نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

رامی (۲۵ تصویر)

زیستن... دردی چه تلخ و ناگفتنی است زیستن در بی پناهی و تنهایی چه رنج ِ ناب و ژرفی است زندگی این سان که بر من می گذرد چه اشتیاق هولناکی آه از من ِ ...

زیستن... دردی چه تلخ و ناگفتنی است زیستن در بی پناهی و تنهایی چه رنج ِ ناب و ژرفی است زندگی این سان که بر من می گذرد چه اشتیاق هولناکی آه از من ِ بی پناه آه! #ابراهیم منصفی #رامی جنوب

۱۳ ساعت پیش
5K
غزل همیشه... بر آن سرم که دل ز مهر یار برگیرم چه ابلهانه ! سالهاست با این خیال درگیرم شکسته بالم و پابند کوی محبوبم چگونه می شود آیا که بال و پر گیرم بهشت ...

غزل همیشه... بر آن سرم که دل ز مهر یار برگیرم چه ابلهانه ! سالهاست با این خیال درگیرم شکسته بالم و پابند کوی محبوبم چگونه می شود آیا که بال و پر گیرم بهشت و روضه ی رضوان و جنتم اینجاست کجا روم ؟ چه کنم؟ نیست جای تدبیرم ...

۶ روز پیش
24K
مرثیه در سکوت بامداد... باشد که مردابم به اعماق تباهی کشاند تا کبوتر سپید شعرم بر تضرع سرخ انگشت ها بخواند اگر صدای عشقی آنهمه راستین ایمان خسته ام را پایاب رستگاری باشد. دیرینه تر ...

مرثیه در سکوت بامداد... باشد که مردابم به اعماق تباهی کشاند تا کبوتر سپید شعرم بر تضرع سرخ انگشت ها بخواند اگر صدای عشقی آنهمه راستین ایمان خسته ام را پایاب رستگاری باشد. دیرینه تر از خداست این زخم که اهریمنانش بر سریر جراحت پایکوبانند آه ،با صورتک های خندان ...

۶ روز پیش
21K
میلاد در اندوه... در بی چهره گیم امروز هرچند خیره شوی بازم نخواهی شناخت... پشت پیشانیت فرو مرده ام دیگر مرا نمی اندیشی خوشا مدفنی که تو باشی و خوشا زیستن در طپش های دل ...

میلاد در اندوه... در بی چهره گیم امروز هرچند خیره شوی بازم نخواهی شناخت... پشت پیشانیت فرو مرده ام دیگر مرا نمی اندیشی خوشا مدفنی که تو باشی و خوشا زیستن در طپش های دل نازنین تو ! #ابراهیم منصفی #رامی جنوب

۷ روز پیش
23K
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین شهید مدافع حرم شهید مهدی عزیزی | از تمام دوستان و آشنایان تقاضا می کنم نگذارند رهبر ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین شهید مدافع حرم شهید مهدی عزیزی | از تمام دوستان و آشنایان تقاضا می کنم نگذارند رهبر انقلاب تنها و مظلوم بماند ... | به خواهرم توصیه می کنم که حجاب اسلامی ...

۱ هفته پیش
35K
عشق ، مرگ و تو... مرکز ثقل نا گفتنی های تلخ جهانست ، روح تنهای بی همسر من . پشت پیشانی ام ، تاولی کهنه سر میکـُند باز چرک و خونابه و درد بسیار می ...

عشق ، مرگ و تو... مرکز ثقل نا گفتنی های تلخ جهانست ، روح تنهای بی همسر من . پشت پیشانی ام ، تاولی کهنه سر میکـُند باز چرک و خونابه و درد بسیار می تراود از درونم . زخم در زخم تازه رنج ، دنباله ی رنج ِ دیروز، ...

۱ هفته پیش
33K
پیوند... برای دوست داشتن هرگز دیر نیست حتـّی اگر فرسنگ ها دور از من باشی . امــّا برای مهربانی و احساس بزرگ عشق نیاز من تنها تو نیستی و بی همتایی حضورت مرا قانع نمیکند ...

پیوند... برای دوست داشتن هرگز دیر نیست حتـّی اگر فرسنگ ها دور از من باشی . امــّا برای مهربانی و احساس بزرگ عشق نیاز من تنها تو نیستی و بی همتایی حضورت مرا قانع نمیکند . چرا که انسان بزرگ در محدوده ی دو تن نمی گنجد ، و من ...

