اشکی شود جاری جوابش با حسین است روضه به پا شد هر کجا آنجا حسین است نامش که می آید به هم می ریزد عالم نامی که هر دم می کند غوغا حسین است بر ...

اشکی شود جاری جوابش با حسین است روضه به پا شد هر کجا آنجا حسین است نامش که می آید به هم می ریزد عالم نامی که هر دم می کند غوغا حسین است بر دل نباشد ترس از فردای محشر آنکه شفاعت می کند فردا حسین است از روز ...

۲۰ ساعت پیش
3K
تا بگیرد زندگانی ام صفا گفتم حسین با همه بی بندوباری بارها گفتم حسین دست هایم راگرفتی هرکجا خوردم زمین تا نهادم دست خودرا روی پا گفتم حسین اشک هایم را خریدی،خنده دادی جای آن ...

تا بگیرد زندگانی ام صفا گفتم حسین با همه بی بندوباری بارها گفتم حسین دست هایم راگرفتی هرکجا خوردم زمین تا نهادم دست خودرا روی پا گفتم حسین اشک هایم را خریدی،خنده دادی جای آن در میان خنده ها و گریه ها گفتم حسین هرکه باهرنیّتی خوانده تورا دادی جواب ...

۱ روز پیش
1K
داده خدا مقام مرا خادم الحسین ارباب خوانده نام مرا خادم الحسین من بی حسین گمشده ای بی نشانه ام بنویس پس تمام مرا خادم الحسین مثل ازل در اول روز تولدم برداشته است کام ...

داده خدا مقام مرا خادم الحسین ارباب خوانده نام مرا خادم الحسین من بی حسین گمشده ای بی نشانه ام بنویس پس تمام مرا خادم الحسین مثل ازل در اول روز تولدم برداشته است کام مرا خادم الحسین هر صبح و شام همدم فطرس شود دلم یعنی برَد سلام مرا ...

۲ روز پیش
4K
خانه ات آباد از داغ توام خانه خراب هیچ بودم،پوچ بودم،روی من کردی حساب از تو ممنونم که بین این همه خلق خدا محض کار نوکری کردید ما را انتخاب آنچه را عاشق به بیداری ...

خانه ات آباد از داغ توام خانه خراب هیچ بودم،پوچ بودم،روی من کردی حساب از تو ممنونم که بین این همه خلق خدا محض کار نوکری کردید ما را انتخاب آنچه را عاشق به بیداری فراوان دیده است زاهدان آن را نمی بینند حتی بین خواب آه از این روضه ...

۳ روز پیش
3K
خواب بودم،در میانِ خواب دستم را گرفت وقت غفلت

خواب بودم،در میانِ خواب دستم را گرفت وقت غفلت"حضرت سلطان"دستم را گرفت سر به زیر و دل شکسته،از همه رانده شدم دید تنهایم خودش بی‌تاب دستم را گرفت روز..نه..میخواست شرمنده نباشم پیش خلق صبر کرد و در شبِ مهتاب دستم را گرفت وقتِ معصیت عبایش را به دورِ من گرفت ...

۶ روز پیش
6K
دختر فاطمه ، بازار ، خدارحم کند چادر پاره و انظار خدا رحم کند ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم شود این حادثه تکرار خدارحم کند یک و زن و قافله و خنده ...

دختر فاطمه ، بازار ، خدارحم کند چادر پاره و انظار خدا رحم کند ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم شود این حادثه تکرار خدارحم کند یک و زن و قافله و خنده نامحرم ها بر اسیران گرفتار خدا رحم کند یک شبه پیر شدی یا زتنور آمده ...

۱ هفته پیش
5K
تو رفتی کربلا روی سرم یکباره ویران شد خودم دیدم ز روی تل که جسمت سنگباران شد بهای کُشتنت گردید سهمِ نیزه داران و ولی انگشترت دیدم که سهم ساربانان شد هجوم آورد لشگر سمت ...

تو رفتی کربلا روی سرم یکباره ویران شد خودم دیدم ز روی تل که جسمت سنگباران شد بهای کُشتنت گردید سهمِ نیزه داران و ولی انگشترت دیدم که سهم ساربانان شد هجوم آورد لشگر سمت گودال و خودم دیدم عمامه قسمت این و عبایت قسمت آن شد خودِ تو سوختی ...

