نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

محسن_حمزه (۳۰۴ تصویر)

یک چنگ به زلف نامرتبت میچسبد سرد است و تنِ داغِ پر از تبت میچسبد سرخیِ اناری به لبت خورده و حالا یک بوسه یِ یلدا صفت از لبت میچسبد😋 #محسن_حمزه

یک چنگ به زلف نامرتبت میچسبد سرد است و تنِ داغِ پر از تبت میچسبد سرخیِ اناری به لبت خورده و حالا یک بوسه یِ یلدا صفت از لبت میچسبد😋 #محسن_حمزه

۴ هفته پیش
7K
یک جمع پُر از آدم #تنها داریم بین خودمان مدام دعوا داریم غمگین و پر از غصه و دلتنگ و غریب! ‌ما هم دلمان خوش است #یلدا داریم #محسن_حمزه

یک جمع پُر از آدم #تنها داریم بین خودمان مدام دعوا داریم غمگین و پر از غصه و دلتنگ و غریب! ‌ما هم دلمان خوش است #یلدا داریم #محسن_حمزه

۴ هفته پیش
7K
. شکلِ دیگر اندوهم به رنگیْ غریب تر به هیبتیْ سیاه تر به عطری تلخناک که در شبی غمناک مرثیه میشود! میدرخشم! سیاهِ سیاه منم این شکلِ دیگر غم این نهایتِ زخم رسوب کرده در ...

. شکلِ دیگر اندوهم به رنگیْ غریب تر به هیبتیْ سیاه تر به عطری تلخناک که در شبی غمناک مرثیه میشود! میدرخشم! سیاهِ سیاه منم این شکلِ دیگر غم این نهایتِ زخم رسوب کرده در تن! منم ! آشوبِ چشم تاولِ دست آبله ی پا زخمِ زخمِ زخم .... منم ...

۴ هفته پیش
32K
#عشق مشهور شده است و خبرش بیشتر است باغبانی که به دستش تبرش بیشتر است! با من از دایره ی عشق نگو میدانم‌ پنج وارونه ز خنجر وترش بیشتر است این چه بازار پر از ...

#عشق مشهور شده است و خبرش بیشتر است باغبانی که به دستش تبرش بیشتر است! با من از دایره ی عشق نگو میدانم‌ پنج وارونه ز خنجر وترش بیشتر است این چه بازار پر از وسوسه ای هست رفیق؟ عرضه ی دل به تماشا ضررش بیشتر است! جای این چشم ...

۱۴ آذر 1398
1K
زمینا خاکیو یه جور دیگه آب میدن کم ... و روز چرا؟ چون طاقت زور اب زیادو نداره و اینکه روز چون شب کنترلش سخته ی زمین خاکی داشتیم لوبیا کاشته بودم شب ابو بستم ...

زمینا خاکیو یه جور دیگه آب میدن کم ... و روز چرا؟ چون طاقت زور اب زیادو نداره و اینکه روز چون شب کنترلش سخته ی زمین خاکی داشتیم لوبیا کاشته بودم شب ابو بستم روش با چکمه هام افتادم ب جونش... یکی دو ساعتی مشغول بودم و به خیال ...

۱۲ آذر 1398
776
پُرم از آه‌، پُر از اشک ،غم انگیزم من سپر انداخته با رنج گلاویزم من تو دل انگیزترین منظره ی فروردین تبِ منفورترین هفته ی پاییزم من... #محسن_حمزه

پُرم از آه‌، پُر از اشک ،غم انگیزم من سپر انداخته با رنج گلاویزم من تو دل انگیزترین منظره ی فروردین تبِ منفورترین هفته ی پاییزم من... #محسن_حمزه

۱۱ آذر 1398
175
چیزی به کوچ من نمانده مدارا کن ... #محسن_حمزه

چیزی به کوچ من نمانده مدارا کن ... #محسن_حمزه

۱۰ آذر 1398
134
شکلِ دیگر اندوهم به رنگیْ غریب تر به هیبتیْ سیاه تر به عطری تلخناک که در شبی غمناک مرثیه میشود! میدرخشم! سیاهِ سیاه منم این شکلِ دیگر غم این نهایتِ زخم رسوب کرده در تن! ...

