نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

_فرمـ (۹۴ تصویر)

#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 112* جلو در حیاط دوتا سفر گل و آینه و شعمدون بود ، یعنی چه ؟؟؟ مگه پدر بزرگ و بقیه تو آتش سوزی جونشون از از دست ندادن ، ...

#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 112* جلو در حیاط دوتا سفر گل و آینه و شعمدون بود ، یعنی چه ؟؟؟ مگه پدر بزرگ و بقیه تو آتش سوزی جونشون از از دست ندادن ، سیزده چهارده تا پسر جوان جلو در ایستاده بودن ، جلو در حیاط دو ردیف ...

۱۰ ساعت پیش
51K
#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 111* پشت لبم بی حــس شد و مایع گرمی سرازیر شد ، من چم شده ، دستم رو پشت لبم کشیدم با دیدن خون پشت دستم ، بلند شدم و ...

#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 111* پشت لبم بی حــس شد و مایع گرمی سرازیر شد ، من چم شده ، دستم رو پشت لبم کشیدم با دیدن خون پشت دستم ، بلند شدم و رفتم سمت رو شویی ، دستم رو شستم و بینیم رو تمیز کـــردم ، دوتا ...

۱ روز پیش
91K
#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 110* همین که تو ذهنم گفتم هوداد ، صدای داد مردی از پشت سرم بلند شد و دست روی دهانم هم کنار رفت نفس زنون برگشتم که دیدم لویس دو ...

#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 110* همین که تو ذهنم گفتم هوداد ، صدای داد مردی از پشت سرم بلند شد و دست روی دهانم هم کنار رفت نفس زنون برگشتم که دیدم لویس دو دست ساسان رو گـــرفته و هی به دستش فشار میاره ، هوداد : به به ...

۱ روز پیش
76K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 10‌9* نگاه به زیر میز کردم که یه پارچه سفید خونی دیدم جیـــغ کشیدم و خودمو سمت عقب پرت کردم ، از آشپز خونه دویدم بیرون اومدم از پله ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 10‌9* نگاه به زیر میز کردم که یه پارچه سفید خونی دیدم جیـــغ کشیدم و خودمو سمت عقب پرت کردم ، از آشپز خونه دویدم بیرون اومدم از پله ها برم بالا که هوداد رو وسط پله ها دیدم ، پله هارو سریع طـــی ...

۲ روز پیش
105K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 10‌8* درد ســرم هی بیشتر و بیشتر میشد ، چنـــگ انداختم بین موهام و با تیر یه هویی که کشیــد خودم رو کشیدم و روی زمین انداختم غوغا : ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 10‌8* درد ســرم هی بیشتر و بیشتر میشد ، چنـــگ انداختم بین موهام و با تیر یه هویی که کشیــد خودم رو کشیدم و روی زمین انداختم غوغا : آییییی.... سرم داره میترکه .... آ....خ صدای هوداد عصبی بلند شد ، _ حالا ببین ...

۲ روز پیش
51K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 10‌7* چشم باز کردم ، هانا و هاکان چهارچشمــــی نگاهم میکــردن ، بلند شدم و نشستم سرم رو کج کردم و با لحن بچه خر کن گفتم : داداش ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 10‌7* چشم باز کردم ، هانا و هاکان چهارچشمــــی نگاهم میکــردن ، بلند شدم و نشستم سرم رو کج کردم و با لحن بچه خر کن گفتم : داداش هاکان کی پایین هست ؟؟؟ هاکان : غوغا هر کی که پایین هست با تو ...

۳ روز پیش
72K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 88*

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 88* "هوداد " انگار حرفم رو نشنیده بود یا براش نا آشنا بود که هجی کرد غوغا : چـــی ؟ با دستم هلش دادم سمت تخت و رو تخت خوابوندمش ، لیسی روی چانه اش کشیدم و دستمو حریسانه به سمت یقه اش بردم ...

