کاش یه مغازه بود آدم میرفت میگفت بی زحمت یه کم

کاش یه مغازه بود آدم میرفت میگفت بی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوام ببخشید این "خنده ها از ته دل" چندن؟ آقا! این "آرامشا" لحظه ای چند؟ این"بی خیالیا" که میپاشن رو زندگی مشتی چند؟ ازین "روزایی که بی بغضن" دارین؟ ازین "سالایِ: بی رنج" اندازه دل ما دارین؟! ...

۷ خرداد 1398
8K
تنها ماندن را خوب یاد بگیر این روزها عجیب به کارت می آید👌 عادت کن : کسی نگرانت نشه

تنها ماندن را خوب یاد بگیر این روزها عجیب به کارت می آید👌 عادت کن : کسی نگرانت نشه" عادت کن : کسی سراغتو نگیره" عادت کن : کسی نازتو نکشه" عادت کن : تنها باشی تا بعد کسی "منت محبتشو" سرت نزاره عادت کن : به خیلیا "سر نزنی" ...

۷ خرداد 1398
7K
۵ خرداد 1398
5K
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه هما را دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را به ...

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه هما را دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمه ...

۵ خرداد 1398
30K
تنها

تنها "یادگاری" که از تو برایم باقی مانده ... بُغضِ سِمِجی است، که غروبهای جمعه راهِ " گلویم " را میبند...

۳ خرداد 1398
5K
وا عطشا

وا عطشا

۱ خرداد 1398
9K
کلی حرف برات دارم دعوتنامه بهم بده که بیام تا نترکیدم آقا

کلی حرف برات دارم دعوتنامه بهم بده که بیام تا نترکیدم آقا

۱ خرداد 1398
2K
۱ خرداد 1398
6K
بفرمایید افطار

بفرمایید افطار

۱ خرداد 1398
8K
🎨 #کاریکاتور | کاسبان ترس

🎨 #کاریکاتور | کاسبان ترس

۳۱ اردیبهشت 1398
10K
۳۱ اردیبهشت 1398
7K
۳۱ اردیبهشت 1398
7K
۳۱ اردیبهشت 1398
7K
۳۱ اردیبهشت 1398
7K
روی قبرم بنویسید؛که از شهر وفا آمده بود... هیچکس هیچ نفهمید چرا آمده بود؟؟؟ بنویسید؛نفهمید کسی دردش را... هیچکس درک نمیکرد،دل سردش را... بنویسید؛که یک عمر خدااااااا را کم داشت... در دوچشمش اثر از گمشده ...

روی قبرم بنویسید؛که از شهر وفا آمده بود... هیچکس هیچ نفهمید چرا آمده بود؟؟؟ بنویسید؛نفهمید کسی دردش را... هیچکس درک نمیکرد،دل سردش را... بنویسید؛که یک عمر خدااااااا را کم داشت... در دوچشمش اثر از گمشده ای مبهم داشت... بنویسید؛دمادم دل او ابری بود بنویسید؛که اسطورهء بی صبری بود... بنویسید؛دلش مثل ...

۳۰ اردیبهشت 1398
6K
ما رسیدیم ، کمی دیر رسیدیم فقط چیزی از عشق ندیدیم ، شنیدیم فقط تا که پر شد سبد از روی درخت افتادیم ما نخوردیم از آن میوه و چیدیم فقط

ما رسیدیم ، کمی دیر رسیدیم فقط چیزی از عشق ندیدیم ، شنیدیم فقط تا که پر شد سبد از روی درخت افتادیم ما نخوردیم از آن میوه و چیدیم فقط

۳۰ اردیبهشت 1398
5K
کودکی از خدا پرسید : تو چه میخوری؟ چه میپوشی؟ در کجا ساکنی؟ خدا آرام بر دل کودک ... زمزمه کرد: غصه بندگانم را میخورم عیب بندگانم را میپوشانم و در قلب شکسته ی آنان ...

کودکی از خدا پرسید : تو چه میخوری؟ چه میپوشی؟ در کجا ساکنی؟ خدا آرام بر دل کودک ... زمزمه کرد: غصه بندگانم را میخورم عیب بندگانم را میپوشانم و در قلب شکسته ی آنان ... ساکنم #التماس_دعا

۲۸ اردیبهشت 1398
6K
فردا باید بروم تکلیف بوسه هایم را روشن کنم بروم و عطرهای جامانده روی پیراهنش، شاخه گل خشک شده اولین دیدار و رد انگشتانش بر شقیقه ام را به باد خنک مهر بسپارم و برگردم ...

فردا باید بروم تکلیف بوسه هایم را روشن کنم بروم و عطرهای جامانده روی پیراهنش، شاخه گل خشک شده اولین دیدار و رد انگشتانش بر شقیقه ام را به باد خنک مهر بسپارم و برگردم تا فردا راهی نیست فقط چند ساعت، که با آرام بخش می گذرانم کابوس های ...

۲۸ اردیبهشت 1398
6K
وقتی میگن زن چراغ خونه هست 😁😅

وقتی میگن زن چراغ خونه هست 😁😅

۲۳ اردیبهشت 1398
13K
🙄🙄🙄

🙄🙄🙄

۲۳ اردیبهشت 1398
13K