nanioushan.co

Sahar.marzara

"محمد"
گر نکیر آید و پرسد که بگو رب تو کیست "گویم آنکس که ربود این دل دیوانه مرا
*************************************************************
تـقـــویـم دلــ ـتنگـی پـریـشـــان اسـتــــــــــ

گـاهــ ـی هــــم ایـنطــــوری اسـتـــــــــــ ،

اردیبـهــشـتـــــــــــــ اسـتـــــــــــ و تـــــ ـــو داری بـرگـــــــــــ مـی ریـزی ...
https://telegram.me/naniuoshan
http://www.wisgoon.com/nanioushan.co

خداحافظ دلم دارد صدایم میزند. تمام سلامهای دنیا سهم شما وبرای من فقط یک لبخند شما کافیست. خدا نگهدار .تا عبوری دوباره تنها سبزی شما را آرزو میکنم.

خداحافظ دلم دارد صدایم میزند. تمام سلامهای دنیا سهم شما وبرای من فقط یک لبخند شما کافیست. خدا نگهدار .تا عبوری دوباره تنها سبزی شما را آرزو میکنم.

۳۰ آذر 1395
459
موضوع انشاء: یلدای خود را چگونه گذراندید؟ با سلام خدمت آموزگار خوب و دوستان عزیزم دیشب یلدا به ما خیلی خوش گذشت .دور هم بودیم و تا تونستیم خوردیم و خندیدیم ،فال هم گرفتیم.البته پدرم ...

موضوع انشاء: یلدای خود را چگونه گذراندید؟ با سلام خدمت آموزگار خوب و دوستان عزیزم دیشب یلدا به ما خیلی خوش گذشت .دور هم بودیم و تا تونستیم خوردیم و خندیدیم ،فال هم گرفتیم.البته پدرم میگفت شایعه شده که هندوانه ها را یه کسایی ارزون خریدن و انبار کردن که ...

۲۹ آذر 1395
451
دنیا ... به

دنیا ... به " شایستگی هایت " پاسخ میدهد نه به "آرزوهایت" پس شایسته ی آرزوهایت باش. چه بسیار انسانها دیدم تنشان" لباس "نبود ! و چه بسیار لباسها دیدم که درونش" انسانی" نبود! به هر کس" نیکی "کنی او را" ساخته ای" و به هر کس" بدی "کنی به ...

۱۸ آذر 1395
450
چهار نفر بودند. اسمشان اینها بود. همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی. کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند، هرکسی می ...

چهار نفر بودند. اسمشان اینها بود. همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی. کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند، هرکسی می توانست این کار را بکند ولی هیچ کس اینکار را نکرد. یک کسی عصبانی شد ...

۱۸ آذر 1395
467
گرگ روزگار بودیم شغال ها هم جرأت رویارویی با مارا نداشتند حال که توبه کردیم آهوها هم برایمان خط و نشان میکشند امابه آهوها بگوئید درقلمروما بااحترام عبور کنند که توبه گرگ مرگ است

گرگ روزگار بودیم شغال ها هم جرأت رویارویی با مارا نداشتند حال که توبه کردیم آهوها هم برایمان خط و نشان میکشند امابه آهوها بگوئید درقلمروما بااحترام عبور کنند که توبه گرگ مرگ است

۱۷ آذر 1395
471
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند. خارپشت ها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگر را حفظ کنند. ولی خارهایشان یکدیگررا در کنار هم ...

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند. خارپشت ها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگر را حفظ کنند. ولی خارهایشان یکدیگررا در کنار هم زخمی میکرد. مخصوصا که وقتی نزدیک تر بودند گرم تر میشدند. به خاطر همین مطلب ...

۱۶ آذر 1395
462
در عجبم، برهنگی زنان عریان را دیدیم و فریاد کشیدیم اما پاهای برهنه کودکان شهرمان را دیدیم و سکوت کردیم... شاید هنوز راه درازی در پیش داریم تا بفهمیم که گناه برهنگان را به پای ...