۱ هفته پیش
4K
پسر فاطمه از حــال دلـــم با خبری از وفا سوی من آقا بِنَما یک نظری آتشم زن در شرار شعله ی آتش عشق آن چنان کـز من سرگشتـــه نماند اثری دست من خالی ولی سینه ...

پسر فاطمه از حــال دلـــم با خبری از وفا سوی من آقا بِنَما یک نظری آتشم زن در شرار شعله ی آتش عشق آن چنان کـز من سرگشتـــه نماند اثری دست من خالی ولی سینه پُر از مهر شما بهرتان تحفه ندارم غیر چشمانِ تری آرزو دارم بگویی به من ...

۱ هفته پیش
2K
پسر فاطمه از حــال دلـــم با خبری از وفا سوی من آقا بِنَما یک نظری آتشم زن در شرار شعله ی آتش عشق آن چنان کـز من سرگشتـــه نماند اثری دست من خالی ولی سینه ...

پسر فاطمه از حــال دلـــم با خبری از وفا سوی من آقا بِنَما یک نظری آتشم زن در شرار شعله ی آتش عشق آن چنان کـز من سرگشتـــه نماند اثری دست من خالی ولی سینه پُر از مهر شما بهرتان تحفه ندارم غیر چشمانِ تری آرزو دارم بگویی به من ...

۱ هفته پیش
3K
بعد از آن واقعهٔ سرخ، بلا سهم تو شد پیکر سوختهٔ کرب‌وبلا سهم تو شد بعد از آن واقعه، هفتاد و دو آیینه شکست ناگهان داغ دل آینه‌ها سهم تو شد بعد از آن واقعه ...

بعد از آن واقعهٔ سرخ، بلا سهم تو شد پیکر سوختهٔ کرب‌وبلا سهم تو شد بعد از آن واقعه، هفتاد و دو آیینه شکست ناگهان داغ دل آینه‌ها سهم تو شد بعد از آن واقعه آشوب قیامت برخاست بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد بعد از آن ...

۱ هفته پیش
2K
اشکی شود جاری جوابش با حسین است روضه به پا شد هر کجا آنجا حسین است نامش که می آید به هم می ریزد عالم نامی که هر دم می کند غوغا حسین است بر ...

اشکی شود جاری جوابش با حسین است روضه به پا شد هر کجا آنجا حسین است نامش که می آید به هم می ریزد عالم نامی که هر دم می کند غوغا حسین است بر دل نباشد ترس از فردای محشر آنکه شفاعت می کند فردا حسین است از روز ...

۲ هفته پیش
3K
لشکری آمده تا سهم غنیمت ببرد از تنی غرقه به خون، جامه به غارت ببرد از سراشیبی گودال سرازیر شدند با هم از بختِ بد غائله درگیر شدند بابت جنگ جمل کسب غرامت کردند سر ...

لشکری آمده تا سهم غنیمت ببرد از تنی غرقه به خون، جامه به غارت ببرد از سراشیبی گودال سرازیر شدند با هم از بختِ بد غائله درگیر شدند بابت جنگ جمل کسب غرامت کردند سر عمامه ی آقام قیامت کردند دست از این پیرهن ارثیه بردار ، سنان مادرش دوخته ...

۲ هفته پیش
2K
نوای سینه به هر دم فقط اباالفضل اسٺ یگانه صاحب پرچم فقط اباالفضل اسٺ کسی ڪه زینب ڪبری به‌او قسم می خورد یقین بدان ڪه درعالم فقط اباالفضل اسٺ ڪسی ڪه برد غــم او... نگاه ...

نوای سینه به هر دم فقط اباالفضل اسٺ یگانه صاحب پرچم فقط اباالفضل اسٺ کسی ڪه زینب ڪبری به‌او قسم می خورد یقین بدان ڪه درعالم فقط اباالفضل اسٺ ڪسی ڪه برد غــم او... نگاه زینـب را میان هاله ای از غم فقط اباالفضل اسٺ در آن مڪان ڪه دو ...

