نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پژمان_نصیریان (۲۲ تصویر)

مثل همیشه اتاقش پُر بود از #سکوت ، نشسته بود کنار #پنجره رو به #حیاط ، روبرویش بوم #نقاشی قرار داشت، خیره به حیاط خانه، مشغول کشیدن پرستوهای عاشقی که بی بال بودند.. نزدیکش که ...

مثل همیشه اتاقش پُر بود از #سکوت ، نشسته بود کنار #پنجره رو به #حیاط ، روبرویش بوم #نقاشی قرار داشت، خیره به حیاط خانه، مشغول کشیدن پرستوهای عاشقی که بی بال بودند.. نزدیکش که شدم، سنگینی بغض‌هایش را حس کردم، نزدیکتر شدم، و دستم را گذاشتم روی شانه‌اش، به ...

۳ روز پیش
6K
#پژمان_نصیریان

#پژمان_نصیریان

۱ هفته پیش
2K
نَقل ما، نَقل اون سازِ توی کافه شلوغه، که هرکسی خواست، می‌تونه بزنه، ماهم نامردی نکردیم و سازِ همیشه کوک شدیم، هر‌ کس و ناکسی هم از راه رسید زد.. انقدر زدن که تار و ...

نَقل ما، نَقل اون سازِ توی کافه شلوغه، که هرکسی خواست، می‌تونه بزنه، ماهم نامردی نکردیم و سازِ همیشه کوک شدیم، هر‌ کس و ناکسی هم از راه رسید زد.. انقدر زدن که تار و پودمون پاره شد... بعد انداختن‌مون یه گوشه و انگ بی‌کیفیتی بهمون زدن.. هیچ کسی‌ هم ...

۱ هفته پیش
5K
#پژمان_نصیریان

#پژمان_نصیریان

۳ هفته پیش
1K
یه شب اومدم پشت پنجره آسایشگاه، پیش اون میله‌های عاشق.. نشستم و دست انداختم بینشون، یهو بغضم ترکید، زار زار گریه کردم، دلم برا خودم سوخت، با خودم گفتم نکنه واقعا دیوونه شدم، نکنه حرفای ...

یه شب اومدم پشت پنجره آسایشگاه، پیش اون میله‌های عاشق.. نشستم و دست انداختم بینشون، یهو بغضم ترکید، زار زار گریه کردم، دلم برا خودم سوخت، با خودم گفتم نکنه واقعا دیوونه شدم، نکنه حرفای اون پرستارِ درست باشه که میگفت تو یه روانی تمام عیاری، تو یه دیوونه‌ای که ...

۳ هفته پیش
26K
. بعضی وقت‌ها حال و هوای نوشتن میاد سراغم، ولی چیزی به ذهنم نمیرسه.. کلمات و قافیه‌ها برام گنگ میشن.. به تو فکر میکنم، فقط تویی که میتونی گره از مشکلم باز کنی.. موهای فر ...

. بعضی وقت‌ها حال و هوای نوشتن میاد سراغم، ولی چیزی به ذهنم نمیرسه.. کلمات و قافیه‌ها برام گنگ میشن.. به تو فکر میکنم، فقط تویی که میتونی گره از مشکلم باز کنی.. موهای فر و چال لپ و خالِ لب و چشم خمارت، اینها که در نظرم گذر میکنه، ...

۳ هفته پیش
9K
خیلی وقت است که از رفتنت میگذرد، و من هنوز پا به کوچه و خیابان نگذاشته‌ام!! حقیقتا میترسم، و تمام ترسم این است، اگر‌ روزی تو را با عشقت و دستانی گره خورده، در زیر ...

خیلی وقت است که از رفتنت میگذرد، و من هنوز پا به کوچه و خیابان نگذاشته‌ام!! حقیقتا میترسم، و تمام ترسم این است، اگر‌ روزی تو را با عشقت و دستانی گره خورده، در زیر باران قدم زنان دیدم، چه کنم؟!!! اشک غم بریزم برای این که رفته‌ای؟!! اشک شوق ...

