نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

میچا (۱۷ تصویر)

#پارت_هفتاد_و_یک #میچا #جیمین دستشو روی لبش گذاشت و گفت : اصلا من چرا دارم از تو اجازه میگیرم ؟ اینو که گفت سریع منو مثل کیسه برنج زد زیر بغل و بدون توجه به داد ...

#پارت_هفتاد_و_یک #میچا #جیمین دستشو روی لبش گذاشت و گفت : اصلا من چرا دارم از تو اجازه میگیرم ؟ اینو که گفت سریع منو مثل کیسه برنج زد زیر بغل و بدون توجه به داد و بی دادام منو به سمت ماشین سیاه رنگ برد و نشوند. -- +ولم کن. ...

۴ روز پیش
83K
#دیالوگ #جیمین #میچا میچا: ^من آدم‌هایی رو دوست دارم که برای درخشیدن، دیگران رو خاموش نمیکنن..^

#دیالوگ #جیمین #میچا میچا: ^من آدم‌هایی رو دوست دارم که برای درخشیدن، دیگران رو خاموش نمیکنن..^

۱ هفته پیش
7K
#پارت_پنجا_و_نه #میچا #جیمین دو ماه بعد بهش خیره شد . فرشتش از هر موقع دیگه بیشتر میدرخشید . موهاش به طرز زیبایی بالای سرش جمع شده بود . با اون لباس عروس سفید رنگ که ...

#پارت_پنجا_و_نه #میچا #جیمین دو ماه بعد بهش خیره شد . فرشتش از هر موقع دیگه بیشتر میدرخشید . موهاش به طرز زیبایی بالای سرش جمع شده بود . با اون لباس عروس سفید رنگ که روش دونه های ریز و درشت مروارید به کار رفته بود راه رفتن کمی واسش ...

۱ هفته پیش
28K
#پارت_پنجاه_و_پنج #میچا سریع از توی چمدون یک شلوار کتون سیاه رنگ به همراه یک پیرهن بافت شل برداشتم و تنم کردم . کمی هم پول برداشتم و اماده شدم که برم بیرون و برای خونه ...

#پارت_پنجاه_و_پنج #میچا سریع از توی چمدون یک شلوار کتون سیاه رنگ به همراه یک پیرهن بافت شل برداشتم و تنم کردم . کمی هم پول برداشتم و اماده شدم که برم بیرون و برای خونه کمی خرید کنم . اول از همه رفتم سر یخچال تا ببینم چی داره . ...

۲ هفته پیش
41K
#شخصیت_های_رمان #جیمین #میچا #دیالوگ: جیمین : من عاشقت نشدم که بزارم به همین راحتی بری .

#شخصیت_های_رمان #جیمین #میچا #دیالوگ: جیمین : من عاشقت نشدم که بزارم به همین راحتی بری .

۲ هفته پیش
6K
#پارت_پنجاه_و_دو #جیمین #میچا و من از همین حالا دلم تنگ میشد برای خواهر کوچیک گفتناش . -- همه چیز سریع اتفاق افتاد . لونا از بیمارستان مرخص شد و سریع برگه های مربوط به رفتن ...

#پارت_پنجاه_و_دو #جیمین #میچا و من از همین حالا دلم تنگ میشد برای خواهر کوچیک گفتناش . -- همه چیز سریع اتفاق افتاد . لونا از بیمارستان مرخص شد و سریع برگه های مربوط به رفتن به امریکا رو گرفت و پرشون کرد . میچا اومده بود و با عشق داشت ...

۲ هفته پیش
71K
#پارت_چهل_و_یک #میچا لبخند اسکلانه ای زدم و وارد شدم . اروم چمدونمو بلند کردم و گذاشتم کنارم روی صندلی . مقابلم نشسته بود و پاشو انداخته بود رو پاش . گوشیشو برداشته بود و طبق ...

#پارت_چهل_و_یک #میچا لبخند اسکلانه ای زدم و وارد شدم . اروم چمدونمو بلند کردم و گذاشتم کنارم روی صندلی . مقابلم نشسته بود و پاشو انداخته بود رو پاش . گوشیشو برداشته بود و طبق معمول هنذفریشو تو گوشش گذاشته بود . انگار نه انگار که منی هم هستم . ...

۲ هفته پیش
54K
#میچا #درخواستی

#میچا #درخواستی

۳ هفته پیش
5K
#پارت_بیستو_شیش #جیمین #میچا تو فکر بودم و داشتم وسایلمو از توی کمد مدرسه بر میداشتم که یکی از پشت بغلم کرد . ترسیده تکون محکمی خوردم . میچا : چته هی مثل خر جفتک میندازی؟ ...

#پارت_بیستو_شیش #جیمین #میچا تو فکر بودم و داشتم وسایلمو از توی کمد مدرسه بر میداشتم که یکی از پشت بغلم کرد . ترسیده تکون محکمی خوردم . میچا : چته هی مثل خر جفتک میندازی؟ نفس راختی کشیدم : ع تویی ؟ میچا: نه عممه . + خب چی میخواستی ...

