نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

sibzamini (۱۲ تصویر)

من سیبزمینی هستم #پارت_چهاردهم _ایششش خودت مایه خجالتی.... راستی نگفتی ساعت چند میای؟ _من یه ربع مونده به ۷ میام دنبالت _ اووووو... خیلی زوده 😣 _چی چی خیلی زوده! مثلا میخایم صبح ورزش کنیما ...

من سیبزمینی هستم #پارت_چهاردهم _ایششش خودت مایه خجالتی.... راستی نگفتی ساعت چند میای؟ _من یه ربع مونده به ۷ میام دنبالت _ اووووو... خیلی زوده 😣 _چی چی خیلی زوده! مثلا میخایم صبح ورزش کنیما 😒 _ باشه بابا، من برم فعلا... _ باش. میبینمت گوشی رو گذاشتم رو تخت ...

۳ هفته پیش
74K
من سیبزمینی هستم #پارت_سیزدهم هر چیزی میشد پیدا کرد . از چسب نواری بگیر تا فشفشه. و پول سکه ای و ادامس!!😐 همین جوری که داشتم تمیز کاری میکردم با خودم اهنگم میخوندم: سیا نرمه ...

من سیبزمینی هستم #پارت_سیزدهم هر چیزی میشد پیدا کرد . از چسب نواری بگیر تا فشفشه. و پول سکه ای و ادامس!!😐 همین جوری که داشتم تمیز کاری میکردم با خودم اهنگم میخوندم: سیا نرمه نرمه سیا توبه توبه سیا نرمه نرمه سیا توبه توبه ... سیا خیلی جونه سیا ...

۳ هفته پیش
87K
من سیبزمینی هستم #پارت _دوازدهم بد شام دور از چشم مامان،منو بابا موجی رو فراری دادیم و اون بدبختم رف خونش. مستقیم رفتم اتاقم. در اتاق و باز کردم و.... اوه مای شت 😐!! اتاق ...

من سیبزمینی هستم #پارت _دوازدهم بد شام دور از چشم مامان،منو بابا موجی رو فراری دادیم و اون بدبختم رف خونش. مستقیم رفتم اتاقم. در اتاق و باز کردم و.... اوه مای شت 😐!! اتاق که نیست اشغال دونیه. مامان من هم راس میگه دیگه. هیچ چیز من مثل بقیه ...

۳ هفته پیش
70K
من سیبزمینی هستم #پارت_دهم مامان که امد تو چشمش به مجتبی افتاد، با دوق رفت نزدیکش و گفت : خدایا...ببین کی اینجاس ؟ مجتبی رو بغل کردو گفت : عزیر مامان چقدر دلم برات تنگ ...

من سیبزمینی هستم #پارت_دهم مامان که امد تو چشمش به مجتبی افتاد، با دوق رفت نزدیکش و گفت : خدایا...ببین کی اینجاس ؟ مجتبی رو بغل کردو گفت : عزیر مامان چقدر دلم برات تنگ شده بود. مجتبی هم بغلش کرد... (الان اگه من بودم پرتم میکرد اونور و میگفت ...

۲۱ آذر 1398
11K
من سیبزمینی هستم #پارت_نهم حین خوردن ماکارونی مجتبی گفت که یه چیزی میخاد بهم بگه... وقتی اسرار کردم که چی گفت بعد غذا بهم میگه. عذا رو که خوردیم ظرفا رو جمع کردمو شستم. مجتبی ...

من سیبزمینی هستم #پارت_نهم حین خوردن ماکارونی مجتبی گفت که یه چیزی میخاد بهم بگه... وقتی اسرار کردم که چی گفت بعد غذا بهم میگه. عذا رو که خوردیم ظرفا رو جمع کردمو شستم. مجتبی هم توی هال با گوشیش ور میرفت. بعد شستن ظرفا رفتم و کنارش نشستم. پرسیدم ...

۱۴ آذر 1398
10K
من سیبزمینی هستم #پارت_هشتم برگشت و رف سر یکی از کابینت ها و از توش یه پوفیلا در اورد. برش داشت و برگشت سمتم و فلششو از جیبش در اورد و گفت : رفیقم فیلم ...

من سیبزمینی هستم #پارت_هشتم برگشت و رف سر یکی از کابینت ها و از توش یه پوفیلا در اورد. برش داشت و برگشت سمتم و فلششو از جیبش در اورد و گفت : رفیقم فیلم طنز ریخته. تنهایی حال نمیده... گفتم بیام تورم مستفیض کنم. پایه ای؟ با ذوق گفتم ...

