نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پ_ن (۷۸ تصویر)

این روزها حال وهوای قلمم اصلا خوب نیست،نه اینکه پرازغم باشدها...نه! فقط انگار اوهم به جمع ویروس گرفته های این پاییز جان ماپیوسته... یکجوری که انگار استخوان هایش دردگرفته باشد بعد هر سطرکوتاه ناله سرمیدهد...آخ ...

این روزها حال وهوای قلمم اصلا خوب نیست،نه اینکه پرازغم باشدها...نه! فقط انگار اوهم به جمع ویروس گرفته های این پاییز جان ماپیوسته... یکجوری که انگار استخوان هایش دردگرفته باشد بعد هر سطرکوتاه ناله سرمیدهد...آخ میگوید و مجبورم رهایش کنم که همین هانمیگذارد نوشته هایم به اتمام برسد که حالا ...

۲ هفته پیش
29K
#پ_ن، زِ غوغای ِ جهان فارغ روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد ...

#پ_ن، زِ غوغای ِ جهان فارغ روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت را هم شنید! این ساعت از شب که در ...

۲۰ مهر 1398
132K
دارم فک میکنم چه داستانی پشت این برگای نارنجی مخفی شده که پاییز رو اینقد #عاشقانه_ودلگیر کرده ... ایا واقعن تمام وصل ها و فصل ها تو پاییز اتفاق می افته که اینقدر نبض داره ...

دارم فک میکنم چه داستانی پشت این برگای نارنجی مخفی شده که پاییز رو اینقد #عاشقانه_ودلگیر کرده ... ایا واقعن تمام وصل ها و فصل ها تو پاییز اتفاق می افته که اینقدر نبض داره این فصل .....؟ اما من تو بهار عاشق شدم .. میگن عشق مهم نیست چیزای ...

۱۷ مهر 1398
34K
کنار تیرِ چراغ برق، زیر شاخه های درخت بیدی که از خانه ای قدیمی بیرون زده بود ایستاده بود و یک پایش به دیوار و پای دیگرشم به زمین منتظر بود از خانه بیرون بیایم.. ...

کنار تیرِ چراغ برق، زیر شاخه های درخت بیدی که از خانه ای قدیمی بیرون زده بود ایستاده بود و یک پایش به دیوار و پای دیگرشم به زمین منتظر بود از خانه بیرون بیایم.. باران بی وقفه می بارید چشم دوخته بود به پنجره ی اتاقم و با ولع ...

۱۴ مهر 1398
48K
باز سروکله ی سوگولی جان پیداشدوما ماندیم ودنیای نارنجیِ خوش آب ورنگی که صدای خش خش گوشنوازش بعد هرنوازشِ زمین ملودیِ روح نوازِساعات خوش دونفره مان میشود... پاییزکه ازراه میرسددنیایِ خوشِ باهم بودنمان رنگ وبوی ...

باز سروکله ی سوگولی جان پیداشدوما ماندیم ودنیای نارنجیِ خوش آب ورنگی که صدای خش خش گوشنوازش بعد هرنوازشِ زمین ملودیِ روح نوازِساعات خوش دونفره مان میشود... پاییزکه ازراه میرسددنیایِ خوشِ باهم بودنمان رنگ وبوی دیگری میگیرد،یک پاییز دیگر ویک تولددوباره دیگربرای داشتنت ؛که توهدیه خاصِ این عروس خوش پوش ...

۶ مهر 1398
13K
گاه آدم دلش میخواهد روی صفحه مجازی اش بنویسد:

گاه آدم دلش میخواهد روی صفحه مجازی اش بنویسد: " لعنتی ترین...! دلتنگم... آنقدر که بلند ترین فریادها هم نمی تواند ذره ای از این حناق کم کند " بنویسد و خلاص... آنقدر که حتی فکرش را نکند اینهمه ماه صبوری کردنش باد هوا میشود، که کسی آن دور ها ...

۲۹ شهریور 1398
42K
اینستاگرام عزیز از تو ممنونم که آمدی و با آمدنت غوغا بپا کردی فیسبوک را از میدان به در کردی اینهمه مدل و نویسنده و عکاس و شاعر گمنام را تو به مردم معرفی کردی ...

اینستاگرام عزیز از تو ممنونم که آمدی و با آمدنت غوغا بپا کردی فیسبوک را از میدان به در کردی اینهمه مدل و نویسنده و عکاس و شاعر گمنام را تو به مردم معرفی کردی زندگی خصوصی افراد با تو عمومی شد هم برای وصل کردن آمدی و هم دلیل ...

