نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

علی_سلطانی (۷۴۰ تصویر)

درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم ...

درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم که پایِ همه جور دیوونگی بود. کله شق و پرحرف و شیطون بود تا روزی ...

۳ ساعت پیش
35K
#بخون☺ ❤ هِی دخترِ پِدَرَش! امشب که خواستی بخوابی به مادرت بگو حق ندارد قصه های مردانِ اسطوره ایِ تاریخ را برایت بگوید…. اسطوره نیستم اما دست کم برایت تهران را که بر هم میریزم… ...

#بخون☺ ❤ هِی دخترِ پِدَرَش! امشب که خواستی بخوابی به مادرت بگو حق ندارد قصه های مردانِ اسطوره ایِ تاریخ را برایت بگوید…. اسطوره نیستم اما دست کم برایت تهران را که بر هم میریزم… به مادرت بگو خودم قصه میشوم… اسطوره میشوم.... نه اسطوره ای جنگ آور…. همین که ...

۲ روز پیش
21K
#بخون 💜🍃 من درسم را خوب خوانده بودم!!! آماده برای کنکوری موفق! همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت! از روی برنامه ی قبلی با تست ادبیات شروع کردم ... که ای کاش این کار را ...

#بخون 💜🍃 من درسم را خوب خوانده بودم!!! آماده برای کنکوری موفق! همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت! از روی برنامه ی قبلی با تست ادبیات شروع کردم ... که ای کاش این کار را نمی‌کردم! سوال اول آرایه ادبی بود شعری از هوشنگ ابتهاج.... "بسترم ...صدف خالی یک تنهاییست ...

۴ روز پیش
27K
. نه،اشتباه نمیدیدم گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید! اما نه! خودش بود داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد! نه برای او برای من غریبه بود اما ...

. نه،اشتباه نمیدیدم گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید! اما نه! خودش بود داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد! نه برای او برای من غریبه بود اما دستانش را نگرفته بود آخر بامن که بود دستم را ول نمیکرد که،خیس میشد دستمان ...

۲ هفته پیش
125K
هوا که اینگونه می‌شود من می‌مانم و سرگردانی در خیابان‌های سرد می‌خواهم همانند مردم شهر محو سفیدی برف شوم اما سیاهی چشمانت رهایم نمی‌کند دیوانگی دیدنت بالا می‌گیرد عازم #تو می‌شوم و زمین سفیدی که ...

هوا که اینگونه می‌شود من می‌مانم و سرگردانی در خیابان‌های سرد می‌خواهم همانند مردم شهر محو سفیدی برف شوم اما سیاهی چشمانت رهایم نمی‌کند دیوانگی دیدنت بالا می‌گیرد عازم #تو می‌شوم و زمین سفیدی که رد پایم را لو می‌دهد آخر نمی‌دانی... خنده‌هایت چقدر به این هوای برفی می‌آید! #علی_سلطانی ...

۳ هفته پیش
25K
یک شب‌هایی هم هست دستت به قلم نمی‌رود! اسم این شب‌ها را گذاشته‌ام شبی که واژه سرگردان است باید #تو باشی بنشینی روبه‌رویم خیره شوی به من تا بنویسم طرز نگاه کردنت را تا این ...

یک شب‌هایی هم هست دستت به قلم نمی‌رود! اسم این شب‌ها را گذاشته‌ام شبی که واژه سرگردان است باید #تو باشی بنشینی روبه‌رویم خیره شوی به من تا بنویسم طرز نگاه کردنت را تا این واژه‌های سرگردان کمی آرام بگیرند می‌شود کمی هم لبخند بزنی گناه دارند کلمات بیچاره بس ...

۴ هفته پیش
17K
#بخونید :) یادت هست...؟ چند ماه پیش را می‌گویم انتظار پاییز را می‌کشیدیم برایش ذوق داشتیم اکنون پاییز نفس های آخرش را می‌کشد به همین زودی تمام شد خیلی فکرها برایش داشتیم نه؟ خیلی خاطره‌ها ...

#بخونید :) یادت هست...؟ چند ماه پیش را می‌گویم انتظار پاییز را می‌کشیدیم برایش ذوق داشتیم اکنون پاییز نفس های آخرش را می‌کشد به همین زودی تمام شد خیلی فکرها برایش داشتیم نه؟ خیلی خاطره‌ها خواستیم بسازیم که نشد... خب تمام عمر همین است فصل های مختلف زندگی می‌گذرد تمام ...