شکلِ دیگر اندوهم به رنگیْ غریب تر به هیبتیْ سیاه تر به عطری تلخناک که در شبی غمناک مرثیه میشود! میدرخشم! سیاهِ سیاه منم این شکلِ دیگر غم این نهایتِ زخم رسوب کرده در تن! منم ! آشوبِ چشم تاولِ دست آبله ی پا زخمِ زخمِ زخم .... منم این ...

۵ آبان 1398
1K
🍁🍃فکر می کنم خدا شنبه مرد را آفرید یکشنبه زن دوشنبه عشق سه شنبه نفرت چهارشنبه لبخند پنج شنبه مرگ را جمعه اما هیچکدام را نداشته تنهایی را آفرید! گوشه ای نشست و دنیا را ...

🍁🍃فکر می کنم خدا شنبه مرد را آفرید یکشنبه زن دوشنبه عشق سه شنبه نفرت چهارشنبه لبخند پنج شنبه مرگ را جمعه اما هیچکدام را نداشته تنهایی را آفرید! گوشه ای نشست و دنیا را تعطیل کرد #محسن_حمزه❣

۱۵ مهر 1398
69
غمگین و دلتنگ با چشمهایِ تر شبیهِ #شهریور که حواس کسی به رفتنمان نیست وقتی عزیزتری چونان #پاییز می آید ...🍂🍁 #محسن_حمزه

غمگین و دلتنگ با چشمهایِ تر شبیهِ #شهریور که حواس کسی به رفتنمان نیست وقتی عزیزتری چونان #پاییز می آید ...🍂🍁 #محسن_حمزه

۲۷ شهریور 1398
92
ایمان ضعیف ما روی تزلزل دارد هر کار ثواب ما سمت ریا پل دارد ما دور شدیم از فلسفه یِ عاشورا وقتی که عزایمان رنگ تجمل دارد ... #محسن_حمزه @moh3nhamze

ایمان ضعیف ما روی تزلزل دارد هر کار ثواب ما سمت ریا پل دارد ما دور شدیم از فلسفه یِ عاشورا وقتی که عزایمان رنگ تجمل دارد ... #محسن_حمزه @moh3nhamze

۱۸ شهریور 1398
91
رد پای آدمهای رفته از زندگیتان را قاب کنید شاید وقتی خواستید دوباره عاشق شوید تلنگر خوبی باشد برای دل بی حواستان.... #محسن_حمزه

رد پای آدمهای رفته از زندگیتان را قاب کنید شاید وقتی خواستید دوباره عاشق شوید تلنگر خوبی باشد برای دل بی حواستان.... #محسن_حمزه

۱۴ شهریور 1398
109
تو نیستی و این خانه به دار آشفتگی ست آویزان آنچنان نشسته در هراسی غریب که در منتظر است که حیاط پلک نمیزند که سقف؛ روی شانه ی دیوار گریه میکند که گلها بی خوابند ...

تو نیستی و این خانه به دار آشفتگی ست آویزان آنچنان نشسته در هراسی غریب که در منتظر است که حیاط پلک نمیزند که سقف؛ روی شانه ی دیوار گریه میکند که گلها بی خوابند و گلدانها بی تاب باغچه مرثیه میخواند و پنجره ها آه میکشند... و من تار ...

۱۰ شهریور 1398
95
اوایل رابطه مان بود سر سنگین و خجالتی بود مدام میگفت بلد نیستم‌! منظورش

اوایل رابطه مان بود سر سنگین و خجالتی بود مدام میگفت بلد نیستم‌! منظورش "دوست داشتن" بود مدام میگفتم‌ : بلدم ؛ یادت میدهم ؛ آسانترین کار دنیاست آنگونه‌ که با توام‌ با من باش کاری ندارد که ! کافیست شبها‌ قبل از خواب به یادم باشی برایم شعر بخوانی ...

