Lovely

SHARAREH.LOVLY

کپی == بلاک
بیچاره گوزوم هر گئجه سن سیز باخار آغلار
قان یاشیله اولدوزلارین بیر بیر سایار آغلار
سن آیریلیغی خوشلادون اما گئجه گوندوز
دفترده قلم شرح فراقون یازار آغلار

یادمه اولین روز تولدت که نبودی، بازم مثل همیشه از یه ماه جلوتر تو فکر این بودم که امسال چه برنامه ی دو نفره ای بچینم که تا سال دیگه یادت نره و سال بعد ...

یادمه اولین روز تولدت که نبودی، بازم مثل همیشه از یه ماه جلوتر تو فکر این بودم که امسال چه برنامه ی دو نفره ای بچینم که تا سال دیگه یادت نره و سال بعد خاطره شو مرور کنیم و هی بخندیم. چشمم که به تقویم افتاد یادم اومد ای ...

۱۷ ساعت پیش
8K
برایِ جای خالی نبودنت دارم بهایِ سنگینی به اندازه ی تنهاییم می پردازم به اندازه ی شب گریه هایم و به اندازه ی تمامِ لب فرو بستن هایِ از سرِ اجبارم بهایِ سنگینی دارم می ...

برایِ جای خالی نبودنت دارم بهایِ سنگینی به اندازه ی تنهاییم می پردازم به اندازه ی شب گریه هایم و به اندازه ی تمامِ لب فرو بستن هایِ از سرِ اجبارم بهایِ سنگینی دارم می پردازم تا تو تنها تو باشی برایِ من و آغوشت میانِ مقایسه ی آغوش ها ...

۳ روز پیش
10K
سالهاست که دربندِ افکار شبانه ام گرفتارم!! ساعت از دوازده که می گذرد، لعنتی ها شبیخون می زنند و مغزم را به زنجیر می کشند. چه از جانم می خواهند؟! نمی دانم...!! چنگال این برزخِ ...

سالهاست که دربندِ افکار شبانه ام گرفتارم!! ساعت از دوازده که می گذرد، لعنتی ها شبیخون می زنند و مغزم را به زنجیر می کشند. چه از جانم می خواهند؟! نمی دانم...!! چنگال این برزخِ لعنتی ، شانه های دلم را اسیر می کند و زانوانش را وادار به خم ...

۷ روز پیش
11K
من دختر دردهای به استخوان رسیده بودم که تو را میان آغوش های بی مِهر دیگران جست و جو میکردم.. من دختر درد های به استخوان رسیده بودم و

من دختر دردهای به استخوان رسیده بودم که تو را میان آغوش های بی مِهر دیگران جست و جو میکردم.. من دختر درد های به استخوان رسیده بودم و "دوستت دارم هایت ‌"‌هیچ کجایِ زندگیم به گوش نمیرسید.. من دختر دردهای به استخوان رسیده بودم و دکتر برایم خیال راحت ...

۱ هفته پیش
12K
باز نسیم نبودنت به آرامی در لابه لای لحظه هایم زوزه میکشد و تنهاییم را به رخ در و دیوارخانه میکشد دلتنگم و نبودنت را در کوچه پس کوچه های تنهایی فریاد می زنم تو ...

باز نسیم نبودنت به آرامی در لابه لای لحظه هایم زوزه میکشد و تنهاییم را به رخ در و دیوارخانه میکشد دلتنگم و نبودنت را در کوچه پس کوچه های تنهایی فریاد می زنم تو به اندازه تمام روزهای رفته ات در لحظه هایم حضور داری جای خالیت درقلبم سالهاست ...

۲ هفته پیش
11K
بغض آنقدر بیخ گلویم را گرفته که اگر هم بخواهم صدایت کنم، امانم نمی دهد. این بهار انگار ادامه ی همان زمستان است و انگار دیگر از دست بهار هم کاری ساخته نیست ! حالِ ...

بغض آنقدر بیخ گلویم را گرفته که اگر هم بخواهم صدایت کنم، امانم نمی دهد. این بهار انگار ادامه ی همان زمستان است و انگار دیگر از دست بهار هم کاری ساخته نیست ! حالِ من وخیم تر از نسیم ِ خوش و رویا چیدن است. کاش می فهمیدی خوشبختی ...

۳ هفته پیش
20K
نیستی و سال هاست روزه ی عشق میگیرم... هر شب قبل از خواب تمام خاطراتت را نجویده قورت میدهم و میان ضجه های شبانه ام چشمانت را پنهانی عبادت میکنم... تو را با تمام جزئیاتت ...

