نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

ادمین (۹۴ تصویر)

#لوهان خیره‌بودیم‌به‌چانیولی‌که‌بد‌شکسته‌بود... چشمای‌قرمزش...رنگ‌پریده‌اش...پک‌های‌سیگاری‌که‌خالی‌میکنه‌و‌ریه‌هایی‌که‌داره‌ب‌فاک‌میره...شات‌های‌الکلی‌که‌بالا‌میده...کم‌خوابیش...حواس‌پرتیش...تیکای‌عصبیش... همش‌نشون‌میده‌ناراحتی‌داره‌گوشت‌و‌خونشو‌میخوره‌و‌عذاب‌آتیشش‌میزنه... آروم‌گفتم:شوگا...؟ بسمتم‌برگشت _من...با‌جیمین‌حرف‌زدم...خودش‌گفت‌نگم‌اما‌حس‌کردم‌بگم‌بهتره...چیزی‌در‌مورد‌لوکیشنش‌بم‌نگفته‌اما‌طبق‌حرفاش‌بش‌بد‌نمیگذره...رسمن‌دارن‌شکنجه‌روحی‌میشن... اشکم‌ریخت:الان‌دو‌هفتس‌مدام‌با‌اون‌عوضی‌رابطه‌داره...اوضاع‌قلبش‌وخیمه‌و‌حتا‌بکهیونم‌نمیدونه...دوماه‌قبله‌رفتنش‌مدام‌با‌جین‌رابطه‌داشتع‌و‌جینم‌فهمیده‌که‌ایدز‌داره...از‌آیهان‌گرفته‌و‌آیهانم‌نمیدونم‌میشناسی‌یا‌نه...دوست‌رزی،همون‌دختر‌مو‌قهوه‌ای‌ژاپنیه...چند‌روز‌پیش‌خاسپاریش‌بود...اونموقع‌جین‌فهمید‌و‌هنوز‌جیمین‌نرفته‌بود...به‌جیمین‌میگه‌ولی‌جیمین‌اصلا‌توجهی‌نمیکنه‌و‌درگیریای‌قبل‌رفتنش‌باعث‌میشه‌وقت‌نکنه‌بره‌آزمایش‌بده‌و‌ظاهرا‌عم‌ایدز‌داره...میگه‌علائمش‌رو‌تو‌نت‌سرچ‌کرده‌و‌همه‌علائمش‌رو‌داره...نمیدونم‌راست‌میگه‌یا‌میخاد‌اعصاب‌منو‌تحریک‌کنه‌...طبق‌گفته‌ی‌خودش،فقط‌سه‌ماه‌وقت‌داره... واسه‌عآتیش‌گرفتنه‌شوگا‌کافی‌بود:))) #چانیول با‌سردرد‌از‌جام‌بلند‌شدم‌و‌سرگیجه‌ام‌جوری‌نبود‌که‌نفهمم‌تو‌اتاق‌خودم‌نیستم اتاق‌خوابه‌شوگا‌بود آهنگ‌آروم‌Crystal Snow از‌دستگاه‌پخش‌پلی‌شده‌بود صدای‌شوگا‌رو‌شنیدم‌که‌گفت:اوه‌فک‌نمیکردم‌صداش‌بیدارت‌کنه!ببخشید! درجواب‌فقط‌لب‌زدم:بکهیون‌عاشق‌این‌عآهنگ‌بودو‌همیشه‌قفلیه‌روش... ( #ادمین:اووووففف‌خودم‌عاشق‌این‌عآهنگم♥۰♥) شوگا‌لبخند‌زد:اون‌دوتا‌کپیه‌همدیگه‌بودن...جیمینم‌عاشق‌این‌عآهنگه.... ـــــــــ اصل‌بدین‌بشناسمتون😁 چرا‌من‌امتحان‌که‌دارم‌جوگیر‌میشم‌پست‌بذارم:|||| بایستون‌کیه کایسو‌شیپ‌میکنین‌یاچانسو و‌درآخر.... مهآرام‌را‌شیپ‌کنید‌تا‌رستگار‌شوید😄😁😂‌

#لوهان خیره‌بودیم‌به‌چانیولی‌که‌بد‌شکسته‌بود... چشمای‌قرمزش...رنگ‌پریده‌اش...پک‌های‌سیگاری‌که‌خالی‌میکنه‌و‌ریه‌هایی‌که‌داره‌ب‌فاک‌میره...شات‌های‌الکلی‌که‌بالا‌میده...کم‌خوابیش...حواس‌پرتیش...تیکای‌عصبیش... همش‌نشون‌میده‌ناراحتی‌داره‌گوشت‌و‌خونشو‌میخوره‌و‌عذاب‌آتیشش‌میزنه... آروم‌گفتم:شوگا...؟ بسمتم‌برگشت _من...با‌جیمین‌حرف‌زدم...خودش‌گفت‌نگم‌اما‌حس‌کردم‌بگم‌بهتره...چیزی‌در‌مورد‌لوکیشنش‌بم‌نگفته‌اما‌طبق‌حرفاش‌بش‌بد‌نمیگذره...رسمن‌دارن‌شکنجه‌روحی‌میشن... اشکم‌ریخت:الان‌دو‌هفتس‌مدام‌با‌اون‌عوضی‌رابطه‌داره...اوضاع‌قلبش‌وخیمه‌و‌حتا‌بکهیونم‌نمیدونه...دوماه‌قبله‌رفتنش‌مدام‌با‌جین‌رابطه‌داشتع‌و‌جینم‌فهمیده‌که‌ایدز‌داره...از‌آیهان‌گرفته‌و‌آیهانم‌نمیدونم‌میشناسی‌یا‌نه...دوست‌رزی،همون‌دختر‌مو‌قهوه‌ای‌ژاپنیه...چند‌روز‌پیش‌خاسپاریش‌بود...اونموقع‌جین‌فهمید‌و‌هنوز‌جیمین‌نرفته‌بود...به‌جیمین‌میگه‌ولی‌جیمین‌اصلا‌توجهی‌نمیکنه‌و‌درگیریای‌قبل‌رفتنش‌باعث‌میشه‌وقت‌نکنه‌بره‌آزمایش‌بده‌و‌ظاهرا‌عم‌ایدز‌داره...میگه‌علائمش‌رو‌تو‌نت‌سرچ‌کرده‌و‌همه‌علائمش‌رو‌داره...نمیدونم‌راست‌میگه‌یا‌میخاد‌اعصاب‌منو‌تحریک‌کنه‌...طبق‌گفته‌ی‌خودش،فقط‌سه‌ماه‌وقت‌داره... واسه‌عآتیش‌گرفتنه‌شوگا‌کافی‌بود:))) #چانیول با‌سردرد‌از‌جام‌بلند‌شدم‌و‌سرگیجه‌ام‌جوری‌نبود‌که‌نفهمم‌تو‌اتاق‌خودم‌نیستم اتاق‌خوابه‌شوگا‌بود آهنگ‌آروم‌Crystal Snow از‌دستگاه‌پخش‌پلی‌شده‌بود صدای‌شوگا‌رو‌شنیدم‌که‌گفت:اوه‌فک‌نمیکردم‌صداش‌بیدارت‌کنه!ببخشید! درجواب‌فقط‌لب‌زدم:بکهیون‌عاشق‌این‌عآهنگ‌بودو‌همیشه‌قفلیه‌روش... ( #ادمین:اووووففف‌خودم‌عاشق‌این‌عآهنگم♥۰♥) شوگا‌لبخند‌زد:اون‌دوتا‌کپیه‌همدیگه‌بودن...جیمینم‌عاشق‌این‌عآهنگه.... ـــــــــ اصل‌بدین‌بشناسمتون😁 چرا‌من‌امتحان‌که‌دارم‌جوگیر‌میشم‌پست‌بذارم:|||| بایستون‌کیه کایسو‌شیپ‌میکنین‌یاچانسو و‌درآخر.... مهآرام‌را‌شیپ‌کنید‌تا‌رستگار‌شوید😄😁😂‌

