jano

jano123

اینجا جاده احساس من است و انگونه که دوست میدارم مینویسم وتصاویر را براین صفحه مجازی نقش میبندم.

دو یا سه تا کیف دارم که پر از خاطراتند... سررسید های پر شده ی نوجوانی... یادگاری های روزهای دور... کارت پستال... پاکت های نامه... عکس های مات... و دارایی بی بدیل تمام دختر ها ...

دو یا سه تا کیف دارم که پر از خاطراتند... سررسید های پر شده ی نوجوانی... یادگاری های روزهای دور... کارت پستال... پاکت های نامه... عکس های مات... و دارایی بی بدیل تمام دختر ها گل خشک شده ی لای کتاب... تا چند سال پیش مثل نفسم دوستشان داشتم. همیشه ...

۲۵ دی 1395
79K
زندگی شان که می کردم، روزهایم را می گویم، به قدر کافی سخت بودند؛ تحمل شان که می کردم، دردهایم را می گویم، به قدر کافی کشنده بودند؛ اما، وقتی روزهایم را روی کاغذ و ...

زندگی شان که می کردم، روزهایم را می گویم، به قدر کافی سخت بودند؛ تحمل شان که می کردم، دردهایم را می گویم، به قدر کافی کشنده بودند؛ اما، وقتی روزهایم را روی کاغذ و دردهایم را در صدایم ریختم، خیلی خیلی سخت تر و کشنده تر شدند... تا نخوانی ...

۱۳ دی 1395
82K
۱۳ دی 1395
85K
۱۳ دی 1395
85K
۱۳ دی 1395
85K
۱۳ دی 1395
85K
۱۳ دی 1395
85K
۱۳ دی 1395
85K
۱۳ دی 1395
85K
۱۳ دی 1395
85K
۱۳ دی 1395
85K
۱۳ دی 1395
85K
۱۳ دی 1395
84K
۱۳ دی 1395
84K
۱۳ دی 1395
84K
۱۳ دی 1395
84K
۱۳ دی 1395
84K
۱۳ دی 1395
84K
۱۳ دی 1395
84K
۱۳ دی 1395
82K