۱ هفته پیش
32K
امکان... خورشید من در ظهر زندگی غروب کرد. ماهتابم در اوّلین شب هلال بپایان رسید. صبحم همه شبانه بود و شبنم و عصرهایم در کوچه های خلوت دیروز گشتن . ما چشمهایمان را با هم ...

امکان... خورشید من در ظهر زندگی غروب کرد. ماهتابم در اوّلین شب هلال بپایان رسید. صبحم همه شبانه بود و شبنم و عصرهایم در کوچه های خلوت دیروز گشتن . ما چشمهایمان را با هم معامله کردیم . و قلب هایمان را به یکدیگر دادیم . ما یکنفر شدیم و ...

۱ هفته پیش
25K
تحفه درویش... در وهم سبز علف ها پشت پیشانی ام چرک صد ساله دهان برگشود و خواهرم با گل شاهدانه فرق مجروحم را مداوا فرمود تا بدین گونه هزار بار با مرگ مکرّر به ستیزه ...

تحفه درویش... در وهم سبز علف ها پشت پیشانی ام چرک صد ساله دهان برگشود و خواهرم با گل شاهدانه فرق مجروحم را مداوا فرمود تا بدین گونه هزار بار با مرگ مکرّر به ستیزه برخیزم آنک غرور جوانی ام که در فریب نادانی به خاک مذلّتم فرو گذاشت (داغ ...

۲ هفته پیش
52K
در رثای انسانی که منم... سرسام ناتمامی تو در مغز خون من چونان زالوئی چسبیده و سمج که برجدار گنداب زندگیم چرک و خونابه می نوشد و دردی بی التیام و همیشه را در من ...

در رثای انسانی که منم... سرسام ناتمامی تو در مغز خون من چونان زالوئی چسبیده و سمج که برجدار گنداب زندگیم چرک و خونابه می نوشد و دردی بی التیام و همیشه را در من ریشه ای پای در استخوان فرو کرده عشق ! مهتابی که در کویر می تابد ...

۲ هفته پیش
66K
مناجات برای کبوتر سیاه... دیروز من کجاست؟ خرابه ی شیون های عاشقانه ام خانه ی کابوس های ” گارسیالورکا ” و شبستان گیتارهای زخم تاریخ ، نعش بزرگ سکوت در اوهام گامصدای چکمه ها و ...

مناجات برای کبوتر سیاه... دیروز من کجاست؟ خرابه ی شیون های عاشقانه ام خانه ی کابوس های ” گارسیالورکا ” و شبستان گیتارهای زخم تاریخ ، نعش بزرگ سکوت در اوهام گامصدای چکمه ها و چرک ، قربانی کدام خاطر پاکیزه بود این جنازه ی غریبی که پیشانیش غربال گلوله ...

۲ هفته پیش
57K
شبانه ی چهارم... دور افتاده ام از خویش دور افتاده ام از ریشه های دل مادر و تنبوره ی “زار” عاطفی ام را غدر زمان شکسته است. در بم های محزون آوازهای عشق کودکی ام ...

شبانه ی چهارم... دور افتاده ام از خویش دور افتاده ام از ریشه های دل مادر و تنبوره ی “زار” عاطفی ام را غدر زمان شکسته است. در بم های محزون آوازهای عشق کودکی ام در دست های کوچک دختری به رنگ نارگیل و دهکده ای که مادرم بود، آن ...

۲ هفته پیش
40K
پرواز (۲) آن روز از بسکه زیبا بودی ، از بسکه شیرین و دلپذیر، دانستم . دشوار و تلخ دانستم که دیگر باز نخواهی گشت ، دیگر نخواهی آمد پیشم . آن روز چسبیده بر ...

پرواز (۲) آن روز از بسکه زیبا بودی ، از بسکه شیرین و دلپذیر، دانستم . دشوار و تلخ دانستم که دیگر باز نخواهی گشت ، دیگر نخواهی آمد پیشم . آن روز چسبیده بر سینه ام چونان کبوتری پرپر می زد دل مردد گمراهت . دید آشیانه اش انگاری ...

۲ هفته پیش
43K
مرد زخمی... هلا ای مرد زخمی در سکوت کوچه های شهر نه باور میکند درد تو را چشمان همدردی نه لب خواهد گشودن در جوابت هیچ ولگردی. هلا ای مرد ! تو را زخم کدامین ...

