REAL-PCY

erikamukami

There are many kinds of fools!
We have a kind of fool who lives in the past!
There is one type, whose stupidity is so much that they trust again despite being hit and bitten multiple times without even learning a lesson!
We have a kind that, no matter how bad they look, cannot be liked!
They are called kind!
Sometimes kindness is a stupid synonym!
Imagine yourself now
How stupid is the kind of fool who combines the characteristics of other fools together!
You know ...
People realize they are stupid!
They realize they're fooling around
But the power of their heart is much more than their logic and reason ...!




EXO_L
Army
Blink
Monbbe
Directioner
Otaku

بع خاطر ی سر از مشکلاتی ک برام پیش اومد باید میرفتم و تضمین نمیکنم زود بیام ولی بدونین من همیشع بع یادتونم و مدیون شماها اولین رفیقام هستم و ازتون ی دنیا ممنونم ک ...

بع خاطر ی سر از مشکلاتی ک برام پیش اومد باید میرفتم و تضمین نمیکنم زود بیام ولی بدونین من همیشع بع یادتونم و مدیون شماها اولین رفیقام هستم و ازتون ی دنیا ممنونم ک از سه چهار سال پیش ک اومدم خیلیاتون پشتم موندین و هرگز فراموشتون نخواهم کرد

۵ روز پیش
4K
and...happy Birthday my angel park chanyeol :)

and...happy Birthday my angel park chanyeol :)

۶ آذر 1398
862
گایز من فق آخر هفته ها میتونم فعالیت خوبی داشتع باشم دوران مد هیچ غلطی نمیتونم بکنم ب بزرگیتون ببخشین

گایز من فق آخر هفته ها میتونم فعالیت خوبی داشتع باشم دوران مد هیچ غلطی نمیتونم بکنم ب بزرگیتون ببخشین

۳ آذر 1398
340
[زندگیم شده استخوون مثِ سگ پیگیرشن حاجی/:]

[زندگیم شده استخوون مثِ سگ پیگیرشن حاجی/:]

۱ آذر 1398
267
قسمت 22 آرزو کن روز ها میگذشت و ما با غرغرای سوهو و شیو و خر و پف های کریس و جیغ و ویغ چن سر کای و سهون ک ظاهرا همبازیای جدید ب اسم ...

قسمت 22 آرزو کن روز ها میگذشت و ما با غرغرای سوهو و شیو و خر و پف های کریس و جیغ و ویغ چن سر کای و سهون ک ظاهرا همبازیای جدید ب اسم لوهان و تائو پیدا کردع بودن ک همو جر بدن میگذشت و من موندع ت ...

۳۰ آبان 1398
2K
قسمت 21 آرزو کن با صدای شخص سر و صداها خاموش شد و به بکهیونی ک از در وارد میشد و سیبی دستش بود نگا و اخم کمرنگی کردم پوکر و با حرص ب اطراف ...

قسمت 21 آرزو کن با صدای شخص سر و صداها خاموش شد و به بکهیونی ک از در وارد میشد و سیبی دستش بود نگا و اخم کمرنگی کردم پوکر و با حرص ب اطراف نگا انداخت:بار چندمع اشپزخونع رو ب فاک میدین گایز؟ سوهو با قیافع پوکر بش نگا ...

۲۹ آبان 1398
1K
برای شروع تحلیلام اول کلی میخوام توضیح بدم ک کسی گیج نشه چون ام ویایی ک تحلیل میکردم فهمیدم ب طوری پشت سر هم نیستن هرکدوم ی بازع زمانی مشخصی هستن ک بخوام ب اساس ...

برای شروع تحلیلام اول کلی میخوام توضیح بدم ک کسی گیج نشه چون ام ویایی ک تحلیل میکردم فهمیدم ب طوری پشت سر هم نیستن هرکدوم ی بازع زمانی مشخصی هستن ک بخوام ب اساس بازع زمانی بگم پاور الدورادو ماما وات ایز لاو ولف گرول اوردوز هیستوری پیتر پن ...

۲۹ آبان 1398
2K
هی گایز میخوام تجزیع تحلیلای ام وی ها بین منو رفیقمو بزارم موافقید؟البتع ممنون میشم خودتونم همکاری کنین و نظرتونو بگین

هی گایز میخوام تجزیع تحلیلای ام وی ها بین منو رفیقمو بزارم موافقید؟البتع ممنون میشم خودتونم همکاری کنین و نظرتونو بگین

۲۹ آبان 1398
510
hey guys mn dobare brgshtm kia movafeqn dastano edame bdm?

hey guys mn dobare brgshtm kia movafeqn dastano edame bdm?

