نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

حمیدسلیمی (۲۰ تصویر)

فرق داره رفتن با رفتن. فرق داره. رفتن که در ذاتش بده، اما شکل های مختلفش خیلی با هم فرق داره. دردش هم فرق داره. یعنی میخوام بگم فرق داره حال کسی که می خونه: ...

فرق داره رفتن با رفتن. فرق داره. رفتن که در ذاتش بده، اما شکل های مختلفش خیلی با هم فرق داره. دردش هم فرق داره. یعنی میخوام بگم فرق داره حال کسی که می خونه: به نازی که لیلی به محمل نشیند، با کسی که میخونه: ای ساربان آهسته ران ...

۱۲ شهریور 1398
15K
گفتم من رو یه جای خنک خاکم کن. گفت چی میگی باز؟ گفتم خنک خوبه دیگه، چیه گرما؟ گفت ول کن این حرف مرگ و میر رو. گفتم مرگ و میر رو نمیگم که، میگم ...

گفتم من رو یه جای خنک خاکم کن. گفت چی میگی باز؟ گفتم خنک خوبه دیگه، چیه گرما؟ گفت ول کن این حرف مرگ و میر رو. گفتم مرگ و میر رو نمیگم که، میگم من که مُردم، من رو یه جای خنک دفن کن که میای پیشم اذیت نشی. ...

۱۱ شهریور 1398
54K
.کلافه بود از بس که همیشه دلتنگ بود. یه روز به خودش گفت: این بار که ببینمش همه چی رو میگم. بهش میگم منصفانه نیست که توی خنده هات چشمه شراب داری. بهش میگم چشم ...

.کلافه بود از بس که همیشه دلتنگ بود. یه روز به خودش گفت: این بار که ببینمش همه چی رو میگم. بهش میگم منصفانه نیست که توی خنده هات چشمه شراب داری. بهش میگم چشم کارش دیدن دنیاست انسان محترم، کی گفته آدم بکشی با چشمات؟ بهش میگم خورشید بدونه ...

۳۰ تیر 1398
36K

"تظاهر به شاد بودن، غم انگیزترین شکل اندوه است." همین را برایت نوشتم و گذاشتم در یک پاکت سفید. یک روز شهامت می کنم و برایت می فرستمش، تا بخوانی و بدانی هیچ تنها نمانده ای و هر زخمی لااقل دو نفر را پیرکرده است. حالا باز در تمام عکسهایت ...

۱۳ تیر 1398
35K
نگاهت می کنم ، و فکر میکنم خداوند حتما دلش گرفته بوده خیلی ، وقتی تو را می آفریده . شاید به یاد کسی تو را خلق کرده که بسیار دوستش می داشته . نشسته ...

نگاهت می کنم ، و فکر میکنم خداوند حتما دلش گرفته بوده خیلی ، وقتی تو را می آفریده . شاید به یاد کسی تو را خلق کرده که بسیار دوستش می داشته . نشسته سر فرصت ، تک تک اجزای بودنت را با مهارت آفریده . بعد نگاهت کرده ...

۱۱ تیر 1398
7K
.بهم میگن دیوونه چون من هر شب می بینمش هنوز. وایساده گوشه اتاق، رو به دریا، می رقصه. دریای روی دیوار ندیدی؟ دیدی. رنگش آبیه. یه دیوونه ای با رنگ آبی روی دیوار دریا کشیده. ...

.بهم میگن دیوونه چون من هر شب می بینمش هنوز. وایساده گوشه اتاق، رو به دریا، می رقصه. دریای روی دیوار ندیدی؟ دیدی. رنگش آبیه. یه دیوونه ای با رنگ آبی روی دیوار دریا کشیده. دستش درد نکنه . دریاش نهنگ نداره. نهنگاش رفتن. نمی دونم کجان نمی خوامم بدونم ...

۱۳ خرداد 1398
58K
ببین، بیا بریم از کنار کلیسای وانک راه بیفتیم، آروم آروم راه بریم کنار رودخونه، مست بشیم از عطر تاریخ و کاشی و معاشقه و غزل. بگردیم دور میدون اصلی چالوس، ببرمت جلوی بیمارستانی که ...

ببین، بیا بریم از کنار کلیسای وانک راه بیفتیم، آروم آروم راه بریم کنار رودخونه، مست بشیم از عطر تاریخ و کاشی و معاشقه و غزل. بگردیم دور میدون اصلی چالوس، ببرمت جلوی بیمارستانی که توش به دنیا اومدم برات داستان تولدمو وسط سفر خونوادم تعریف کنم غش غش بخندی. ...

