنار شومینه نشستن به ی حال کسی که گیتار میزنه ،به حال کسی که گوش میکنه به اون به ی حال چایی تو وسط زمستون به ی حال عاشق، به حالی ...

به ی حال خوب کنار شومینه نشستن به ی حال کسی که گیتار میزنه ،به حال کسی که گوش میکنه به اون به ی حال چایی تو وسط زمستون به ی حال عاشق، به حالی ی عاشقی که بعد مدتی یارو میبینه به ی حال ی زندانی که ازاد شده، ...

۱ آذر 1398
378
دلتنگ تو هستم ای دوست ... نیستی اما دلم با توست...

دلتنگ تو هستم ای دوست ... نیستی اما دلم با توست...

۲۹ آبان 1398
40
پاها فقط راه نمی‌روند، گاهی می‌رقصند، گاهی موسیقی می‌سازند. باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن‌قدر که اشک‌ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق ...

پاها فقط راه نمی‌روند، گاهی می‌رقصند، گاهی موسیقی می‌سازند. باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن‌قدر که اشک‌ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه‌چیز را از ...

۲۹ آبان 1398
75