۲۴ دی 1398
12K
. کلافه است... سرش را به بازویم تکیه می دهد میگویم چرا نمی خوابی جانم؟ میگوید کلافه ام ،چند کلمه حرف بزنی خوابم میبرد میپرسم چه بگویم این وقت شب؟ میگوید چه می دانم...مثلا از ...

. کلافه است... سرش را به بازویم تکیه می دهد میگویم چرا نمی خوابی جانم؟ میگوید کلافه ام ،چند کلمه حرف بزنی خوابم میبرد میپرسم چه بگویم این وقت شب؟ میگوید چه می دانم...مثلا از مهمترین اتفاق امروز بگو... پیشانی و چشمانش را میبوسم و میگویم این هم مهمترین اتفاق ...

۲۱ دی 1398
12K
ماجرا خیلی ساده بود من فقط رفتم تا عطر بخرم آقای فروشنده بدون اینکه سوالی بپرسد رفت و شیشه ی عطری آورد. هنوز سلام هم نکرده بودم که یک ژست فرانسوی گرفت و گفت.. ce ...

ماجرا خیلی ساده بود من فقط رفتم تا عطر بخرم آقای فروشنده بدون اینکه سوالی بپرسد رفت و شیشه ی عطری آورد. هنوز سلام هم نکرده بودم که یک ژست فرانسوی گرفت و گفت.. ce parfum est costume pour vous یعنی این عطر خیلی به شما می آید! بو کردم ...

۱۸ دی 1398
114K
از تمام دردهای این روزهایم همین بس که شب آزمون لا به لای جزوات مهندسی به این می اندیشم که تو سر جلسه امتحان وقتی استرس میگیری چه شکلی میشوی؟! نخند عزیز دلم تازه دیشب ...

از تمام دردهای این روزهایم همین بس که شب آزمون لا به لای جزوات مهندسی به این می اندیشم که تو سر جلسه امتحان وقتی استرس میگیری چه شکلی میشوی؟! نخند عزیز دلم تازه دیشب فکر میکردم با خودکار آبی جزوه مینویسی یا مشکی؟!!! من دیوانه نیستم یاد تو را ...

۹ دی 1398
16K
_چقدر کم حرف شدی +حوصله ندارم _شایدم حرفاتو جای دیگه زدی،واسه یکی دیگه +بعد از این همه مدت همدیگه روندیدیم که این حرفارو بزنیم _واسه تو بعد ازاین همه مدته،منِ احمق هر روز وایمیسم کنج ...

_چقدر کم حرف شدی +حوصله ندارم _شایدم حرفاتو جای دیگه زدی،واسه یکی دیگه +بعد از این همه مدت همدیگه روندیدیم که این حرفارو بزنیم _واسه تو بعد ازاین همه مدته،منِ احمق هر روز وایمیسم کنج دیوارو رفت وآمدتو نگاه میکنم +اصلا عوض نشدی..هنوز همون پسر بی منطقِ ترمِ یکی! _آره ...

۹ دی 1398
177K
💕💗 اینقدر سختی نکن نزدیک تر بیا بگذار نفسِ حبسِ سینه ات لب هایم را زنده کند این همه تاریکی دلیلی ندارد شب را برای بوسه آفریده اند... #علی_سلطانی . .

💕💗 اینقدر سختی نکن نزدیک تر بیا بگذار نفسِ حبسِ سینه ات لب هایم را زنده کند این همه تاریکی دلیلی ندارد شب را برای بوسه آفریده اند... #علی_سلطانی . .

۶ دی 1398
8K
من همزمان عاشق دو نفر بودم یکی تویی که خودت بودی ‌و‌ یکی تویی که در من بود بعدها که تو را از دست دادم آن تویی که درونِ من بود من را تبدیل کرد ...

من همزمان عاشق دو نفر بودم یکی تویی که خودت بودی ‌و‌ یکی تویی که در من بود بعدها که تو را از دست دادم آن تویی که درونِ من بود من را تبدیل کرد به تویی که خودت بودی دیگر من، من نبود تبدیل شده بود به تویی که ...

