مامانه داره بزور بغض خوشحالیشو پنهان میکنه 😂😂😂😂😂

مامانه داره بزور بغض خوشحالیشو پنهان میکنه 😂😂😂😂😂

۶ ساعت پیش
1K
چی چیو شخصیه؟؟

چی چیو شخصیه؟؟

۶ ساعت پیش
5K
عزیزان منو ببخشید یه اتفاقی پیش اومده که دیگه نمیتونم رمان بزارم. با تشکر

عزیزان منو ببخشید یه اتفاقی پیش اومده که دیگه نمیتونم رمان بزارم. با تشکر

۲۰ ساعت پیش
4K
پارت هشتم... خلاصه تو همین فکرا بودم کهکه یهو ماشین ترمز کرد. یه نگاه به اطراف انداختم اولالا چه خونه ی لوکسی . یه ویلای خیلی بزرگ و شیک و... پیاده شدیم و رفتیم سمت ...

پارت هشتم... خلاصه تو همین فکرا بودم کهکه یهو ماشین ترمز کرد. یه نگاه به اطراف انداختم اولالا چه خونه ی لوکسی . یه ویلای خیلی بزرگ و شیک و... پیاده شدیم و رفتیم سمت خونه ارشام زنگ و زد و منتظر شدیم در باز شد. داخل ویلا شدیم از ...

۱ روز پیش
3K
پارت هفتم... توی اب نفسمو نگه داشته بودم سعی داشتم نجاتش بدم... توی آب دست و پا میزد... نمیدونم چیشد... سرم به کجا خورد... و سیاهیه مطلق... چشمامو که باز کردم یه حسی بهم گفت ...

پارت هفتم... توی اب نفسمو نگه داشته بودم سعی داشتم نجاتش بدم... توی آب دست و پا میزد... نمیدونم چیشد... سرم به کجا خورد... و سیاهیه مطلق... چشمامو که باز کردم یه حسی بهم گفت توی بیمارستانم،من کیم؟ چی شده؟ چرا اینجام؟! این سوالات بودن که ذهن منو پر کرده ...

۴ روز پیش
3K
پارت ششم... یهویی یه فکری به سرم زد. من میتونم... رفتم روی پلی که پایینش آب بود کیفمو پرت کردم... مردم جمع شده بودن و با تعجب منو نگاه میکردن... میگفتن:دختر مواظب باش...نرو رفتم روی ...

پارت ششم... یهویی یه فکری به سرم زد. من میتونم... رفتم روی پلی که پایینش آب بود کیفمو پرت کردم... مردم جمع شده بودن و با تعجب منو نگاه میکردن... میگفتن:دختر مواظب باش...نرو رفتم روی میله... و خودم رو انداختم پایین... هوا کم اوردم... شنا بلد بودم ولی من نمیخواستم ...

۴ روز پیش
3K
پارت پنجم... بعد از اغوش هم بیرون اومدن . سما یه نگاه به من کردو یه پوزخند زد. _خوشت اومد عزیزم؟! با صدای زیبا بغضم ترکید و با صدای بلند زار زدم. هرسه با مسخرگی ...

پارت پنجم... بعد از اغوش هم بیرون اومدن . سما یه نگاه به من کردو یه پوزخند زد. _خوشت اومد عزیزم؟! با صدای زیبا بغضم ترکید و با صدای بلند زار زدم. هرسه با مسخرگی نگام میکردن. _مثله اینکه اتریسا کوچولو دلش مامانشو میخواد.!! پاشین اینو گفت و همگی زدن ...

۴ روز پیش
4K
پارت چهارم... صبح زود بیدار شدم و یه دست به صورتم زدم تا چشمام به نور عادت کنن. رفتم توی اتاق الهه جون داشت لباس عوض میکرد. _سلااآام صبح بخیر الهه جوووووون. _سلام عزیزم بازم ...

پارت چهارم... صبح زود بیدار شدم و یه دست به صورتم زدم تا چشمام به نور عادت کنن. رفتم توی اتاق الهه جون داشت لباس عوض میکرد. _سلااآام صبح بخیر الهه جوووووون. _سلام عزیزم بازم تو شیطونی کردی؟ _نه بابا شیطونی چیه،بریم تا صبحونه بخوریم. رفتم و صبحانه رو که ...