در عجبم، برهنگی زنان عریان را دیدیم و فریاد کشیدیم اما پاهای برهنه کودکان شهرمان را دیدیم و سکوت کردیم... شاید هنوز راه درازی در پیش داریم تا بفهمیم که گناه برهنگان را به پای خودشان خواهند نوشت اما گناه پاهای برهنه را به پای ما.‍

۱۶ آذر 1395
474
خوشبخت اگر خار بکارد از بخت خوشش لاله و ریحان بدر آید بدبخت اگر مسجدی از آینه سازد یا سقف فرو ریزد و یا قبله کج آید

خوشبخت اگر خار بکارد از بخت خوشش لاله و ریحان بدر آید بدبخت اگر مسجدی از آینه سازد یا سقف فرو ریزد و یا قبله کج آید

۱۵ آذر 1395
487
در دنیایی که هر چهار دقیقه یک کودک بر اثر گرسنگی جان میدهد، شکست عشقی تو بس احمقانه است...

در دنیایی که هر چهار دقیقه یک کودک بر اثر گرسنگی جان میدهد، شکست عشقی تو بس احمقانه است...

۱۵ آذر 1395
512
http://www.wisgoon.com/nanioushan.co ﻫــﺮ ﻗﻠـﺒﯽ

http://www.wisgoon.com/nani... ﻫــﺮ ﻗﻠـﺒﯽ " ﺩﺭﺩﯼ " ﺩﺍﺭﺩ ... ﻓﻘــﻂ ﻧﺤﻮﻩ ﯼ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺘــﻔﺎﻭﺕ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺧــﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﺸــﻤﺎﻧــﺸﺎﻥ ﭘﻨــ ـﻬــﺎﻥ ﻣﯽ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺧــﯽ ﺩﺭ ﻟﺒــﺨﻨـﺪﺷﺎﻥ ... ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﻬﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﭘﻨﺎﻩ ﻧﺒﺮ ﻫﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ ، ﺭﻧﺠﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺳﺖ . ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ...

۱۳ آذر 1395
623
نمازش ک تمام شد چادرش را تا کرد وگذاشت توی سجاده موهایش را پریشان کرد ... سرخاب سفیدابی کرد و وارد مهمانی شد فرشته لبخند تلخی زد ... فقط خدا برایت نامحرم بود .....

نمازش ک تمام شد چادرش را تا کرد وگذاشت توی سجاده موهایش را پریشان کرد ... سرخاب سفیدابی کرد و وارد مهمانی شد فرشته لبخند تلخی زد ... فقط خدا برایت نامحرم بود .....

۱۳ آذر 1395
559
دو تا زن و شوهر از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان خودکشی کنند. پس به بالای بلندترین آپارتمان رفتند و مرد گفت:من از یک تا سه می شمارم بعد هر دو ...

دو تا زن و شوهر از زندگی خسته شدند و تصمیم گرفتند با هم یکزمان خودکشی کنند. پس به بالای بلندترین آپارتمان رفتند و مرد گفت:من از یک تا سه می شمارم بعد هر دو همراه هم می پریم. زن قبول کرد. مرد شمرد: ١ ٢ ٣ زن پرید اما ...

۱۳ آذر 1395
458
دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . . دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!! ولی ... هیچوقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد ...

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . . دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!! ولی ... هیچوقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا ! یک هفته در تب ســـــــوخت . . . !!

۱۳ آذر 1395
444
http://www.wisgoon.com/nanioushan.co پیامبری از کنار خانه ما رد شد. باران گرفت. مادرم گفت: چه بارانی می آید. پدرم گفت: بهار است. و ما نمی دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است. پیامبری از کنار ...

http://www.wisgoon.com/nani... پیامبری از کنار خانه ما رد شد. باران گرفت. مادرم گفت: چه بارانی می آید. پدرم گفت: بهار است. و ما نمی دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است. پیامبری از کنار خانه ما رد شد. لباسهای ما خاکی بود. او خاک روی لباسهایمان را به اشارتی ...

