تا به حال کسی تو را با چشم‌هاش نفس کشیده؟ آن‌قدر نگاهت می‌کنم که نفس‌هام به شماره بیفتد..!

تا به حال کسی تو را با چشم‌هاش نفس کشیده؟ آن‌قدر نگاهت می‌کنم که نفس‌هام به شماره بیفتد..!

۱ هفته پیش
7K
هیچ ﺑﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺑﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﺪﻩ ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻢ... ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﭙﯿﭽﺪ ﺩﺭ ﻧﻔﺲ ...

هیچ ﺑﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺑﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﺪﻩ ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻢ... ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﭙﯿﭽﺪ ﺩﺭ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﻢ... #احمد_شاملو

۱ هفته پیش
5K
عصر پایــ🍁ـیز باشد من باشم و دلتنگی و یک فنجان چای داغ ، یک دنیا عشقِ سرخ یک بغل برگِ زرد و یک خیالِ نارنجی ، وای اگر تو هم بودی ... چه محالِ شیرینی ...

عصر پایــ🍁ـیز باشد من باشم و دلتنگی و یک فنجان چای داغ ، یک دنیا عشقِ سرخ یک بغل برگِ زرد و یک خیالِ نارنجی ، وای اگر تو هم بودی ... چه محالِ شیرینی ...!

۳ هفته پیش
3K
لذت رو تو چیزای کوچیک پیدا کن🍓

لذت رو تو چیزای کوچیک پیدا کن🍓

۳ هفته پیش
3K
رویا به رویا پی‌گیرم ترا... آی خلسه‌ی نخستین ریشه در کدام تاکستان ِ بی‌حصار داری؟! که من‌ات خمار ِ چهل ساله‌ام....

رویا به رویا پی‌گیرم ترا... آی خلسه‌ی نخستین ریشه در کدام تاکستان ِ بی‌حصار داری؟! که من‌ات خمار ِ چهل ساله‌ام....

۵ دی 1398
5K
پنجره! بگشای از هم چون کتابِ قصه‌ی خورشید تا امیدم بازجوید در صدف‌های دهانِ رنج صبحِ مروارید تابش را به ژرفاژرفِ این دریای دورافتاده‌ی نومید!

پنجره! بگشای از هم چون کتابِ قصه‌ی خورشید تا امیدم بازجوید در صدف‌های دهانِ رنج صبحِ مروارید تابش را به ژرفاژرفِ این دریای دورافتاده‌ی نومید!

۵ دی 1398
3K
باید شعرهای من با صدای تو خوانده شود، صدای تو که باشد، شعر گفتنم می آید!

باید شعرهای من با صدای تو خوانده شود، صدای تو که باشد، شعر گفتنم می آید!

۱ دی 1398
1K
🍁جایی وجود دارد مثه دشت چشمانِ تو میوزد عطرگلهای وحشی آرام میخزد در عمق جانم بر شعاع دیده ام بنگر، تا آخرین گامهای پاییز تنم شود مستانه راهی زمستان

🍁جایی وجود دارد مثه دشت چشمانِ تو میوزد عطرگلهای وحشی آرام میخزد در عمق جانم بر شعاع دیده ام بنگر، تا آخرین گامهای پاییز تنم شود مستانه راهی زمستان

۱ دی 1398
2K
☀️آفتاب را از روزنه چشمان تو عبور داده اند که مستی اش مرا بی محابا به پرواز وا می دارد.

☀️آفتاب را از روزنه چشمان تو عبور داده اند که مستی اش مرا بی محابا به پرواز وا می دارد.

۲۲ آذر 1398
598
در عاشقانه ترین خیالم... شیرین ترین لبخندت را گم کرده ام...

در عاشقانه ترین خیالم... شیرین ترین لبخندت را گم کرده ام...

۲۲ آذر 1398
461
۱۸ آذر 1398
379
۱۸ آذر 1398
380
۱۸ آذر 1398
368
۱۸ آذر 1398
372
🌙شب را نوشیده‌ام و بر این شاخه‌های شکسته می‌گریم مرا تنها گذار ای چشم تبدار سرگردان! مرا با رنج بودن تنها گذار ...!

🌙شب را نوشیده‌ام و بر این شاخه‌های شکسته می‌گریم مرا تنها گذار ای چشم تبدار سرگردان! مرا با رنج بودن تنها گذار ...!

۱۳ آذر 1398
370
نقاشیم بعد از مدتها🐇

نقاشیم بعد از مدتها🐇

۱۳ آذر 1398
623
۸ آذر 1398
370
۸ آذر 1398
367
۸ آذر 1398
368
۸ آذر 1398
368