۳۱ اردیبهشت 1398
19K
مادرم می گوید مهربان و بخشنده باش، حتا با کسی که مطمئن نیستی شایسته اش باشد. و از یاد نبر درون همه آدم ها توفان برپاست، مثل درون خودت. نیمی از جانت را صرف مهربانی ...

مادرم می گوید مهربان و بخشنده باش، حتا با کسی که مطمئن نیستی شایسته اش باشد. و از یاد نبر درون همه آدم ها توفان برپاست، مثل درون خودت. نیمی از جانت را صرف مهربانی کن، و نیم دیگرش را نگه دار برای التیام دردهایی که ناسپاسی پیشکشت خواهد کرد. ...

۲۹ فروردین 1398
4K
نه، والله که منصفانه نیست. باید یک راهی باشد که نشانمان بدهد آخرین بار است که داریم یار را، رفیق را ، عزیز را می بینیم. باید یک آلارمی، نشانه ای، هشداری باشد. باید یک ...

نه، والله که منصفانه نیست. باید یک راهی باشد که نشانمان بدهد آخرین بار است که داریم یار را، رفیق را ، عزیز را می بینیم. باید یک آلارمی، نشانه ای، هشداری باشد. باید یک نفر به ما حالی کند که های، دارد تمام می شود؛ غافل نباش و از ...

۲۵ فروردین 1398
11K
مادرم می گوید مهربان و بخشنده باش، حتا با کسی که مطمئن نیستی شایسته اش باشد. و از یاد نبر درون همه آدم ها توفان برپاست، مثل درون خودت. نیمی از جانت را صرف مهربانی ...

مادرم می گوید مهربان و بخشنده باش، حتا با کسی که مطمئن نیستی شایسته اش باشد. و از یاد نبر درون همه آدم ها توفان برپاست، مثل درون خودت. نیمی از جانت را صرف مهربانی کن، و نیم دیگرش را نگه دار برای التیام دردهایی که ناسپاسی پیشکشت خواهد کرد. ...

۵ اسفند 1397
13K
امروز داشتم به این فکر می کردم که فقط هم اینطوری نیست که ما از دست داده باشیم . دلم سوخت برای آنها که ما را از دست داده اند . نه که ماه باشیم ...

امروز داشتم به این فکر می کردم که فقط هم اینطوری نیست که ما از دست داده باشیم . دلم سوخت برای آنها که ما را از دست داده اند . نه که ماه باشیم و بی عیب ، نه . فقط ما انگار کسانی را ازدست داده ایم که ...

۲۷ بهمن 1397
22K
امروز روز عشق بود، و من چهار دقیقه قبل از غروب کشف کردم دیگر دوستت ندارم. چیزی برایت ننوشتم، به نبودنت فکر نکردم، و از یاد بردم شهر بی تو چه بی قواره است. در ...

امروز روز عشق بود، و من چهار دقیقه قبل از غروب کشف کردم دیگر دوستت ندارم. چیزی برایت ننوشتم، به نبودنت فکر نکردم، و از یاد بردم شهر بی تو چه بی قواره است. در کوچه راه رفتم و به کلاغی تنها نگاه کردم بدون این که از او عکس ...

۲۵ بهمن 1397
10K
امشب با هَم فیلم می بینیم ، یک فیلمِ گریه‌دار که تو از بغلِ مَن تکان نخوری و هی هق‌هق کنی و هی ببوسمت و قلقلکت بدهم و باز گریه‌ات بند نیاید .. امشب برایت ...

امشب با هَم فیلم می بینیم ، یک فیلمِ گریه‌دار که تو از بغلِ مَن تکان نخوری و هی هق‌هق کنی و هی ببوسمت و قلقلکت بدهم و باز گریه‌ات بند نیاید .. امشب برایت «شاملو» می خوانم که قول داده بودم .. با هم مَست میکنیم ، با هم ...

۱۲ شهریور 1397
11K
می دونی چیه ..... کاشکی من باهار بودم . به من که می رسیدی ، زیبا می شدی . گل می دادی ، جون می گرفتی ، دنیات میشد بهشت . کاشکی تابستون بودم . ...

