نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پرهام_جعفری (۱۱ تصویر)

. من تو را مثل آخرین روز هفته، مثل پنج دقیقه خواب بیشتر، مثل یک صبحانه ی دورهمی، مثل بوی سنگک داغ، دوست دارم. من تو را مثل یک چای دبش و گرم، مثل یک ...

. من تو را مثل آخرین روز هفته، مثل پنج دقیقه خواب بیشتر، مثل یک صبحانه ی دورهمی، مثل بوی سنگک داغ، دوست دارم. من تو را مثل یک چای دبش و گرم، مثل یک صندلی کنار شومینه، مثل یک کلبه ی چوبی در دل جنگل، دوست دارم. من تو ...

۷ روز پیش
8K
داشتم فکر می کردم که اگر روزی بچه دار شدم، او را به هیچ قیمتی از هیچ چیزی نترسانم. اصلا ترس برای آدم بزرگ هاست. بچه ها را که نباید ترساند. بچه ها را که ...

داشتم فکر می کردم که اگر روزی بچه دار شدم، او را به هیچ قیمتی از هیچ چیزی نترسانم. اصلا ترس برای آدم بزرگ هاست. بچه ها را که نباید ترساند. بچه ها را که نباید تهدید به دندان های تیز کرد. اصلا اگر بچه شلوغ نکند، من شلوغ بکنم؟ ...

۲ هفته پیش
13K
اگر لازم شد، تا حد ممکن متفاوت باش! متفاوت بودن، رسالت است. رسالتی که خداوند به هر کس نخواهد داد. اگر با چشم های نابینا به دنیا آمدی و مجبور بودی که قشنگی های دنیا ...

اگر لازم شد، تا حد ممکن متفاوت باش! متفاوت بودن، رسالت است. رسالتی که خداوند به هر کس نخواهد داد. اگر با چشم های نابینا به دنیا آمدی و مجبور بودی که قشنگی های دنیا را فقط با چشم دلت ببینی، اگر قرار روزگار بر این شد که تمام روزهای ...

۲۱ مهر 1398
35K
لبخند بزن! به خاطر تمام کسانی که با دیدن لبخند تو، لبخند می زنند، به خاطر مادری که صدای خنده های تو را بهترین سمفونی دنیا می داند، به خاطر پدری که دلش به خنده ...

لبخند بزن! به خاطر تمام کسانی که با دیدن لبخند تو، لبخند می زنند، به خاطر مادری که صدای خنده های تو را بهترین سمفونی دنیا می داند، به خاطر پدری که دلش به خنده های تو خوش می شود، به خاطر خانواده ای که با لبخندهای تو دلگرم می ...

۲۰ مهر 1398
11K
ما اشتباه می کنیم. ما آدم هایی که نشسته ایم تا یک روز عصر، دختر همسایه، با یک چادرِ گل گلی، درِ خانه ی ما را بزند و یک کاسه حالِ خوب و خوش، برای ...

ما اشتباه می کنیم. ما آدم هایی که نشسته ایم تا یک روز عصر، دختر همسایه، با یک چادرِ گل گلی، درِ خانه ی ما را بزند و یک کاسه حالِ خوب و خوش، برای ما نذری بیاورد، اشتباه می کنیم. ما که فکر می کنیم یک شب، خوشبختی، صاف ...

۲۰ مهر 1398
44K
🍁🍃اسم روستای ما مهر آباد بود. پدر بزرگ می‌گفت: اگر در ابتدای هر چیزی، مهر بگذارند، آباد می شود. و شاید برای همین است که مهر را در ابتدای پاییز گذاشته اند، تا که پاییزمان ...

🍁🍃اسم روستای ما مهر آباد بود. پدر بزرگ می‌گفت: اگر در ابتدای هر چیزی، مهر بگذارند، آباد می شود. و شاید برای همین است که مهر را در ابتدای پاییز گذاشته اند، تا که پاییزمان را، آباد کرده باشند. #پرهام_جعفری

۱۸ مهر 1398
5K
برای تو می نویسم. برای تویی که خواستم و نخواستی، گفتم و نگفتی، آمدم و نیامدی و به قدری این بازی دردآور شد که بدون هراس از نتیجه ی بازی، زمین زندگی ات را ترک ...

برای تو می نویسم. برای تویی که خواستم و نخواستی، گفتم و نگفتی، آمدم و نیامدی و به قدری این بازی دردآور شد که بدون هراس از نتیجه ی بازی، زمین زندگی ات را ترک کردم. می خواستم بگویم که بدانی این جا هوا آفتابی ست. حالم خوب، زندگی زیبا. ...

۱۰ تیر 1398
10K
بعضی از نزدیکی ها، خیلی دور اند! بوییدن پیراهنی که او پوشیده. بوسیدن بطری آبی که او‌ نوشیده. غرق شدن در نگاهش، وقتی که او خوابیده... بعضی از عاشق ها، بعضی از دوست داشتن ها، ...

بعضی از نزدیکی ها، خیلی دور اند! بوییدن پیراهنی که او پوشیده. بوسیدن بطری آبی که او‌ نوشیده. غرق شدن در نگاهش، وقتی که او خوابیده... بعضی از عاشق ها، بعضی از دوست داشتن ها، بعضی از آدم ها، خیلی مظلوم اند، خیلی... #پرهام_جعفری

۲۴ اردیبهشت 1398
7K
دنیا به ما

دنیا به ما "دومی ها" خیلی بدهکار است. به ما که همیشه دیر رسیدیم. به ما که هر وقت خواستیم به قلب کسی، راهی پیدا کنیم، پیش از ما، یک غریبه، با تسلط کامل، درون قلب او نشسته بود. به ما که هر وقت خواستیم کسی را دوست داشته باشیم، ...

۱۱ فروردین 1398
7K
من تو را مثل آخرین روز هفته، مثل پنج دقیقه خواب بیشتر، مثل یک صبحانه ی دورهمی، مثل بوی سنگک داغ، دوست دارم. من تو را مثل یک چای دنج و گرم، مثل یک صندلی ...

من تو را مثل آخرین روز هفته، مثل پنج دقیقه خواب بیشتر، مثل یک صبحانه ی دورهمی، مثل بوی سنگک داغ، دوست دارم. من تو را مثل یک چای دنج و گرم، مثل یک صندلی کنار شومینه، مثل یک کلبه ی چوبی در دل جنگل، دوست دارم. من تو را ...

۲۲ اسفند 1397
9K
❤️ دنیا به ما

❤️ دنیا به ما "دومی ها" خیلی بدهکار است. به ما که همیشه دیر رسیدیم. به ما که هر وقت خواستیم به قلب کسی، راهی پیدا کنیم، پیش از ما، یک غریبه، با تسلط کامل، درون قلب او نشسته بود. به ما که هر وقت خواستیم کسی را دوست داشته ...

۱۸ آذر 1397
5K