icyheart81

icyheart81

خوشحال میشم بخونین و نظر بدین لطفا
ژانر طنز و کلکلی...عاشقانه آخر داستان و باید ببینی ..
#کپی ممنووووووع .حتی با نام نویسنده
😘😘😘

ادامه رمان رو بزارم ایا؟؟؟؟

ادامه رمان رو بزارم ایا؟؟؟؟

۳ روز پیش
4K
#becharkh_ta_becharkhim #part_29 اخییش..بالاخره تونستم یه هوای تازه بخورم.مردم از بس تو خونه یه گوشه نشستم و ادای ادمای دیوونه رو درآوردم . این ارتین گور به گوری هم معلوم نیست کدوم قبرستون که برداشته منو ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_29 اخییش..بالاخره تونستم یه هوای تازه بخورم.مردم از بس تو خونه یه گوشه نشستم و ادای ادمای دیوونه رو درآوردم . این ارتین گور به گوری هم معلوم نیست کدوم قبرستون که برداشته منو اینجا آورده. وایسا ببینم اصلا این چرا سراغی از من نمیگیره ؟مثلا خیر سرم دارم ...

۵ روز پیش
70K
#becharkh_ta_becharkhim #part_28 رفتم سمت مجسمه ..خداروشکر داتام نبود و می تونستم کارم و با خیال راحت و در کمال آرامش انجام بدم . سعی کردم بلندش کنم خیلی سنگین بود اما به هر جون کندنی ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_28 رفتم سمت مجسمه ..خداروشکر داتام نبود و می تونستم کارم و با خیال راحت و در کمال آرامش انجام بدم . سعی کردم بلندش کنم خیلی سنگین بود اما به هر جون کندنی بود بلندش کردم . صدای چرخیدن کلید توی قفل میومد. وا ...مگه جز داتام کس ...

۶ روز پیش
110K
#becharkh_ta_becharkhim #part_27 این جا اینقدر بزرگه که هر چقدر از اول میام به آخر از وسط میرم به اول و دو روز وقت گذاشتم و هنوز نتونستم همه سوراخاشو ببینم .یه اتاق هم هست که ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_27 این جا اینقدر بزرگه که هر چقدر از اول میام به آخر از وسط میرم به اول و دو روز وقت گذاشتم و هنوز نتونستم همه سوراخاشو ببینم .یه اتاق هم هست که درش قفله . نمی دونم چی اونجاست اما خیلی کنجکاو بدونم .اووووف...حوصلم سررفت نه نمیشه ...

۶ روز پیش
87K
#becharkh_ta_becharkhim #part_26 الان سه روزه که اینجام .این داتام هم که بیست و چاری بیرونه . به خدا حوصلم سر رفت. خوبی خونه داتام اینه که دوربین نداره پس آزاد و راحتم . امروز تصمیم ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_26 الان سه روزه که اینجام .این داتام هم که بیست و چاری بیرونه . به خدا حوصلم سر رفت. خوبی خونه داتام اینه که دوربین نداره پس آزاد و راحتم . امروز تصمیم گرفتم به محض این که پاشو بیرون بزاره کل خونه رو بگردم . صبح که ...

۱ هفته پیش
132K
#becharkh_ta_becharkhim #part_25 +دکتر _نه بابا؟دکتر؟سردیتون نکنه؟ +نه همین خوبه _گفتم اسمت؟ +داتام _الکی. اقای مرداد الان کجا میریم ؟ +وایسا می فهمی دو ساعت بود که گذشته بود و همینجوری داشت میرفت درستش این بود ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_25 +دکتر _نه بابا؟دکتر؟سردیتون نکنه؟ +نه همین خوبه _گفتم اسمت؟ +داتام _الکی. اقای مرداد الان کجا میریم ؟ +وایسا می فهمی دو ساعت بود که گذشته بود و همینجوری داشت میرفت درستش این بود که الان شلوغ بازی در بیارم اما بهش اعتماد داشتم که بهم کاری نداره .این ...

۱ هفته پیش
106K
+Warum gehst du nicht nach draußen? (دکتر چرا بیرون نمیاد ) +Ich suche eine kranke Person, um dich zu sehen. (دارم به مریض رسیدگی می کنم شما برید ) داتام:داشتم می گفتم تو از فردا ...

+Warum gehst du nicht nach draußen? (دکتر چرا بیرون نمیاد ) +Ich suche eine kranke Person, um dich zu sehen. (دارم به مریض رسیدگی می کنم شما برید ) داتام:داشتم می گفتم تو از فردا با من میای خونه من. _اونوقت به چه علت؟ +راه بهتری داری؟ راست می گفت ...

