نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

سید_طه_صداقت (۸۳ تصویر)

از زیر پرتقال ها که رد می شدی نگاهت کردم . انگار هرکدام خودشان را می کشیدند به شاخه های خشک و پوستشان را خراش می دادند که عطرشان به مشامت برسد و تو از ...

از زیر پرتقال ها که رد می شدی نگاهت کردم . انگار هرکدام خودشان را می کشیدند به شاخه های خشک و پوستشان را خراش می دادند که عطرشان به مشامت برسد و تو از خوشحالی چشم هایت را ببندی. بعد نَخل ها سر خم می کردند که آفتاب روی ...

۵ ساعت پیش
6K
اگر خواب هایت سنگین شده مرا ببخش؛ بیداری که قسمتمان نشد، در رویا دوستت می دارم... #سید_طه_صداقت .

اگر خواب هایت سنگین شده مرا ببخش؛ بیداری که قسمتمان نشد، در رویا دوستت می دارم... #سید_طه_صداقت .

۱ روز پیش
3K
جان دل ! باور کن من هم دوست دارم جمعه ها آرامتر نفس بکشم ؛ چای زعفران دم کنم با چند دانه هِل وبا خیالی آسوده تکیه کنم به دیوارِ خیالت ! فکر کنم ، ...

جان دل ! باور کن من هم دوست دارم جمعه ها آرامتر نفس بکشم ؛ چای زعفران دم کنم با چند دانه هِل وبا خیالی آسوده تکیه کنم به دیوارِ خیالت ! فکر کنم ، فکر کنم ، فکر کنم .... و لا به لای دریای دلتنگی هایم ؛ ناگهان ...

۶ روز پیش
8K
‌کاش خواب بودی هوایت با استکانِ چای، بویِ گل، یا چند قطره آب از چشم می پرید... #سید_طه_صداقت

‌کاش خواب بودی هوایت با استکانِ چای، بویِ گل، یا چند قطره آب از چشم می پرید... #سید_طه_صداقت

۶ روز پیش
30K
مــن به دریـاچه‌ی چشمـان «تــو» جــان خـواهـم داد. #سید_طه_صداقت

مــن به دریـاچه‌ی چشمـان «تــو» جــان خـواهـم داد. #سید_طه_صداقت

۴ هفته پیش
3K
#جان دل ! باور کن من هم دوست دارم جمعه ها آرامتر نفس بکشم ؛ چای زعفران دم کنم با چند دانه هِل وبا خیالی آسوده تکیه کنم به دیوارِ خیالت ! فکر کنم ، ...

#جان دل ! باور کن من هم دوست دارم جمعه ها آرامتر نفس بکشم ؛ چای زعفران دم کنم با چند دانه هِل وبا خیالی آسوده تکیه کنم به دیوارِ خیالت ! فکر کنم ، فکر کنم ، فکر کنم .... و لا به لای دریای دلتنگی هایم ؛ ناگهان ...

۲۲ مهر 1398
6K
🍁🍃چراغ روشن شب ؛ نشان بودن توست که هنوز نفس می کشد در من...! #سید_طه_صداقت

🍁🍃چراغ روشن شب ؛ نشان بودن توست که هنوز نفس می کشد در من...! #سید_طه_صداقت

۱۹ مهر 1398
4K
#کاش «خواب»بودی، هوایت با استکانی چای، بوی گل یا چند قطره آب، از چشم می پرید! #سید_طه_صداقت #آنشرلـے☔️🖇💕....

#کاش «خواب»بودی، هوایت با استکانی چای، بوی گل یا چند قطره آب، از چشم می پرید! #سید_طه_صداقت #آنشرلـے☔️🖇💕....

۱۹ مهر 1398
4K
🍁🍃تو الآنی ؛ اتفاقی ، در حالِ رُخ دادنی ، باید سریع دوستت داشت . تو الآنی ! خونی، جَرَیانی، مستقیمی؛ زمانی، ساعتی، سریعی... هندسه ای،خطی،صافی؛ دریایی،موجی،بالایی... تو الآنی ، فُرصتی ! کَمی... در حالِ ...

🍁🍃تو الآنی ؛ اتفاقی ، در حالِ رُخ دادنی ، باید سریع دوستت داشت . تو الآنی ! خونی، جَرَیانی، مستقیمی؛ زمانی، ساعتی، سریعی... هندسه ای،خطی،صافی؛ دریایی،موجی،بالایی... تو الآنی ، فُرصتی ! کَمی... در حالِ رُخ دادنی... باید سریع دوستت داشت. #سید_طه_صداقت

۱۳ مهر 1398
4K
چقدر زیادی و زیبا! نمی‌دانم اما فکر می‌کنم خدا وقتی می‌خواسته نقاشی‌ات کند با یک مُشت نور تو را انداخته بین ستاره‌ها یا موقعی که مزرعه می‌کشیده افتادی لای خوشه‌های گندم شاید هم رنگدانه‌ی پولک ...

