نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت_اول (۱۹ تصویر)

#پارت_اول👇 💞 ₩_به تازگی رکورد فروش بلیط کنسرت اکسو به ۰/۲ ثانیه رسید. ₩_جزو ۳ بوی بند برتر جهان. ₩_اولین گروهی که مدال مخصوص به خود را گرفتند .(سال ۲۰۱۲ همون سال گرفتن ... و ...

#پارت_اول👇 💞 ₩_به تازگی رکورد فروش بلیط کنسرت اکسو به ۰/۲ ثانیه رسید. ₩_جزو ۳ بوی بند برتر جهان. ₩_اولین گروهی که مدال مخصوص به خود را گرفتند .(سال ۲۰۱۲ همون سال گرفتن ... و در حال حاضر تنها گروه کی پاپ هستن که مدال مخصوص خود را دارند.) ₩_اولین ...

۱۶ دی 1398
38K
#همه_او #پارت_اول به نام عشق... این قدر نزدیک بود که صدای نفس هایم را به راحتی می شنید. با صدایی که در جانم رخنه می کرد پرسید: راستی ماهی ها می دانند که در آب ...

#همه_او #پارت_اول به نام عشق... این قدر نزدیک بود که صدای نفس هایم را به راحتی می شنید. با صدایی که در جانم رخنه می کرد پرسید: راستی ماهی ها می دانند که در آب زندگی می کنند؟ سرم را به علامت نادانی تکان دادم و بعد پرسیدم: ماهی ها ...

۱۳ دی 1398
8K
#پارت_اول *--* موهام و زدم کنار گوشم و به مردی ک جلوم توی اتاق مشکـی رنگ نشسته بود خیره شدم.. +باشه رئیس.. من میکُشمـش.. هیون وو: این اسمش.. اینم کمپانی ای که هست...هرجوری ک باشه ...

#پارت_اول *--* موهام و زدم کنار گوشم و به مردی ک جلوم توی اتاق مشکـی رنگ نشسته بود خیره شدم.. +باشه رئیس.. من میکُشمـش.. هیون وو: این اسمش.. اینم کمپانی ای که هست...هرجوری ک باشه باید بهش نزدیک بشی رز: اسمش چی بود؟ هیون وو: جیمین..پارک جیمـین!اون یه آیدوله زیاد ...

۲۸ آذر 1398
76K
کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد آفتاب دیدگانم سرد می شد آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان توفان اندوهی به جانم ...

کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد آفتاب دیدگانم سرد می شد آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد وه … چه ...

۸ آذر 1398
612
رمان روی دیگر زندگی #پارت_اول پ ن : تمامی اسم و عکس شخصیت ها ساختگیست اما رمان براساس واقعیت نوشته شده ................ مامان _ اینجا اتاقه یا بازار شام؟ پاشو اتاقتو جمع کن از صبح ...

رمان روی دیگر زندگی #پارت_اول پ ن : تمامی اسم و عکس شخصیت ها ساختگیست اما رمان براساس واقعیت نوشته شده ................ مامان _ اینجا اتاقه یا بازار شام؟ پاشو اتاقتو جمع کن از صبح تا شب سرت تو گوشیه نمیشه پا گذاشت تو این اتاق... آشغالدونی واسه خودت راه ...

۷ آذر 1398
159
#پارت_اول همینطور که واسه ناهار سالاد خورد میکردم یه آهنگ هم پلی کردم. چقدر وقت هائی که اتابک بود بهم خوش میگذشت. دلم خیلی تنگش شده،خیلی زیاد،با امروز میشه یک هفته که نیست و رفته ...

#پارت_اول همینطور که واسه ناهار سالاد خورد میکردم یه آهنگ هم پلی کردم. چقدر وقت هائی که اتابک بود بهم خوش میگذشت. دلم خیلی تنگش شده،خیلی زیاد،با امروز میشه یک هفته که نیست و رفته سر مزرعه و قرار شد امروز بیاد،منم برنامه چیدم براش یه غذای عالی درست کنم،کتلت ...

۲ آذر 1398
18K
#پاییز_نامه #پارت_اول به نام او... یک، دو، سه و... خدا حساب تک تک این برگ ها را دارد شک نکن! یک، دو، سه و... خدا حساب تک تک این روزها را هم دارد شک نکن! ...