۲۳ مرداد 1398
8K
در دلم جای گرفتی، مابقی، ریخته‌اند از چشمم.. #پژمان_نصیریان

در دلم جای گرفتی، مابقی، ریخته‌اند از چشمم.. #پژمان_نصیریان

۱۸ مرداد 1398
2K
برای کسی وقت بگذارید، که اگر یک قدم برایش برداشتید، برایتان دو قدم بردارد، و بلعکس. اگر یک در مقابل یک شد، شما جز زنگ تفریح و یا فردی معمولی برای طرف مقابل نیستید، بهتر ...

برای کسی وقت بگذارید، که اگر یک قدم برایش برداشتید، برایتان دو قدم بردارد، و بلعکس. اگر یک در مقابل یک شد، شما جز زنگ تفریح و یا فردی معمولی برای طرف مقابل نیستید، بهتر است عمرتان را برایشان حیف و میل نکنید... #پژمان_نصیریان

۱۸ مرداد 1398
5K
آشفتگی‌های مغزم رو میتونی از کاغذ‌های مچاله شده توی اتاقم بفهمی... #پژمان_نصیریان

آشفتگی‌های مغزم رو میتونی از کاغذ‌های مچاله شده توی اتاقم بفهمی... #پژمان_نصیریان

۷ مرداد 1398
2K
برای کسی وقت بگذارید، که اگر یک قدم برایش برداشتید، برایتان دو قدم بردارد، و بلعکس. اگر یک در مقابل یک شد، شما جز زنگ تفریح و یا فردی معمولی برای طرف مقابل نیستید، بهتر ...

برای کسی وقت بگذارید، که اگر یک قدم برایش برداشتید، برایتان دو قدم بردارد، و بلعکس. اگر یک در مقابل یک شد، شما جز زنگ تفریح و یا فردی معمولی برای طرف مقابل نیستید، بهتر است عمرتان را برایشان حیف و میل نکنید... #پژمان_نصیریان

۶ مرداد 1398
4K
❣برای کسی وقت بگذارید، که اگر یک قدم برایش برداشتید، برایتان دو قدم بردارد، و بلعکس. اگر یک در مقابل یک شد، شما جز زنگ تفریح و یا فردی معمولی برای طرف مقابل نیستید، بهتر ...

❣برای کسی وقت بگذارید، که اگر یک قدم برایش برداشتید، برایتان دو قدم بردارد، و بلعکس. اگر یک در مقابل یک شد، شما جز زنگ تفریح و یا فردی معمولی برای طرف مقابل نیستید، بهتر است عمرتان را برایشان حیف و میل نکنید... #پژمان_نصیریان

۴ مرداد 1398
3K
اون روزی که میخواست بره، چمدون به دست، چند قدمی از در خونه فاصله گرفت.. برگشت، منتظر بود حرفی بزنم، چشام پُر بود از اشک، گلوم از فریاد، دهنم از حرف، ولی، شده بودم لالِ ...

اون روزی که میخواست بره، چمدون به دست، چند قدمی از در خونه فاصله گرفت.. برگشت، منتظر بود حرفی بزنم، چشام پُر بود از اشک، گلوم از فریاد، دهنم از حرف، ولی، شده بودم لالِ مادرزاد.. حس میکردم اونم مثل منه، میخواست حرف بزنه، اما، نمی‌تونست.. جفت، قفل بودیم.. نه ...

۴ مرداد 1398
10K
بچه بودم، اما بچگی نکردم.. همیشه بابام دست به شونم میزد و با شوق میگفت : (برا خودت یه پا مرد شدی..) بچه بودم، بازی کردن وسط کوچه با توپ پلاستیکیِ هم سنام رو (فقط) ...

بچه بودم، اما بچگی نکردم.. همیشه بابام دست به شونم میزد و با شوق میگفت : (برا خودت یه پا مرد شدی..) بچه بودم، بازی کردن وسط کوچه با توپ پلاستیکیِ هم سنام رو (فقط) دیدم، اما هیچ وقت لذت بازی کردن رو نچشیدم، میگفتن یه پا مرد شده، بازی ...

