*Mahla*

Sonia3653

دنیای خودم🌍
قوانین خودم🚫




















































































#پیج_دومم👈 @Mahla1387
#پیج_سومم👈 @Mahla2889
#دختر_عمو_جونم💖 @Barana84
#ننه_بزرگم🦄 🌈 😂 @hadissamani95
#رفیق_جون_جونیم😍 @Dokhtareshltoh84

رمان هر جا که باشی پارت ۵۱ #آرام نگران به آرمین زل زده بودم و میدونستم اگه کسی آرومش نکنه،همین الان اینجارو رو سر دختره خراب می‌کنه. دختره با بغض از کلاس بیرون رفت و ...

رمان هر جا که باشی پارت ۵۱ #آرام نگران به آرمین زل زده بودم و میدونستم اگه کسی آرومش نکنه،همین الان اینجارو رو سر دختره خراب می‌کنه. دختره با بغض از کلاس بیرون رفت و آرمین خودشو پرت کرد رو صندلی.از جام پاشدمو به طرفش رفتم.میدونستم واسم شایعه درست میشه ...

۲ روز پیش
19K
رمان هر جا که باشی پارت ۵۰ #آرمین با حرص زل زده بودم به تخته و ماژیکو تق تق میکوبیدم به میز. نه تنها آرام و دوستاش بلکه همه با تعجب بهم نگاه میکردن. دست ...

رمان هر جا که باشی پارت ۵۰ #آرمین با حرص زل زده بودم به تخته و ماژیکو تق تق میکوبیدم به میز. نه تنها آرام و دوستاش بلکه همه با تعجب بهم نگاه میکردن. دست خودم نیست باید موقعی که عصبانیم حرصمو با یه چیزی خالی کنم. یکی درو زد ...

۴ روز پیش
22K
رمان هر جا که باشی پارت ۴۹ دوباره بلند بلند شروع کردم به خندیدن و برگشتم تو اتاقم.دراز کشیدم رو تختمو گوشیمو از کنارم ورداشتم و رفتم تو اینستا.چند دقیقه به عکسا و فیلما نگاه ...

رمان هر جا که باشی پارت ۴۹ دوباره بلند بلند شروع کردم به خندیدن و برگشتم تو اتاقم.دراز کشیدم رو تختمو گوشیمو از کنارم ورداشتم و رفتم تو اینستا.چند دقیقه به عکسا و فیلما نگاه کردم و بعد گوشیو خاموش کردم و چشامو بستم. #آرمین در اتاق آرام و باز ...

۲ هفته پیش
12K
رمان هر جا که باشی پارت ۴۸ به ساعت نگاه کردم،درست دوازده و ربع بود.آرمین رو زمین دراز کشیده بود و داشت با گوشیش بازی میکرد.هنوزم باورم نمیشد که یه پسرو تو اتاقم راه دادم. ...

رمان هر جا که باشی پارت ۴۸ به ساعت نگاه کردم،درست دوازده و ربع بود.آرمین رو زمین دراز کشیده بود و داشت با گوشیش بازی میکرد.هنوزم باورم نمیشد که یه پسرو تو اتاقم راه دادم. چند دقیقه بعد همزمان صدای جیغ آریانا و داد آرشام بلند شد.آرمین با تعجب سرشو ...

۲ هفته پیش
14K
رمان هر جا که باشی پارت ۴۷ ما سه تا خواهر برادریم یعنی منو آریانا و آرشام. آرشام از منو آریانا بزرگ تره یعنی به ترتیب سنامون:آرشام۲۹-آریانا۲۷-خودمم۲۳. یعنی ته تغاری خودم بودم. وارد اتاق آرشام ...

رمان هر جا که باشی پارت ۴۷ ما سه تا خواهر برادریم یعنی منو آریانا و آرشام. آرشام از منو آریانا بزرگ تره یعنی به ترتیب سنامون:آرشام۲۹-آریانا۲۷-خودمم۲۳. یعنی ته تغاری خودم بودم. وارد اتاق آرشام شدم و درو بستم واسه احتیاط قفلم کردم. دمپایی های مخصوصش رو که همیشه وقتی ...