۱۳ آذر 1395
443
http://www.wisgoon.com/nanioushan خواستم عاشق بی‌نام‌ونشانت باشم نگرانم نشوی تا نگرانت باشم گم شدم در تب شعری که پر از شور تو بود تا شبیه غزلی ورد زبانت باشم عاقبت علت تشویش جهانت شده‌ام من که می‌خواستم ...

http://www.wisgoon.com/nani... خواستم عاشق بی‌نام‌ونشانت باشم نگرانم نشوی تا نگرانت باشم گم شدم در تب شعری که پر از شور تو بود تا شبیه غزلی ورد زبانت باشم عاقبت علت تشویش جهانت شده‌ام من که می‌خواستم آرامش جانت باشم جرُم من نیست اگر نوبت من پاییزی‌ست من نمی‌خواستم ای گل به ...

۱۱ آذر 1395
445
http://www.wisgoon.com/nanioushan این قهوه هم سرد شد، حتما باز هم پشت آن ترافیک همیشگی گیر کرده ای... می دانی جانم، انتظار کشیدن دلهره دارد، دلهره از اینکه نیایی. اما چشیدن این قهوه سرد ترسناک است! بعضی ...

http://www.wisgoon.com/nani... این قهوه هم سرد شد، حتما باز هم پشت آن ترافیک همیشگی گیر کرده ای... می دانی جانم، انتظار کشیدن دلهره دارد، دلهره از اینکه نیایی. اما چشیدن این قهوه سرد ترسناک است! بعضی چیزها نباید از دهن بیفتند، چون دیگر طعم گذشته را ندارند، من از خیلی دیر ...

۱۱ آذر 1395
443
بی هیچ نام می آیی اما تمام نام های جهان باتوست وقت غروب نامت دلتنگی ست وقتی شبانه چون روحی عریان می آیی نام تو وسوسه است زیر درخت سیب نامت حواست و چون به ...

بی هیچ نام می آیی اما تمام نام های جهان باتوست وقت غروب نامت دلتنگی ست وقتی شبانه چون روحی عریان می آیی نام تو وسوسه است زیر درخت سیب نامت حواست و چون به ناگزیر با اولین نفس که سحر می زند می گریزی نام گریزناکت رویاست

۱۱ آذر 1395
447
بانو پیلہ تنهایےات از ابریشم بود… از ناب ترین احساس پاڪ… امّا عاشق شدے و پاره اش ڪردے… پس حالا پروانہ اے باش گراڹ تر… و او ڪہ برایش احساست را دادے… دوست داشتہ باش… ...

بانو پیلہ تنهایےات از ابریشم بود… از ناب ترین احساس پاڪ… امّا عاشق شدے و پاره اش ڪردے… پس حالا پروانہ اے باش گراڹ تر… و او ڪہ برایش احساست را دادے… دوست داشتہ باش… همین…

۱۱ آذر 1395
449
راه آهن رو که آلمانی ها ساختند، قطارش رو هم آمریکایی ها داده بودند، اپراتور CTC رو هم از ژاپنی ها گرفته بودیم، فقط اون دکمه قرمزه و سبزه رو به ما سپرده بودند که ...

راه آهن رو که آلمانی ها ساختند، قطارش رو هم آمریکایی ها داده بودند، اپراتور CTC رو هم از ژاپنی ها گرفته بودیم، فقط اون دکمه قرمزه و سبزه رو به ما سپرده بودند که شرمنده شدیم.....

۱۱ آذر 1395
442
دلتنگی؛ آخرین جادویی بود که در اولین دیدار بر چشمانم نشست و اولین کلامی بود که در آخرین ثانیه های با تو بودن بر دستانم جاری شد. آری از تقدیر نه گزیری هست و نه ...

دلتنگی؛ آخرین جادویی بود که در اولین دیدار بر چشمانم نشست و اولین کلامی بود که در آخرین ثانیه های با تو بودن بر دستانم جاری شد. آری از تقدیر نه گزیری هست و نه گریزی!

۸ آذر 1395
442