۱۸ مهر 1398
6K
#بکهیون #فلشبک‌به‌سه‌سال‌پیش (‌۱۸اگوست‌۲۰۱۶_ساعت۲۲:۱۵pm) آروم‌و‌با‌بیحالی‌لباشو‌از‌رو‌لبام‌برداشت _سریع‌برو‌خونه...زیاد‌تو‌کوچه‌نمون...لعنت‌اگه‌خطر‌از‌سمت‌بابات‌نداشت‌تا‌دمه‌در‌خونه‌میبردمت... - یول...بسع...من‌میرم...دوصت‌دارم‌روانی‌تخصع‌عصبی^_^ _مرسی‌عز‌اینهمه‌محبت:|||| خندیدم.یه‌لبخند‌شیرین‌تحویلم‌داد _منم‌دوصت‌دارم‌روباهم^۰^ گونشو‌بوسیدمو‌از‌ماشین‌پیاده‌شدم تا‌یازده‌باید‌خونه‌میبودم‌وگرنه‌بابام‌جرررمم‌میداد لبخندم‌ازرو‌لبم‌نمیرفت(‌ #ادمین:منم‌بود‌نمیرف‌هیچ‌جا‌مینداخ‌مینشس:|||) ولی‌صدای‌یه‌گریه‌ی‌خیلی‌بچگونه‌افکارمو‌پاره‌کرد برگشتم‌پشت‌سرمو‌نگا‌کردم،یه‌بچه‌بود‌کع‌داشت‌گریه‌میکرد رفتم‌سمتش‌و‌عآروم‌گفتم:خانوم‌کوچولو!چیشده‌چرا‌گریه‌میکنی؟ با‌چشمایه‌معصومش‌نگام‌کرد:من...گم...شدم... نمیدونستم‌چیکار‌کنم.به‌پلیس‌زنگ‌بزنم‌یا‌لباساشو‌بگردم‌شاید‌آدرسی‌چیزی‌توشون‌باشه که‌یهو‌خودش‌گفت:ببین،مامانم‌بهم‌گفته‌اگه‌یبار‌گم‌شدم‌اینو‌به‌‌یکی‌نشون‌بدم‌تا‌کمکم‌کنه و‌کاغذ‌کوچیکی‌بهم‌داد.رسمن‌گیج‌بودم‌که‌خودم‌برسونمش‌یا‌نه... +آجوشی‌کمکم‌نمیکنی؟ - چرا...بریم دستشو‌گرفتم‌و‌آدرس‌رو‌چک‌کردم.عجیب‌بود‌که‌همون‌نزدیکی‌بود وقتی‌به‌خونه‌رسیدیم‌گفتم‌خودم‌بچه‌رو‌تحویل‌پدرومادرش‌بدم‌که‌خیالم‌راحت‌باشه... رفتم‌سمت‌در‌و‌زنگو‌فشار‌دادم... ولی‌فقط‌حس‌یه‌شوک‌شدید‌توکل‌بدنم‌پیچید‌و‌انگار‌مغزم‌متلاشی‌شد... #شوگا (زمان‌حال) شات‌دیگه‌ای‌داد‌بالا _ی...یه‌شات‌دیگه...م...میخام...بگو‌یه‌شات‌دیگه‌واسم‌بیارن... بسمت‌خدمتکار‌بار‌برگشتم:یه‌شیشه‌دیگه‌بیار...بعدش‌صورت‌حسابو...فک‌کنم‌دیگه‌بسشه... _ن...نخیرم....بس‌نیس...می...خام...انقد‌بنوشم...ک...یادم‌بره...اصلن‌وجود‌داشته... حرصم‌گرفته‌بود:هرجور‌راحتی.بازم‌واسش‌بیارین ...

