نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

کارن (۸۴ تصویر)

#پارت صدو پنجاه و هفت.... #کارن... چشمام رو که باز کرردم روی تخت یه دست لباس مردونه یه دست لباس مجلسی ابی زنونه بود واقعا ست خوشکلی بود ... من: اووووووه چه کردی دختر ...سایز ...

#پارت صدو پنجاه و هفت.... #کارن... چشمام رو که باز کرردم روی تخت یه دست لباس مردونه یه دست لباس مجلسی ابی زنونه بود واقعا ست خوشکلی بود ... من: اووووووه چه کردی دختر ...سایز منو از کجا میدونستی... جانان: از رو لباسات نگاه کردم حالا میخوای بپوش ببین اندازه ...

۵ دقیقه پیش
1K
#پارت صدو پنجاه و شش... #جانان... گفت که خودش میشه همه کسم اون روز کلی حالم خوب شد کامین دو هفته ی دیگه عروسیشونه و الان مشغول کارای عروسی هستن این وسط همه کمکشون میکنیم ...

#پارت صدو پنجاه و شش... #جانان... گفت که خودش میشه همه کسم اون روز کلی حالم خوب شد کامین دو هفته ی دیگه عروسیشونه و الان مشغول کارای عروسی هستن این وسط همه کمکشون میکنیم و هر یه گوشه کارا رورفته منم چون تونستم بعد از تلاش فراوان این زبون ...

۵۱ دقیقه پیش
9K
#پارت صدوپنجاه و پنج.... #کارن... بوسه ای که قصدش رو نداشتم ولی نصیبم شدم واقعا سر حال بودم این بوسه از لبای جانان واقعا عالی بود... تا اخر شب کلی سر به سرش گذاشتم وقتی ...

#پارت صدوپنجاه و پنج.... #کارن... بوسه ای که قصدش رو نداشتم ولی نصیبم شدم واقعا سر حال بودم این بوسه از لبای جانان واقعا عالی بود... تا اخر شب کلی سر به سرش گذاشتم وقتی که روی کبل وا رفته بود و واسه خودش داشت یه چیزایی رو زمزمه میکرد ...

۱ ساعت پیش
13K
#پارت صدو پنجاه... #جانان... اخ خدا واسه چی منو فلج کردی ....زدم زیر گریه..... یهو صدای کارن اومد... کارن: چیه چته جانان واسه چی گریه میکنی ...چشمات رو واسه چی بستی.... من: میترسم چشمام رو ...

#پارت صدو پنجاه... #جانان... اخ خدا واسه چی منو فلج کردی ....زدم زیر گریه..... یهو صدای کارن اومد... کارن: چیه چته جانان واسه چی گریه میکنی ...چشمات رو واسه چی بستی.... من: میترسم چشمام رو باز نمیکنم... کارن: چته واسه چی میترسی خوب .... من: من ...من..فلج شدم...نمیتونم دستو پام ...

۳ روز پیش
86K
#پارت صدو چهل و نه.. #جانان... کارن: پس مثل ادم پامیشه وسایلت رو جمع میکنی میاری تو اتاق من میچینی.... من: اخه.... کارن: هیسسسسس هیچی نشنوم جانان اتاقم بدو.... از حرفش لجم گرفته بود من ...

#پارت صدو چهل و نه.. #جانان... کارن: پس مثل ادم پامیشه وسایلت رو جمع میکنی میاری تو اتاق من میچینی.... من: اخه.... کارن: هیسسسسس هیچی نشنوم جانان اتاقم بدو.... از حرفش لجم گرفته بود من کاری میکنم بیرونم کنی خودت از اتاق.... بلند شدم و شروع کردم جمع کردن وسایلم ...

۳ روز پیش
73K
#پارت صدو چهل و هفت ... #کارن... واسه خودش لبه راه میرفت و بستنی میخورد ... من: بیا این ور میوفتی خیس میشی جانان... جانان: مگه کوچیکم میتونم تعادلم رو حفظ کنم بابا... هوفی کردم ...

#پارت صدو چهل و هفت ... #کارن... واسه خودش لبه راه میرفت و بستنی میخورد ... من: بیا این ور میوفتی خیس میشی جانان... جانان: مگه کوچیکم میتونم تعادلم رو حفظ کنم بابا... هوفی کردم و نشستم رو نیمکت روبه روی حوض خلاصه کمی بعد خانم یهو دویید سمتم و ...

۳ روز پیش
77K
#پارت صدو چهل و شش.... #کارن... مرد مدل های بدون نگین رو واسمون اورد که جانان یه مدل ست رو برداشت به فروشنده دادیم و حساب کردیم و اومدیم بیرون سوار ماشین که شدیم جعبه ...