نیستی و سال هاست روزه ی عشق میگیرم... هر شب قبل از خواب تمام خاطراتت را نجویده قورت میدهم و میان ضجه های شبانه ام چشمانت را پنهانی عبادت میکنم... تو را با تمام جزئیاتت به خاطر می‌آورم و سپس میان برزخی از خیال و واقعیت به خوابی عمیق شبیه ...

۳۱ اردیبهشت 1397
13K
اولین باران بهاری را نبودی مگر نگفتی خودت را به اولین شکوفه ی اردیبهشت میرسانی اردیبهشت هم دارد تمام میشود پس کجای این بهار جا مانده ایی که نه میتوانم پیدایت کنم نه خودت می ...

اولین باران بهاری را نبودی مگر نگفتی خودت را به اولین شکوفه ی اردیبهشت میرسانی اردیبهشت هم دارد تمام میشود پس کجای این بهار جا مانده ایی که نه میتوانم پیدایت کنم نه خودت می آیی ببین خرداد هم دارد از راه میرسد نگذار تنها در باغ گلهای قرمز خرداد ...

۲۷ اردیبهشت 1397
11K
مهربانم چگونه ازدلتنگیهایم بگویم چگونه تلخی و درد بی تو شکستن را به قالب کلمات بکشم با کدام واژه درد دوریت را بازگو کنم که تو بدانی نبودنت اینجا کنارمن با دل خسته ام چه ...

مهربانم چگونه ازدلتنگیهایم بگویم چگونه تلخی و درد بی تو شکستن را به قالب کلمات بکشم با کدام واژه درد دوریت را بازگو کنم که تو بدانی نبودنت اینجا کنارمن با دل خسته ام چه میکند غم نبودنت را در تک تک شعرهایم فریاد کشیدم اما تو فریادم را نشنیدی ...

۲۳ اردیبهشت 1397
11K
جمعه ها نزدیکم بمان. یک هفته تمام مینشینم خیره به تقویم روی دیوار. روزها را میشمارم تا جمعه شود که وعده دیدارم با توست. صبح با شادی از خواب بیدار میشوم بهترین لباس هایم را ...

جمعه ها نزدیکم بمان. یک هفته تمام مینشینم خیره به تقویم روی دیوار. روزها را میشمارم تا جمعه شود که وعده دیدارم با توست. صبح با شادی از خواب بیدار میشوم بهترین لباس هایم را میپوشم. سر راه شاخه گلی میگیرم خرمایی برای خیرات. شیشه آبی برای شستن سنگ های ...

۱۴ اردیبهشت 1397
15K
غم انگیز ترین حالت رفتن را فقط در تو دیده ام آنچنان رفتی که حتی رد قدمهایت از یاد کوچه نرفته با رفتنت به مه غلیظ شبیه شدم آسمانم دیگر خورشید به خویش ندید رویاهایم ...

غم انگیز ترین حالت رفتن را فقط در تو دیده ام آنچنان رفتی که حتی رد قدمهایت از یاد کوچه نرفته با رفتنت به مه غلیظ شبیه شدم آسمانم دیگر خورشید به خویش ندید رویاهایم کابوسهایی بی تعبیرست که هر شب تکرار می شوند بی تو نه بوی خاک نجاتم ...

۵ اردیبهشت 1397
13K
عجیب خسته ام... هنوز کابوس رفتنت را بیدار نشده ام با وجود این همه زمان صدای سکوتت می آید ازلای نسیمی که بیخیال ، چشمهایم رامی برد تا ناکجای هزار کجای نامعلوم و آنجا بی ...
عکس بلند

عجیب خسته ام... هنوز کابوس رفتنت را بیدار نشده ام با وجود این همه زمان صدای سکوتت می آید ازلای نسیمی که بیخیال ، چشمهایم رامی برد تا ناکجای هزار کجای نامعلوم و آنجا بی نشان رهایم می کند . دوباره امشب تنهایم و اندوه شب آزرده ام می کند ...

۲۸ فروردین 1397
17K
نیستی‌، خانه لج کرده... بهانه‌ات را می‌گیرد و دل به زندگی نمی‌دهد، صبح‌ها دیگر از پنجره طلوع آفتاب مشخص نیست، غذا‌ها دیگر خورده که نه، دور ریخته می‌شوند، یخچال که دیگر شورش را درآورده و ...

نیستی‌، خانه لج کرده... بهانه‌ات را می‌گیرد و دل به زندگی نمی‌دهد، صبح‌ها دیگر از پنجره طلوع آفتاب مشخص نیست، غذا‌ها دیگر خورده که نه، دور ریخته می‌شوند، یخچال که دیگر شورش را درآورده و به بهانه نبودنت انقدر خاموش میماند تا همه‌ی موجودی‌اش فاسد می‌شود... تا که به غروب ...