۲ هفته پیش
1K
خواندی حدیث خود را، هیهات منا الذله پیچید بین صحرا ، هیهات منا الذله تو فاطمی‌سرشتی، با خون خود نوشتی در موجی از بلایا ، هیهات منا الذله تو حیدری مرامی، تو حجتی، امامی گفتی ...

خواندی حدیث خود را، هیهات منا الذله پیچید بین صحرا ، هیهات منا الذله تو فاطمی‌سرشتی، با خون خود نوشتی در موجی از بلایا ، هیهات منا الذله تو حیدری مرامی، تو حجتی، امامی گفتی به پیش اعدا ، هیهات منا الذله خون و شرف به پیکار، در روز عشق ...

۲ هفته پیش
2K
چشم هایش همه را یاد مسیحا انداخت در حرم زلزله ی شور تماشا انداخت هیچ چیزی که نمی گفت فقط با گریه جلوی پای عمو بود خودش را انداخت با تعجب همه دیدند غم بدرقه ...

چشم هایش همه را یاد مسیحا انداخت در حرم زلزله ی شور تماشا انداخت هیچ چیزی که نمی گفت فقط با گریه جلوی پای عمو بود خودش را انداخت با تعجب همه دیدند غم بدرقه اش کوه طوفان زده را یک تنه از پا انداخت بی زره رفت و بلا ...

۲ هفته پیش
4K
لب گودال زمین خورد و به دریا افتاد آن قدر نیزه تنش دید که از پا افتاد سنگ ها از همه سو سمت عمو آمده اند یک نفر در وسط معرکه تنها افتاد بر روی ...

لب گودال زمین خورد و به دریا افتاد آن قدر نیزه تنش دید که از پا افتاد سنگ ها از همه سو سمت عمو آمده اند یک نفر در وسط معرکه تنها افتاد بر روی خاک که با صورت خونین آمد تیرها در همه جای بدنش جا افتاد در دهانی ...

۳ هفته پیش
3K
شیعیان حیدریم و خاک پای زینبیم با نگاه لطف زهرا مبتلای زینبیم برکت یک عمر گریه بر برادرهای او لطف فرمودند و حالا ما گدای زینبیم کربلا از ابتدا تا انتها میدان اوست از محرم ...

شیعیان حیدریم و خاک پای زینبیم با نگاه لطف زهرا مبتلای زینبیم برکت یک عمر گریه بر برادرهای او لطف فرمودند و حالا ما گدای زینبیم کربلا از ابتدا تا انتها میدان اوست از محرم تا صفر غرق عزای زینبیم در نماز وتر دست گریه کن ها را گرفت ما ...

۳ هفته پیش
3K
به نام نامی فرمانروای نوکرها رسد به درگه تو التجای نوکرها شده ست باور من

به نام نامی فرمانروای نوکرها رسد به درگه تو التجای نوکرها شده ست باور من"تسمع کلامی"تو بیا و گوش فرا ده صدای نوکرها زبان الکن من،حرف تو،معاذالله قصیده ای بنویسم برای نوکرها طلوع صبح محرم که شد بیندازد به دوش؛حضرت "زهرا" ردای نوکرها کتیبه زن ز برای حُسین پیرهنی به ...

۳ هفته پیش
3K
دل پر از زخم ، نفس زخم ، رگ حنجر زخم گوشه ای درته گودال لب حنجر زخم آسمان پر شده از سر ، سر بر نیزه شده پیکری روی زمین بی سر و ، ...

دل پر از زخم ، نفس زخم ، رگ حنجر زخم گوشه ای درته گودال لب حنجر زخم آسمان پر شده از سر ، سر بر نیزه شده پیکری روی زمین بی سر و ، سر تا سر زخم نیزه و تیر و سنان ها همه هم دست شدند پس ...

۳ هفته پیش
4K
سوره ی غم می رسد ، آیات مریم می رسد عطر سیب و بوی اسپند محرم می رسد دست خود را روی سینه می گذارم با ادب آه دارد مادری با قامت خم می رسد ...

سوره ی غم می رسد ، آیات مریم می رسد عطر سیب و بوی اسپند محرم می رسد دست خود را روی سینه می گذارم با ادب آه دارد مادری با قامت خم می رسد میزبان زهرا که باشد من خیالم راحت است چون که الطافش به مهمان ها دمادم ...

۳ هفته پیش
3K