نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

دلت_کوک (۲ تصویر)

زیر چادر، تی‌شرت آستین‌کوتاه و شلوار سیاه می‌پوشید. موهاش، بلند و شانه‌خورده تا گودی کمرش بود و از مژه‌هاش انگار واکس مشکی می‌چکید. من، تازه رفته بودم ساندویچی داییم؛ شاگردی. و او ظهرها می‌آمد دکان ...

زیر چادر، تی‌شرت آستین‌کوتاه و شلوار سیاه می‌پوشید. موهاش، بلند و شانه‌خورده تا گودی کمرش بود و از مژه‌هاش انگار واکس مشکی می‌چکید. من، تازه رفته بودم ساندویچی داییم؛ شاگردی. و او ظهرها می‌آمد دکان ما، که پر بود از معتادها، جیب‌قاپ‌ها، کاسب‌ها و دیگرانِ گرسنه‌ی سر به‌راه و سر ...

۲۹ تیر 1398
43K
همه چیز از همین شب های کشدار تابستان شروع شد وقتی همسایه جدید طبقه ی بالایی بیخوابی به سرش می‌زد و نیمه شب می‌ایستاد در بالکن اتاق اش و یک موسیقی را مدام گوش می‌داد ...

همه چیز از همین شب های کشدار تابستان شروع شد وقتی همسایه جدید طبقه ی بالایی بیخوابی به سرش می‌زد و نیمه شب می‌ایستاد در بالکن اتاق اش و یک موسیقی را مدام گوش می‌داد و نگاه از ستاره ها برنمی‌داشت... آن روزها زندگی برایم جز حالِ یکنواختی چیزی نداشت. ...

۲۹ تیر 1398
75K