Melissaaa

Melissaaa

شیطان نیستم..
فرشته هم نیستم..
خداهم نیستم..
..
یه اسفندیم..

پارت دوازدهم.. نگاهی به اتاق آرمان انداختم دیدم هنوز عصبی داره نگام میکنه..😡 (به درک نگاه کنه تا چشش دربیاد😁 ) در اتاق باز شد و امیر و مریم اومدن تو اتاق... دست امیر یه ...

پارت دوازدهم.. نگاهی به اتاق آرمان انداختم دیدم هنوز عصبی داره نگام میکنه..😡 (به درک نگاه کنه تا چشش دربیاد😁 ) در اتاق باز شد و امیر و مریم اومدن تو اتاق... دست امیر یه پلاستیک سفید بود... آرمان صدام زد ک منم برم پیش اونا.. رفتم اونجا خواستم بشینم ...

۳ روز پیش
29K
پارت یازدهم رفتم سر کارم تا ظهر همش تو اتاق بودم اصلا بیرون نرفته بودم و خیلی‌ خسته بودم... برای ناهار میخواستم برم یه چی برای خودم سفارش بدم که دیدم امیر اومد تو اتاق ...

پارت یازدهم رفتم سر کارم تا ظهر همش تو اتاق بودم اصلا بیرون نرفته بودم و خیلی‌ خسته بودم... برای ناهار میخواستم برم یه چی برای خودم سفارش بدم که دیدم امیر اومد تو اتاق آرمان.. داشتن باهم صحبت میکردن منم رفتم تو اتاق آرمان تا بهش بگم دارم میرم ...

۷ روز پیش
35K
😂 😂

😂 😂

۱ هفته پیش
4K
🙄 🙄

🙄 🙄

۱ هفته پیش
4K
پارت دهم همینطوری داشتم نگاه شرکت میکردم با دهن باز.. هم خیلی خوشکل بود هم خیلی بزرگ ... _دهنتو ببند مگس میره توش هواهم آلوده میکنی..😃 _تو نگران آلودگی هوا نباش.. _چشم بانو...حالا معرفی نمیکنی ...

پارت دهم همینطوری داشتم نگاه شرکت میکردم با دهن باز.. هم خیلی خوشکل بود هم خیلی بزرگ ... _دهنتو ببند مگس میره توش هواهم آلوده میکنی..😃 _تو نگران آلودگی هوا نباش.. _چشم بانو...حالا معرفی نمیکنی خودتو..😍 _من منشی جدید شرکتم..نفس هستم.. _منم امیر هستم خوشبختم ..به آرمان گفتم منشی خوشکل ...

۱ هفته پیش
41K
پارت نهم _میخوای بری هوا خوری... _نه..😑 _میخوای بری خرید.. _نه..😑 😑 _پس چرا کفش اسپورت پوشیدی...توی شرکت من کفش اسپورت هیچ کس حق نداره بپوشه...😏 _آخه من...😡 _آخه بی آخه زود برو کفشتو عوض ...

پارت نهم _میخوای بری هوا خوری... _نه..😑 _میخوای بری خرید.. _نه..😑 😑 _پس چرا کفش اسپورت پوشیدی...توی شرکت من کفش اسپورت هیچ کس حق نداره بپوشه...😏 _آخه من...😡 _آخه بی آخه زود برو کفشتو عوض کن..😎 اوف خدا من چیکار کنم من با همین کفشام بزور راه میرم تا نخورم ...

۲ هفته پیش
26K
پارت هشتم رفتم تو اتاقم دراز کشیدم به فکر این بودم که یه روز برم پیش آیسو... کم کم چشام گرم شد خوابم برد...😪 صبح با نور آفتاب از خواب بیدار شدم.. رفتم آبی به ...

پارت هشتم رفتم تو اتاقم دراز کشیدم به فکر این بودم که یه روز برم پیش آیسو... کم کم چشام گرم شد خوابم برد...😪 صبح با نور آفتاب از خواب بیدار شدم.. رفتم آبی به صورتم زدم و رفتم طبقه پائین... داشتم صبحونه آماده میکردم که آرمان هم اومد تو ...

۲ هفته پیش
10K
پارت هفتم نگاه کردم دیدم آیسو هست... جواب دادم... _جانم... _جانم و درد دل دختره خر نفهم زشت..الهی شوهر گیرت نیاد..گم شی از بی آب و غذایی بمیری من حداقل یه حلوایی مال تو بخورم...الهی ...

پارت هفتم نگاه کردم دیدم آیسو هست... جواب دادم... _جانم... _جانم و درد دل دختره خر نفهم زشت..الهی شوهر گیرت نیاد..گم شی از بی آب و غذایی بمیری من حداقل یه حلوایی مال تو بخورم...الهی شوهرت کچل باشه قدشم کوتاه باشه شکمم داشته باشه مثل زنای نه ماه..😑 _آیسووووو... _ها ...