۳۱ مرداد 1398
93
مثل اینکه خبر مرگ کسی را بدهند و بروند عصر این #جمعه پر از آه...پر از بغض...پر از تنهاییست ... #محسن_حمزه https://t.me/joinchat/AAAAAEE70nxkuzvGJoJ7yQ

مثل اینکه خبر مرگ کسی را بدهند و بروند عصر این #جمعه پر از آه...پر از بغض...پر از تنهاییست ... #محسن_حمزه https://t.me/joinchat/AAAAA...

۲۵ مرداد 1398
87
#مادر زیر چشمانت کبود از بوسه یِ سیلاب ها گونه ات این کوهِ سرخِ غرقِ در غرقاب ها ... شک ندارم رزق میکائیل هم تقریر شد از نمازت گوشه یِ مومن ترین محراب ها ...

#مادر زیر چشمانت کبود از بوسه یِ سیلاب ها گونه ات این کوهِ سرخِ غرقِ در غرقاب ها ... شک ندارم رزق میکائیل هم تقریر شد از نمازت گوشه یِ مومن ترین محراب ها ... تیر ناکامی به قلب آرزوهایت نشست داستانت قصه یِ تهمینه ها ....سهراب ها ... می ...

۳ مرداد 1398
195
پدرم توی مطب منتظر بود و من در پی کشف جهانی به وسعت چند پله! آسانسور بود و آدمهای در خود فرو رفته ای که مثل صخره ای به دشتِ رو به رو زل زده ...

پدرم توی مطب منتظر بود و من در پی کشف جهانی به وسعت چند پله! آسانسور بود و آدمهای در خود فرو رفته ای که مثل صخره ای به دشتِ رو به رو زل زده بودند دوست داشتم امتحان کنم آنقدر سرگرم هیجانش شدم که پدرم را گم کردم تنها ...

۵ اردیبهشت 1398
84
[بانک رسالت.متصدی بانک با لبخند توضیح میدهد] [خانم جهانشاهی با موهای رنگ کرده و پالتوی قهوه ای رنگ،کمرباریک، رو به روی باجه ایستاده و با دقت گوش میدهد...زیباست زیبا!] من: سلام متصدی بانک: خانم جهانشاهی ...

[بانک رسالت.متصدی بانک با لبخند توضیح میدهد] [خانم جهانشاهی با موهای رنگ کرده و پالتوی قهوه ای رنگ،کمرباریک، رو به روی باجه ایستاده و با دقت گوش میدهد...زیباست زیبا!] من: سلام متصدی بانک: خانم جهانشاهی شما یه کار دیگه بکن به نظر من ۸ تومن بگیر که قسطاش کمتر شه ...

۲۵ فروردین 1398
254
داشتند به خودکشی فکر میکردند! مردی به گاز نهنگی به ساحل و ماهی قرمز کوچکی به تُنگِ تَنگِ آدمها! #محسن_حمزه https://t.me/joinchat/AAAAAEE70nxkuzvGJoJ7yQ

داشتند به خودکشی فکر میکردند! مردی به گاز نهنگی به ساحل و ماهی قرمز کوچکی به تُنگِ تَنگِ آدمها! #محسن_حمزه https://t.me/joinchat/AAAAA...

۷ فروردین 1398
105
آخرین پنج شنبه ی هر سال را شانه میخواهیم! برای گریه بر آرزوهای بی مزارمان! که چون زخمِ چشم پیش چشممان تیره میشوند ... تار میشوند وقتی که قدِ عمری به عدم دچار میشوند! #محسن_حمزه

آخرین پنج شنبه ی هر سال را شانه میخواهیم! برای گریه بر آرزوهای بی مزارمان! که چون زخمِ چشم پیش چشممان تیره میشوند ... تار میشوند وقتی که قدِ عمری به عدم دچار میشوند! #محسن_حمزه

۲۳ اسفند 1397
71