#بکهیون #فلشبک‌به‌سه‌سال‌پیش (‌۱۸اگوست‌۲۰۱۶_ساعت۲۲:۱۵pm) آروم‌و‌با‌بیحالی‌لباشو‌از‌رو‌لبام‌برداشت _سریع‌برو‌خونه...زیاد‌تو‌کوچه‌نمون...لعنت‌اگه‌خطر‌از‌سمت‌بابات‌نداشت‌تا‌دمه‌در‌خونه‌میبردمت... - یول...بسع...من‌میرم...دوصت‌دارم‌روانی‌تخصع‌عصبی^_^ _مرسی‌عز‌اینهمه‌محبت:|||| خندیدم.یه‌لبخند‌شیرین‌تحویلم‌داد _منم‌دوصت‌دارم‌روباهم^۰^ گونشو‌بوسیدمو‌از‌ماشین‌پیاده‌شدم تا‌یازده‌باید‌خونه‌میبودم‌وگرنه‌بابام‌جرررمم‌میداد لبخندم‌ازرو‌لبم‌نمیرفت(‌ #ادمین:منم‌بود‌نمیرف‌هیچ‌جا‌مینداخ‌مینشس:|||) ولی‌صدای‌یه‌گریه‌ی‌خیلی‌بچگونه‌افکارمو‌پاره‌کرد برگشتم‌پشت‌سرمو‌نگا‌کردم،یه‌بچه‌بود‌کع‌داشت‌گریه‌میکرد رفتم‌سمتش‌و‌عآروم‌گفتم:خانوم‌کوچولو!چیشده‌چرا‌گریه‌میکنی؟ با‌چشمایه‌معصومش‌نگام‌کرد:من...گم...شدم... نمیدونستم‌چیکار‌کنم.به‌پلیس‌زنگ‌بزنم‌یا‌لباساشو‌بگردم‌شاید‌آدرسی‌چیزی‌توشون‌باشه که‌یهو‌خودش‌گفت:ببین،مامانم‌بهم‌گفته‌اگه‌یبار‌گم‌شدم‌اینو‌به‌‌یکی‌نشون‌بدم‌تا‌کمکم‌کنه و‌کاغذ‌کوچیکی‌بهم‌داد.رسمن‌گیج‌بودم‌که‌خودم‌برسونمش‌یا‌نه... +آجوشی‌کمکم‌نمیکنی؟ - چرا...بریم دستشو‌گرفتم‌و‌آدرس‌رو‌چک‌کردم.عجیب‌بود‌که‌همون‌نزدیکی‌بود وقتی‌به‌خونه‌رسیدیم‌گفتم‌خودم‌بچه‌رو‌تحویل‌پدرومادرش‌بدم‌که‌خیالم‌راحت‌باشه... رفتم‌سمت‌در‌و‌زنگو‌فشار‌دادم... ولی‌فقط‌حس‌یه‌شوک‌شدید‌توکل‌بدنم‌پیچید‌و‌انگار‌مغزم‌متلاشی‌شد... #شوگا (زمان‌حال) شات‌دیگه‌ای‌داد‌بالا _ی...یه‌شات‌دیگه...م...میخام...بگو‌یه‌شات‌دیگه‌واسم‌بیارن... بسمت‌خدمتکار‌بار‌برگشتم:یه‌شیشه‌دیگه‌بیار...بعدش‌صورت‌حسابو...فک‌کنم‌دیگه‌بسشه... _ن...نخیرم....بس‌نیس...می...خام...انقد‌بنوشم...ک...یادم‌بره...اصلن‌وجود‌داشته... حرصم‌گرفته‌بود:هرجور‌راحتی.بازم‌واسش‌بیارین از‌بار‌خارج‌شدم‌و‌وارد‌راهروی‌خروجی‌شدم‌که‌سهون‌مچ‌دست‌راستمو‌گرفت +نه‌شوگا...نرو...بس‌کن‌این‌بچه‌بازیا‌رو...تو‌بالغ‌تراز‌این‌حرفا‌بودی‌که...وقتی‌گفت‌هممون‌گم‌شیم‌بریمو‌گفت‌تو‌بمونی‌لابد‌دلیلی‌داشته...شوگا‌ازت‌خاهش‌میکنم‌تنهاش‌نذار... -اعصابم‌عآروم‌شع‌برمیگردم...از‌دور‌هواشو‌داشته‌باشین... ــــــــ لعنت‌به‌درس:/ حالا‌که‌عآپ‌کردم‌نامردین‌اگه‌واسم‌دعا‌نکنین‌امتحانمو‌خوب‌بدم سوال:درسا‌چجور‌پیش‌میره😅؟‌

۱۸ مهر 1398
6K
قالب مدیریت html | پنل مدیریت Mouldifi https://centralfile.ir/product/mouldifi-management-pannel/ #قالب_مدیریت #پنل_مدیریت #مدیریت #قالب_ادمین #Mouldifi #ادمین #سایت #قالب_HTML

قالب مدیریت html | پنل مدیریت Mouldifi https://centralfile.ir/prod... #قالب_مدیریت #پنل_مدیریت #مدیریت #قالب_ادمین #Mouldifi #ادمین #سایت #قالب_HTML

۳ مهر 1398
2K
#بکهیون تو‌سکوت‌خونع‌عآهنگ‌LoveShotروپلی‌کردم... ( #ادمین:دوستان‌دقت‌کنید‌هیچکدوم‌عز‌اعضا‌تو‌فیکشن‌خاننده‌نیصن،اونافقط‌طرفدار‌اکسو وبی‌تی‌اس‌هصن^_^) آهنگ‌‌رودوص‌داشتم... همم... دلتنگیم‌داشت‌خفم‌میکرد... با‌اینکه‌داغی‌بوسه‌اشو‌هنوز‌‌رو‌پیشونیم‌حس‌میکردم... لنتی #خیلے_دوصش‌دارم:)) شمارشو‌گرفتم... _دستگاه‌مشترک‌موردنظر‌خـ نذاشتم‌اون‌جمله‌ی‌کوفتی‌کامل‌بشه... همون‌جملع‌عی‌کع‌چن‌روزع‌دارع‌عآتیش‌میکشع‌به‌روح‌و‌روانم... گوشیو‌باحرص‌پرت‌کردم‌سمت‌کاناپه‌ی‌رو‌به‌روعی... - اون‌فقد‌درگیرع... با‌خودم‌زمزمه‌کردمو‌سعی‌کردم‌با‌کیک‌پختن‌افکارمو‌منحرف‌کنم...اما‌لنتے‌اون‌خوده‌مغزم‌شده...حواسمو‌هرجا‌پرت‌کنم‌سمت‌خود‌عوضیش‌میوفته... توکل‌یه‌هفتع‌عی‌کع‌چانیول‌رفتع‌تایلند‌من‌اینجا‌پر‌پر‌شددددممم خاطرات‌دوران‌دبیرستانمون...لنتے... ناموسن‌داعرم‌روانی‌میشم...برم‌یه‌قدم‌ریزی‌بزنم‌برگردم... یه‌هودی‌روبا‌شلوار‌نسبتا‌تنگی‌پوشیدمو‌گوشیمو‌هنذفریمو‌برداشتمو‌زدم‌بیرون... حس‌میکردم‌دیوارا‌هی‌دارن‌بهم‌نزدیک‌میشن‌و‌دارن‌خفه‌ام‌میکنن... #شوگا چانیول‌گوشیشو‌خاموش‌کردع... نی‌دونم‌چقد‌پیشرفت‌داشته‌و‌البته‌خبری‌هم‌بهم‌نداده‌.... الان‌هشت‌روزع‌که‌رفته‌تایلند‌و‌هنوز‌بیخبرم... جی‌مین...اوووففف...یچیز‌جالب‌درموردش‌‌فهمیدم.... #جی‌مین‌دختر‌نیص:/ ــــــــ منوبخاطر‌کم‌کاریام‌ببخشید‌لطفن... قول‌میدم‌تند‌تند‌پارت‌بذارم... قب،قب... سوالی‌ندارم‌شما‌هرچی‌میخاید‌بپرسید‌درمورد‌فیکشنم‌باشه‌مشکلی‌نیص😁‌