چقدر زیادی و زیبا! نمی‌دانم اما فکر می‌کنم خدا وقتی می‌خواسته نقاشی‌ات کند با یک مُشت نور تو را انداخته بین ستاره‌ها یا موقعی که مزرعه می‌کشیده افتادی لای خوشه‌های گندم شاید هم رنگدانه‌ی پولک ماهی‌هایی که اینقدر می‌درخشی یا دانه‌های سُرخ اناری روی درخت‌های بهشت! نمی‌دانم اما چقدر زیادی ...

۸ مهر 1398
10K
❤🍃حکایت ما شدن من و تو، ‏‌‎حکایت شب است و روز، ‏‌‎دو محالِ وابسته... #سید_طه_صداقت

❤🍃حکایت ما شدن من و تو، ‏‌‎حکایت شب است و روز، ‏‌‎دو محالِ وابسته... #سید_طه_صداقت

۳ مهر 1398
4K
✔کاش

✔کاش "خواب"بودی هوایت با استکان چای بوی گل، یا چند قطره آب از چشم می پرید... #سید_طه_صداقت

۲۶ شهریور 1398
3K
✔صدا بشوم، پیرزنی هستی با گوش هایِ سنگین، حرف بشوم، آدمی هستی با زبانِ لال، خاطره می شوم اما، تا کور هم اگر بودی، اشک هایِ خودت، رسوایت کنند...! #سید_طه_صداقت

✔صدا بشوم، پیرزنی هستی با گوش هایِ سنگین، حرف بشوم، آدمی هستی با زبانِ لال، خاطره می شوم اما، تا کور هم اگر بودی، اشک هایِ خودت، رسوایت کنند...! #سید_طه_صداقت

۲۶ شهریور 1398
3K
✔بی شک عشق متولد آب های آزاد است، که اینگونه غریبانه با بی رحمی در هیچ قاره ای، برایش شناسنامه صادر نمی کنند...! #سید_طه_صداقت

✔بی شک عشق متولد آب های آزاد است، که اینگونه غریبانه با بی رحمی در هیچ قاره ای، برایش شناسنامه صادر نمی کنند...! #سید_طه_صداقت

۲۵ شهریور 1398
5K
✔شب ها قصه ای میشوی، که خاطراتت، از کتابِ دلتنگی، برایم تعریف میکنند...! #سید_طه_صداقت

✔شب ها قصه ای میشوی، که خاطراتت، از کتابِ دلتنگی، برایم تعریف میکنند...! #سید_طه_صداقت

۲۴ شهریور 1398
4K
✔شب ها، آرزو می کنم، کاش برگ چایی بودم که در هوایی سرد، آن زمان که گرمایِ استکان را استشمام می کردی، سپاهی از شمالی ترین مرزِ صورتت، فاتح مرکزی ترین کشورِ قلبت می شد، ...

✔شب ها، آرزو می کنم، کاش برگ چایی بودم که در هوایی سرد، آن زمان که گرمایِ استکان را استشمام می کردی، سپاهی از شمالی ترین مرزِ صورتت، فاتح مرکزی ترین کشورِ قلبت می شد، مرا با اشتیاق جای میدادی ، در خودت... #سید_طه_صداقت

۲۲ شهریور 1398
5K
شب ها ، پرده دلم را کنار می زنم ، پنجره قلبم را باز می کنم ، و از دور ، بہ تماشاے تو می ایستم ، در این صحراے دلتنگی ، ستاره کویر دیدَنیست...........🌛🌙⭐ ...

شب ها ، پرده دلم را کنار می زنم ، پنجره قلبم را باز می کنم ، و از دور ، بہ تماشاے تو می ایستم ، در این صحراے دلتنگی ، ستاره کویر دیدَنیست...........🌛🌙⭐ #سید_طه_صداقت🎙❦ شب خوش دوستاااااااان ❦🌙⭐

۲۲ شهریور 1398
6K
✔روز ها یادت ، شب ها خوابت، شب ها خوابت، روز ها یادت، و این ؛ مرگبارترین چرخه بی انتهاست...! #سید_طه_صداقت

✔روز ها یادت ، شب ها خوابت، شب ها خوابت، روز ها یادت، و این ؛ مرگبارترین چرخه بی انتهاست...! #سید_طه_صداقت

۲۲ شهریور 1398
5K
✔تو شهریوری! انتظار حضورت، بوی امیدواری میدهد، مثل گرما، که بوی پائیز... #سید_طه_صداقت

✔تو شهریوری! انتظار حضورت، بوی امیدواری میدهد، مثل گرما، که بوی پائیز... #سید_طه_صداقت

۲۱ شهریور 1398
3K
✔چه کرده ای؟! که داستانمان را زمزمه کردم، و کتابخانه ای عاشقت شد...! #سید_طه_صداقت

✔چه کرده ای؟! که داستانمان را زمزمه کردم، و کتابخانه ای عاشقت شد...! #سید_طه_صداقت

۲۱ شهریور 1398
5K