شعرم‌مخاطب‌دارد‌اما‌نیست :)

ROMAN.PARDIS

پیج شعر ، متن های ادبی و بخشی از لحظاتم :)✒
...
‌عکست را با خودم دارم...
همراهِ صدای ضبط شده‌ات ...
و هر روز به انجمن‌های ادبی سر می‌زنم!
گوشه‌ای به التماس شاعری را ...
گیر می آورم...
عکست را نشان می‌دهم و
سکوت ضبط شده ‌‌ی صدایت را ..
همان دوستَت دارم هایی را...
که هیچ وقت نگفتی و
بعد اصرار میکنم تو را بسُراید!
دیروز بالاخره شاعری قبول کرد...
مدتی عکست را نگاه کرد و
به سکوتِ دوستت دارم هایَت گوش داد،
نگاهی به من کرد و
با لبخند رویِ تکه کاغذی نوشت...
برگرد ! این دیوانه دلش تنگ است .....
‌‌
هشتک هام :
#پری_نوشت
#شعرم‌مخاطب‌دارد‌اما‌نیست :)

نگاشته‌شده : رمان دل من آسمان شب!

طول عمر ما تک تک لحظه هاییست که لذت میبریم از باهم بودن ..! تعداد لبخندهایست که از رضایت میزنیم ...! تعداد لبخند هاییست که بر لبهای دیگران مینشانیم ..! تعداد قلب هایست که به ...

طول عمر ما تک تک لحظه هاییست که لذت میبریم از باهم بودن ..! تعداد لبخندهایست که از رضایت میزنیم ...! تعداد لبخند هاییست که بر لبهای دیگران مینشانیم ..! تعداد قلب هایست که به دست می آوریم و تعداد دفعاتیست که چشم هایمان از عشق برق میزند! بخدا که ...

۷ روز پیش
8K
انقدر حض میکنم بانو صدایم میکنی .... یا که من را خاتون تمام قصه هایت میکنی .... دست در گیسوی من با شیطنت های لبت ... عشق را هم صحبت فنجان چایم میکنی! پ.ن: شعر ...

انقدر حض میکنم بانو صدایم میکنی .... یا که من را خاتون تمام قصه هایت میکنی .... دست در گیسوی من با شیطنت های لبت ... عشق را هم صحبت فنجان چایم میکنی! پ.ن: شعر پر از حسای خوب ِ:)❤ ولی خب شعر از من نیست چون خیلی حس خوبی ...

۲ هفته پیش
10K
آخ آخ آخ ! نمیدونین چقد حالم عوض میشد وقتایی که پشونیشو می‌چسبوند به پیشونیم ...

آخ آخ آخ ! نمیدونین چقد حالم عوض میشد وقتایی که پشونیشو می‌چسبوند به پیشونیم ... " تنها کسی بود که نزدیکش بودن حالمو خوب میکرد " چشماشو تو کمترین فاصله‌ی ممکن دیدن ، به یه دنیا می ارزید ! " تنها کسی بود که توی چشماش حسِ زندگی رو ...

۲ هفته پیش
13K
میگه عاشق موهای مشکیمه! بعدش بغلم میکنه و موهامو بو میکشه .. خودمو بزور از بغلش بیرون میکشم که میگه: - چرا اینجور میکنی دیوونه ؟ یکم بمون تو بغلم! لبامو جمع میکنم و یقه ...

میگه عاشق موهای مشکیمه! بعدش بغلم میکنه و موهامو بو میکشه .. خودمو بزور از بغلش بیرون میکشم که میگه: - چرا اینجور میکنی دیوونه ؟ یکم بمون تو بغلم! لبامو جمع میکنم و یقه پیرهن مشکی رنگش رو مرتب میکنم ، مثل همیشه ! با پیرهن مشکی خیلی جذاب ...

۲ هفته پیش
11K
میدانی چه شد که نویسنده شدم ؟ تو رفته بودی ! من ماندمو دنیایی که خیس اشک بود! دنیایی که بدون تو برایم سراسر وحشت و ترس بود! باید میشکستم ، باید تمام فریاد ها ...

میدانی چه شد که نویسنده شدم ؟ تو رفته بودی ! من ماندمو دنیایی که خیس اشک بود! دنیایی که بدون تو برایم سراسر وحشت و ترس بود! باید میشکستم ، باید تمام فریاد ها را خفه میکردم باید سکوت میکردم ! تو مرا نخواسته بودی ، تو با نهایت ...

۲۹ آذر 1397
13K
میگما ! اگه عشقتون کنارتونه حسابی قدرشو بدرنین ! نزارین داشتنش براتون عادی بشه. کاری کنید لحظه هاتون بشه تکرار باهم بودن ! نه اون تکرارایی که دل آدمو میزنه ها ، نه ! یه ...