۱ هفته پیش
106K
#becharkh_ta_becharkhim #part_23 +چه خبرته ؟ _به تو چه برو بگو بزرگ ترت بیاد . اه..اخه دختر دو دقیقه جلو زبون تو بگیر .چشمای داتام رو فقط باید می‌دیدید شده بود دوتا سکه ۱۰۰ تومنی . ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_23 +چه خبرته ؟ _به تو چه برو بگو بزرگ ترت بیاد . اه..اخه دختر دو دقیقه جلو زبون تو بگیر .چشمای داتام رو فقط باید می‌دیدید شده بود دوتا سکه ۱۰۰ تومنی . دوباره شروع کردم که شک نکنه . _وااااییی .. چرا من اینجام ..چرا دستم شکسته ...

۱ هفته پیش
181K
#becharkh_ta_becharkhim #part_22 دیگه وقتش بود ...اروم اروم چشمام رو باز کردم ..وقت نقش بازی کردن بود .. _من کجام ؟ +خوبی؟ دوباره چشمام تو چشماش قفل شد اما به روی خودم نیاوردم ..من اینجا نیومدم ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_22 دیگه وقتش بود ...اروم اروم چشمام رو باز کردم ..وقت نقش بازی کردن بود .. _من کجام ؟ +خوبی؟ دوباره چشمام تو چشماش قفل شد اما به روی خودم نیاوردم ..من اینجا نیومدم که عاشق بشم .. _تو کی؟ +نمیشناسی؟ _من کیم؟؟تو کی؟؟من کجام؟؟ شروع کردم به داد ...

۱ هفته پیش
83K
#becharkh_ta_becharkhim #part_21 مردم از بس از این ور خیابون رفتم اونور خیابون ..پس چرا این دوست ارتین نمیاد ... اهان خودشه از دور داره میاد ..تلفن شروع کرد به زنگ زدن .. +آماده ای؟ _پ ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_21 مردم از بس از این ور خیابون رفتم اونور خیابون ..پس چرا این دوست ارتین نمیاد ... اهان خودشه از دور داره میاد ..تلفن شروع کرد به زنگ زدن .. +آماده ای؟ _پ ن پ نیم پزم +هیستوری گوشی تو پاک کن _نمی گفتی خودم میکردم صدای بوق ...

۱ هفته پیش
29K
ممنون از همراهی شما دوست عزیز ❤❤

ممنون از همراهی شما دوست عزیز ❤❤

۲ هفته پیش
6K
#becharkh_ta_becharkhim #part_20 الام یه ماهه که گذشته و من بلیط به دست در مقابل خانوادمم و دارم میرم اونور . ارتین به بهانه ادامه تحصیل من بابا رو راضی کرد ..اول مخالفت می کرد شدید ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_20 الام یه ماهه که گذشته و من بلیط به دست در مقابل خانوادمم و دارم میرم اونور . ارتین به بهانه ادامه تحصیل من بابا رو راضی کرد ..اول مخالفت می کرد شدید اما نمی دونم چطور ارتین راضی اش کرد . +دختر بابا چرا ناراحته؟ ناراحت چیه ...

۲ هفته پیش
113K
#becharkh_ta_becharkhim #part_19 داشتم برای خواب آماده می شدم که صدای در اومد . ارتین:می تونم بیام تو ؟ _وایسا رفتم سریع مانتومو رو لباسم پوشیدم _بیا تو +ببخشید مزاحمت شدم _خوب می بخشم بگو چیکار ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_19 داشتم برای خواب آماده می شدم که صدای در اومد . ارتین:می تونم بیام تو ؟ _وایسا رفتم سریع مانتومو رو لباسم پوشیدم _بیا تو +ببخشید مزاحمت شدم _خوب می بخشم بگو چیکار داری +باید کم کم کاراتو بکنیم بیای اونور _اونور؟؟؟کدوم ور؟ +ببین داتام الان تو آلمانه...خودت ...

۲ هفته پیش
108K
#becharkh_ta_becharkhim #part_18 با بچه ها برگشتیم خونه ..درسته درمورد تصمیمم سرنگون بودم اما یه حس خوشحالی داشتم که دلیلش هم نمی دونستم ..به خاطر بد بخت کردن کسی ؟بد بخت کردن کسی که منو بیچاره ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_18 با بچه ها برگشتیم خونه ..درسته درمورد تصمیمم سرنگون بودم اما یه حس خوشحالی داشتم که دلیلش هم نمی دونستم ..به خاطر بد بخت کردن کسی ؟بد بخت کردن کسی که منو بیچاره کرد ؟ ...اره برای تلافی.. _خوب ..خب ..نشد که کنار دریا مثل ادم بازی کنیم ...