۵ روز پیش
6K
پارت سوم... همه جدا شدن و اتوبوس هم اومد منو شادی و نازلی به نمایندگی همه ی کلاس رفتیم ته اتوبوس نشستیم . خلاصه وسطای راه بودیم تقریبا ۹ شب بود و کلی اواز خونده ...

پارت سوم... همه جدا شدن و اتوبوس هم اومد منو شادی و نازلی به نمایندگی همه ی کلاس رفتیم ته اتوبوس نشستیم . خلاصه وسطای راه بودیم تقریبا ۹ شب بود و کلی اواز خونده بودیم. یه لحظه یادم اومد امروز ارشام شنا داره. زود گوشیم رو از توی جیبم ...

۵ روز پیش
3K
*اتریسا*لازمه بگم اینا دوقلو ان بازم از بیتا جون تشکر.میکنم♥♡

*اتریسا*لازمه بگم اینا دوقلو ان بازم از بیتا جون تشکر.میکنم♥♡

۶ روز پیش
717
*ترسا* باتشکر فراواااااآن از اجی بیتا♡♥♡♥♡

*ترسا* باتشکر فراواااااآن از اجی بیتا♡♥♡♥♡

۶ روز پیش
683
پارت دوم... سرویس بهداشتی که توی اتاقم بود رفتم دست و صورتم رو شستم و اومدم بیرون . الان وقت معرفی کردنه .اسم من ترساست من و مامانم تنها زندگی.میکنیم و وضع مالیمون خوبه من ...

پارت دوم... سرویس بهداشتی که توی اتاقم بود رفتم دست و صورتم رو شستم و اومدم بیرون . الان وقت معرفی کردنه .اسم من ترساست من و مامانم تنها زندگی.میکنیم و وضع مالیمون خوبه من بابام رو توی یه حادثه وحشتناک تصادف از دست دادم.مامانم یه مغازه لوازم خونگی داره ...

۶ روز پیش
4K
پارت اول... با نوری که توی چشمم خورد بیدار شدم بازم صبح شده و این کوچولو ها شروع کردنو چراغو توی چشمام فرو برده بودن. _مییییییکشموتوووووون با جیغ من همگی دسته جمعی فرار کردنو کی ...

پارت اول... با نوری که توی چشمم خورد بیدار شدم بازم صبح شده و این کوچولو ها شروع کردنو چراغو توی چشمام فرو برده بودن. _مییییییکشموتوووووون با جیغ من همگی دسته جمعی فرار کردنو کی بدو کی ندو. خوب خوب بذارید خودمو معرفی کنم. اسم من اتریساست من توی مهد ...

۶ روز پیش
3K
خلاصه:ترسا و اتریسا خواهر های دوقلو هستند و از وجود یکدیگر اگاه نیستند تا اینکه یه روز... ژانر: عاشقانه . کمی رمز الود.

خلاصه:ترسا و اتریسا خواهر های دوقلو هستند و از وجود یکدیگر اگاه نیستند تا اینکه یه روز... ژانر: عاشقانه . کمی رمز الود.

۶ روز پیش
4K
من میخوام یه رمان به اسم سایه ی دو نگاه بذارم امیدوارم حمایت کنید. خلاصه:ترسا و اتریسا خواهر های دوقلو هستند انها از وجود یکدیگر اگاه نیستند تا اینکه روزی...

من میخوام یه رمان به اسم سایه ی دو نگاه بذارم امیدوارم حمایت کنید. خلاصه:ترسا و اتریسا خواهر های دوقلو هستند انها از وجود یکدیگر اگاه نیستند تا اینکه روزی...

۶ روز پیش
3K
من که میگم ابی و صورتیه تو چی؟؟

من که میگم ابی و صورتیه تو چی؟؟

۷ روز پیش
4K
به افتخار ابادانی هاآا

به افتخار ابادانی هاآا

۲ هفته پیش
3K
کدوم؟؟

کدوم؟؟

۲ هفته پیش
3K
منم همینطور 😐😐😐😐

منم همینطور 😐😐😐😐

۲ هفته پیش
5K
خخخخخخخ

خخخخخخخ

۲ هفته پیش
5K