۵ دی 1398
9K
خداکند دیوانه نشود زنی که تمام دیشب خوابت را دیده است‌وبعد ازطلوع آفتاب هر چه قدر میگردد خبری ازصبح به خیرت نیست! خدا کند دیوانه نشود... #علی_سلطانی

خداکند دیوانه نشود زنی که تمام دیشب خوابت را دیده است‌وبعد ازطلوع آفتاب هر چه قدر میگردد خبری ازصبح به خیرت نیست! خدا کند دیوانه نشود... #علی_سلطانی

۳ دی 1398
5K
یک روز صبح قبل از اینکه به آینه چشم بدوزی تلفن همراهت را بردار و سلامم کن! و به رسم عادت شیرین گذشته... عکس خواب آلودت را برایم بفرست! مگر میتوانم قربان صدقه ات نروم؟! ...

یک روز صبح قبل از اینکه به آینه چشم بدوزی تلفن همراهت را بردار و سلامم کن! و به رسم عادت شیرین گذشته... عکس خواب آلودت را برایم بفرست! مگر میتوانم قربان صدقه ات نروم؟! قول میدهم هیچ چیز به روی خودم نیاورم! و انگار که همین دیشب... خیلی بی ...

۲ دی 1398
22K
خداکند دیوانه نشود مردی که تمام دیشب خوابت را دیده است وبعد ازطلوع آفتاب هر چه این پیام های لعنتی را بالاوپایین میکند خبری ازصبح به خیرت نیست! . . خدا کند دیوانه نشود.. #علی_سلطانی

خداکند دیوانه نشود مردی که تمام دیشب خوابت را دیده است وبعد ازطلوع آفتاب هر چه این پیام های لعنتی را بالاوپایین میکند خبری ازصبح به خیرت نیست! . . خدا کند دیوانه نشود.. #علی_سلطانی

۱ دی 1398
10K
من همزمان عاشق دو نفر بودم یکی تویی که خودت بودی ‌و‌ یکی تویی که در من بود بعدها که تو را از دست دادم آن تویی که درونِ من بود من را تبدیل کرد ...

من همزمان عاشق دو نفر بودم یکی تویی که خودت بودی ‌و‌ یکی تویی که در من بود بعدها که تو را از دست دادم آن تویی که درونِ من بود من را تبدیل کرد به تویی که خودت بودی دیگر من، من نبود تبدیل شده بود به تویی که ...

۱ دی 1398
21K
اولین جمعه ی پاییز بود... خوب میدانست من عاشق این فصلم! سه روز از دعوای کودکانه مان میگذشت! سه روز بود یک کلمه هم حرف نزده بودیم. سه روز بود هر یک ساعت یک بار ...

اولین جمعه ی پاییز بود... خوب میدانست من عاشق این فصلم! سه روز از دعوای کودکانه مان میگذشت! سه روز بود یک کلمه هم حرف نزده بودیم. سه روز بود هر یک ساعت یک بار زنگ میزدم به نزدیک ترین دوستش و آمار تمام رفت و آمدهایش را میگرفتم... . ...

۲۹ آذر 1398
174K
مراقب باشید در رابطه هایتان هیچ کاری را تکرار نکنید! تکرار یک چیز تبدیل به عادت میشود و ترک عادت موجب مرض است! مرض یعنی سر ساعت و دقیقه ای بخصوص چشمت را بدوزی به ...

مراقب باشید در رابطه هایتان هیچ کاری را تکرار نکنید! تکرار یک چیز تبدیل به عادت میشود و ترک عادت موجب مرض است! مرض یعنی سر ساعت و دقیقه ای بخصوص چشمت را بدوزی به گوشیِ تلفن اما هی زنگ نخورد..! یعنی در گپ زدن با کسی هستی و او ...

۲۸ آذر 1398
11K
#بخونید :) یادت هست...؟ چند ماه پیش را می‌گویم انتظار پاییز را می‌کشیدیم برایش ذوق داشتیم اکنون پاییز نفس های آخرش را می‌کشد به همین زودی تمام شد خیلی فکرها برایش داشتیم نه؟ خیلی خاطره‌ها ...

#بخونید :) یادت هست...؟ چند ماه پیش را می‌گویم انتظار پاییز را می‌کشیدیم برایش ذوق داشتیم اکنون پاییز نفس های آخرش را می‌کشد به همین زودی تمام شد خیلی فکرها برایش داشتیم نه؟ خیلی خاطره‌ها خواستیم بسازیم که نشد... خب تمام عمر همین است فصل های مختلف زندگی می‌گذرد تمام ...

۲۷ آذر 1398
16K