۲۳ شهریور 1398
66K
خیابان های رشت وقتی که باران ببارد .. #شهر_باران #پ_ن۱ ؛کارشناس هواشناسی هفته قبل که در تاکسی بودم با انرژی بالایی داد می‌زند:

خیابان های رشت وقتی که باران ببارد .. #شهر_باران #پ_ن۱ ؛کارشناس هواشناسی هفته قبل که در تاکسی بودم با انرژی بالایی داد می‌زند: " تا پاییز چیزی نمونده..." بعد ادامه می‌دهد..‌. "اولین بارون پاییزی رو همین هفته اول خواهیم داشت" به بیرون خیره می‌شوم،کنار دکه‌ی روبروی پارک ساعی مردی ایستاده ...

۱۱ شهریور 1398
83K
همیشه مردهای عاشق دست کم یکبار ازشدتِ عجز درپنهانی ترین کنجِ تنهایی شانه هایشان لرزان شده وچشمهایشان تر... اصلا عشق حال وهوایش همین است،آنقدرناتوانت میکند که محال ترین هارا ممکن میسازد وآنوقت است که حتی ...

همیشه مردهای عاشق دست کم یکبار ازشدتِ عجز درپنهانی ترین کنجِ تنهایی شانه هایشان لرزان شده وچشمهایشان تر... اصلا عشق حال وهوایش همین است،آنقدرناتوانت میکند که محال ترین هارا ممکن میسازد وآنوقت است که حتی اگر مغرور ترین فردِ این کره ی خاکی باشی دردهایت جوری به چشمهایت میتازند که ...

۹ شهریور 1398
25K
البوم دوستداشتنی این هفته من ... #پ_ن۱؛ نمی‌دونم چه دردیه وقتی کلِ پنج‌شنبه و جمعه‌ رو در کنارِ بهترین دوستات به خیر می‌گذرونی و باز هم در نهایت در اوج خستگی تا میای کپه‌ی مرگت ...

البوم دوستداشتنی این هفته من ... #پ_ن۱؛ نمی‌دونم چه دردیه وقتی کلِ پنج‌شنبه و جمعه‌ رو در کنارِ بهترین دوستات به خیر می‌گذرونی و باز هم در نهایت در اوج خستگی تا میای کپه‌ی مرگت را بزاری، به یه نقطه‌ی نامعلوم خیره می‌شی چنان بغض می‌کنی که انگار دارن سربِ ...

۹ شهریور 1398
70K
پ ن ؛هم قدم با طلوع خورشید #خصیل_دشت_به_وقت_دلتنگی نوشتن آن‌هم بعد ماه‌ها سکوت، کار راحتی به نظر نمی‌رسد! یک جور حسِ غریبی داری! وقتی آن‌قدر با خودت دوست شده‌ای که دوست نداری احساسات دورنی‌ات را ...

پ ن ؛هم قدم با طلوع خورشید #خصیل_دشت_به_وقت_دلتنگی نوشتن آن‌هم بعد ماه‌ها سکوت، کار راحتی به نظر نمی‌رسد! یک جور حسِ غریبی داری! وقتی آن‌قدر با خودت دوست شده‌ای که دوست نداری احساسات دورنی‌ات را به کسی منتقل کنی . آن قدر گفتنی دارم که شاید با آنها بشود یک ...

۵ شهریور 1398
111K
ازهمان ابتداسرآن میزِ انتهای سالن،دنج ترین وگوشه ترین قسمت کافه بابغضی به وسعتِ گفتن آن :(مثل همیشه نشد)هایِ خانه خراب کن؛ پرازحس دلتنگی وعطش برای کاویدن میمک جذاب صورتت باهم قرارداشتیم...توقبل ترومن بعد تر میرسیدم ...

ازهمان ابتداسرآن میزِ انتهای سالن،دنج ترین وگوشه ترین قسمت کافه بابغضی به وسعتِ گفتن آن :(مثل همیشه نشد)هایِ خانه خراب کن؛ پرازحس دلتنگی وعطش برای کاویدن میمک جذاب صورتت باهم قرارداشتیم...توقبل ترومن بعد تر میرسیدم وآن تک شاخه رز آبی که پایه ثابت قرارهایمان بود یکجایی نزدیک دستهایت درانتظاردستهایم بود...به ...

۱۲ مرداد 1398
53K
هشتاد و هشت قدم پایین تر از کافه به خیابانی فرعی ختم میشد به کوچه ای بن بست که انتهایش یک درب قدیمی و بزرگ و رنگ پریده قرار داشت. آسمان که تاریک روشن میشد ...

هشتاد و هشت قدم پایین تر از کافه به خیابانی فرعی ختم میشد به کوچه ای بن بست که انتهایش یک درب قدیمی و بزرگ و رنگ پریده قرار داشت. آسمان که تاریک روشن میشد از کافه میزدیم بیرون و میرفتیم به انتهای آن کوچه ی بن بست و زیرِ ...

۱۶ تیر 1398
195K
دیروز ظهر تفنگ رو گذاشتم روی شقیقه ی مشغله ها و بنگ! و زنگ زدم به مادرم و گفتم برای ناهار منتظرم باش. وقتی رسیدم خونه تا در رو باز کردم دلم خواست عطر سیب ...