#پارت صدو چهل و شش.... #کارن... مرد مدل های بدون نگین رو واسمون اورد که جانان یه مدل ست رو برداشت به فروشنده دادیم و حساب کردیم و اومدیم بیرون سوار ماشین که شدیم جعبه رو ازش گرفتم و بازش کردم و... من: دستت رو بده... جانان: واسه چی ...؟؟ ...

۳ روز پیش
106K
#پارت صدو چهل و پنج... #کارن... بعد از این که کارین و تیام فهمیدن موضوع از چه قراره با شوخی و خنده رفتیم داخل با اقایی که قرار بود صیغه رو بخونه و ثبت کنه ...

#پارت صدو چهل و پنج... #کارن... بعد از این که کارین و تیام فهمیدن موضوع از چه قراره با شوخی و خنده رفتیم داخل با اقایی که قرار بود صیغه رو بخونه و ثبت کنه صحبت کردم و قرار شد در عوض پولی که بهش میدم این کترو کنه منو ...

۳ روز پیش
84K
#پارت صدو چهل و چهار... #کارن.... درست ناراحتیش واسم مهم بود ولی این که از دستش بدم اونم به خاطر سورین.... رفتم بالا و زنگ زدم و به وکیلم و بهش گفتم ادرس میخوام که ...

#پارت صدو چهل و چهار... #کارن.... درست ناراحتیش واسم مهم بود ولی این که از دستش بدم اونم به خاطر سورین.... رفتم بالا و زنگ زدم و به وکیلم و بهش گفتم ادرس میخوام که واسم صیغه کنه ولی تاریخش رو الان نزنه ....اونم بعد از چند دقیقه ای زنگ ...

۳ روز پیش
103K
#پارت صدو چهل و سه.... #جانان... از ترس این که منو به این سورین هیز بده داشتم به کارن التماس میکردم که منو نده بهش اصلا دلم نمیخواست که اون بشه اربابم ...نمیدونم چی شد ...

#پارت صدو چهل و سه.... #جانان... از ترس این که منو به این سورین هیز بده داشتم به کارن التماس میکردم که منو نده بهش اصلا دلم نمیخواست که اون بشه اربابم ...نمیدونم چی شد یهو کارن دستم رو کشید و نشوند رو پاش از خجالت کارش جلوی این همه ...

۵ روز پیش
147K
#پارت صدو چهل و دو..... #کارن.... همه با عصبانیت به سورین نگاه میکردن معلوم بود یه گهی خورده و تقلب کرده بود نمی دونم چطوری ولی حالا داشت با نیشخند نگام میکرد... سورین: خوب دوستای ...

#پارت صدو چهل و دو..... #کارن.... همه با عصبانیت به سورین نگاه میکردن معلوم بود یه گهی خورده و تقلب کرده بود نمی دونم چطوری ولی حالا داشت با نیشخند نگام میکرد... سورین: خوب دوستای گل ممنون واسه شرکت توی بازی ...ممنون میشم زود تر واسم شرط های باختتون رو ...

۵ روز پیش
117K
#پارت صدو چهل و یک... #کارن... بعد از کلی مسخره بازی خلاصه کارد رو دادن سویل اونم پشت کیک تولدش ایستاد ولی نمیدونم سورین چی در گوشش گفت که ... سویل: دوستای گلم که اینجا ...

#پارت صدو چهل و یک... #کارن... بعد از کلی مسخره بازی خلاصه کارد رو دادن سویل اونم پشت کیک تولدش ایستاد ولی نمیدونم سورین چی در گوشش گفت که ... سویل: دوستای گلم که اینجا هستین واسه تولدم سورین به بازی پوکر گذاشته از طرف خودش هم معاونت یکی از ...

۵ روز پیش
130K
#پارت صدو چهل... #کارن... سورین : راستی کارن جان امشب من سورپرایز های خوبی واسه تو و این برده کوچولوت دارم... پس اون شهاب کار خودش رو کرده بود و حالا سورین از همه چی ...

#پارت صدو چهل... #کارن... سورین : راستی کارن جان امشب من سورپرایز های خوبی واسه تو و این برده کوچولوت دارم... پس اون شهاب کار خودش رو کرده بود و حالا سورین از همه چی خبر داشت اگه جاش بود حتما الان مشتم رو با فکش اشنا میکردم .... این ...

۵ روز پیش
118K
#پارت صدو سی و نه... #کارن.. اصلا حس خوبی نداشتم نمیدونم چرا دلم شور میزد همش نگران بود یه اتفاقی بیوفته واسه سویل هدیه یه نیم ست طلا خریده بودم هرچند حیف بود ولی بخاطر ...