مرد زخمی... هلا ای مرد زخمی در سکوت کوچه های شهر نه باور میکند درد تو را چشمان همدردی نه لب خواهد گشودن در جوابت هیچ ولگردی. هلا ای مرد ! تو را زخم کدامین دشنه در سینه ست ؟ تو را در دل بقایای کدامین مهر دیرینه ست ؟ ...

۳ هفته پیش
35K
طرح یکم... نیمه شب روی پل ایستاده ام چشم و گوش و هوش خود به رودخانه داده ام ناگهان زنی مثل سایه ای از کنار من عبور می کند (بوی بی نظیر مادگی) بوی طاره ...

طرح یکم... نیمه شب روی پل ایستاده ام چشم و گوش و هوش خود به رودخانه داده ام ناگهان زنی مثل سایه ای از کنار من عبور می کند (بوی بی نظیر مادگی) بوی طاره ی شکفته در مشام ِ تشنه ی بلوغ بوی خواهش زنی که از نیاز من ...

۳ هفته پیش
22K
خنجی بر سکوت... از شادمانی تا اندوه با من بودی . از گره تلخ ابروان تا گشایش لبخند با تو بودم . از هراس دردناک تنهائی تا آرامش بی بدیل رابطه از حضور شادمانه ی ...

خنجی بر سکوت... از شادمانی تا اندوه با من بودی . از گره تلخ ابروان تا گشایش لبخند با تو بودم . از هراس دردناک تنهائی تا آرامش بی بدیل رابطه از حضور شادمانه ی دوست تا خلوت قدوسی ما همه جا ،‌ همه گاه و همیشه با هم و ...

۳ هفته پیش
33K
مَوا بِرَم تَهنا بَشُم تَهنا فقط وا سایَه خو ساعت تَلخِ رَفتِنِن مِه خوب اَفَهمُم غایه خو دو روز ِتلخ زندگی قصّه ی درد ومُردِنَن اُمید یَک رو زندگی دنبال خو وا گور بُردِنَن ای ...

مَوا بِرَم تَهنا بَشُم تَهنا فقط وا سایَه خو ساعت تَلخِ رَفتِنِن مِه خوب اَفَهمُم غایه خو دو روز ِتلخ زندگی قصّه ی درد ومُردِنَن اُمید یَک رو زندگی دنبال خو وا گور بُردِنَن ای دل دِگَه گولُم مَزَن مِه بِشتِه گولِت ناخُرُم برگشتِن اینین ای سِفَر دُمبال خو بِی ...

۳ هفته پیش
16K
پرواز (۱) بیا این بشریّت را فراموش کنیم و در انحصار سبز یگانگی ارواح بی گناه خویش را از اسارت خاک بتکانیم ما می توانیم همچون دو پرنده باشیم و در کنار هم پرواز را ...

پرواز (۱) بیا این بشریّت را فراموش کنیم و در انحصار سبز یگانگی ارواح بی گناه خویش را از اسارت خاک بتکانیم ما می توانیم همچون دو پرنده باشیم و در کنار هم پرواز را تا ماورای جاذبه ی دنیا ادامه دهیم و در حجمی از نور و گیاه حقیقت ...

۳ هفته پیش
42K
زمان... امروز ما ادامه ی دیروز است فردای ما ادامه ی امروز . دیروزمان در جستجوی همسفر ، همراه همدرد ، همدلی بی هیچ حاصلی گذشت. امروز در منتهای تنهائی و ناتوانی از تحمل غمهای ...

زمان... امروز ما ادامه ی دیروز است فردای ما ادامه ی امروز . دیروزمان در جستجوی همسفر ، همراه همدرد ، همدلی بی هیچ حاصلی گذشت. امروز در منتهای تنهائی و ناتوانی از تحمل غمهای زندگی رنجور و دلشکسته ناشادمان و خسته بسر می بریم فردا مگر وقوع معجزتی یا ...

۴ هفته پیش
13K
مصلوب.. شبی که تو رفتی زمین به دردِ من گریست . زمین به حالم گریه کرد. می دانست که تو هرگز باز نخواهی آمد . و زمین ِ سالخورده که هزاران هزار چونان تو و ...

مصلوب.. شبی که تو رفتی زمین به دردِ من گریست . زمین به حالم گریه کرد. می دانست که تو هرگز باز نخواهی آمد . و زمین ِ سالخورده که هزاران هزار چونان تو و مرا در بطن خود فسیل کرده ست . جسم و سیمای ِ بی بدیل ِ ...

۴ هفته پیش
47K