می دونی چیه ..... کاشکی من باهار بودم . به من که می رسیدی ، زیبا می شدی . گل می دادی ، جون می گرفتی ، دنیات میشد بهشت . کاشکی تابستون بودم . به من که می رسیدی ، به بر و بار می نشستی . میوه می ...

۲۹ مرداد 1397
13K
سلام. یارو دکتر خوش تیپه گفته به هر کی میرسم نگم سلام، ولی من میگم به شما. شما که هرکی نیسی، سلام. جات خالی، پریشب باد زد برگ درخت پیره رو ریخت تو حیاط آسایشگاه. ...

سلام. یارو دکتر خوش تیپه گفته به هر کی میرسم نگم سلام، ولی من میگم به شما. شما که هرکی نیسی، سلام. جات خالی، پریشب باد زد برگ درخت پیره رو ریخت تو حیاط آسایشگاه. یهو دیدیم همه جا شد برگای چروک زرد و نارنجی، خسته خسته. فهمیدیم پاییز شده. ...

۵ مرداد 1397
18K
انگار همین هزار سال پیش بود. دستهایم را بسته بودند به تخت، با دو تکه پارچه سفید نخی. که تا به هوش بیایم، دست نیندازم پانسمان را از روی تن تکه پاره ام بردارم. حالا ...

انگار همین هزار سال پیش بود. دستهایم را بسته بودند به تخت، با دو تکه پارچه سفید نخی. که تا به هوش بیایم، دست نیندازم پانسمان را از روی تن تکه پاره ام بردارم. حالا بعد از ساعتهای طولانی بیهوشی نیم ساعتی بود به هوش بودم، درد داشتم، اما هشیار ...

۲ مرداد 1397
12K
به روی هم نمی آوریم، اما تنهاییم. ما معتاد شبکه های اجتماعی شدیم، چرا که به زیبایی از یادمان بردند چه بی اندازه تنهاییم. تن دادیم به شکوه ساختگی رفاقت هایی بر پایه کلمات تایپی ...

به روی هم نمی آوریم، اما تنهاییم. ما معتاد شبکه های اجتماعی شدیم، چرا که به زیبایی از یادمان بردند چه بی اندازه تنهاییم. تن دادیم به شکوه ساختگی رفاقت هایی بر پایه کلمات تایپی بی جان، بوسه ها را در استیکرها حبس کردیم، و برای این که کسی نفهمد ...

۳۰ تیر 1397
12K
مثل دیوانه بدنام تنهای بی آزار شهر که وسط کوچه ها لختش کنند و کتکش بزنند، خسته ام. شب شده و ملاقاتی ها رفته اند و سلول از همیشه کوچک تر و تاریک تر شده. ...

مثل دیوانه بدنام تنهای بی آزار شهر که وسط کوچه ها لختش کنند و کتکش بزنند، خسته ام. شب شده و ملاقاتی ها رفته اند و سلول از همیشه کوچک تر و تاریک تر شده. روی دیوار روبرو عنکبوت بسیار بزرگی تار می تند و منتظر است که من بروم ...

۲۹ تیر 1397
9K
#آرتیستیک_مایندز_مدیا بعد از تو دنیا عوض شد . نگفتم برایت ، دلم نیامد . گنجشکها از حیاط خانه رفتند ، درخت خرمالو خشکید . کفشهایم مرا به هیچ کافه ای نبردند . لباس آبی ام ...

#آرتیستیک_مایندز_مدیا بعد از تو دنیا عوض شد . نگفتم برایت ، دلم نیامد . گنجشکها از حیاط خانه رفتند ، درخت خرمالو خشکید . کفشهایم مرا به هیچ کافه ای نبردند . لباس آبی ام که تو دوستش داشتی ، پوسید . موهایم سپید شدند و روزگارم سیاه . هیچکس ...

۱۷ بهمن 1396
9K
ته راهرو ، تو اون اتاق کوچیکه ، یه دیوونه قشنگی هس ، خودش نمیدونه دیوونس فک میکنه عاقله طفلک . از دم غروب پریشون میشه ، هی می شینه گیس می بافه ، گیس ...

ته راهرو ، تو اون اتاق کوچیکه ، یه دیوونه قشنگی هس ، خودش نمیدونه دیوونس فک میکنه عاقله طفلک . از دم غروب پریشون میشه ، هی می شینه گیس می بافه ، گیس کسی رو که نیس . ما به روش نمیاریم ، پاری وقتا تازه می شینیم ...

۷ آذر 1396
10K