#پارت صدو سی و نه... #کارن.. اصلا حس خوبی نداشتم نمیدونم چرا دلم شور میزد همش نگران بود یه اتفاقی بیوفته واسه سویل هدیه یه نیم ست طلا خریده بودم هرچند حیف بود ولی بخاطر این که درگیری پیش نیاد و لطمه ای به قرار داد های شرکت نخوره مجبور ...

۵ روز پیش
119K
#پارت صدو سی و هفت ... #کارن... بعد از ناها که حسابی مزه داد کمی با کامین صحبت کردم و گفتم که ما امشب دعوت تولد سویل هستیم که گفت اونو با ترانه هم دعوت ...

#پارت صدو سی و هفت ... #کارن... بعد از ناها که حسابی مزه داد کمی با کامین صحبت کردم و گفتم که ما امشب دعوت تولد سویل هستیم که گفت اونو با ترانه هم دعوت کرده تیام وکارین هم دعوت بودن ولی بخاطر بچه نمیخواستن بیان... با جانان گفتم میخوابم ...

۶ روز پیش
145K
#پارت صدو سی و شیش... #جانان.. داشتم از پله ها پایین میرفتم که در سالن باز شدو و کامین اومد تو و مستقیم رفت سمت اشپز خونه ... دیدم بله اقا سر قابلمه میخواد نخونک ...

#پارت صدو سی و شیش... #جانان.. داشتم از پله ها پایین میرفتم که در سالن باز شدو و کامین اومد تو و مستقیم رفت سمت اشپز خونه ... دیدم بله اقا سر قابلمه میخواد نخونک بزنه محکم یکی زد پشت گردنش که سریع برگشت طرفم و گفت: اخ فنچول چرا ...

۶ روز پیش
125K
#پارت صدو سی و پنج... #کارن... جانان یهو تکون خورد که چون مبل کوچیک بود از روی مبل افتاد... اخی گفت ولی روی همون زمین دوباره خوابید انگار نه انگار... زمین سرد بود و هیچی ...

#پارت صدو سی و پنج... #کارن... جانان یهو تکون خورد که چون مبل کوچیک بود از روی مبل افتاد... اخی گفت ولی روی همون زمین دوباره خوابید انگار نه انگار... زمین سرد بود و هیچی روش نبود از جام بلند شدم و رفتم سمتش ...واسه خودش راحت خواب بود خانم... ...

۷ روز پیش
108K
#پارت صدو سی و چهار... #کارن... که ظرف پاپ کرن رو گذاشته بود تو بغلش و از استرس تند تند دهنش رو پر میکرد و خودش رو به من چسبونده بود ... کم کم با ...

#پارت صدو سی و چهار... #کارن... که ظرف پاپ کرن رو گذاشته بود تو بغلش و از استرس تند تند دهنش رو پر میکرد و خودش رو به من چسبونده بود ... کم کم با بیشتر شدن صحنه های فیلم ترانه که کامل توی بغل کامین بود هر چند دقیقه ...

۷ روز پیش
131K
#پارت صدو سی و سه... #کارن... جانان: هیچی فقط داداشت شام امشب رو پخته.. کامین:من یکی گشنم نیست بیرون چیزی خوردم سر دلم رو گرفته شام نمیخورم ممنون.. من: نترس نمیمیری با وجود چند تا ...

#پارت صدو سی و سه... #کارن... جانان: هیچی فقط داداشت شام امشب رو پخته.. کامین:من یکی گشنم نیست بیرون چیزی خوردم سر دلم رو گرفته شام نمیخورم ممنون.. من: نترس نمیمیری با وجود چند تا دکتر توی خونه ... کامین: اینم حرفیه باید ببینم چه میشه شاید با دیدنش نظرم ...

۷ روز پیش
144K
#پارت صدو سی و دو... #کارن.. جانان: شام چی درست کنم ... من: نمیدونم هر چی درست کردی خوبه... جانان: من نمیدونم یه چیز بگو دیگه ... من: خوب ..امممم...پیتزا درست کن... جانان: باشه... منم ...

#پارت صدو سی و دو... #کارن.. جانان: شام چی درست کنم ... من: نمیدونم هر چی درست کردی خوبه... جانان: من نمیدونم یه چیز بگو دیگه ... من: خوب ..امممم...پیتزا درست کن... جانان: باشه... منم نشستم شبکه ها رو هر چی بالا پایین کردم فایده نداشت حوصلم سر رفته بود ...

۷ روز پیش
104K