۴ روز پیش
55K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 106* بلند شدم که هانا منو فرستاد پشت سرش و گفت :آروم باش غوغا ،از پشت سر من تکون نمیخوری صدا ها بیشتــــر شد ، هانا و کلاری از ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 106* بلند شدم که هانا منو فرستاد پشت سرش و گفت :آروم باش غوغا ،از پشت سر من تکون نمیخوری صدا ها بیشتــــر شد ، هانا و کلاری از چشماشون معلـــوم بود دارن تو ذهنم هم حرف میزدند و ذهن همو میخونند ، صدای ...

۴ روز پیش
73K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 105* نمیتونم لب باز کنم بگم هوداد میفهمه و انوقت دیگه عصبی میشه باشه آرومی گفتم ، هوا کم کم تاریک و تاریک تر شد بیخیال زل زدم به ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 105* نمیتونم لب باز کنم بگم هوداد میفهمه و انوقت دیگه عصبی میشه باشه آرومی گفتم ، هوا کم کم تاریک و تاریک تر شد بیخیال زل زدم به آسمـــان ، هانا : غوغا تو این سرما چرا اینجوری نشستی سرما میخوری ها ، ...

۴ روز پیش
56K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 104* صدای آهنگ رو شنیدم ،همون آهنگ مورد علاقه ام بود که با روژان میرقصیدیم ، یه چشمک به کلاری ،یه چشک هم به هانا زدم و دوتا چرخ ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 104* صدای آهنگ رو شنیدم ،همون آهنگ مورد علاقه ام بود که با روژان میرقصیدیم ، یه چشمک به کلاری ،یه چشک هم به هانا زدم و دوتا چرخ گردون زدم و رفتم وسط ، شروع کردم رقصیدن اولش ریتمش آروم بود با ناز ...

۴ روز پیش
69K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 103* غوغا : هوداد بزارم روی زمین ؟؟؟ دندوناش رو روی هم فشـــار داد و گفت : میخوایین گردن همه تون رو خورد کنم زیر چشمی نگاهشون کردم که ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 103* غوغا : هوداد بزارم روی زمین ؟؟؟ دندوناش رو روی هم فشـــار داد و گفت : میخوایین گردن همه تون رو خورد کنم زیر چشمی نگاهشون کردم که سرشون رو انداختم پایین ، هوداد روی دستم دست کشید و گفت : استخون دستت ...

۴ روز پیش
46K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 102* جیـــغ کشیدم و دستـــمو جلو صورتم گرفتم ، پاهام توان حرکت کردن نداشت ، میلرزیدم ولی نمیتونستم قدم از قدم بردارم ، با سوزش مـــچ دستم جیغ کشیــدم ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 102* جیـــغ کشیدم و دستـــمو جلو صورتم گرفتم ، پاهام توان حرکت کردن نداشت ، میلرزیدم ولی نمیتونستم قدم از قدم بردارم ، با سوزش مـــچ دستم جیغ کشیــدم و هوداد رو صدا زدم ، _هوداددددددد کمککککککک هوداد ...... گرگ زوزی دیگه کشید و ...

۴ روز پیش
46K
#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 101* با داد هوداد روی زمین خوابیدم ، یه چیزی از بالای سرم رد شد ، چیزی نگذشت که گرمایی دستی رو روی بازم حس کردم هوداد : حالت خوبه ...

#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 101* با داد هوداد روی زمین خوابیدم ، یه چیزی از بالای سرم رد شد ، چیزی نگذشت که گرمایی دستی رو روی بازم حس کردم هوداد : حالت خوبه ؟ سرم رو از زمین فاصله دادم و نگاهش کردم ، بازوم رو گرفت و ...

۷ روز پیش
52K
#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 100* کلاری نگاهی به من کرد و گفت : هوداد هر کی هست که نگاهش به تو و غوغاست هوداد : دس نگهدار ، بوی گرگینه است که متمعنم شایانِ ...

