نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

عشق_ویسگونی (۱۱ تصویر)

سرگذشت واقعی خودمه ادامه قسمت اخر عشق ویسگونی ❤ ️ تا همون چند وقت پیش ک دوباره سر و کلش پیدا شد ک تو چتاشونو دیدی و مهران دوباره اسیر این زن عفریته شد و ...

سرگذشت واقعی خودمه ادامه قسمت اخر عشق ویسگونی ❤ ️ تا همون چند وقت پیش ک دوباره سر و کلش پیدا شد ک تو چتاشونو دیدی و مهران دوباره اسیر این زن عفریته شد و کارای طلاق نرگس هم داشت انجام می‌داد ک هی به بن بست می‌خورد و نمیشد ...

۹ دی 1398
73K
سرگذشت واقعی خودمه قسمت آخر عشق ویسگونی ❤ ️ قسمت اخر رو با بغض مینویسم با گریه و صدای اهنگ ستایش که یاد اور آن شب نحس اولین دیدارمونه خدا اگ جواب این بغضامو ندی ...

سرگذشت واقعی خودمه قسمت آخر عشق ویسگونی ❤ ️ قسمت اخر رو با بغض مینویسم با گریه و صدای اهنگ ستایش که یاد اور آن شب نحس اولین دیدارمونه خدا اگ جواب این بغضامو ندی مدیون دلمی ☹ ️ مادر مهران _میدونم میناز جون تو این مدت خیلی سختی کشیدی ...

۹ دی 1398
52K
سرگذشت واقعی خودمه عشق ویسگونی قسمت هیجدهم❤ ️ تو راه دائما گوشیم زنگ می‌خورد بابام بود منم جواب نمیدادم که پیام داد یا تا اخر امشب میای خونه یا که برو پیش همون پسره لات ...

سرگذشت واقعی خودمه عشق ویسگونی قسمت هیجدهم❤ ️ تو راه دائما گوشیم زنگ می‌خورد بابام بود منم جواب نمیدادم که پیام داد یا تا اخر امشب میای خونه یا که برو پیش همون پسره لات دیگ دختر من نیستی گریه ام گرفت مگ من دخترا اونا نبودم چرا اینجوری میکردن ...

۹ دی 1398
103K
سرگذشت واقعی خودمه عشق ویسگونی قسمت هفدهم ❤ ️ با حرفای مامان مهران و وساطتاش کمی دعوامون کمتر شده بود و خود مهران هم بیشتر رعایت میکرد چند باری مادر مهران دوباره با مادر من ...

سرگذشت واقعی خودمه عشق ویسگونی قسمت هفدهم ❤ ️ با حرفای مامان مهران و وساطتاش کمی دعوامون کمتر شده بود و خود مهران هم بیشتر رعایت میکرد چند باری مادر مهران دوباره با مادر من صحبت کرده بود و بازم همون جواب منفی نمیشههه نمیشههه رسیدن ب مهران محال بود ...

۹ دی 1398
51K
سرگذشت واقعی خودمه قسمت شانزدهم عشق ویسگونی ❤ ️ کار من شده چک کردن کامنتای مهران که دیدم به جز نرگس با چند تا دختر دیگ به نام هدی ستاره دیبا و... چت میکنه اما ...

سرگذشت واقعی خودمه قسمت شانزدهم عشق ویسگونی ❤ ️ کار من شده چک کردن کامنتای مهران که دیدم به جز نرگس با چند تا دختر دیگ به نام هدی ستاره دیبا و... چت میکنه اما حرفا بیشتر درد دل دخترا بود اما دل من حتی طاقت این درد دل ها ...

۹ دی 1398
63K
سرگذشت واقعی خودمه قسمت پانزدهم عشق ویسگونی ❤ ️ حوصلم سر رفته بود مث همیشه تو ویسگون تو پیج مهران میگشتم و کامنتارو میخوندم که یهو دختری به نام نرگس براش کامنت گذاشت _کجایی مهران ...

