درک که نباشد؛ توجه که نباشد ؛

درک که نباشد؛ توجه که نباشد ؛ "عشق" روزی چنان تو را از پای در می اورد، که از قید و بندِ عاشقی کردن رها می شوی ... ازدرون ،پیر می شوی عاشق بوده ای که باش !... عاشق بوده که باشد !... کافی نیست ...! #شیما_عبداللهی

۲۶ فروردین 1398
17K
لبخندت تعادل شهر را بهم میریزد تو بخند من شهر را از نو میسازم...

لبخندت تعادل شهر را بهم میریزد تو بخند من شهر را از نو میسازم...

۲۶ فروردین 1398
24K
حرفهایم خسته اند سالهاست کت و شلواریند و طناب کراوات حلقه زده است بر یقه شان وزنه های گران بر آستین و دیگری بر سینه شان حرفهایم خسته اند از تکرار اُدکولون از خطوط تیز ...

حرفهایم خسته اند سالهاست کت و شلواریند و طناب کراوات حلقه زده است بر یقه شان وزنه های گران بر آستین و دیگری بر سینه شان حرفهایم خسته اند از تکرار اُدکولون از خطوط تیز اطوهای بخار و از صلیب چوبرختهای شیک از جورابهای کاغذ پیچ و از کمرهای چرمی ...

۴ فروردین 1398
13K