شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی دل که آیینه شاهیست غباری دارد از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی کرده‌ام توبه به دست صنم باده فروش که ...

شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی دل که آیینه شاهیست غباری دارد از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی کرده‌ام توبه به دست صنم باده فروش که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو ...

۲۲ ساعت پیش
10K
یک بهره ی زندگی به گفتن گذرد و آن بهر دگر به ناشنفتن گذرد‌ گر شاهد بی‌پرده نیاید به سخن‌ آن راز بزرگ در نهفتن گذرد

یک بهره ی زندگی به گفتن گذرد و آن بهر دگر به ناشنفتن گذرد‌ گر شاهد بی‌پرده نیاید به سخن‌ آن راز بزرگ در نهفتن گذرد

۱ روز پیش
6K
((( دفترت را میفروشی دخترم ؟ ))) باز شد درب کلاس و همچو رخش .. قامت استاد زد بر دٍیده نقش .. گفت بر پا مبصر و ، کلِّ کلاس .. پر شد از یک ...

((( دفترت را میفروشی دخترم ؟ ))) باز شد درب کلاس و همچو رخش .. قامت استاد زد بر دٍیده نقش .. گفت بر پا مبصر و ، کلِّ کلاس .. پر شد از یک ترس و یک بیم و هراس .. درب را مبصر پس از یک لحظه بست ...

۱ روز پیش
7K
باران که شدی مپرس این خانه ی کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست باران که شدی، پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست باران ! تو که از ...

باران که شدی مپرس این خانه ی کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست باران که شدی، پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست باران ! تو که از پیش خدا می آیی توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست بر درگه او چونکه بیفتند ...

۳ روز پیش
15K
می‌توانی به هر مکان و زمانی که اراده کنی بروی. من به هر جا و هر زمانی که بتوانم بیندیشم رفته‌ام. عجیب است مرغانی که کمال را به خاطر سفر حقیر می‌شمارند، به کندی به ...

می‌توانی به هر مکان و زمانی که اراده کنی بروی. من به هر جا و هر زمانی که بتوانم بیندیشم رفته‌ام. عجیب است مرغانی که کمال را به خاطر سفر حقیر می‌شمارند، به کندی به جایی نیز نمی‌رسند و آنانی که سفر را به خاطر کمال کنار می‌گذارند یکباره به ...

۳ روز پیش
12K
ببخشید، یک سکه دوزاری دارید؟ میخواهم به گذشته ها, زنگ بزنم! به آن روزهای دور... به دل های بزرگ، به محل کار پدرم، به جوانی مادرم، به کوچه های کودکی، به هم بازیهای بچگی. میخواهم ...

ببخشید، یک سکه دوزاری دارید؟ میخواهم به گذشته ها, زنگ بزنم! به آن روزهای دور... به دل های بزرگ، به محل کار پدرم، به جوانی مادرم، به کوچه های کودکی، به هم بازیهای بچگی. میخواهم زنگ بزنم به دوچرخۀ خسته ام، به مسیر مدرسه ام که خنده های مرا فراموش ...

۳ روز پیش
8K
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﮑﺎﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭِ ﺍﻧﮑﺎﺭِ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ! ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﻨﺎﺭِ ﺳﻮﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ! ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ ...

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﮑﺎﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭِ ﺍﻧﮑﺎﺭِ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ! ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﻨﺎﺭِ ﺳﻮﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ! ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ! ﻣﻦ ﺍﺯ ...

۷ روز پیش
13K
حرف را می‌شود از حنجره بلعید و نگفت وای اگر چشم بخواند غم ناپیدا را

حرف را می‌شود از حنجره بلعید و نگفت وای اگر چشم بخواند غم ناپیدا را

۱ هفته پیش
10K
اندڪی تغییـر در ضـرب المثـل ها لازم است... قـدر زر ، زرگـر شناسـد قـدر دل را هیـچ ڪس...

اندڪی تغییـر در ضـرب المثـل ها لازم است... قـدر زر ، زرگـر شناسـد قـدر دل را هیـچ ڪس...

۱ هفته پیش
15K
رازِ این داغ نه در سجده ی طولانی ماست بوسه ی اوست که چون مهر به پیشانی ماست شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار باز هم پنجره ای در دل سیمانی ماست موج با تجربه ...

رازِ این داغ نه در سجده ی طولانی ماست بوسه ی اوست که چون مهر به پیشانی ماست شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار باز هم پنجره ای در دل سیمانی ماست موج با تجربه ی صخره به دریا برگشت کمترین فایده ی عشق پشیمانی ماست خانه ای بر سر ...

۱ هفته پیش
16K
عاقبت عشقِ زمینی را به عشق آسمانی باختیم عاقبت ما کشتیِ دل را به دریای جنون انداختیم تا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمان ما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ...

عاقبت عشقِ زمینی را به عشق آسمانی باختیم عاقبت ما کشتیِ دل را به دریای جنون انداختیم تا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمان ما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیم با تو ام بانیِ عالم با تو ام ای مهربانم ای تو خورشید فروزان ...

۲ هفته پیش
6K
سر ما همیشه دعواست. سر ما آدم های معمولیِ مهربان، که یاد گرفته ایم محبت کنیم بی‌منت، رفیق باشیم بی‌توقع و مونس باشیم بی‌دلیل. سرِ ما که احساسمان را فریاد می زنیم، دوست داشتنمان را ...