۱۰ آذر 1398
2K
من سیـبزمینی هستم #پارت_هفتم همین طور که من جیغ جیغ میکردم رفت سمت اشپزخونه و جلو گاز واستاد. یه نگاه به منی که داشتم خودمو میکشتم تا ولم کنه کرد و گفت : ارام باش ...

من سیـبزمینی هستم #پارت_هفتم همین طور که من جیغ جیغ میکردم رفت سمت اشپزخونه و جلو گاز واستاد. یه نگاه به منی که داشتم خودمو میکشتم تا ولم کنه کرد و گفت : ارام باش حیوان 😒 .بعدم پرتم کرد پایین. خودمو که جم کردم با تعجب گفت: این بوی ...

۶ آذر 1398
1K
من سیـبزمینی هستم #پارت_ششم دیگه بیخیال کل کل با خودم شدم. پاشدم رفتم صبحونمو کامل خوردم. گفتم اول غدامو بزارم بعد سرم خلوت شد برم خوش گذرونی و کیفو حال. تصمیم گرفتم ماکارونی بزارم. بعد ...

من سیـبزمینی هستم #پارت_ششم دیگه بیخیال کل کل با خودم شدم. پاشدم رفتم صبحونمو کامل خوردم. گفتم اول غدامو بزارم بعد سرم خلوت شد برم خوش گذرونی و کیفو حال. تصمیم گرفتم ماکارونی بزارم. بعد شستن سیبزمینی نشستم و شروع کردم نگینی خورد کردنشون. خاک تو سرت وجدان یکم ازم ...

۲ آذر 1398
4K
من سیـبزمینی هستم #پارت_چهارم زارت ، توجه داشته باشید به معنای واقعی کلمه زاارت 😒 اصلا پشمای مهر مادری ریخت با این حرکتت مادر. گفتم : خیلی ممنون مادر جان.😐 ملت از صب تا شب ...

من سیـبزمینی هستم #پارت_چهارم زارت ، توجه داشته باشید به معنای واقعی کلمه زاارت 😒 اصلا پشمای مهر مادری ریخت با این حرکتت مادر. گفتم : خیلی ممنون مادر جان.😐 ملت از صب تا شب قربون صدقه دخترشون میرن، اونوقت مادر ما اینجور مارو خوار میکنه هیییی... مامان: اخه نکه ...

۲۴ آبان 1398
2K
من سیـبزمینی هستم #پارت_سوم از اتاقم امدم بیرون و بالای پله ها واستادم.میدونید خونمون دوبلکسه ولی این پله هاش یه جوره که نمیشه روش سر خورد. خیلی دوس داشتم عینهو رمانا از پله ها سر ...

من سیـبزمینی هستم #پارت_سوم از اتاقم امدم بیرون و بالای پله ها واستادم.میدونید خونمون دوبلکسه ولی این پله هاش یه جوره که نمیشه روش سر خورد. خیلی دوس داشتم عینهو رمانا از پله ها سر بخورم ولی به این موضوع اگاهم که این کار مساوی با کله پا شدنمه😐 برای ...

۲۴ آبان 1398
2K
من سیبزمینی هستم #پازت_دوم _ تو خفه. اره. چشو گوش بسته و بسیار بسیاااار خواستنی هستم. اسمم ارغوان بهاری یه. قدم ۱۶۵ و پوستمم سفید. چشم رنگی هستم. چشمام سیاهه 😊 .. چیه خوب سیاهم ...

من سیبزمینی هستم #پازت_دوم _ تو خفه. اره. چشو گوش بسته و بسیار بسیاااار خواستنی هستم. اسمم ارغوان بهاری یه. قدم ۱۶۵ و پوستمم سفید. چشم رنگی هستم. چشمام سیاهه 😊 .. چیه خوب سیاهم رنگه دیگه 😕 ولی به جاش یه حالت قشنگ دارن. درشت و کشیده شبیه گربه. ...

۱۶ آبان 1398
2K
بــه نــام خــدا من سیبزمینی هستم به قلم : فانیا طنز /عاشقانه #پارت اول *ارغوان* هنوزم داشت دنبالم میکرد. تو یه جای تاریک بودم و داشتم از دست یه ادم زشت مزخرف بی ناموس که ...

بــه نــام خــدا من سیبزمینی هستم به قلم : فانیا طنز /عاشقانه #پارت اول *ارغوان* هنوزم داشت دنبالم میکرد. تو یه جای تاریک بودم و داشتم از دست یه ادم زشت مزخرف بی ناموس که یه ورقه تو دستش بود فرار میکردم! یهو پرت شدم عقب و اون یارو ورقه ...

۷ آبان 1398
2K