نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

دوراهی_عشق (۳۸ تصویر)

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و ششم(۳۶) *این سوک* جلوی در بیمارستان منتظر بودم تا بیاد و از اینجا باهم بریم بیرون نمیدونم برای چی شاید برای اینکه جو زندگیمون رو عوض کنیم و یا شاید ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و ششم(۳۶) *این سوک* جلوی در بیمارستان منتظر بودم تا بیاد و از اینجا باهم بریم بیرون نمیدونم برای چی شاید برای اینکه جو زندگیمون رو عوض کنیم و یا شاید برای اینکه بتونیم درد و غصه های گذشته هامون رو فراموش کنیم همین جوری منتظر ...

۱ هفته پیش
57K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و پنجم(۳۵) *آچا* ×عههههههههه...وای گرخیدم این چه وضعه اومدنه؟ جین: معذرت می خوام منظوری نداشتم × نا سلامتی خودت دکتریا نمیگی یهو قلبم از ترس وایمیسته؟ جین: چرا نمیگی از عشق؟ ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و پنجم(۳۵) *آچا* ×عههههههههه...وای گرخیدم این چه وضعه اومدنه؟ جین: معذرت می خوام منظوری نداشتم × نا سلامتی خودت دکتریا نمیگی یهو قلبم از ترس وایمیسته؟ جین: چرا نمیگی از عشق؟ ×نه که خیلی عاشقتم واسه همون باید قلبم از عشق بیسته جین: پس چی؟ از ...

۱ هفته پیش
76K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم همراهش رفتم یهو فکر نکنین که برای دیدن کسی یا کار دیگه پیشش رفته باشم. ...

۱ هفته پیش
99K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و سوم(۳۳) *تهیونگ* رئیس: تهیونگ با اینکه تازه کارتو شروع کردی ولی واقعا از کارتو شخصیتت خوشم اومد خیلی پسر زرنگ و واردی هستی... با خودم کردم تو با این همه ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و سوم(۳۳) *تهیونگ* رئیس: تهیونگ با اینکه تازه کارتو شروع کردی ولی واقعا از کارتو شخصیتت خوشم اومد خیلی پسر زرنگ و واردی هستی... با خودم کردم تو با این همه زرنگی و شخصیت خوبی که داری شغلت نباید انقدر پایین باشه من میخوام تو رو ...

۲ هفته پیش
109K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و دوم(۳۲) *مارنی* امروز با جیمین توی رستوران قرار داشتم... تقریباً دو ماهی میشد که با هم بودیم و زندگی خوشی رو با هم و کنار هم سپری میکردیم تجربه عشق ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و دوم(۳۲) *مارنی* امروز با جیمین توی رستوران قرار داشتم... تقریباً دو ماهی میشد که با هم بودیم و زندگی خوشی رو با هم و کنار هم سپری میکردیم تجربه عشق خیلی تجربه شیرینیه جوری که میخوای تمام دنیا راهشو از تو جدا کنه و تو ...

۲ هفته پیش
127K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق صحنه سوختن خونه جونگکوک... عجب دختریه این هه جونگ 😉😅

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق صحنه سوختن خونه جونگکوک... عجب دختریه این هه جونگ 😉😅

۲ هفته پیش
8K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و یکم(۳۱) *جونگ کوک* بعد از چند ساعت با خستگی که تمام بدنم رو فرا گرفته بود سوار ماشین شدم و به سمت خونه حرکت کردم... امروز قرار بود هه جونگ ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و یکم(۳۱) *جونگ کوک* بعد از چند ساعت با خستگی که تمام بدنم رو فرا گرفته بود سوار ماشین شدم و به سمت خونه حرکت کردم... امروز قرار بود هه جونگ بیاد خونمون و با مادرم حرف بزنه و یه جورایی با هم دیگه آشنا بشن... ...