میگما ! اگه عشقتون کنارتونه حسابی قدرشو بدرنین ! نزارین داشتنش براتون عادی بشه. کاری کنید لحظه هاتون بشه تکرار باهم بودن ! نه اون تکرارایی که دل آدمو میزنه ها ، نه ! یه تکرار خاص و شیرین باشید براش ! یه تکراری باشین که هر دفعه ناب تر ...

۲۹ آذر 1397
12K
سمبوسه ی داغ کنار خیابان سس قرمزِ بیرون زده از گوشه ی لب هایش نگاه نکاه _لبم سُسی شده؟ _اره _پاکش کن برام _بیار جلو لبتو _نه...با دستمال نه...سم بوسه! میفهمی؟..سم بوسه! بوسه ی گرم ...

سمبوسه ی داغ کنار خیابان سس قرمزِ بیرون زده از گوشه ی لب هایش نگاه نکاه _لبم سُسی شده؟ _اره _پاکش کن برام _بیار جلو لبتو _نه...با دستمال نه...سم بوسه! میفهمی؟..سم بوسه! بوسه ی گرم در پیاده رو سرد صدای مامور بی توجهی ما نزدیک آمدن مامور نگاه زیر چشمی ...

۲۶ آذر 1397
6K
وقتی میپرسی چرا از بین میلیون ها نفر عاشق تو شده ام ‌ دوست دارم فریاد بزنم رو به ‌همان میلیون ها نفر و به همه بگویم‌ من دلم را به موهای مشکی اش باخته ...

وقتی میپرسی چرا از بین میلیون ها نفر عاشق تو شده ام ‌ دوست دارم فریاد بزنم رو به ‌همان میلیون ها نفر و به همه بگویم‌ من دلم را به موهای مشکی اش باخته ام ... ‌به چشمهایش ‌به آن ابروهای کشیده اش.. ‌به چال روی گونه اش ‌به ...

۲۵ آذر 1397
4K
لطفا ‌‌بخونید🙏 ❤ خب دوستای عزیزم💕 بالاخره آخرین ورق دل من آسمانِ شب هم نگاشته شد و رها و امیرحسین باهاتون خداحافظی کردن ...☺ دل کندن از دل‌من‌آسمان‌شب واقعا برام سخته ... دوساله که علاوه ...

لطفا ‌‌بخونید🙏 ❤ خب دوستای عزیزم💕 بالاخره آخرین ورق دل من آسمانِ شب هم نگاشته شد و رها و امیرحسین باهاتون خداحافظی کردن ...☺ دل کندن از دل‌من‌آسمان‌شب واقعا برام سخته ... دوساله که علاوه برتایپش دارم با شخصیت هاش زندگی میکنم . با غمشون غمگین شدم و با شادیشون ...

۹ آذر 1397
7K
#پارت_آخر _ رها ....؟ _ جونم ... _ بهم نگاه کن ... از آغوشش خودم را بیرون میکشم و در چشم هایش زل میزنم . چشم هایش حالا همان برق همیشگی را داشت . همان ...

#پارت_آخر _ رها ....؟ _ جونم ... _ بهم نگاه کن ... از آغوشش خودم را بیرون میکشم و در چشم هایش زل میزنم . چشم هایش حالا همان برق همیشگی را داشت . همان برق شیطنت و شادی ، همان برقی که از ابتدا دل به آن باخته بودم ...

۹ آذر 1397
18K
#۱۵۱ لبخندی پر از آرامشی تحویلم میدهد اما چیزی از اضطراب درونم نمی کاهد ... رو به رویم مینشیند و عسلی چشمانش قفل چشمهایم میشود . _ امیر خیلی سعی کردم ازت پنهون کنم . ...

#۱۵۱ لبخندی پر از آرامشی تحویلم میدهد اما چیزی از اضطراب درونم نمی کاهد ... رو به رویم مینشیند و عسلی چشمانش قفل چشمهایم میشود . _ امیر خیلی سعی کردم ازت پنهون کنم . سعی کردم ازم متنفر بشی و از خودم دورت کنم . خیلی سعی کردم حتی ...

۷ آذر 1397
7K
گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید ... آمدی و همه فرضیه ها ریخت بهم ...❤

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید ... آمدی و همه فرضیه ها ریخت بهم ...❤

۵ آذر 1397
10K
#۱۴۹ حس خوبی در وجودم جریان پیدا میکند و لبخندم جان میگیرد . دستم را میان دست گرمش محکم میفشارد : _ رها هیچ چیز تغیر نکرده. . . هر اتفاقی هم که بیوفته من ...

#۱۴۹ حس خوبی در وجودم جریان پیدا میکند و لبخندم جان میگیرد . دستم را میان دست گرمش محکم میفشارد : _ رها هیچ چیز تغیر نکرده. . . هر اتفاقی هم که بیوفته من عاشقت میمونم ، خب؟؟ نگاهم از چشمان جذابش سر میخورد روی ماده بی رنگی که ...

