من و دختر عموم درست کردیم...هوراااااا.....ژوووونننززز....ولی سهون همشو خورددد عررررر

من و دختر عموم درست کردیم...هوراااااا.....ژوووونننززز....ولی سهون همشو خورددد عررررر

۱۹ تیر 1395
6K
حتما بخونین.... بچه ها...من عاشق خوانندگی و همین طور رقص هستم...واقعا ازرو دارم یه آیدول بشم و دارم تلاشمو هم میکنم ولی این وسط پدر و مادرم مانع هستن....نه باور میکنن که من می تونم ...

حتما بخونین.... بچه ها...من عاشق خوانندگی و همین طور رقص هستم...واقعا ازرو دارم یه آیدول بشم و دارم تلاشمو هم میکنم ولی این وسط پدر و مادرم مانع هستن....نه باور میکنن که من می تونم و نه منو و حرفامو جدی میگیرن...من باید چیکار کنم...بچه ها..تو کامنت لطفا راهکار بگین....

۱۵ تیر 1395
5K
عاشق این رقصم...دارم رقص دختره رو یاد میگیرم... https://youtu.be/CcIXH0eTqnA

عاشق این رقصم...دارم رقص دختره رو یاد میگیرم... https://youtu.be/CcIXH0eTqnA

۱۵ تیر 1395
4K
خخخخ..یوهاهااااا

خخخخ..یوهاهااااا

۱۴ تیر 1395
4K
بلهههه؟ o_0 #exo #sehun #chanyeol

بلهههه؟ o_0 #exo #sehun #chanyeol

۱۴ تیر 1395
4K
می خوام اینو بکشممممممممممممم....شان شان عوضی چسوووو..بوس چانیولو پسسس بدههههههه

می خوام اینو بکشممممممممممممم....شان شان عوضی چسوووو..بوس چانیولو پسسس بدههههههه

۱۳ تیر 1395
4K
بچه ها....من چه جوونم...خخخخ

بچه ها....من چه جوونم...خخخخ

۱۳ تیر 1395
4K
هورااااااا....یسسسسسس...عکس چاپ کردممممم...دل همه سوززز

هورااااااا....یسسسسسس...عکس چاپ کردممممم...دل همه سوززز

۱۳ تیر 1395
4K
تیپپپپپو برممممم...داداش چوچولو ی خودمهههه #yugyeum #got7
عکس بلند

تیپپپپپو برممممم...داداش چوچولو ی خودمهههه #yugyeum #got7

۱۳ تیر 1395
4K
قسمت هشتم: میاکو:پدر!...این ...اینکه.. _کای:آره..از کجا فهمیدی پدرمه؟اینقدر شبیه هستیم؟ _میاکو:چی...پدر..پدرتو! _کای:چی میگی...کامل حرفتو بزن.. _میاکو:این ...ممکن نیست..پدر... _کای :بشین...آروم باش..چی میخوای بگی؟.. و روی صندلی اونو نشوند .. همون لحظه لی وارد شد ولی ...

قسمت هشتم: میاکو:پدر!...این ...اینکه.. _کای:آره..از کجا فهمیدی پدرمه؟اینقدر شبیه هستیم؟ _میاکو:چی...پدر..پدرتو! _کای:چی میگی...کامل حرفتو بزن.. _میاکو:این ...ممکن نیست..پدر... _کای :بشین...آروم باش..چی میخوای بگی؟.. و روی صندلی اونو نشوند .. همون لحظه لی وارد شد ولی با دیدن چهره ی رنگ پریده ی میاکو جا خورد و بقیه رو صدا کرد.. ...

۱۳ تیر 1395
5K
خخخ..چه مسخره شده...

خخخ..چه مسخره شده...

۱۲ تیر 1395
5K
عکاسی خلکیم...و همچنین خرکیییی

عکاسی خلکیم...و همچنین خرکیییی

۱۲ تیر 1395
4K
عکاسی مسخرم....

عکاسی مسخرم....

۱۲ تیر 1395
4K
عکاسی های مسخرم...خخخ

عکاسی های مسخرم...خخخ

۱۲ تیر 1395
5K
قسمت هفتم: لوهان و بکی و لی رفتند تا جلو ی اون دو رو بگیرن ..میاکو همین جور به سهون و کای نگاه میکرد.. _دی او:نترس..چیزی نمیشه..پیش میاد.. _چانی:دختر...بشین.. و میاکو رو روی مبل نشاند ...