۲ هفته پیش
103K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی ام(۳۰) *هه جونگ* بعد از اتفاقات یه سری به دوست پسرم و مادرش بزنم بد نیست البته درستش شوهرم و مادر شوهر آینده مه...چون اون طوری که من مامانشو دیدم تا ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی ام(۳۰) *هه جونگ* بعد از اتفاقات یه سری به دوست پسرم و مادرش بزنم بد نیست البته درستش شوهرم و مادر شوهر آینده مه...چون اون طوری که من مامانشو دیدم تا یه سال منو با اون شوهر نده و راحت نمیشه فردا پس فردا ریدی پاشد ...

۲ هفته پیش
182K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و نهم(۲۹) *هوسوک* عجب دختر بانمک و بامزه ایه این دختره. فکر کنم اسمش آرا بود یادش رفت قبل رفتنش آدرس خونشونو بده تا برای عذرخواهی بیام... بعد از چند دقیقه ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و نهم(۲۹) *هوسوک* عجب دختر بانمک و بامزه ایه این دختره. فکر کنم اسمش آرا بود یادش رفت قبل رفتنش آدرس خونشونو بده تا برای عذرخواهی بیام... بعد از چند دقیقه پیامی به گوشیم ارسال کرد. متن پیام: سلام ببخشید که یهویی تو رو مخاطب شوخی ...

۲ هفته پیش
110K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و هشتم(۲۸) *تهیونگ* آرا: تهیونگ... تهیونگ... راستش امممم...راستش نمیدونستم چطوری بهت بگم ولی حالا که خودت همه چی رو دیدی راستش باید بهت بگم... من از همون اولم این پسرو دوست ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و هشتم(۲۸) *تهیونگ* آرا: تهیونگ... تهیونگ... راستش امممم...راستش نمیدونستم چطوری بهت بگم ولی حالا که خودت همه چی رو دیدی راستش باید بهت بگم... من از همون اولم این پسرو دوست داشتم... اسمش هوسوکه راستش خوشحال شدم که با هم آشنا شدید... خون تو رگم راه ...

۲ هفته پیش
133K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و هفتم(۲۷) *آرا* به سمت کمد لباسام رفتم و یه تی شرت طرح دار کوتاه با یه شلوار مشکی بلند با یک کفش اسپورت پوشیدم و کمی آرایش کردن از خونه ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و هفتم(۲۷) *آرا* به سمت کمد لباسام رفتم و یه تی شرت طرح دار کوتاه با یه شلوار مشکی بلند با یک کفش اسپورت پوشیدم و کمی آرایش کردن از خونه بیرون زدم... سوار ماشین شدم و به محلی که برام فرستاده بود نگاه کردم جاشو ...

۲ هفته پیش
100K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و شش(۲۶) *آرا* امکان نداشت در نظر من واقعیت نداشت یونگی سوکو ترک کرد واسه دختر یه دختر که هنوز و هنوزه با اون دخترست...مغزم داشت ارور میداد در نظر همچین ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و شش(۲۶) *آرا* امکان نداشت در نظر من واقعیت نداشت یونگی سوکو ترک کرد واسه دختر یه دختر که هنوز و هنوزه با اون دخترست...مغزم داشت ارور میداد در نظر همچین چیزی واقعیت نداشت ولی هیچ وقت چشمای سوک اشتباه نمی دید یونگی باعث تصادف سوک ...

۲ هفته پیش
128K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و پنجم(۲۵) *آچا* وقتی هول هولکی از اونجا خارج شدیم یادم رفا شماشو ازش بگیرم... این دخترا حواسم نمیزارن که واسه آدم... باید یجورایی و به دلایلی برم بیمارستان و شمارشو ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و پنجم(۲۵) *آچا* وقتی هول هولکی از اونجا خارج شدیم یادم رفا شماشو ازش بگیرم... این دخترا حواسم نمیزارن که واسه آدم... باید یجورایی و به دلایلی برم بیمارستان و شمارشو ازش بگیرم... نه. نه. فکر میکنه خیلی منتظرشم...بهتره که بهتره که منتظر بیمارستان رفتن این ...