سرگذشت واقعی خودمه قسمت پانزدهم عشق ویسگونی ❤ ️ حوصلم سر رفته بود مث همیشه تو ویسگون تو پیج مهران میگشتم و کامنتارو میخوندم که یهو دختری به نام نرگس براش کامنت گذاشت _کجایی مهران جونی مهران همون موقع کامنت گذاشت _ممنونم نرگس خانم هزار بار گفتم درست منو صدا ...

۹ دی 1398
103K
سرگذشت واقعی خودمه قسمت چهاردهم عشق ویسگونی ❤ ️ اخرین قسمتی ک امشب میذارم واقعا سردرد شدم از یاداوری اون روزا ب سمت دریا دویدم گوشیم زنگ خورد مهران بود گوشی برداشتم _گفته بودم خونوادم ...

سرگذشت واقعی خودمه قسمت چهاردهم عشق ویسگونی ❤ ️ اخرین قسمتی ک امشب میذارم واقعا سردرد شدم از یاداوری اون روزا ب سمت دریا دویدم گوشیم زنگ خورد مهران بود گوشی برداشتم _گفته بودم خونوادم بفهمنن همه چی تموم میشع _گور بابای بقیه مهم تویی حالا بگو چرا سمت دریا ...

۸ دی 1398
86K
سرگذشت واقعی خودمه قسمت سیزدهم عشق ویسگونی ❤ ️ گوشی رو بدون هیچ حرفی قطع کردم باید به مامانم میگفتم تصمیم خودمو گرفته بودم هر چه بادا باد بعد ی کم مقدمه چینی گفتم مامان ...

سرگذشت واقعی خودمه قسمت سیزدهم عشق ویسگونی ❤ ️ گوشی رو بدون هیچ حرفی قطع کردم باید به مامانم میگفتم تصمیم خودمو گرفته بودم هر چه بادا باد بعد ی کم مقدمه چینی گفتم مامان حدس تو درست بود من با ی پسری دوست شدم ولی خو از اونجور دوستیا ...

۸ دی 1398
147K
سرگذشت واقعی خودمه قسمت یازدهم عشق ویسگونی❤ ️ لطفا کامنت مثبت بذارین سرمو بلند کردم که فوش بدم میخکوب شدم دست و پام یخ زد چشمهایش چشمهایش همان رنگ میشی همان ته ریش همان تیپ ...

سرگذشت واقعی خودمه قسمت یازدهم عشق ویسگونی❤ ️ لطفا کامنت مثبت بذارین سرمو بلند کردم که فوش بدم میخکوب شدم دست و پام یخ زد چشمهایش چشمهایش همان رنگ میشی همان ته ریش همان تیپ مشکی همان چال لپ باورم نمیشد او مهرانم بود عشق من عشقی ک تا بحال ...

۸ دی 1398
32K
سرگذشت واقعی خودمه قسمت دهم عشق ویسگونی ❤ ️ این قسمت فقط خاستم احساس اون لحظمو طولانی تر باهاتون در میون بذارم خیلی ساعتای سختی بود احتیاج ب گریه داشتم ک خودمو خالی کنم پتو ...

سرگذشت واقعی خودمه قسمت دهم عشق ویسگونی ❤ ️ این قسمت فقط خاستم احساس اون لحظمو طولانی تر باهاتون در میون بذارم خیلی ساعتای سختی بود احتیاج ب گریه داشتم ک خودمو خالی کنم پتو روی دوشم انداختم _مامان من میخام برم دریا شما نمیاین _این وقت شب کجا میخای ...

۸ دی 1398
124K
سرگذشت واقعی خودمه قسمت هشتم عشق ویسگونی ❤ ️ مونده بودم تو دو راهی حرفاشو باور کنم یا نه ولی مگ میشه تو یه ماه منو ب خونوادش معرفی کنه یعنی عاشقشم شده چجوری به ...

سرگذشت واقعی خودمه قسمت هشتم عشق ویسگونی ❤ ️ مونده بودم تو دو راهی حرفاشو باور کنم یا نه ولی مگ میشه تو یه ماه منو ب خونوادش معرفی کنه یعنی عاشقشم شده چجوری به مامانم بگم با این همه تعصبات چیکار کنم شروع کردم ب گریه کردن دلم گرفته ...

۸ دی 1398
106K