۵ آذر 1397
4K
#ادامه #۱۴۸ بعد از رسیدن به خانه اولین چیزی که میبینم لبخند پر از آرامش بنفشه است . لبخندی میزنم که در آغوشم میکشد و میگوید: _ دیدی گفتم چیزی نیست؟؟ _ آره خداروشکر... امیر ...

#ادامه #۱۴۸ بعد از رسیدن به خانه اولین چیزی که میبینم لبخند پر از آرامش بنفشه است . لبخندی میزنم که در آغوشم میکشد و میگوید: _ دیدی گفتم چیزی نیست؟؟ _ آره خداروشکر... امیر در حالی که سروم را به دست دارد وارد میشود و در را با پا ...

۲ آذر 1397
4K
#۱۴۷ در با صدای بلند به هم کوبیده میشود و آهی میکشم . بنفشه میپرسد: _دورت بگردم من چی شدی توو؟؟؟ با عجز مینالم : _ بنفشه تو رو خدا بگو کاریم نداشته باشه . ...

#۱۴۷ در با صدای بلند به هم کوبیده میشود و آهی میکشم . بنفشه میپرسد: _دورت بگردم من چی شدی توو؟؟؟ با عجز مینالم : _ بنفشه تو رو خدا بگو کاریم نداشته باشه . بنفشه نمیخوام بیمارستان بیام .. _ چرا آخه ؟؟؟ مسموم شدی احتمالا ... لباساتو بپوش ...

۲ آذر 1397
4K
#۱۴۶ _ خیلی بی انصافیا... تو که اینهمه قشنگ شعر میخونی چرا تا حالا برای من نمی خوندی؟؟؟ برمیگردم و با دیدن امیرحسین شوکه می شوم.. دلم ضعف میرود برای ژست مردانه اش ، دست ...

#۱۴۶ _ خیلی بی انصافیا... تو که اینهمه قشنگ شعر میخونی چرا تا حالا برای من نمی خوندی؟؟؟ برمیگردم و با دیدن امیرحسین شوکه می شوم.. دلم ضعف میرود برای ژست مردانه اش ، دست در جیب کرده و نگاهم نمی کند.. به کتابی که از دستم افتاده و پخشِ ...

۳۰ آبان 1397
5K
#۱۴۵ _ دقیقا دارم بدترین روزای عمرومو تجربه میکنم . زیر لب زمزمه میکنم : _ و احتمالا آخراشو ... دست به موهایم میکشد : _ تصمیم نداری به امیر چیزی بگی ؟؟ نمیخوای بهت ...

#۱۴۵ _ دقیقا دارم بدترین روزای عمرومو تجربه میکنم . زیر لب زمزمه میکنم : _ و احتمالا آخراشو ... دست به موهایم میکشد : _ تصمیم نداری به امیر چیزی بگی ؟؟ نمیخوای بهت کمک کنه ؟ امروز ازم خواست بیام باهات حرف بزنم تا مشکلتو بهم بگی . ...

۲۷ آبان 1397
5K
#144 _ منظورت چیه ؟؟ _ ببین ... فک کن دو نفر که خیلی هم دیگرو دوست دارن ازدواج میکنن . بعد مثلا دختره بفهمه بچه دار نمیشن و مشکل از اونه ! خب یه ...

#144 _ منظورت چیه ؟؟ _ ببین ... فک کن دو نفر که خیلی هم دیگرو دوست دارن ازدواج میکنن . بعد مثلا دختره بفهمه بچه دار نمیشن و مشکل از اونه ! خب یه آدم عاقل مسلما مشکل رو با همسرش در میون میزاره تا باهم راه حلی پیدا ...

۲۵ آبان 1397
5K
#۱۴۳ حرفی زده نمیشود . همین به بنفشه میفهماند اوضاع اصلا خوب نیست ... به خانه که میرسند امیر برای اینکه رها و بنفشه باهم تنها باشند بلکه رها ازارم تر شود ، به بهانه ...

#۱۴۳ حرفی زده نمیشود . همین به بنفشه میفهماند اوضاع اصلا خوب نیست ... به خانه که میرسند امیر برای اینکه رها و بنفشه باهم تنها باشند بلکه رها ازارم تر شود ، به بهانه اینکه دوش بگیرد تنهایشان میگذراد ... رها در اتاقش بود و بنفشه در حال درست ...

۲۳ آبان 1397
5K
#۱۴۲ پرستاری از کنارمان رد میشود وچیز هایی رو به امیرحسین میگوید که هیچکدام نمیفهمیم . امیر دستم را میکشد و مجبورم پشت سرش قدم بردارم . وارد اتاق میشویم . در را میبندد و ...

#۱۴۲ پرستاری از کنارمان رد میشود وچیز هایی رو به امیرحسین میگوید که هیچکدام نمیفهمیم . امیر دستم را میکشد و مجبورم پشت سرش قدم بردارم . وارد اتاق میشویم . در را میبندد و در حالی که کلافه دست در موهای خوش حالتش میکند میگوید : _ رها من ...

۲۱ آبان 1397
4K