#بکهیون تو‌سکوت‌خونع‌عآهنگ‌LoveShotروپلی‌کردم... ( #ادمین:دوستان‌دقت‌کنید‌هیچکدوم‌عز‌اعضا‌تو‌فیکشن‌خاننده‌نیصن،اونافقط‌طرفدار‌اکسو وبی‌تی‌اس‌هصن^_^) آهنگ‌‌رودوص‌داشتم... همم... دلتنگیم‌داشت‌خفم‌میکرد... با‌اینکه‌داغی‌بوسه‌اشو‌هنوز‌‌رو‌پیشونیم‌حس‌میکردم... لنتی #خیلے_دوصش‌دارم:)) شمارشو‌گرفتم... _دستگاه‌مشترک‌موردنظر‌خـ نذاشتم‌اون‌جمله‌ی‌کوفتی‌کامل‌بشه... همون‌جملع‌عی‌کع‌چن‌روزع‌دارع‌عآتیش‌میکشع‌به‌روح‌و‌روانم... گوشیو‌باحرص‌پرت‌کردم‌سمت‌کاناپه‌ی‌رو‌به‌روعی... - اون‌فقد‌درگیرع... با‌خودم‌زمزمه‌کردمو‌سعی‌کردم‌با‌کیک‌پختن‌افکارمو‌منحرف‌کنم...اما‌لنتے‌اون‌خوده‌مغزم‌شده...حواسمو‌هرجا‌پرت‌کنم‌سمت‌خود‌عوضیش‌میوفته... توکل‌یه‌هفتع‌عی‌کع‌چانیول‌رفتع‌تایلند‌من‌اینجا‌پر‌پر‌شددددممم خاطرات‌دوران‌دبیرستانمون...لنتے... ناموسن‌داعرم‌روانی‌میشم...برم‌یه‌قدم‌ریزی‌بزنم‌برگردم... یه‌هودی‌روبا‌شلوار‌نسبتا‌تنگی‌پوشیدمو‌گوشیمو‌هنذفریمو‌برداشتمو‌زدم‌بیرون... حس‌میکردم‌دیوارا‌هی‌دارن‌بهم‌نزدیک‌میشن‌و‌دارن‌خفه‌ام‌میکنن... #شوگا چانیول‌گوشیشو‌خاموش‌کردع... نی‌دونم‌چقد‌پیشرفت‌داشته‌و‌البته‌خبری‌هم‌بهم‌نداده‌.... الان‌هشت‌روزع‌که‌رفته‌تایلند‌و‌هنوز‌بیخبرم... جی‌مین...اوووففف...یچیز‌جالب‌درموردش‌‌فهمیدم.... #جی‌مین‌دختر‌نیص:/ ــــــــ منوبخاطر‌کم‌کاریام‌ببخشید‌لطفن... قول‌میدم‌تند‌تند‌پارت‌بذارم... قب،قب... سوالی‌ندارم‌شما‌هرچی‌میخاید‌بپرسید‌درمورد‌فیکشنم‌باشه‌مشکلی‌نیص😁‌

۱۶ شهریور 1398
8K
#ادمین تو‌این‌سع‌روز‌جی‌مین‌رسما‌جین‌رو‌ایگنور‌کردع‌بود.... تمایاشو‌ریجکت‌میکرد.... پیعماشو‌صین‌نمیکرد... اما‌واسع‌اینکع‌نکنع‌کع‌کار‌دستع‌خودش‌بدع‌عز‌نوتیف‌پیعماشومیخوند...جین‌مدام‌التماس‌میکرد‌برگردع‌...به‌این‌رابطع‌ۍ‌شانس‌دیگع‌بدع...قول‌میداد... ولی‌جی‌مین‌انگار‌سنگ‌شدع‌بود.... شدع‌بود؟؟ نَ... اون‌فقدع‌فقد‌عصبی‌بود... خودش‌بع‌شوگا‌علاقع‌داشت‌اما‌نمیخاص‌حتا‌بخودش‌بگع‌دوصش‌دارع... چون‌میترسید... ترسو‌نبود‌اما‌اگع‌اون‌علاقه‌ی‌کوفتی‌واسش‌مشکل‌میساخت‌چی؟؟؟ مصلن‌جی‌یانگ‌میفعمید... بعد‌همش‌عآتو‌دصش‌بود‌کع‌بع‌جی‌مین‌فشار‌بیارع... بنظر‌من‌کع‌واسع‌ترسیدن‌کافی‌بود... خوده‌جی‌مینم‌همین‌نظرو‌دارع... عز‌فرصتی‌که‌جی‌یانگ‌بهش‌دادع‌بود‌بک‌هفتع‌ودو‌سع‌روز‌موندع‌بود.... جون‌سخ‌نبود‌و‌دوریع‌شوگا‌واسع‌کشتنش‌کافی‌بود... آرع... شوگا... خیره‌بود‌به‌شماره‌ی‌جیمین... سکوت‌لعنتیع‌اتاق... دصتش‌رفت‌کع‌تماسو‌وصل‌کنع... اما‌جلوی‌خودشو‌گرفت... عادت‌به‌جی‌مین‌مثع‌اعتیاد‌بع‌کوکائین‌میموند... میدونید‌چرا؟؟؟ زگدگیشو‌بع‌باد‌میداد...نقشه‌هاشو...ثروتشو...غرورشو...دور‌و‌بریاشو...اعتمادی‌کع‌بعش‌داشتن...معروفیتش‌بع‌باد‌میرف...نباید‌عصم‌خودشو‌وقتی‌همع‌روش‌زوم‌بودن‌خراب‌میکرد...همع‌ روش‌زوم‌بودن‌چون‌مدیا‌اعتقاد‌داشتن‌اون‌خعلےواسع‌عمچین‌صمتی‌جوون‌و‌خامع... ولی‌‌اون‌واسع‌مدیا‌یع‌ایمیج‌پرفکت‌عز‌خودش‌نشون‌دادع‌بود‌و‌قضاوتاشون‌دیگع‌ذرع‌عی‌مهم‌نبود...چون‌پدرش‌بعش‌اعتماد‌کامل‌داشت... عآرع‌اون‌یع‌عآدم‌موفق‌بود... اما‌جی‌مین‌میخاس‌اون‌ایمیج‌عآدم‌موفق‌رو‌خراب‌کنع... و‌خودع‌شوگاعم‌وایع‌همین‌عزش‌دوری‌میکرد‌‌چون‌بعدن‌عز‌بین‌بردن‌عادتی‌کع‌خودش‌باعثش‌شدع‌بود‌سخ‌بود... حالا‌قانع‌شدین‌جیمین‌عین‌کوکائین‌میمونع؟؟ ــــــــــ شما‌طرف‌شوگاعید‌یا‌جی‌مین؟؟؟