۳ هفته پیش
35K
#پارت_هفدهم #میچا زمزمه وار گفتم : پارسالم همین و میگفت . تا اینکه یک سوسک دید و منو صدا زد میچا : صبح : اینبار خیلی متفاوت تر اماده شدم . با کش مو موهامو ...

#پارت_هفدهم #میچا زمزمه وار گفتم : پارسالم همین و میگفت . تا اینکه یک سوسک دید و منو صدا زد میچا : صبح : اینبار خیلی متفاوت تر اماده شدم . با کش مو موهامو خیلی شل بستم و چتری هامو مرتب کردم و جلوی اینه با وسواس خاصی مشغول ...

۳ هفته پیش
19K
#پارت_شونزدهم #میچا شخصیتش منو عجیب یاد سریالای امریکایی مینداخت که پسره برای شاد کردن دختره هر کاری میکرد . مگه میشه چنین پسری و دوس نداشت هوم ؟ میچا بلند شد و گفت : یااا. ...

#پارت_شونزدهم #میچا شخصیتش منو عجیب یاد سریالای امریکایی مینداخت که پسره برای شاد کردن دختره هر کاری میکرد . مگه میشه چنین پسری و دوس نداشت هوم ؟ میچا بلند شد و گفت : یااا. ایش. چرا اینقدر چندش بازی در میارین ؟ بک کیونگ هول شده دستامو ول کرد ...

۳ هفته پیش
28K
#میچا

#میچا

۳ هفته پیش
5K
کسایی که فیک اخرین فرصت و مسخونن ممنون میشم بگن خوششون میاد ؟ یا اگه میاد چرا ؟ پ.ن: من خودم خوشم میاد چون شوگا و جیمین خاننده نیستن و کمی به زندگی واقعی نزدیکه ...

کسایی که فیک اخرین فرصت و مسخونن ممنون میشم بگن خوششون میاد ؟ یا اگه میاد چرا ؟ پ.ن: من خودم خوشم میاد چون شوگا و جیمین خاننده نیستن و کمی به زندگی واقعی نزدیکه #میچا

۳ هفته پیش
8K
#پارت_چهاردهم #میچا #بک_کیونگ این چه مرگش شده بود ؟ گوشیشو بغلش زد و از اتاق خارج شد و خودشو پرت کرد روی اوپن که بک کیونگ گفت : یااا..گمشو بیا پایین میشکنه . اما میچا ...

#پارت_چهاردهم #میچا #بک_کیونگ این چه مرگش شده بود ؟ گوشیشو بغلش زد و از اتاق خارج شد و خودشو پرت کرد روی اوپن که بک کیونگ گفت : یااا..گمشو بیا پایین میشکنه . اما میچا انگار نه انگار گفت : بهم پیام داد..که باهم بریم مدرسه . و جیغ بلندی ...

۳ هفته پیش
25K
#پارت_یازدهم #جیمین #میچا دو : شاید از عمد واستاده بودن و داشتن مارو دید میزدن -- میچا: توپ و باد کردم و با خوشحالی دادم دست جیمین . اونم ازم گرفت و دستشو روی سرم ...

#پارت_یازدهم #جیمین #میچا دو : شاید از عمد واستاده بودن و داشتن مارو دید میزدن -- میچا: توپ و باد کردم و با خوشحالی دادم دست جیمین . اونم ازم گرفت و دستشو روی سرم تکون داد که باعث شد لبخند روی لبام خشک شه . خدایا ..این همه زیبایی ...

۴ هفته پیش
54K
#پارت_هشت #میچا خمیازه ای کشیدم و جزومو آماده کردم . هرچی گفت و با بی دقتی نوشتم و بعدشم دفترو پرت کردم توی کیفم . میچا: سینی غذا رو برداشتم و به بک کیونگ آروم ...

#پارت_هشت #میچا خمیازه ای کشیدم و جزومو آماده کردم . هرچی گفت و با بی دقتی نوشتم و بعدشم دفترو پرت کردم توی کیفم . میچا: سینی غذا رو برداشتم و به بک کیونگ آروم گفتم : لونا دیشب چرا بیمارستان بود ؟ سرشو نزدیکم کرد و گفت : باباش ...

۴ هفته پیش
38K
پارت چهار : #میچا من:ج...جیمین ش... حرفمو قطع کرد و گفت : تو ...تو شوگا رو دوس داری ؟ نفسم یک لحظه قطع شد و هول شدم گفتم : کی من ؟ پوفف. نه بابا ...

پارت چهار : #میچا من:ج...جیمین ش... حرفمو قطع کرد و گفت : تو ...تو شوگا رو دوس داری ؟ نفسم یک لحظه قطع شد و هول شدم گفتم : کی من ؟ پوفف. نه بابا . و خنده ی احمقانه ای کردم . برای اینکه مسئله تموم بشه گفتم : ...

۴ هفته پیش
20K