دیروز ظهر تفنگ رو گذاشتم روی شقیقه ی مشغله ها و بنگ! و زنگ زدم به مادرم و گفتم برای ناهار منتظرم باش. وقتی رسیدم خونه تا در رو باز کردم دلم خواست عطر سیب زمینی های که توی فضا پیچیده بود رو بغل کنم! دیر رسیدم طبق معمول اما ...

۹ تیر 1398
92K
روز یکی شدن با حضرتِ جان،ازاون روزاییه که آدم هیچوقت فراموش نمیکنه اصلاانگاری حک میشن روتقویمِ ذهن و توهرشرایطی خاطرشون باقی میمونه... چندسالم که بگذره وقتی واسه یه لحظه مرورشون میکنی انحنای لب کمترین تاثیریِ ...

روز یکی شدن با حضرتِ جان،ازاون روزاییه که آدم هیچوقت فراموش نمیکنه اصلاانگاری حک میشن روتقویمِ ذهن و توهرشرایطی خاطرشون باقی میمونه... چندسالم که بگذره وقتی واسه یه لحظه مرورشون میکنی انحنای لب کمترین تاثیریِ که میذاره... من وتو،تواین روزِ ناب، قشنگ ترین لحظه هامون واسه یه عمر خاطره شد،نه ...

۲۷ خرداد 1398
41K
کلاس 106 | درِ کلاس های دانشگاه شیشه داشت ، آنقدری بود که بتوانی دوسوم کلاس را ببینی کلاس 106 دانشگاه جای خیلی دنجی بود ، انتهای راهرو بود ، کوچک و نُقلی کلاسش همیشه ...

کلاس 106 | درِ کلاس های دانشگاه شیشه داشت ، آنقدری بود که بتوانی دوسوم کلاس را ببینی کلاس 106 دانشگاه جای خیلی دنجی بود ، انتهای راهرو بود ، کوچک و نُقلی کلاسش همیشه خودمانی بود ، انگار که دوستانت را دعوت کرده ای به اتاق خودت من کمتر ...

۱۹ اردیبهشت 1398
114K
واینک روزمرد عشق جان😁 مبارک باداااا #پ_ن هرچیم خرج کنی ته تهش کادوی روزمرد توجوراب خلاصه میشه،والسلام😂

واینک روزمرد عشق جان😁 مبارک باداااا #پ_ن هرچیم خرج کنی ته تهش کادوی روزمرد توجوراب خلاصه میشه،والسلام😂

۴ فروردین 1398
11K
من فکر می‌کردم بعد جدایی‌مون مثل تویِ فیلم‌ها دوباره می‌بینمت؛ اونوقت تو از چشم‌هام می‌خونی که من هنوز شب‌ها بی‌خوابم چون می‌شینم و خاطره‌هارو ردیف می‌کنم و دلیل می‌تراشم که دوستم داشتی، تو از چشم‌هام ...

من فکر می‌کردم بعد جدایی‌مون مثل تویِ فیلم‌ها دوباره می‌بینمت؛ اونوقت تو از چشم‌هام می‌خونی که من هنوز شب‌ها بی‌خوابم چون می‌شینم و خاطره‌هارو ردیف می‌کنم و دلیل می‌تراشم که دوستم داشتی، تو از چشم‌هام می‌خونی و باز دست‌هامون برایِ هم میشه... من فکر می‌کردم بعد جدایی‌مون تو مثل توی ...

۱۷ دی 1397
14K
گااااااااهی که دلت از اطرافیانت میگرد... دوست داری پشت گوشی ب او بگویی... بیا و فقط صدام کن... تا حال دلم خوب بشه... #پ_ن #دلیل_حال_خوبمه

گااااااااهی که دلت از اطرافیانت میگرد... دوست داری پشت گوشی ب او بگویی... بیا و فقط صدام کن... تا حال دلم خوب بشه... #پ_ن #دلیل_حال_خوبمه

۱۶ آذر 1397
6K
میدانی جانِ‌دل!بگذارسلیس وساده بگویم:یک تو می ارزد به تمامِ گردشِ گردی زمین...توکه باشی هیچ لازم نیست خودت یک تنه دنیایی از خواستنی؛توهمانی که خالق عشق بادیدنش فتبارک خواند وحض کرد ازوجودش... هرچه درمیان شعرهامیگردم،هرچه لابه ...

میدانی جانِ‌دل!بگذارسلیس وساده بگویم:یک تو می ارزد به تمامِ گردشِ گردی زمین...توکه باشی هیچ لازم نیست خودت یک تنه دنیایی از خواستنی؛توهمانی که خالق عشق بادیدنش فتبارک خواند وحض کرد ازوجودش... هرچه درمیان شعرهامیگردم،هرچه لابه لای کتاب ها وافسانه هاجستجو میکنم چون تویی دیگرنیست.انگارکه خدا برایم کمی پارتی بازی کرده ...

۲۷ آبان 1397
16K