سر ما همیشه دعواست. سر ما آدم های معمولیِ مهربان، که یاد گرفته ایم محبت کنیم بی‌منت، رفیق باشیم بی‌توقع و مونس باشیم بی‌دلیل. سرِ ما که احساسمان را فریاد می زنیم، دوست داشتنمان را نشان می‌دهیم و بدی‌ها را با اولین لبخند، دور می‌ریزیم. ما که می‌توانیم هزار بار ...

۲ هفته پیش
5K
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم یا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانی گر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خواند ور راه نمی‌دانی در پنجه ره دانی 🎗️ بازآ که در آن محبس قدر ...

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم یا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانی گر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خواند ور راه نمی‌دانی در پنجه ره دانی 🎗️ بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی 🎗️ ای از دل ...

۲ هفته پیش
8K
یکی از جمع بندی‌های شوپنهاور که به من کمک کرد این بود که شادی‌های نسبی از سه منبع ریشه می‌گیرند: آنچه که فرد هست، آنچه که دارد و آنچه که در چشم دیگران جلوه می‌کند. ...

یکی از جمع بندی‌های شوپنهاور که به من کمک کرد این بود که شادی‌های نسبی از سه منبع ریشه می‌گیرند: آنچه که فرد هست، آنچه که دارد و آنچه که در چشم دیگران جلوه می‌کند. او تاکید می‌کند که ما تنها بر اولی تمرکز می‌کنیم و دومی و سومی، یعنی ...

۲ هفته پیش
7K
فرهنگ بر تعریف انسان از خودش اثر می گذارد فرهنگی که به شخص می گوید : گر زمین را به آسمان دوزی ندهندت زیاده از روزی با فرهنگی که معتقد است: باده در جوشش، گدایِ ...

فرهنگ بر تعریف انسان از خودش اثر می گذارد فرهنگی که به شخص می گوید : گر زمین را به آسمان دوزی ندهندت زیاده از روزی با فرهنگی که معتقد است: باده در جوشش، گدایِ جوشِ ماست چرخِ درگردش ، اسیرِ هوش ماست حضرت مولانا دو انسان متفاوت با نگرش ...

۲ هفته پیش
7K
🎈می شود... با یک شروع ِ تازه تر آغاز کن گرچه ویران گشته‌ای اما هنوزم دیر نیست 🎈 از چه می نالی دلم « خود کرده را تدبیر نیست » وقتِ شکوه کردن از دنیا ...

🎈می شود... با یک شروع ِ تازه تر آغاز کن گرچه ویران گشته‌ای اما هنوزم دیر نیست 🎈 از چه می نالی دلم « خود کرده را تدبیر نیست » وقتِ شکوه کردن از دنیا و این تقدیر نیست از چه می‌کوبی خودت را بر در و دیوار ها رفته ...

۲ هفته پیش
15K
✨ چشم هایش دروغ سنج داشت... فقط کافی بود به او دروغ بگویی... وقتی به چشم هایت نگاه می کرد ، همه چیز لو می رفت.... مادربزرگم را می گویم... از بازیگوشی ها و خرابکاری ...

✨ چشم هایش دروغ سنج داشت... فقط کافی بود به او دروغ بگویی... وقتی به چشم هایت نگاه می کرد ، همه چیز لو می رفت.... مادربزرگم را می گویم... از بازیگوشی ها و خرابکاری ها گرفته تا شیشه شکستن و ریختن رختخواب ها... فرقی نداشت... به چشم هایمان نگاه ...

۴ هفته پیش
8K
راه امشب میبرد سویت مرا میکشد در بندِ گیسویت مرا گاه لیلا گاه مجنون میکند گرگ و میشِ چشمِ آهویت مرا من تو را بر شانه هایم میکشم یا تو میخوانی به گیسویت مرا زخم ...

راه امشب میبرد سویت مرا میکشد در بندِ گیسویت مرا گاه لیلا گاه مجنون میکند گرگ و میشِ چشمِ آهویت مرا من تو را بر شانه هایم میکشم یا تو میخوانی به گیسویت مرا زخم ها زد راه بر جانم ولی زخمِ عشق آورده تا کویت مرا 🎵 🎵

۳۰ آذر 1397
5K
🍁 یادمان باشد که در این بحرِ دو رنگی و ریا دگر حتی طلبِ آب ز دریا نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت ، من و مایی نکنیم یادمان باشد ...

🍁 یادمان باشد که در این بحرِ دو رنگی و ریا دگر حتی طلبِ آب ز دریا نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت ، من و مایی نکنیم یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد طلبِ مهر ز هر چشم خماری نکنیم یادمان باشد ...

۲۸ آذر 1397
7K
🎈 چندان که به یادِ تو شب و روز نشستیم از شامِ فراقت چو سحرگه ندمیدیم 🎈 افسوس که عمری پیِ اغیار دویدیم از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم سرمایه ز کف رفت و ...

🎈 چندان که به یادِ تو شب و روز نشستیم از شامِ فراقت چو سحرگه ندمیدیم 🎈 افسوس که عمری پیِ اغیار دویدیم از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم ما تشنه لب اندر لبِ دریا متحیر ...

۲۸ آذر 1397
6K