قسمت هفتم: لوهان و بکی و لی رفتند تا جلو ی اون دو رو بگیرن ..میاکو همین جور به سهون و کای نگاه میکرد.. _دی او:نترس..چیزی نمیشه..پیش میاد.. _چانی:دختر...بشین.. و میاکو رو روی مبل نشاند و دستای اونو گرفت دستای میاکو از شدت ترس میلرزید.. _چانی:دختر اروم باش ..چیزی نشده ...

۱۲ تیر 1395
6K
قسمت ششم: لی با میاکو چشم تو چشم شد و پرسید:خب...میشه ایشون رو معرفی کنید! _بکهیون:اسمش میاکو هست... همون دختره که سهون گفت از تپه افتاده بود.. _دی او:اون؟حالا چیشده که بعد یه سال دوباره ...

قسمت ششم: لی با میاکو چشم تو چشم شد و پرسید:خب...میشه ایشون رو معرفی کنید! _بکهیون:اسمش میاکو هست... همون دختره که سهون گفت از تپه افتاده بود.. _دی او:اون؟حالا چیشده که بعد یه سال دوباره دیدیمش؟ و لوهان همه ی ماجرا رو تعریف کرد... _چانی:بچه ها...هوا داره تاریک میشه.نباید برگردیم؟ ...

۱۲ تیر 1395
6K
قسمت پنجم: روی دیواره های کلبه را خون گرفته بود.. از شدت وحشت نمی‌توانست حرکت کند ...بعد از چند دقیقه بیهوش شد...وقتی بهوش آمد در صندلی روبه رویش پسری را دید که به او زل ...

قسمت پنجم: روی دیواره های کلبه را خون گرفته بود.. از شدت وحشت نمی‌توانست حرکت کند ...بعد از چند دقیقه بیهوش شد...وقتی بهوش آمد در صندلی روبه رویش پسری را دید که به او زل زده بود...وقتی دید که میاکو بهوش آمده بقیه ی بچه هاراهم خبر کرد ..میاکو:تو دیگه ...

۱۲ تیر 1395
5K
قسمت چهارم(اگر استقبال نشه قسمت بعدی رو نمیزارم!): لوهان:سهون! _سهون:بله!چیزی شده؟؟ _چانی:خخخ..فک کنم تائو درست میگفتااا.. _لوهان:پیرنت کو؟؟؟؟-_-. _سهون:خب خواستم زخمامو ببینم..در ضمن پیرنم پاره و خونی بود.. _چانی:به هر حاللل _میاکو در حالی که ...

قسمت چهارم(اگر استقبال نشه قسمت بعدی رو نمیزارم!): لوهان:سهون! _سهون:بله!چیزی شده؟؟ _چانی:خخخ..فک کنم تائو درست میگفتااا.. _لوهان:پیرنت کو؟؟؟؟-_-. _سهون:خب خواستم زخمامو ببینم..در ضمن پیرنم پاره و خونی بود.. _چانی:به هر حاللل _میاکو در حالی که صورتش رو بهه پایین بود زیر لب گفت: نمیفهمم..یعنی چی؟کریس همون کریس بود؟آخه اینا ...نمیفهمم.. ...

۱۲ تیر 1395
5K
قسمت سوم: ناگهان صدای پسر او را کاملا از خواب پراند..پسر:بیدار شدی بالاخره؟در ضمن بابت اینکه زخمامو درمان کردی و گذاشتی تو خونت بخوابم ممنون...فکر کنم از اینکه منو این طوری دوباره دیدی شکه شدی...میاکو:نمیفهمم..نه ...

قسمت سوم: ناگهان صدای پسر او را کاملا از خواب پراند..پسر:بیدار شدی بالاخره؟در ضمن بابت اینکه زخمامو درمان کردی و گذاشتی تو خونت بخوابم ممنون...فکر کنم از اینکه منو این طوری دوباره دیدی شکه شدی...میاکو:نمیفهمم..نه جریان دیشب تو و نه اون یه سال پیش رو! پسر:میتونیم بیخیال شیم.. _نه..من حتی ...

۱۲ تیر 1395
5K
قسمت دوم: وقتی به هوش آمد صبح زود بود.مثل این بود که کسی اورا روی چمن های نزدیک به خانه اش خوابانده بود.سعی کرد بلند شود ولی احساس کوفتگی میکرد ولی مثل اینکه کسی آنجا ...

قسمت دوم: وقتی به هوش آمد صبح زود بود.مثل این بود که کسی اورا روی چمن های نزدیک به خانه اش خوابانده بود.سعی کرد بلند شود ولی احساس کوفتگی میکرد ولی مثل اینکه کسی آنجا بود و از پشت شانه هایش را گرفت و به او کمک کرد بلند شود ...

۱۲ تیر 1395
5K