#ادمین تو‌این‌سع‌روز‌جی‌مین‌رسما‌جین‌رو‌ایگنور‌کردع‌بود.... تمایاشو‌ریجکت‌میکرد.... پیعماشو‌صین‌نمیکرد... اما‌واسع‌اینکع‌نکنع‌کع‌کار‌دستع‌خودش‌بدع‌عز‌نوتیف‌پیعماشومیخوند...جین‌مدام‌التماس‌میکرد‌برگردع‌...به‌این‌رابطع‌ۍ‌شانس‌دیگع‌بدع...قول‌میداد... ولی‌جی‌مین‌انگار‌سنگ‌شدع‌بود.... شدع‌بود؟؟ نَ... اون‌فقدع‌فقد‌عصبی‌بود... خودش‌بع‌شوگا‌علاقع‌داشت‌اما‌نمیخاص‌حتا‌بخودش‌بگع‌دوصش‌دارع... چون‌میترسید... ترسو‌نبود‌اما‌اگع‌اون‌علاقه‌ی‌کوفتی‌واسش‌مشکل‌میساخت‌چی؟؟؟ مصلن‌جی‌یانگ‌میفعمید... بعد‌همش‌عآتو‌دصش‌بود‌کع‌بع‌جی‌مین‌فشار‌بیارع... بنظر‌من‌کع‌واسع‌ترسیدن‌کافی‌بود... خوده‌جی‌مینم‌همین‌نظرو‌دارع... عز‌فرصتی‌که‌جی‌یانگ‌بهش‌دادع‌بود‌بک‌هفتع‌ودو‌سع‌روز‌موندع‌بود.... جون‌سخ‌نبود‌و‌دوریع‌شوگا‌واسع‌کشتنش‌کافی‌بود... آرع... شوگا... خیره‌بود‌به‌شماره‌ی‌جیمین... سکوت‌لعنتیع‌اتاق... دصتش‌رفت‌کع‌تماسو‌وصل‌کنع... اما‌جلوی‌خودشو‌گرفت... عادت‌به‌جی‌مین‌مثع‌اعتیاد‌بع‌کوکائین‌میموند... میدونید‌چرا؟؟؟ زگدگیشو‌بع‌باد‌میداد...نقشه‌هاشو...ثروتشو...غرورشو...دور‌و‌بریاشو...اعتمادی‌کع‌بعش‌داشتن...معروفیتش‌بع‌باد‌میرف...نباید‌عصم‌خودشو‌وقتی‌همع‌روش‌زوم‌بودن‌خراب‌میکرد...همع‌ روش‌زوم‌بودن‌چون‌مدیا‌اعتقاد‌داشتن‌اون‌خعلےواسع‌عمچین‌صمتی‌جوون‌و‌خامع... ولی‌‌اون‌واسع‌مدیا‌یع‌ایمیج‌پرفکت‌عز‌خودش‌نشون‌دادع‌بود‌و‌قضاوتاشون‌دیگع‌ذرع‌عی‌مهم‌نبود...چون‌پدرش‌بعش‌اعتماد‌کامل‌داشت... عآرع‌اون‌یع‌عآدم‌موفق‌بود... اما‌جی‌مین‌میخاس‌اون‌ایمیج‌عآدم‌موفق‌رو‌خراب‌کنع... و‌خودع‌شوگاعم‌وایع‌همین‌عزش‌دوری‌میکرد‌‌چون‌بعدن‌عز‌بین‌بردن‌عادتی‌کع‌خودش‌باعثش‌شدع‌بود‌سخ‌بود... حالا‌قانع‌شدین‌جیمین‌عین‌کوکائین‌میمونع؟؟ ــــــــــ شما‌طرف‌شوگاعید‌یا‌جی‌مین؟؟؟

۱۶ شهریور 1398
6K
. #ادمین بکهیون‌در‌حالیکع‌میسکالع‌۴۶اُمش‌رو‌قطع‌میکرد‌یه‌پیعم‌عز‌چانیول‌دریافت‌کرد فک‌کرد‌بازعم‌مث‌همیشع‌

. #ادمین بکهیون‌در‌حالیکع‌میسکالع‌۴۶اُمش‌رو‌قطع‌میکرد‌یه‌پیعم‌عز‌چانیول‌دریافت‌کرد فک‌کرد‌بازعم‌مث‌همیشع‌"دوست‌دارم‌❤‌"یا'درچه‌حالی‌عشقم'هس،اماپیعم‌چانیول‌طولانی ‌بود... "سلام‌عشقم صبح‌خابیدع‌بودی‌و،منم،نتونصتم‌پرنسسمو‌بیدار‌کنم...ببخشید‌کع‌تو‌روزم‌سرم‌شلوغ‌بود‌ونتونصتم‌درموردسفر‌کاری‌ای‌که‌پروازش‌امشبع‌باهات‌حرف‌بزنم...ولی‌یع‌سفرکاری‌پیش‌اومده‌که‌پروازش‌امشبع...امیدوارم‌ببخشیم‌و‌زحمت‌جمع‌کردن‌ساکمو‌واسم‌بکشی...یک‌ساعت‌دیگع‌میام‌خونه دوصت‌دارم😻" پیعم‌چانیول‌کمی‌شوکه‌اش‌کرد‌اماکاریش‌نمیشد‌کرد... چانیول‌قبلن‌فراموش‌کارنبود بکهیون‌مطمنع‌چانیولی‌کع‌میشناخت‌فراموش‌کار‌نیصتو‌حتمن‌یه‌مشکل‌پیش‌اومدع... - اَه،لنتی‌خودتو‌افکار‌منفیت....چانیول‌هیچیش‌نیص‌فقد‌دارع‌بخاطر‌رفاه‌توعع‌قدرنشناس‌سخ‌ کار‌میکنع‌و‌خستگیع‌ناشی‌عز‌کارش‌یکمی‌فراموش‌کار‌ش‌کردع...عوکیع؟ بلندسرخودش‌داد‌زد بسمت‌اتاق‌رفتو‌عآروم‌ساک‌چانیول‌روبست امیدوار‌بود‌سفر‌کاری‌چانیول‌خیلی‌طول‌نکشه‌چون‌قطعن‌بکهیون‌دلتنگ‌میشد چانیول‌اخیرا‌کمتر‌سفرکاری‌میرفت‌و‌این‌باعث‌وابستگی‌زیاد‌بکهیون‌شدع‌بود - فقط‌یکمی‌لوسم‌کردع...:( چانیول‌کع‌رسید‌بکهیون‌رو‌بغل‌کردو‌گفت:عزیزم‌این‌سفر‌حدودن‌دو‌هفته‌طول‌میکشع بکهیون‌با‌لبخند‌گفت:‌موفق‌باشی‌عزیزم،سعی‌میکنم‌تحمل‌کنم... چانیول‌ساکش‌رو‌برداشت‌و‌موهای‌پیشونی‌بک‌رو‌کنار‌زد‌و‌پیشونیشو‌بوسید کنارگوشش‌زمزمه‌کرد:عاشقتم‌پرنسس‌من...مواظب‌خودت‌باش... ‌- دیوونتم...توام‌همینطور... چانیول‌با‌ماشین‌شرکت‌بع‌فرودگاه‌رفت‌... هنوز‌گرمای‌بوسه‌اش‌رو‌پیشونی‌بک‌بود‌و‌موهای‌بک‌بع‌حالت‌عادی‌برنگشته‌بودن‌که‌حس‌دلتنگی‌داشت‌خفش‌میکرد... #جی‌مین دستم‌رو‌عضله‌هایه‌شیری‌رنگ‌شکمش‌بود... سفتیشونو‌زیر‌دصم‌‌حس‌میکردم... لبامو‌گذاشتم‌رو‌گردنشو‌مک‌های‌آرومی‌ب‌گودی‌گردنش‌زدم... لعنتی... متنفر‌بودم‌از‌وقتایی‌کع‌ب‌‌اجبار‌باهم‌بودیم... نمیشد‌همون‌اوپام‌باقی‌بمونع‌؟؟؟ زمزمه‌کردم:این‌‌آخرین‌باریه‌کع‌باهم‌میخابیم‌جین... - آخع‌چرا؟؟؟ _یکم‌از‌من‌بکش‌بیرون!من‌دو‌‌هفته‌دیگع‌واسه‌همیشه‌میرعم‌آمریکا... ـــــــ مهآرام‌کاپلو‌دوص‌داعرین؟؟؟😄😍