۲ هفته پیش
11K
رمان هر جا که باشی پارت ۴۶ با جیغ از پله ها پایین اومدم و گفتم:_جاسازای من کجان؟ بعد دوباره جیغ بلندی کشیدم. همه داشتن با تعجب نگام میکردن و تنها توی این جمع آرشام ...

رمان هر جا که باشی پارت ۴۶ با جیغ از پله ها پایین اومدم و گفتم:_جاسازای من کجان؟ بعد دوباره جیغ بلندی کشیدم. همه داشتن با تعجب نگام میکردن و تنها توی این جمع آرشام و آریانا بودن که بیخیال نشسته بودن. آها فهمیدم ای آریانای مارمولک.ای آرشام خر.حالا ترشک ...

۲ هفته پیش
13K
@saleh1398 مرسی🌹🌹

@saleh1398 مرسی🌹🌹

۲ هفته پیش
4K
رمان هر جا که باشی پارت ۴۵ _اصلا به جهنم. بعدم بدو بدو از پله ها بالا رفتم و وارد اتاقم شدم و در و محکم کوبیدم بهم که آرمین که خوابیده بود از جاش ...

رمان هر جا که باشی پارت ۴۵ _اصلا به جهنم. بعدم بدو بدو از پله ها بالا رفتم و وارد اتاقم شدم و در و محکم کوبیدم بهم که آرمین که خوابیده بود از جاش پرید. آرمین_هوی چه خبرته؟تازه خوابم گرفته بود. دهنمو کج کردم و گفتم:_هه هیشکی هم نه ...

۲ هفته پیش
15K
۲ هفته پیش
4K
رمان هر جا که باشی پارت ۴۴ با حرص بالشمو از رو تخت ورداشتم و پرت کردم که از شانس گَندم افتاد رو صورت آرمین. آرمین درحالی که دماغشو می‌مالید گفت:_چته وحشی؟ با پررویی و ...

رمان هر جا که باشی پارت ۴۴ با حرص بالشمو از رو تخت ورداشتم و پرت کردم که از شانس گَندم افتاد رو صورت آرمین. آرمین درحالی که دماغشو می‌مالید گفت:_چته وحشی؟ با پررویی و حرص گفتم:_حقته. بعد از اتاق بیرون اومدم. #آرمین با لبخند به در خیره شدم.من چِم ...

۲ هفته پیش
18K
به به😋 خودم تزئینش کردم😜

به به😋 خودم تزئینش کردم😜

۳ هفته پیش
6K
رمان هر جا که باشی پارت ۴۳ رفتم تو اتاقم و درو بستم.رو تخت دراز کشیدم و به سقف خیره شدم. _هی دنیا. وجدان_با کی هستی؟ _باز که تو پیدات شد. وجدان_از خداتم باشه. _بَ ...

رمان هر جا که باشی پارت ۴۳ رفتم تو اتاقم و درو بستم.رو تخت دراز کشیدم و به سقف خیره شدم. _هی دنیا. وجدان_با کی هستی؟ _باز که تو پیدات شد. وجدان_از خداتم باشه. _بَ رَ بَ بَ(همون برو بابا). وجدان_من رفتم. _به سلامت. به ساعتی که رو دیوار بود ...

۳ هفته پیش
11K
نظر سنجی: بعد فصل اول رمانم میخواین فصل دوم رو هم بذارم یا نه؟ کامنت لطفاً.

نظر سنجی: بعد فصل اول رمانم میخواین فصل دوم رو هم بذارم یا نه؟ کامنت لطفاً.

۳ هفته پیش
6K
رمان هر جا که باشی پارت ۴۲ مامان_پاشین بیاین ناهار. تا خواستم از جام پاشم،آریانا مچ دستمو گرفت و گفت:_حق نداری بری. _واسه چی؟ علی جواب داد:_واسه اینکه تو ناهار خوردی. _نه من بازم گشنمه. ...

رمان هر جا که باشی پارت ۴۲ مامان_پاشین بیاین ناهار. تا خواستم از جام پاشم،آریانا مچ دستمو گرفت و گفت:_حق نداری بری. _واسه چی؟ علی جواب داد:_واسه اینکه تو ناهار خوردی. _نه من بازم گشنمه. آریانا_گفتم که حق نداری از جات تکون بخوری. سرجام نشستم و گفتم:_بهم که میرسیم آریانا ...