۲۲ فروردین 1397
17K
عکست را با خودم دارم همراه صدای ضبط شده ات را و هر روز به مزارت سر میزنم! گوشه ای به التماس ، شاعری را گیر میاورم... عکست را نشانش میدهم و سکوت ضبط شده ...
عکس بلند

عکست را با خودم دارم همراه صدای ضبط شده ات را و هر روز به مزارت سر میزنم! گوشه ای به التماس ، شاعری را گیر میاورم... عکست را نشانش میدهم و سکوت ضبط شده ی صدایت را!... همان دوستت دارم هایی را که هیچ وقت نگفتی... و بعد اصرار ...

۱۴ فروردین 1397
14K
پاییز جایش را به زمستان داد زمستان جایش را به بهار برگ ها جایشان را به شکوفه ها دادند در این میان جای تو همچنان خالی ست... .

پاییز جایش را به زمستان داد زمستان جایش را به بهار برگ ها جایشان را به شکوفه ها دادند در این میان جای تو همچنان خالی ست... .

۶ فروردین 1397
16K
چگونه بگویم نوروز مبارک؟ چگونه بگویم سال نو مبارک؟ چگونه بگویم،وقتے لحظه هاے سنگین انتظار پشت پنجره دیوار مرا مے خوانند؟ چگونه بگویم،وقتے تلخینگے تنهایے همچون زلــزله بر سرم آوار مے شود؟ چگونه بگویم،وقتے ثانیه ...

چگونه بگویم نوروز مبارک؟ چگونه بگویم سال نو مبارک؟ چگونه بگویم،وقتے لحظه هاے سنگین انتظار پشت پنجره دیوار مرا مے خوانند؟ چگونه بگویم،وقتے تلخینگے تنهایے همچون زلــزله بر سرم آوار مے شود؟ چگونه بگویم،وقتے ثانیه ها نبودنت را به رخم مے کشند؟ چگونه بگویم،وقتے اینجا همه چے هست فقط جاے ...

۲۹ اسفند 1396
19K
عکس بلند

"تحویل "بگیر؛ سالی که نو میشود و تویی که از نو نیستی! منم و هفت سینی که امسال هم بی حضور تو شش سین دارد.... سالِ نو بی تو شبیه تُنگِ پر از آبی که عید نشده ماهیِ قرمزش میمیرد! شبیه سبزه ای که درست شب بیستُ نهم سرما میزند! ...

۲۹ اسفند 1396
14K
سال که عوض می شود باید بگویم پارسال بود که دیدمت! باید بگویم سال پیش بود که باهم بودیم! اما از نبودنت سالها گذشته است... باید هی رجوع کنم به سالها قبل اینکه تو را ...
عکس بلند

سال که عوض می شود باید بگویم پارسال بود که دیدمت! باید بگویم سال پیش بود که باهم بودیم! اما از نبودنت سالها گذشته است... باید هی رجوع کنم به سالها قبل اینکه تو را در سالها قبل جا گذاشته ام اینکه امسال هم ،از تو و از خودم جا ...

۲۶ اسفند 1396
18K
ای کاش قبل از رفتنت تکلیف مرا با این شب های سرد معلوم میکردی بیا و بگو با بغض هایم چه کنم با شب بخیر هایی که باید برایت میفرستادم چه کنم بیا جواب چشم ...

ای کاش قبل از رفتنت تکلیف مرا با این شب های سرد معلوم میکردی بیا و بگو با بغض هایم چه کنم با شب بخیر هایی که باید برایت میفرستادم چه کنم بیا جواب چشم هایم را بده برای حضور چه کسی اشک ذوق بریزم برای درد دلهای چه کسی ...

۲۱ اسفند 1396
37K
گاهی نداشتنت خیلی درد دارد با هیچ مسکنی آرام نمی شوم حتی شعر درمانی را امتحان کردم قدم زدن زیر باران هیچ کدام درد رفتنت راکم نکرد به محض اینکه شب میشود دلتنگی عود میکند ...

گاهی نداشتنت خیلی درد دارد با هیچ مسکنی آرام نمی شوم حتی شعر درمانی را امتحان کردم قدم زدن زیر باران هیچ کدام درد رفتنت راکم نکرد به محض اینکه شب میشود دلتنگی عود میکند وبغض هایم سرباز میزند کاش‌‌‌‌‌.‌‌‌‌........ مادربزرگ عمر به دنیا داشت و از دم نوش های ...

۱۵ اسفند 1396
18K