۲ هفته پیش
45K
پارت ششم _تو امروز قصد جون منو کردی ها.. 😤 _من چیکار به جون تو دارم برو بخواب دیگه..😓 _اگه اجازه بدی دارم میرم..😡 _افرین فقط برو..😁 _چشم غره ای بهم رفت که واقعا ترسیدم..😨 ...

پارت ششم _تو امروز قصد جون منو کردی ها.. 😤 _من چیکار به جون تو دارم برو بخواب دیگه..😓 _اگه اجازه بدی دارم میرم..😡 _افرین فقط برو..😁 _چشم غره ای بهم رفت که واقعا ترسیدم..😨 رفتم برای خودم غذا اوردم و نوش جان کردم بعدم رفتم یکم بخوابم..😪 بیدار که ...

۲ هفته پیش
48K
پارت پنجم آرمان: _یعنی چی خانم نیازی دیگه نمیتونین کار کنین؟ _خب آقای رادمنش یه مشکلی برام پیش اومده نمی تونم دیگه کار کنم؟ _خب شما میگین من آلان منشی از کجا بیارم؟ _بخدا آقای ...

پارت پنجم آرمان: _یعنی چی خانم نیازی دیگه نمیتونین کار کنین؟ _خب آقای رادمنش یه مشکلی برام پیش اومده نمی تونم دیگه کار کنم؟ _خب شما میگین من آلان منشی از کجا بیارم؟ _بخدا آقای رادمنش یهویی شد وگرنه از قبل بهتون خبر میدادم که دنبال منشی باشین...🙁 _باشه مرخصین ...

۲ هفته پیش
80K
پارت چهارم اوف برم بخوابم تا صبح بتونم این گودزیلا رو از خواب بیدار کنم..😭 صب با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم خواستم باز بخوابم که یادم اومد باید لباس های اون گودزیلا ...

پارت چهارم اوف برم بخوابم تا صبح بتونم این گودزیلا رو از خواب بیدار کنم..😭 صب با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم خواستم باز بخوابم که یادم اومد باید لباس های اون گودزیلا رو اتو بزنم...😤 رفتم دسشویی صورتمو شستم و اومدم بیرون... خوب حالا اتو کجاس اه ...

۳ هفته پیش
56K
پارت سوم چییی اون به من گفت کوچولو از حرص خون خونمو میخورد...😠 😠 😠 _من این کارو انجام میدم بابابزرگ😁 😁 😁 حالا نوبت اون بود که حرص بخوره 😂 _ولی بازم جدی شدو ...

پارت سوم چییی اون به من گفت کوچولو از حرص خون خونمو میخورد...😠 😠 😠 _من این کارو انجام میدم بابابزرگ😁 😁 😁 حالا نوبت اون بود که حرص بخوره 😂 _ولی بازم جدی شدو گفت :خانوادت اجازه میدن تا دیر وقت سر کار باشی... _سرمو پایین انداختم و با ...

۳ هفته پیش
37K
پارت دوم خودمو شبیه گربه شرک کردم که دیدم انگار میخواد بخنده(چی این گودزیلای اخمو هم مگه خنده بلده)ولی زود جدی شد. _خب پس گفتین برای آگهی تشریف اوردین.. _بعله.. _ما به پرستار نیاز نداریم.. ...

پارت دوم خودمو شبیه گربه شرک کردم که دیدم انگار میخواد بخنده(چی این گودزیلای اخمو هم مگه خنده بلده)ولی زود جدی شد. _خب پس گفتین برای آگهی تشریف اوردین.. _بعله.. _ما به پرستار نیاز نداریم.. _یعنی چی اگه نیاز ندارین پس چرا اگهی زدین..😡 _اون آگهی برای دوماه پیش بوده... ...

۳ هفته پیش
25K
۳ هفته پیش
7K
۳ هفته پیش
7K
پارت اول وای خدا چرا آخه باید اون آتیش سوزی اتفاق می افتاد که پدرو مادرومو از دست بدم😔 😔 و الانم مجبور بشم برم سرکار اونم مراقبت از یه پیر زن😭 😭 😭 😭 ...

پارت اول وای خدا چرا آخه باید اون آتیش سوزی اتفاق می افتاد که پدرو مادرومو از دست بدم😔 😔 و الانم مجبور بشم برم سرکار اونم مراقبت از یه پیر زن😭 😭 😭 😭 جلوی در خونه ای که آدرسشو از تو روزنامه خونده بودم از تاکسی پیاده شدم. ...

۳ هفته پیش
45K
😄 😄

😄 😄

۳ هفته پیش
7K
😢 😢

😢 😢

۳ هفته پیش
8K
😋 در هر صورت حق با منه😌

😋 در هر صورت حق با منه😌

۳ هفته پیش
8K
😄 😄 😄

😄 😄 😄

۳ هفته پیش
8K