۱۳ شهریور 1398
6K
#بکهیون حملع‌ور‌شدم‌سمت‌گوشیم‌و‌شماره‌جیمینو‌پیدا‌کردم لعنتی‌اسمش‌تو‌گوشیم‌خعلی‌بش‌میومد:دردسر*_* شماره‌گرفتم‌و‌جیمینم‌سریع‌برداشت _جان؟ - خوبی‌کجایی‌چیکار‌میکنی‌درچع‌حالی _عآروووممم‌لنتی۰_۰ - زر‌نزن‌فقد‌ج‌بدع _عآرع‌خوبم‌شرکتم‌کارمیکنم‌حالت‌خاصی‌عم‌ندارعم - مطمعنی؟؟؟ _رع‌چدور‌مگع؟؟ - عیچی‌همینطوری _زنگ‌زدی‌منو‌بع‌رعگبارع‌فوضولی‌بستی‌بعد‌میگی‌عیچی‌همین‌طوری؟؟؟ - چیع‌خو...ع‌شدت‌بیکاریع _کاعش‌منم‌عین‌این‌بک‌شانس‌داشتم‌‌یکی‌عین‌چان‌لوسم‌میکرد،تف‌ت‌شانسم‌ینی...بچگیم‌اون‌وض‌الانم‌این‌وض - توفقدحسودی‌کن _ع‌شدت‌‌پرکاریع +زر‌نزن صدای‌کوکی‌جوابو‌تو‌صورت‌جیمین‌کوبوند‌منم‌ع‌خنده‌منفجرشدم _عگع‌هرهرهات‌تموم‌شده‌قط‌کنم - ن‌قط‌نکن‌من‌تعنا‌میشم😿 _بع‌من‌چع... - جیمین‌میشع‌ببینمت؟؟؟‌ _ن‌بک‌الان‌واقن‌سرم‌شلوغع... - شب‌چی؟ _نی‌تونم...بذارشنبع‌میاعم‌پیشت‌شبم‌میرم‌پیش‌جین ...

#بکهیون حملع‌ور‌شدم‌سمت‌گوشیم‌و‌شماره‌جیمینو‌پیدا‌کردم لعنتی‌اسمش‌تو‌گوشیم‌خعلی‌بش‌میومد:دردسر*_* شماره‌گرفتم‌و‌جیمینم‌سریع‌برداشت _جان؟ - خوبی‌کجایی‌چیکار‌میکنی‌درچع‌حالی _عآروووممم‌لنتی۰_۰ - زر‌نزن‌فقد‌ج‌بدع _عآرع‌خوبم‌شرکتم‌کارمیکنم‌حالت‌خاصی‌عم‌ندارعم - مطمعنی؟؟؟ _رع‌چدور‌مگع؟؟ - عیچی‌همینطوری _زنگ‌زدی‌منو‌بع‌رعگبارع‌فوضولی‌بستی‌بعد‌میگی‌عیچی‌همین‌طوری؟؟؟ - چیع‌خو...ع‌شدت‌بیکاریع _کاعش‌منم‌عین‌این‌بک‌شانس‌داشتم‌‌یکی‌عین‌چان‌لوسم‌میکرد،تف‌ت‌شانسم‌ینی...بچگیم‌اون‌وض‌الانم‌این‌وض - توفقدحسودی‌کن _ع‌شدت‌‌پرکاریع +زر‌نزن صدای‌کوکی‌جوابو‌تو‌صورت‌جیمین‌کوبوند‌منم‌ع‌خنده‌منفجرشدم _عگع‌هرهرهات‌تموم‌شده‌قط‌کنم - ن‌قط‌نکن‌من‌تعنا‌میشم😿 _بع‌من‌چع... - جیمین‌میشع‌ببینمت؟؟؟‌ _ن‌بک‌الان‌واقن‌سرم‌شلوغع... - شب‌چی؟ _نی‌تونم...بذارشنبع‌میاعم‌پیشت‌شبم‌میرم‌پیش‌جین - جیمینا...میگی‌دوروز‌صب‌کنم؟؟ هیچی‌نگفت‌فقد‌چن‌ثانیه‌بعد‌قط‌کرد - لعنت‌بت‌کع‌مطمعنم‌کردی‌یع‌اتفاقی‌افتادع.... #ادمین‌میخاد‌ع‌زبون‌خودش‌بگع^_^ کام‌پر‌عآرامشی‌از‌پیپش‌گرفت.... عکس‌بعدی‌رو‌نگاه‌کرد.... _من‌گفتم‌مخشوبزن...نکنع‌عاشقش‌شدی‌جیمین؟؟؟ از‌صندلی‌‌راحتیش‌بلند‌شد‌و‌رفت‌جلوی‌پنجره‌وکام‌عمیق‌دیگع‌عی‌گرفت... ( #ادمین:بسع‌دیگع‌جی‌یانگ‌دقمون‌دادی‌لنتی) الان‌حدودن‌بیست‌سال‌بود‌ه‌اون‌دختر‌رو‌بزرگ‌میکرد... از‌همون‌روزی‌که‌اون‌زن‌گذاشتش‌تو‌بغلش‌عاشقش‌شد... اون‌زن‌گفت‌مواظبش‌باش‌و‌رفتوسرنبش‌خیابون‌تصادف‌کردو‌مرد... ...

