نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

داستان_های_کوتاه_ترسناک (۱۰ تصویر)

#داستان_های_کوتاه_ترسناک •| 👻💀🎃 |• ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ★★★ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ۱ - داشتم با صابون صورتم رو میشستم که گرمی دستی رو ...

#داستان_های_کوتاه_ترسناک •| 👻💀🎃 |• ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ★★★ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ۱ - داشتم با صابون صورتم رو میشستم که گرمی دستی رو روی کمرو احساس کردم... با خنده گفتم : دیو میدونی من قلقلکی ام... اذیت نکن ...

۶ روز پیش
7K
#داستان_های_کوتاه_ترسناک •| 👻💀🎃 |• وقتی داشتم از مدرسه برمیگشتم تو فکر این بودم وقتی رسیدم خونه به مامانم سلام کنم یا نه اخه باهاش قهر بودم... خونه که رسیدم مامانمو دیدم که پشتش به منه ...

#داستان_های_کوتاه_ترسناک •| 👻💀🎃 |• وقتی داشتم از مدرسه برمیگشتم تو فکر این بودم وقتی رسیدم خونه به مامانم سلام کنم یا نه اخه باهاش قهر بودم... خونه که رسیدم مامانمو دیدم که پشتش به منه و منم کاری بهش نداشتم... کیفمو که انداختم رو تختم رفتم باهاش حرف بزنم که ...

۱ هفته پیش
8K
#داستان_های_کوتاه_ترسناک [ 👻 💀 🎃 ] ✂ ---------------------------------------------------------------- ۱ - هیچ چیز بدتر از این نیست که صمیمی ترین دوستت خودکشی کنه خب البته غیر از وقتی که پلیس ها چاقوی خونی رو داخل کمدت ...

#داستان_های_کوتاه_ترسناک [ 👻 💀 🎃 ] ✂ ---------------------------------------------------------------- ۱ - هیچ چیز بدتر از این نیست که صمیمی ترین دوستت خودکشی کنه خب البته غیر از وقتی که پلیس ها چاقوی خونی رو داخل کمدت پیدا میکنن. 👽 ۲ - بعد یه روز خسته کننده خیلی خونه و میخوای یک ...

۳ هفته پیش
9K
#داستان_های_کوتاه_ترسناک 👻 👾 👽 🎃 دیشب داشتم تو اتاقم درس میخوندم و مادرم از پایین صدام زد که برم شام بخورم وسط پله ها که رسیدم یادم اومد که دو سال پیش من مادرمو تو ...

#داستان_های_کوتاه_ترسناک 👻 👾 👽 🎃 دیشب داشتم تو اتاقم درس میخوندم و مادرم از پایین صدام زد که برم شام بخورم وسط پله ها که رسیدم یادم اومد که دو سال پیش من مادرمو تو تصادف از دست دادم🎃 شب که میخواستم بخوابم گوشیمو سایلنت کردم و صبح که پاشدم ...

۵ اسفند 1398
5K
#داستان_های_کوتاه_ترسناک [ 🎃 💀 👻 ] ㊙ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - ㊙ ۱ - ...

#داستان_های_کوتاه_ترسناک [ 🎃 💀 👻 ] ㊙ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - ㊙ ۱ - مامانم بهم گفت برو توی این جعبه قایم شو و بدون توجه به هرچی که ...

۵ اسفند 1398
6K
#داستان_های_کوتاه_ترسناک [ 👻 💀 🎃 ] ✂ -------------------------------------------------------- ۱ - عادت دارم شب ها وقتی میخوابم یک ایوان آب را کنار تختم بزارم ، دیشب هم همین کار رو کردم ولی تا صبح از آب ...

#داستان_های_کوتاه_ترسناک [ 👻 💀 🎃 ] ✂ -------------------------------------------------------- ۱ - عادت دارم شب ها وقتی میخوابم یک ایوان آب را کنار تختم بزارم ، دیشب هم همین کار رو کردم ولی تا صبح از آب لیوان نخوردم صبح وقتی بیدار شدم چشمم به لیوان کنار تختم افتاد که خالی بود. ...

۴ اسفند 1398
9K
#داستان_های_کوتاه_ترسناک [👽 👻 💀 ] °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° ۱ - یک مسئله ی ریاضی بدجور اعصابم را هم ریخته بود. رفتم پیش پدرم تا شاید او بتواند حلش کند. در اتاقش را زدم که گفت : بیا ...

#داستان_های_کوتاه_ترسناک [👽 👻 💀 ] °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° ۱ - یک مسئله ی ریاضی بدجور اعصابم را هم ریخته بود. رفتم پیش پدرم تا شاید او بتواند حلش کند. در اتاقش را زدم که گفت : بیا تو. رفتم داخل و در زا پشت سرم بستم. دستم به دستگیره ی در بود ...

۲۴ بهمن 1398
87K
#داستان_های_کوتاه_ترسناک [💀 👻 👽 ] ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ ۱ ...

#داستان_های_کوتاه_ترسناک [💀 👻 👽 ] ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ • ~ ۱ - در تمام زمانی که توی این خونه زندگی کردم حاضرم قسم بخورم که بیشتر ...

۲۴ بهمن 1398
69K