۲ مرداد 1398
6K
آنقدر، آمدنت دیر شد، که تنم را به خاک گور بخشیدم.. #پژمان_نصیریان

آنقدر، آمدنت دیر شد، که تنم را به خاک گور بخشیدم.. #پژمان_نصیریان

۲ مرداد 1398
2K
بعضی وقت‌ها حال و هوای نوشتن میاد سراغم، ولی چیزی به ذهنم نمیرسه.. کلمات و قافیه‌ها برام گنگ میشن.. به تو فکر میکنم، فقط تویی که میتونی گره از مشکلم باز کنی.. موهای فر و ...

بعضی وقت‌ها حال و هوای نوشتن میاد سراغم، ولی چیزی به ذهنم نمیرسه.. کلمات و قافیه‌ها برام گنگ میشن.. به تو فکر میکنم، فقط تویی که میتونی گره از مشکلم باز کنی.. موهای فر و چال لپ و خالِ لب و چشم خمارت، اینها که در نظرم گذر میکنه، دیگه ...

۲۲ تیر 1398
7K
چقدر #سخت است از #درون سوختن، چه #شعله‌هایی که زبانه میکشد و راه فراری نیست.. چه خفقانی بر #گلویم نشسته، چه داغی دارد این #دل .. و چه غم بزرگیست، غمِ #انتظار ... #پژمان_نصیریان
عکس بلند

چقدر #سخت است از #درون سوختن، چه #شعله‌هایی که زبانه میکشد و راه فراری نیست.. چه خفقانی بر #گلویم نشسته، چه داغی دارد این #دل .. و چه غم بزرگیست، غمِ #انتظار ... #پژمان_نصیریان

۲۲ اردیبهشت 1398
10K
همیشه برای خودتان یک راه #فرار داشته باشید.. برای زمانی که لبه پرتگاه #نامردی‌ها قرار گرفتید، برای روزی که، زمان، #واقعیت‌های تلخ را نشانتان میدهد، برای وقتی که به دست افرادی خاص پرتاب میشوید به ...
عکس بلند

همیشه برای خودتان یک راه #فرار داشته باشید.. برای زمانی که لبه پرتگاه #نامردی‌ها قرار گرفتید، برای روزی که، زمان، #واقعیت‌های تلخ را نشانتان میدهد، برای وقتی که به دست افرادی خاص پرتاب میشوید به عمق تنهایی، بله، برای آن روزها حتما یک راه فرار داشته باشید.. وگرنه در اوج ...

۲۲ اردیبهشت 1398
9K
قهوه‌ها، حالِ مرا می‌فهمند، از همین است چنین تلخ شدند... #پژمان_نصیریان

قهوه‌ها، حالِ مرا می‌فهمند، از همین است چنین تلخ شدند... #پژمان_نصیریان

۱۷ اردیبهشت 1398
5K
همیشـه بـرای #خـودتان یڪ راه #فـرار داشتـه باشیـد ... بـرای #زمـانی ڪه لبـه #پـرتگاه #نامـردی‌ها قـرار گـرفتید، بـرای روزی ڪه، #زمـان ، #واقعیتـــ‌های تلـخ را نشـانتان میـدهد، بـرای وقتـی ڪه بـه دسـت افـرادی #خـاص پـرتاب ...
عکس بلند

همیشـه بـرای #خـودتان یڪ راه #فـرار داشتـه باشیـد ... بـرای #زمـانی ڪه لبـه #پـرتگاه #نامـردی‌ها قـرار گـرفتید، بـرای روزی ڪه، #زمـان ، #واقعیتـــ‌های تلـخ را نشـانتان میـدهد، بـرای وقتـی ڪه بـه دسـت افـرادی #خـاص پـرتاب میشـوید بـه عمـق #تنهـایی ، بلـه، بـرای آن روزها حتمـا یڪ راه فـرار داشتـه باشیـد.. ...

۱۵ بهمن 1397
13K