نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت_هفتاد_و_هشت (۳ تصویر)

#پارت_هفتاد_و_هشت #میچا با گفتن این جمله دستشو روی لبش گذاشت و با بغض خندید. توی اتاق عمل، با هر بار زدن شوک بدن لونا بالا و پایین میشد اما...قلبش..قلبش شاید واقعا از کار افتاده بود. ...

#پارت_هفتاد_و_هشت #میچا با گفتن این جمله دستشو روی لبش گذاشت و با بغض خندید. توی اتاق عمل، با هر بار زدن شوک بدن لونا بالا و پایین میشد اما...قلبش..قلبش شاید واقعا از کار افتاده بود. درست لحظه ی آخر وقتی دکتر کیم دوباره ژل رو به دستگاه زد و به ...

۴ دی 1398
71K
#پارت_هفتاد_و_هشت #گم_شده_ها مارلی: اااااه... این گوشیه لنتی نمیزاره بخوابم. بیشعور نفهم خو خفه شووووو... -الوووو؟ ها چته؟ پدرمو دراوردی هی زنگ میزنی بیشعور. نمیگی الان مردم کپه مرگشونو گذاشتن؟ چی؟.... چی زر میزنی؟ از رو ...

#پارت_هفتاد_و_هشت #گم_شده_ها مارلی: اااااه... این گوشیه لنتی نمیزاره بخوابم. بیشعور نفهم خو خفه شووووو... -الوووو؟ ها چته؟ پدرمو دراوردی هی زنگ میزنی بیشعور. نمیگی الان مردم کپه مرگشونو گذاشتن؟ چی؟.... چی زر میزنی؟ از رو تخت بلند شدم.... -الان خوبه؟... حا... حالش... خوبه؟... اتاق... عمل؟ ک...کدوم... بیمارستان...؟.... گوشیو قطع کردم. ...

۳۰ شهریور 1398
754
#زوال_عشق★ #پارت_هفتاد_و_هشت♥ #مهدیـه_عسگـــری~ آقـای حشمتـــی صداشــو صآف ڪرد و گفـــت:قرض (درست نوشتم آیا¿) از مـزاحمت اینه که ما اومـدیم تا هــــانا جون و از شمــــا واسه پــسرمون امـیر خواستگاری کنیم...... نگــــاهی به امـیر اندآختم کـــــه ...

#زوال_عشق★ #پارت_هفتاد_و_هشت♥ #مهدیـه_عسگـــری~ آقـای حشمتـــی صداشــو صآف ڪرد و گفـــت:قرض (درست نوشتم آیا¿) از مـزاحمت اینه که ما اومـدیم تا هــــانا جون و از شمــــا واسه پــسرمون امـیر خواستگاری کنیم...... نگــــاهی به امـیر اندآختم کـــــه سرشو انداخته بود پایین و ســــرخ شده بود..... خندم گرفت....آخــه بگو تو واسـه چی خجــــالت ...

۲۳ تیر 1398
396