#پاییز_نامه #پارت_اول به نام او... یک، دو، سه و... خدا حساب تک تک این برگ ها را دارد شک نکن! یک، دو، سه و... خدا حساب تک تک این روزها را هم دارد شک نکن! یک برگ دیگر هم به زمین افتاد نمی دانم چندمیست چون حسابش را ندارم! چندان ...

۱۴ مهر 1398
3K
#پارت_اول با صدای دادی از خواب پریدم . با گیجی و منگی دنبال ساعت میگشتم که در اتاق باز شد و اون مرد پست فطرت اومد تو با نفرت نگامو بهش دوختم که با لحن ...

#پارت_اول با صدای دادی از خواب پریدم . با گیجی و منگی دنبال ساعت میگشتم که در اتاق باز شد و اون مرد پست فطرت اومد تو با نفرت نگامو بهش دوختم که با لحن خمارش گفت : یالا بند و بساتتو جمع کن با تعجب نگاش کردم که ادامه ...

۲۸ شهریور 1398
95
#پارت_اول #رعد_برق_بین_دو_دنیا لیسا: -الان چیشده مامان؟ +هیچی بازم بابات رفته اون رفیقای احمق اورده خونه -خب چرا سر من نقد داد میزنی...تازه از مدرسه برگشتم خستم +بدرک -یعنی چی؟ مامان خستم کردی...هر موقع من میام ...

#پارت_اول #رعد_برق_بین_دو_دنیا لیسا: -الان چیشده مامان؟ +هیچی بازم بابات رفته اون رفیقای احمق اورده خونه -خب چرا سر من نقد داد میزنی...تازه از مدرسه برگشتم خستم +بدرک -یعنی چی؟ مامان خستم کردی...هر موقع من میام اینجوری میکنی با عصبانیت نگام کرد... ولی من از اون عصبانی تر بودم از خونه ...

۲۰ شهریور 1398
2K
#دیوونگیامون #پارت_اول

#دیوونگیامون #پارت_اول

۲۷ مرداد 1398
427
#پارت_اول #لی_جونگ_هو هوووف بلاخره تموم شد عه . دوساعته دارم میرقصم. این مربی هم ول کن نیس فقط میگه ادامه بدین . سوجین :میگم هو(مخفف جونگهو) نظرت چیه بریم خرید؟ _وایییی سوجین حوصله داریا. سوجین ...

#پارت_اول #لی_جونگ_هو هوووف بلاخره تموم شد عه . دوساعته دارم میرقصم. این مربی هم ول کن نیس فقط میگه ادامه بدین . سوجین :میگم هو(مخفف جونگهو) نظرت چیه بریم خرید؟ _وایییی سوجین حوصله داریا. سوجین :خب مگه فردا نمیخای بری؟ _خب چرا. سوجین :پس بزار این روز آخرو خوش باشیم. ...

۱۹ خرداد 1398
521
شب بود اولین قرار آشنایی ما. آن شب در آسمان چهره زیبایش را میشد تصور کرد. چهره ای که ماه هم به او حسودی میکرد. ستارگانی که در برابر فروغ چهره اش زیبایی خود را ...

شب بود اولین قرار آشنایی ما. آن شب در آسمان چهره زیبایش را میشد تصور کرد. چهره ای که ماه هم به او حسودی میکرد. ستارگانی که در برابر فروغ چهره اش زیبایی خود را از دست داده بودند. آماده رفتن به بیرون شدم. به آینه نگاهی کردم و چهره ...

۱۰ دی 1397
1K
وقتی میگن......😂 😂 😂 😂 #پارت_اول

وقتی میگن......😂 😂 😂 😂 #پارت_اول

۱۹ آبان 1397
53
ماجرای من و پرزنت یو#پارت_اول

ماجرای من و پرزنت یو#پارت_اول

۱۹ آبان 1397
53
#غریبه_آشنا #پارت_اول چشمامو باز کردم،سرم تیر میکشید،صداهای مبهم میاد،اینجا کجاست؟ -خانم،خانم،حالتون خوبه...چشماتونو بازکنید... +اینجا کـ ـ ـجاست؟شما کـ ـ ـی هستید؟مـ ـ ـن اینجا چیکار میکنم؟ -اسمتون رو یادتون میاد؟ +اسمم...مـ ـن...من اسممو نمیدونم...اسمم...اسم من ...