۱۳ شهریور 1398
6K
#شوگا داشتم‌بع‌عین‌فک‌میکردم‌عگع‌جیمین‌بفهمع‌من‌با‌منظورپیششم‌چیکارمیکنع؟؟؟ یعنی‌یجورایی‌مطمعنم‌خورد‌میشه‌چون‌میفهمه‌واسه‌اطرافیانش‌ارزش‌‌داره‌چون‌منفعت‌داره‌و‌اگع‌اون‌منفعت‌نباشه‌اطرافیانش‌زرتی‌محلش‌نمیدن شایدم‌رفیقاش‌از‌اون‌رفیق‌خوبان‌کع‌همیشه‌هواشو‌داعرن نی‌دونم ‌مهم‌نی‌واسم ( #ادمین:بعلع‌کاملن‌مشخصع‌مهم‌نیس،واست۰_۰بچع‌های‌مردمو‌اسکل‌نکن‌اینا‌خیلی‌بیشتر‌عزت‌میفمن:/ملتو‌خر‌فرض‌کردع×_×) باو‌‌فوق‌فوقشم‌میفهمع‌گریع‌میکنع‌ناراحت‌میشع‌دپ‌میشع‌افسرده‌میشع‌میمیرع:( البتع‌فک‌نکنم‌اصلاواسش‌مهم‌باشع...بیخی...دارع‌با‌منم‌عین‌یکی‌ع‌طعمه‌هاش‌رفتار‌میکنع‌و‌این‌رفتارا‌کع‌باعث‌بشع‌حس‌کنم‌همع‌چے‌روئع‌ولی‌عیچےروع‌نیص... یعنی،عون‌دختر‌امکان‌ندارع‌گاردشو‌بیارع‌پاعین،الانم‌کع‌عنقد‌بش‌نزدیکم‌بخاطر‌گل‌روی‌‌جی‌یانگع البتع،عینم‌هص‌کع‌من‌عنقد‌‌ع‌خودم‌مطمئنم‌کع‌مطمئنم‌یکاری‌میکنم‌عون‌دختر‌سریع‌گاردش ‌بیاد‌پاعین من‌خعلی‌خوشال‌میشم‌عگع‌بفهمه‌من‌چرا‌باعاشم... میدونی‌چرا؟؟؟ چون‌عین‌حسع‌کوفتی‌کع‌بم‌میگع‌

#شوگا داشتم‌بع‌عین‌فک‌میکردم‌عگع‌جیمین‌بفهمع‌من‌با‌منظورپیششم‌چیکارمیکنع؟؟؟ یعنی‌یجورایی‌مطمعنم‌خورد‌میشه‌چون‌میفهمه‌واسه‌اطرافیانش‌ارزش‌‌داره‌چون‌منفعت‌داره‌و‌اگع‌اون‌منفعت‌نباشه‌اطرافیانش‌زرتی‌محلش‌نمیدن شایدم‌رفیقاش‌از‌اون‌رفیق‌خوبان‌کع‌همیشه‌هواشو‌داعرن نی‌دونم ‌مهم‌نی‌واسم ( #ادمین:بعلع‌کاملن‌مشخصع‌مهم‌نیس،واست۰_۰بچع‌های‌مردمو‌اسکل‌نکن‌اینا‌خیلی‌بیشتر‌عزت‌میفمن:/ملتو‌خر‌فرض‌کردع×_×) باو‌‌فوق‌فوقشم‌میفهمع‌گریع‌میکنع‌ناراحت‌میشع‌دپ‌میشع‌افسرده‌میشع‌میمیرع:( البتع‌فک‌نکنم‌اصلاواسش‌مهم‌باشع...بیخی...دارع‌با‌منم‌عین‌یکی‌ع‌طعمه‌هاش‌رفتار‌میکنع‌و‌این‌رفتارا‌کع‌باعث‌بشع‌حس‌کنم‌همع‌چے‌روئع‌ولی‌عیچےروع‌نیص... یعنی،عون‌دختر‌امکان‌ندارع‌گاردشو‌بیارع‌پاعین،الانم‌کع‌عنقد‌بش‌نزدیکم‌بخاطر‌گل‌روی‌‌جی‌یانگع البتع،عینم‌هص‌کع‌من‌عنقد‌‌ع‌خودم‌مطمئنم‌کع‌مطمئنم‌یکاری‌میکنم‌عون‌دختر‌سریع‌گاردش ‌بیاد‌پاعین من‌خعلی‌خوشال‌میشم‌عگع‌بفهمه‌من‌چرا‌باعاشم... میدونی‌چرا؟؟؟ چون‌عین‌حسع‌کوفتی‌کع‌بم‌میگع‌"لنتی‌توع‌یع‌لاشی‌هصتی،چجوری‌وقدی‌اون‌دارع‌روئع‌روع‌بازی‌میکنع‌توع‌عینجوری‌با‌لاشی‌بازیات‌میری‌جلو؟؟چراع‌بش‌نمیفهمونی‌چع‌مرگتع؟؟چرا‌ع‌خودش‌کمک‌نمیگیری‌ت‌زمین‌زدنع‌باباش؟؟" قطعن‌عون‌جی‌یانگع‌عوضی‌تا‌حالا‌کلی‌عذابش‌دادع‌و‌عونم‌الان‌دارع‌مجبوری‌عین‌کارا‌رو‌میکنع.. اخازی‌و‌مخ‌زنی‌پسرایع‌پولدار‌منظورمع... و‌جی‌یانگ‌قطعن‌ازین‌کارایع‌جیمین‌فقط‌سود‌مالی‌بعش‌نمیرسع‌لابد‌یع‌سوددیع‌هم‌بش‌میرسع‌کع‌ولش‌نمیکنع...البتع‌منظورم‌این‌نی‌کع‌‌عگع‌فقد‌سودمالی‌بش‌میرسیدتاحالا‌بیخیالع‌این‌کار‌شدع‌بود‌اما‌اونوقت‌مدام‌و‌پشت‌هم‌انجامش‌نمیداد...نمیدونم‌شایدم‌عون‌خیلی‌طماعه‌و‌من‌خوب‌نشناختمش... عرچی‌صفت‌کثیفع‌ت‌وجود‌این‌جی‌یانگ‌هص‌و‌نی‌دونم‌چجوری‌جیمین‌دارع‌باعاش‌زندگی‌میکنع...حتمن‌خعلی‌سختع... عگع‌جیمین‌عاشقم‌بشع‌حتمن‌ازش‌میپرسم‌زندگی‌با‌جی‌یانگ‌چجوریع.... #یک‌ماه‌بعد #بکهیون همع‌چی‌بطرزترسناکی‌عآرومع۰_۰ ینی‌عآدم‌حس‌میکنع‌عآرامش‌قبلع‌طوفانع...عنقد‌ترسناک‌تا‌حالا‌عآرامش‌ندیدم نکنع‌جیمین‌یه‌گهی‌خوردع‌من‌اینجوری‌شدم؟؟ ــــــــــــ قب‌قب...‌خوجلایع‌من... کدوم‌رپ‌چانیول‌رو‌بیشتر‌دوس‌دارین؟ خودم:لاوشات‌واوردوز‌

۱۳ شهریور 1398
5K
#لوهان پسر نسبتا جوون گفت:با سربازرس چیکار دارین؟؟ _از دوستاشم یه اتفاق مهمی افتاده حتما باید با سهون حرف بزنم +فکر نمیکنم وقتشون خالی باشه...بذارید(تلفنشو برا هماهنگ کردن برداشت)بذارید من خبر بـ _نه اگع میشه ...