۲۸ آبان 1398
1K
قسمت 20 آرزو کن سمت آشپزخونه اومدم در کمال تعجب که خدا رو شکر خدا رو شکر همه خفه خون گرفته بودن و کریسم غرق خواااااب که ماشاالله بزنم به تخته جونگین و سهون و ...

قسمت 20 آرزو کن سمت آشپزخونه اومدم در کمال تعجب که خدا رو شکر خدا رو شکر همه خفه خون گرفته بودن و کریسم غرق خواااااب که ماشاالله بزنم به تخته جونگین و سهون و لوهان و کیونگسو دارن مار و پله بازی میکنن:/خدا این خوشی هارو از ما نگیر ...

۱۷ دی 1396
275
قسمت 19 از شانس بد کریس و همچین من سهون و جونگین وارد شدن و هم چنان که کل کل میکردن رو صندلی نشسته و به مذاکرات هسته ای پرداختند از همون اول گوشم سوت ...

قسمت 19 از شانس بد کریس و همچین من سهون و جونگین وارد شدن و هم چنان که کل کل میکردن رو صندلی نشسته و به مذاکرات هسته ای پرداختند از همون اول گوشم سوت کشید آخ آخ آخ حالا کریسو درک میکنم -برای من اصلا مهم نیست سهون بالاخره ...

۲۸ آذر 1396
284
قسمت 19 وارد راهروی آشپز خونه شدم بوی سوختگی به مشامم رسید صدای جونگده بلند شد:سوهوووووو کجاییییی؟تائو تو رو خدا بزن کناااار یا خمینی رهبر(بچه امام خمینی رو از کجا میشناسی؟)کیونگسوووو کیونگسوووووووووووووووو کپسول آتش نشانییییییی ...

قسمت 19 وارد راهروی آشپز خونه شدم بوی سوختگی به مشامم رسید صدای جونگده بلند شد:سوهوووووو کجاییییی؟تائو تو رو خدا بزن کناااار یا خمینی رهبر(بچه امام خمینی رو از کجا میشناسی؟)کیونگسوووو کیونگسوووووووووووووووو کپسول آتش نشانییییییی کیونگسو کدوم گوریییییییی؟لوهاااااااااااان!آخ لوهان خدا خیرت بده بدو خاموش ککککن نه لعنتی این وووور!یا گاااااد... ...

۲۵ آذر 1396
342
قسمت 18 ...از زبون چان... دیگه حوصلم سر رفته بود تصمیم گرفتم کمی عمارتو بچرخم ببینم چجوریه دقت کردم حواس بچه ها بهم نبود از در رفتم بیرون و اطرافو نگاه کردم عمارت سلطنتی بود ...

قسمت 18 ...از زبون چان... دیگه حوصلم سر رفته بود تصمیم گرفتم کمی عمارتو بچرخم ببینم چجوریه دقت کردم حواس بچه ها بهم نبود از در رفتم بیرون و اطرافو نگاه کردم عمارت سلطنتی بود انگار لوکس ولی سنتی قاب های نقاشی های قشنگی روی دیوار ها بودن تابلویی چشممو ...

۲۴ آذر 1396
244
قسمت17 ...از زبون شیومین... از بالای تخت پایین میام و سمت تخت کریس میرم که با افسردگی سرشو بین دستاش پنهون کرده بود بالا رفتم و کنارش چهار زانو نشستم:استایل بهتری؟ سرشو آهسته بالا آورد ...

قسمت17 ...از زبون شیومین... از بالای تخت پایین میام و سمت تخت کریس میرم که با افسردگی سرشو بین دستاش پنهون کرده بود بالا رفتم و کنارش چهار زانو نشستم:استایل بهتری؟ سرشو آهسته بالا آورد و با صدایی که از ته چاه میومد گفت:بهترم هیونگ یکم خستم روی تخت دراز ...

۲۰ آذر 1396
239
قسمت 16 پیش بچه ها میرم شوک زده همه چی رو توضیح میدم و خودمو رو تخت پرت میکنم شوکه شدن نمیدونن چی بگن یکم میگذره اولین نفر سکوت را میشکند:چان... جونگین است نگرانی را ...