#غریبه_آشنا #پارت_اول چشمامو باز کردم،سرم تیر میکشید،صداهای مبهم میاد،اینجا کجاست؟ -خانم،خانم،حالتون خوبه...چشماتونو بازکنید... +اینجا کـ ـ ـجاست؟شما کـ ـ ـی هستید؟مـ ـ ـن اینجا چیکار میکنم؟ -اسمتون رو یادتون میاد؟ +اسمم...مـ ـن...من اسممو نمیدونم...اسمم...اسم من چیه؟ -خانم پرستار به خانوادشون اطلاع بدید بیان،شاید پدر مادرشو یادش اومد... پدر مادرم؟!چرا هیچی ...

۱۸ شهریور 1397
497
#پارت_اول +آرسام! -هوم +امشب چیکاره ای؟! - آرشام پارتی داره...اها راستی گف توام ببرم... +من؟..چرا -نمیدونم +مخطلته؟ یه نگا بهش کردم ک گفت +خب بابا فهمیدم...ولی نمیام -چرا +کار دارم -بچت رو گازه؟ +لامصــب باهوشیـــا ...

#پارت_اول +آرسام! -هوم +امشب چیکاره ای؟! - آرشام پارتی داره...اها راستی گف توام ببرم... +من؟..چرا -نمیدونم +مخطلته؟ یه نگا بهش کردم ک گفت +خب بابا فهمیدم...ولی نمیام -چرا +کار دارم -بچت رو گازه؟ +لامصــب باهوشیـــا -میدونم...شهاب بیا بابا میریم دوتاشو میگیریم حال میکنیم فقه نگام کرد ادامه دادم -بریم! +باش...ولی ...

۱۵ فروردین 1396
84
#پارت_اول زمان پارت گذاری :روزها:12تا14 و شب ها20 تا 22 از سازمان بیرون اومدم.از کارم مطمئن بودم.مطمئن بودم که وجود داره.چند روز دیگه هم جوابش میومد و من می شدم یک کاشف بزرگ... کلید انداختم ...

#پارت_اول زمان پارت گذاری :روزها:12تا14 و شب ها20 تا 22 از سازمان بیرون اومدم.از کارم مطمئن بودم.مطمئن بودم که وجود داره.چند روز دیگه هم جوابش میومد و من می شدم یک کاشف بزرگ... کلید انداختم و وارد خونه شدم.بوی قرمه سبزی همه ی خستگیمو از تنم دراورد.مامان رو با بلند ...

۳۰ اسفند 1395
76
سراسیمه رفتم بیمارستان ، دقیقا نگفته بود چی شده ، فقط میدونستم ترانه حالش بده ، پیش خودم حساب کردم الان که تیر ماهه ، هنوز چن ماه مونده تا زایمانش ... با کلی فکرای ...

سراسیمه رفتم بیمارستان ، دقیقا نگفته بود چی شده ، فقط میدونستم ترانه حالش بده ، پیش خودم حساب کردم الان که تیر ماهه ، هنوز چن ماه مونده تا زایمانش ... با کلی فکرای مزخرف رسیدم بیمارستان ، گفته بود تو اورژانسه ... گوشیمو دراوردم که بهش زنگ بزنم ...

۲۸ آذر 1395
102
کد11:11 @tripy هوشیاری فیزیکی برنامه ی هوشیاری ای است که توسط کدهای دیجیتال ساخته میشود. اعداد ، کد های مرموز عددی ، به گونه هستی مارا معنی میکنندا. DNA انسانی ، حافظه ی ژنتیکی ما ...

کد11:11 @tripy هوشیاری فیزیکی برنامه ی هوشیاری ای است که توسط کدهای دیجیتال ساخته میشود. اعداد ، کد های مرموز عددی ، به گونه هستی مارا معنی میکنندا. DNA انسانی ، حافظه ی ژنتیکی ما با کدهای دیجیتال در زمانها و فرکانس های معین کد گزاری شده است. این کدها ...

۱۷ آبان 1395
42