۳ هفته پیش
23K
رمان هر جا که باشی پارت ۴۱ جدی گفتم:_اون یه شوخی بود. آرمین:_اما من میخواستم مهمونتون کنم. لبخندی زدم و گفتم:_حالا ایندفعه مهمون من. آرمین لبخندی زد و کمربندشو بست. ***** _مامان ناهار چی داریم؟ ...

رمان هر جا که باشی پارت ۴۱ جدی گفتم:_اون یه شوخی بود. آرمین:_اما من میخواستم مهمونتون کنم. لبخندی زدم و گفتم:_حالا ایندفعه مهمون من. آرمین لبخندی زد و کمربندشو بست. ***** _مامان ناهار چی داریم؟ آریانا_آرام کارد بخوره به شکمت مگه تو ناهار نخوردی؟ دستمو کشیدم رو شکممو گفتم:_بازم گشنمه. ...

۳ هفته پیش
14K
رمان هر جا که باشی پارت ۴۰ _خونه آریانا_باشه برو. از بچه ها خداحافظی کردم و رفتم جلو صندوق و پول غذای خودمو بچه هارو حساب کردم. آرمین هم اومد جلو صندوق و تا دستشو ...

رمان هر جا که باشی پارت ۴۰ _خونه آریانا_باشه برو. از بچه ها خداحافظی کردم و رفتم جلو صندوق و پول غذای خودمو بچه هارو حساب کردم. آرمین هم اومد جلو صندوق و تا دستشو کرد تو جیب کتش که کیف پول شو در بیاره پسری که پشت صندوق نشسته ...

۳ هفته پیش
13K
بزن روش. فالو کنین زود فالو میشین👇👇 @Sonia3653 @Mahla1387

بزن روش. فالو کنین زود فالو میشین👇👇 @Sonia3653 @Mahla1387

۳ هفته پیش
5K
رمان هر جا که باشی پارت ۳۹ از جام پاشدم و گفتم:_دیگه بسه تونه غذا پاشین بریم. صدای اعتراض بچه بلند شد. کامران_ما به خاطر تو غذامونو نخوردیم بشین بزار بخوریم بعد. _چیکار کنم میخواستین ...

رمان هر جا که باشی پارت ۳۹ از جام پاشدم و گفتم:_دیگه بسه تونه غذا پاشین بریم. صدای اعتراض بچه بلند شد. کامران_ما به خاطر تو غذامونو نخوردیم بشین بزار بخوریم بعد. _چیکار کنم میخواستین نگاه نکنین‌.من رفتم شماهم بخورین بیاین. آریانا_پس ما چه جوری بیایم؟ _با خط یازده. آریانا_بیشور. ...

۳ هفته پیش
13K
رمان هرجا که باشی پارت ۳۸ با صدای علی نگاهمو از آرمین گرفتم و به علی دوختم:_ماشالا ماشالا آرام یه بشقاب پر با مخلفات و نوشیدنی کامل همه رو خوردی. _شوخی که نیس به من ...

رمان هرجا که باشی پارت ۳۸ با صدای علی نگاهمو از آرمین گرفتم و به علی دوختم:_ماشالا ماشالا آرام یه بشقاب پر با مخلفات و نوشیدنی کامل همه رو خوردی. _شوخی که نیس به من میگن آرام‌ عاطفه_زارت. _شما کی از شوک غذا خوردن من در اومدین؟! آریانا_همون موقع که ...

۳ هفته پیش
13K
رمان هر جا که باشی پارت ۳۷ بازم از غذام مونده بود.فکر کنم گارسونه فهمیده بود من می‌خوام روی اینارو کم کنم زیاد ریخته بود.ایندفعه دیگه هر دو قاشق یه بار نوشابه می‌خوردم.آخر سر دیگه ...

رمان هر جا که باشی پارت ۳۷ بازم از غذام مونده بود.فکر کنم گارسونه فهمیده بود من می‌خوام روی اینارو کم کنم زیاد ریخته بود.ایندفعه دیگه هر دو قاشق یه بار نوشابه می‌خوردم.آخر سر دیگه به گوه خوردن افتاده بودم.بالاخره غذا و نوشابه امو تموم کردم و سرمو بلند کردم ...

۳ هفته پیش
19K