#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 100* کلاری نگاهی به من کرد و گفت : هوداد هر کی هست که نگاهش به تو و غوغاست هوداد : دس نگهدار ، بوی گرگینه است که متمعنم شایانِ همون لحطه یه ماشین از بغلمون رد شد ، که دیدم شایان پشت فــرمون ، ...

۱ هفته پیش
72K
#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 99* و سرم رو بلند کرد و دستش رو زیر سرم گذاشت وسرش به موهام چسبوند و گفت : غوغا این حرکتت روی اعصابمه ، جوری خوردت رو خشک و ...

#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 99* و سرم رو بلند کرد و دستش رو زیر سرم گذاشت وسرش به موهام چسبوند و گفت : غوغا این حرکتت روی اعصابمه ، جوری خوردت رو خشک و سفت گرفتی که نمیتونم نرمی تنت رو حس کنم لب باز کردم بگم راحتم بزار ...

۱ هفته پیش
49K
#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 97* هوداد از روی صنــــدلی بلند شد که گوشه پیراهنش رو با دست گرفتم و گفتم : تو رو خدا بشین ، دعوا به پا نکن هوداد : به گوش ...

#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 97* هوداد از روی صنــــدلی بلند شد که گوشه پیراهنش رو با دست گرفتم و گفتم : تو رو خدا بشین ، دعوا به پا نکن هوداد : به گوش مالی نیاز داره غوغا : هوداد کاری به کار محمد نداشته باش شرِ به پا ...

۱ هفته پیش
67K
#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 96* پشت به من ایستاده بود و یه دختر هم تو بغـــــلش بود، من رو بگو که میخواستم دیگه باهاش لج نکنم ، بعد گلــوی خودشو پاره میکنه و میگه ...

#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 96* پشت به من ایستاده بود و یه دختر هم تو بغـــــلش بود، من رو بگو که میخواستم دیگه باهاش لج نکنم ، بعد گلــوی خودشو پاره میکنه و میگه عاشقتم دوست دارم ، دختر هم انگار که نه انگار اره دیگه وقتی یه مرد ...

۱ هفته پیش
58K
#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 95* با ترس دویدم و از پنجره آشپز خونه رفتم داخل ، صدای داد هوداد بلندتر شد _ غوغااااااا هانا خفه شو به خدا فقط چیزیش بشه ، میکشمش .... ...

#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 95* با ترس دویدم و از پنجره آشپز خونه رفتم داخل ، صدای داد هوداد بلندتر شد _ غوغااااااا هانا خفه شو به خدا فقط چیزیش بشه ، میکشمش .... صنــــدلی میز غذا خوری رو زدم کنار و رفتم زیر میز صدای های بلند هوداد ...

۱ هفته پیش
70K
#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 94* کارلوس : چی دیدی ؟؟؟ ضریب هوشی هـرکسی که تو اتاق بود رو کم کردم و آروم جوری که فقط کارلوس بفهمه گفتم : غوغا رو رها کن برو ...

#_فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 * پارت 94* کارلوس : چی دیدی ؟؟؟ ضریب هوشی هـرکسی که تو اتاق بود رو کم کردم و آروم جوری که فقط کارلوس بفهمه گفتم : غوغا رو رها کن برو حیاط پشتی ، ترتیبشون رو بده ،هانا رو بیار کارلوس سرش تکون داد و غوغا ...

۱ هفته پیش
72K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 93* غوغا دستاش رو گذاشت رو سینه ستبرم و حرکت داد پشت کمــــرم و ناله کنان گفت : هوداد .... نکـ...ن اینجوری من میترسم ،م.....ن .... خوبم این حرکتــش ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 93* غوغا دستاش رو گذاشت رو سینه ستبرم و حرکت داد پشت کمــــرم و ناله کنان گفت : هوداد .... نکـ...ن اینجوری من میترسم ،م.....ن .... خوبم این حرکتــش کمتر از پنج دقیقه بود ، تلاشش برای گرفتن بالا تنه من بین دستاش نفسام ...

۱ هفته پیش
103K