۲ هفته پیش
118K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و چهارم(۲۴) *این سوک* آچا دستمو گرفتو بلندم کرد تا بطرف پارکینگ حرکت کنیم احساس می کنم حالش سر جاش نبود قلبش تند تند میزد و صورتش قرمز شده بود... یه ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و چهارم(۲۴) *این سوک* آچا دستمو گرفتو بلندم کرد تا بطرف پارکینگ حرکت کنیم احساس می کنم حالش سر جاش نبود قلبش تند تند میزد و صورتش قرمز شده بود... یه جایی این قضیه مشکوک میزد رفتیم به سمت پارکینگ. آرا تو ماشین نشسته بود و ...

۲ هفته پیش
49K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و سوم(۲۳) *آچا* یا حضرت شلغم!!! صدای چی بود؟ مشهورم نیستم که رسانه‌ای بشمو همه جا عکسمو بزارن سرمو به سمت بالای پله ها حرکت دادم و از تصویری که دیدم ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و سوم(۲۳) *آچا* یا حضرت شلغم!!! صدای چی بود؟ مشهورم نیستم که رسانه‌ای بشمو همه جا عکسمو بزارن سرمو به سمت بالای پله ها حرکت دادم و از تصویری که دیدم متعجب شدم و هم نه... چرا که از شخصیتی مثل اون بعید نبود... آرا: اهم... ...

۲ هفته پیش
52K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق عکسی که آرا تو پارت بیست و دوم(۲۲) از جین و آچا گرفت😂

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق عکسی که آرا تو پارت بیست و دوم(۲۲) از جین و آچا گرفت😂

۳ هفته پیش
4K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و دوم(۲۲) *جین* بلاخره تونستم واقعیت‌هارو بهش بگم و بفهمونم که من همون کسیم که تمام بچگیم و تمام آرزوهای بچگیم پیشش گیر بوده... دستشو گرفتم و به طرف اتاقم بردمش ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و دوم(۲۲) *جین* بلاخره تونستم واقعیت‌هارو بهش بگم و بفهمونم که من همون کسیم که تمام بچگیم و تمام آرزوهای بچگیم پیشش گیر بوده... دستشو گرفتم و به طرف اتاقم بردمش آچا: داری چیکار می کنی؟ ولم کن..... دخترا منتظرم میتونیم بعدا حرف بزنیم... × نه ...

۳ هفته پیش
65K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و یکم(۲۱) دکتر:خوب بیمارم حالش خوبه.با خیال راحت میتونیم مرخصش کنیم فقط یادتون نره که همیشه حواستون بهش باشه و خودت حواست باشه که زیاد تکون نخوری و همیشه پانسمان زخم ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیست و یکم(۲۱) دکتر:خوب بیمارم حالش خوبه.با خیال راحت میتونیم مرخصش کنیم فقط یادتون نره که همیشه حواستون بهش باشه و خودت حواست باشه که زیاد تکون نخوری و همیشه پانسمان زخم تو عوض کن.بعضی وقتا بیا بهمون سر بزن هم واسه زخمت هم به خاطر این ...

۳ هفته پیش
80K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیستم(۲۰) *آچا* صدای جیغ آرا از اتاق به گوشم اومد که با صدای بلند صدا میزد: دکتر... دکتر... با هر بار صدا زدن اون در قلبم بلرزه می‌افتاد... با سرعت از روی ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت بیستم(۲۰) *آچا* صدای جیغ آرا از اتاق به گوشم اومد که با صدای بلند صدا میزد: دکتر... دکتر... با هر بار صدا زدن اون در قلبم بلرزه می‌افتاد... با سرعت از روی صندلی بلند شدم و به طرفش رفتم که از اتاق خارج شده بود و به ...

۳ هفته پیش
69K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت هجدهم(۱۸) *آرا* دو هفته از اون اتفاق میگذره و هنوزم که هنوزه این سوک...سوک من نیومده هنوزم بی حال و بی جون روی تخت دراز کشیده و با چشمانی بسته که معلوم ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت هجدهم(۱۸) *آرا* دو هفته از اون اتفاق میگذره و هنوزم که هنوزه این سوک...سوک من نیومده هنوزم بی حال و بی جون روی تخت دراز کشیده و با چشمانی بسته که معلوم نیست به کجا خیره شده دراز کشیده... هر روز و هر شب به صورتش نگاه ...

۳ هفته پیش
132K