۲ هفته پیش
79K
#becharkh_ta_becharkhim #part_17 ارمیتا:هیچی بریم اون دوتا رفتن که آفتاب بگیرن و منم همینطور روی شن ها نشستم و سرم رو پام بود +دوسال پیش بود که دیدمش _ علاقه ای به شنیدن ندارم + مثل ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_17 ارمیتا:هیچی بریم اون دوتا رفتن که آفتاب بگیرن و منم همینطور روی شن ها نشستم و سرم رو پام بود +دوسال پیش بود که دیدمش _ علاقه ای به شنیدن ندارم + مثل دوتا دوست بودیم خیلی صمیمی _ وقت برای تلف کردن ندارم +اما یهو همه چیز ...

۲ هفته پیش
63K
#becharkh_ta_becharkhim #part_16 دوروز از اون اتفاق گذشته بود ...الان همه دور هم توی حال خونه ارسام نشسته بودیم .. پرنیان:ا ما رو برداشتین اوردین اینجا که همش توی ویلا بشینیم ..اینجوری که خونه خودمونم بود ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_16 دوروز از اون اتفاق گذشته بود ...الان همه دور هم توی حال خونه ارسام نشسته بودیم .. پرنیان:ا ما رو برداشتین اوردین اینجا که همش توی ویلا بشینیم ..اینجوری که خونه خودمونم بود . یکی از دوستای ارسام به اسم مهراد :راست میگه دیگه کلا دوبار رفتیم بیرون ...

۲ هفته پیش
91K
#becharkh_ta_becharkhim #part_15 الان تو داشتی منو اون زیر خفه میکردی تا دلیل برگشتنه این تحفه رو بهم بگی؟؟مگه مرض داری بدون اینکه فرصت بدم بهش حرف بزنه زود دوییدم سمت خونه .اما برام جالب بود ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_15 الان تو داشتی منو اون زیر خفه میکردی تا دلیل برگشتنه این تحفه رو بهم بگی؟؟مگه مرض داری بدون اینکه فرصت بدم بهش حرف بزنه زود دوییدم سمت خونه .اما برام جالب بود که هیچ عکس العملی از خودش نشون نمی داد .. تقریبا ۲۰ دقیقه کشید تا ...

۲ هفته پیش
122K
#becharkh_ta_becharkhim #part_14 ارسام سه ساعت گذشته بود و هیچ خبری ا ترسیا نشده بود . ارمیتا :ارسام،ممکنه ...ممکنه که... _چی چرا حرفتو نمی زنی ارمیتا :بهتر نیست باز بریم اطراف ساحل رو بگردیم ؟ _من ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_14 ارسام سه ساعت گذشته بود و هیچ خبری ا ترسیا نشده بود . ارمیتا :ارسام،ممکنه ...ممکنه که... _چی چرا حرفتو نمی زنی ارمیتا :بهتر نیست باز بریم اطراف ساحل رو بگردیم ؟ _من دونم ..به خدا دیگه هیچی نمی فهمم .... اتریسا همینجوری زل زده بودن یه یارو ...

۲ هفته پیش
87K
#becharkh_ta_becharkhim #part_13 ارسام ارتین همینجوری داشت دنبال اتریسا می گشت اما اثری ازش نبود .خیلی درموردش نگران بودم اما نمی تونستم کاری بکنم ...خیلی عصبانی شده بودم و نمی دونستم دارم چیکار می کنم ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_13 ارسام ارتین همینجوری داشت دنبال اتریسا می گشت اما اثری ازش نبود .خیلی درموردش نگران بودم اما نمی تونستم کاری بکنم ...خیلی عصبانی شده بودم و نمی دونستم دارم چیکار می کنم ... _ارتین پیدا نشد ؟ +اخه مگه میشه نباشه ؟؟؟هیچ اثری ازش نیست . رادوین :بابا ...

۲ هفته پیش
46K
#becharkh_ta_becharkhim #part_12 ارسام :باشه فک کنم من اشتباه می گردم که رهام رو تو خوابت دیدی همه جمع زدیم زیر خنده خوب راستشو بگو دیگه ... خوب دوباره بطری رو چرخاندیم افتاد به ارتین و ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_12 ارسام :باشه فک کنم من اشتباه می گردم که رهام رو تو خوابت دیدی همه جمع زدیم زیر خنده خوب راستشو بگو دیگه ... خوب دوباره بطری رو چرخاندیم افتاد به ارتین و رادوین :خب جرات یا حقیقت ارتین :جرات داروین :بلند شو این عفریته رو بنداز تو ...

۲ هفته پیش
68K