قسمت 16 پیش بچه ها میرم شوک زده همه چی رو توضیح میدم و خودمو رو تخت پرت میکنم شوکه شدن نمیدونن چی بگن یکم میگذره اولین نفر سکوت را میشکند:چان... جونگین است نگرانی را میشود در چشمانش خواند:اگه دروغ باشه چی؟اگه میخواد سو استفاده کنه چی؟ بدنش از ترس ...

۱۸ آذر 1396
241
قسمت 15 همه تو اتاقم جمع شده بودیم و بدون هیچ حرفی به جایی زل زده بودیم به گوشه های اتاق یهو از جا بلند شدم و سمت در رفتم شیومین داد زد:کجا میری؟ جواب ...

قسمت 15 همه تو اتاقم جمع شده بودیم و بدون هیچ حرفی به جایی زل زده بودیم به گوشه های اتاق یهو از جا بلند شدم و سمت در رفتم شیومین داد زد:کجا میری؟ جواب ندادم سریع جلو اومد و دستمو چسبید:چان... با خشم دستمو کشیدم:ولم کن شیومین اعصاب ندارم ...

۱۷ آذر 1396
279
قسمت 14 اعصابم از دست بکهیون به هم ریخته بود از کارش واقعا خجالت کشیده بودم از من سو استفاده کرده بود تو قیافش هیچ حسی رو نمیشد دید بالاخره در زندانی رو باز کرد ...

قسمت 14 اعصابم از دست بکهیون به هم ریخته بود از کارش واقعا خجالت کشیده بودم از من سو استفاده کرده بود تو قیافش هیچ حسی رو نمیشد دید بالاخره در زندانی رو باز کرد و گفت:برو تو بدون هیچ حرفی رفتم داخل ناگهان یک نفر پرید بغلم:هیوووونگ! نزدیک بود ...

۱۶ آذر 1396
269
قسمت 13 ...از زبون چانبول... بعد چند روز دکتر بهم اجازه ی رفتن داده بود به قدری بد دستمو بریده بودم و بکهیون تاثیر منفی روم گذاشت که تب کرده بودم و هذیون میگفتم باورم ...

قسمت 13 ...از زبون چانبول... بعد چند روز دکتر بهم اجازه ی رفتن داده بود به قدری بد دستمو بریده بودم و بکهیون تاثیر منفی روم گذاشت که تب کرده بودم و هذیون میگفتم باورم نمیشد که حرفایی میزدم:/تائو منو سمت اتاقی برد و درو باز کرد یک اتاق معمولی ...

۱۶ آذر 1396
258
قسمت 12 ...از زبون کریس... رسیده بودیم شیومین اصلا طاقت نداشت سهونو با سوالاش گیج کرده بود:چجوری؟مطمئنی دوربینارو خاموش کردی؟گیر نکنیم یه وخ؟وای خدا مطمئنی؟ یهو سهون چنان دو تا کوبید زد تو سر خودش ...

قسمت 12 ...از زبون کریس... رسیده بودیم شیومین اصلا طاقت نداشت سهونو با سوالاش گیج کرده بود:چجوری؟مطمئنی دوربینارو خاموش کردی؟گیر نکنیم یه وخ؟وای خدا مطمئنی؟ یهو سهون چنان دو تا کوبید زد تو سر خودش که صداش همه جا پیچید موهاشو کشید:واااای هیوووووونگ مغزم ترکیییید بستههههههه! شیومین:خوب خوب غلط کردم ...

۱۶ آذر 1396
316
قسمت 11 ...از زبون چانیول... چرا انقدر سرم درد میکنه؟...چه اتفاقی افتاده؟...آخ...دستم...نمیتونم چشمامو باز کنم...خیلی خستم...من الان کجام؟...نمیتونه درست باشه...باید ببینم... چشمامو به سختی باز کردم صدایی به گوشم رسید:بیدار شد! چشمام تار میدید کمی ...

قسمت 11 ...از زبون چانیول... چرا انقدر سرم درد میکنه؟...چه اتفاقی افتاده؟...آخ...دستم...نمیتونم چشمامو باز کنم...خیلی خستم...من الان کجام؟...نمیتونه درست باشه...باید ببینم... چشمامو به سختی باز کردم صدایی به گوشم رسید:بیدار شد! چشمام تار میدید کمی پلک زدم دیدم بهتر شد بکهیون و 5 زیر دست اصلیش با یک مردی که ...

۱۵ آذر 1396
239