#لوهان پسر نسبتا جوون گفت:با سربازرس چیکار دارین؟؟ _از دوستاشم یه اتفاق مهمی افتاده حتما باید با سهون حرف بزنم +فکر نمیکنم وقتشون خالی باشه...بذارید(تلفنشو برا هماهنگ کردن برداشت)بذارید من خبر بـ _نه اگع میشه بذارید بیخبر برم شک کرد:پس خودم باهاتون میام _باشه بلند شد و تا اتاق سهون ...

۱۳ شهریور 1398
52K
#جیمین رو تخت لش کردم... یه شب طولانی و کلی دیوونه بازی با شوگا خستم کرده بود شدید.... اول رفتیم رستوران شام خوردیم بعد رفتیم شهربازی و کلی دیوونه بازی! یهو بارون گرفت! رفتیم تو ...

#جیمین رو تخت لش کردم... یه شب طولانی و کلی دیوونه بازی با شوگا خستم کرده بود شدید.... اول رفتیم رستوران شام خوردیم بعد رفتیم شهربازی و کلی دیوونه بازی! یهو بارون گرفت! رفتیم تو ماشین...کلی حالمون گرفته بود که یهو شیطنتم گل کرد و عصبیش کردمو از ماشین فرار ...

۱۳ شهریور 1398
21K
قالب برگو Brego | پوسته HTML داشبورد مدیریت حرفه ای https://centralfile.ir/product/bergo-them/ #قالب #قالب_مدیریت #پنل_مدیریت #قالب_ادمین #قالب_برگو #پنل_ادمین #قالب_Bergo #داشبورد_ادمین #داشبورد_مدیریت #پیشخوان #داشبورد #پنل #مدیریت #ادمین

قالب برگو Brego | پوسته HTML داشبورد مدیریت حرفه ای https://centralfile.ir/prod... #قالب #قالب_مدیریت #پنل_مدیریت #قالب_ادمین #قالب_برگو #پنل_ادمین #قالب_Bergo #داشبورد_ادمین #داشبورد_مدیریت #پیشخوان #داشبورد #پنل #مدیریت #ادمین

۳ شهریور 1398
2K
#جیمین رو تخت لش کرده بودم و حوصلمم حسابی پاچیدع بود بی حوصلع با لپتاپ ازین سایت به اون سایت میپریدم کع یهو گوشیم زنگ خورد. سهون بود منم سریع جواب دادم داشتیم حرف میزدیم ...

#جیمین رو تخت لش کرده بودم و حوصلمم حسابی پاچیدع بود بی حوصلع با لپتاپ ازین سایت به اون سایت میپریدم کع یهو گوشیم زنگ خورد. سهون بود منم سریع جواب دادم داشتیم حرف میزدیم در مورد اینکه:"سهونی من کاریت نداشتم،چانیول اوپا کارت داشت" که یهو پشت خطی اومد نگا ...

۱ شهریور 1398
58K
عَمو جون نِمی خواد ثابِت کُنی خوبی کَسی کِه خوب باشِه اَز رَفتارِش مَعلومه #متن_نوشته #بلک_پینک #ادمین-هلنا

عَمو جون نِمی خواد ثابِت کُنی خوبی کَسی کِه خوب باشِه اَز رَفتارِش مَعلومه #متن_نوشته #بلک_پینک #ادمین-هلنا

۲۲ شهریور 1397
7K
آپدیت تویتر آر.ام ❤

آپدیت تویتر آر.ام ❤"کوکی تولدت مبارک" عزیزمنن چ شکلیی خستس 😭😭😭💟💕❤❤❤ #ادمین اسما

۹ شهریور 1397
38K
آپدیت تویتر آر.ام ❤

آپدیت تویتر آر.ام ❤ "کوکی تولدت مبارک" #ادمین اسما

۹ شهریور 1397
37K
🔰 انتقال محتوای کانال و ... در تلگرام به گپ با ربات جدید #گپ: ♨ ️ ربات جدیدی توسط برنامه نویسان گپ در تلگرام آماده شده است که می توانید با آن پست های تلگرامی ...

🔰 انتقال محتوای کانال و ... در تلگرام به گپ با ربات جدید #گپ: ♨ ️ ربات جدیدی توسط برنامه نویسان گپ در تلگرام آماده شده است که می توانید با آن پست های تلگرامی خود را به گپ منتقل کنید. شناسه ربات : telegram.me/send_to_gap_bot ♨ ️ نکته حایز اهمیت ...

۲۴ فروردین 1397
13K
امروز فن ساین پوما توی کره اجرا شد . نامجون گفته توی آلبوم بعدی یکی از ووکالیست ها یه ترک ساخته که شاید یکی از سه بهترین ترک های آلبوم باشه فک کنم منظورش کوکه😻 ...

امروز فن ساین پوما توی کره اجرا شد . نامجون گفته توی آلبوم بعدی یکی از ووکالیست ها یه ترک ساخته که شاید یکی از سه بهترین ترک های آلبوم باشه فک کنم منظورش کوکه😻 پ.ن: حتی ترک ها رو هم ساختن 😶 کامیک از رگ گردن بهمون نزدیکتره #ادمین-دلسا

۱۹ فروردین 1397
12K
#chaelisa #ادمین #Mrl_k2

#chaelisa #ادمین #Mrl_k2

۴ فروردین 1397
8K
عید همگی مبارک~··· #ادمین:حنا:>●●●●●●●hana._.park2002@

عید همگی مبارک~··· #ادمین:حنا:>●●●●●●●hana._.park2002@

۱ فروردین 1397
5K
بی تی اس قراره با همکاری کمپانی Netmarble یه بازی جدید رو‌ در نیمه اول سال ۲۰۱۸ منتشر کنن بازیش این شکلیه ک مثلا ما منیجر پسراییم و باید بزرگشون کنیم😍 😍 پسرا واسه این ...

بی تی اس قراره با همکاری کمپانی Netmarble یه بازی جدید رو‌ در نیمه اول سال ۲۰۱۸ منتشر کنن بازیش این شکلیه ک مثلا ما منیجر پسراییم و باید بزرگشون کنیم😍 😍 پسرا واسه این بازی کلی عکس و فیلم آماده کردن خود این کمپانی گفته بیشتر ۱۰۰۰۰ عکس و ...

۱۷ بهمن 1396
3K