بابک.

jparvizi@yahoo.com

ssssssszzzzzxoo
تو به تنهایی
برام یک جمعیتی
به تنهایی یک شهری
یک کشوری...
و من به اندازه چند میلیون نفر
به تو وابسته ام...

سلام دوستان نمیدونم چی بگم وچطور شروع کنم الان نزدیک دو سه سالی هست که در ویسگون در خدمت تون بودم واقعا برای من همه مثل خانواده خودم بودین وخودتون میدونید وداع چقدر سخته بخصوص ...

سلام دوستان نمیدونم چی بگم وچطور شروع کنم الان نزدیک دو سه سالی هست که در ویسگون در خدمت تون بودم واقعا برای من همه مثل خانواده خودم بودین وخودتون میدونید وداع چقدر سخته بخصوص برای شما عزیزانم دیگه نمیتونم ادامه بدم فقط اینو بگم هر خوبی بدی از من ...

۱۱ تیر 1397
7K
خودم را قانع میکنم که شاید نمیخواند که شاید به گوشش نمیرسد که شاید مردمِ شهر خبردارش نمیکنند از حجم دلتنگی ام مگر میشود یک نفر جان دادنت را ببیند بداند مخاطب تمامِ شعرهایش هستی ...

خودم را قانع میکنم که شاید نمیخواند که شاید به گوشش نمیرسد که شاید مردمِ شهر خبردارش نمیکنند از حجم دلتنگی ام مگر میشود یک نفر جان دادنت را ببیند بداند مخاطب تمامِ شعرهایش هستی و سراغت را نگیرد !؟😔 💔

۸ تیر 1397
9K
اینجا پُر از عطر نفس های

اینجا پُر از عطر نفس های "تو" شده من مانده ام چگونه به سرانجام برسد روزه های" من" وقتی که هر نفس عطر"تو" را دارد...❤ ❤

۸ تیر 1397
3K
دلتنـگ که مـی شـوم قلبـم از هزار جا ترک بـر مـی دارد امـا چـه فایـده تو وقـت نداری مـرا یک لحظـه ای در آغوشـت بگیـری هواے تـو در رگ هاے مـن... دلتنگـی مـن چـه سـود ...

دلتنـگ که مـی شـوم قلبـم از هزار جا ترک بـر مـی دارد امـا چـه فایـده تو وقـت نداری مـرا یک لحظـه ای در آغوشـت بگیـری هواے تـو در رگ هاے مـن... دلتنگـی مـن چـه سـود ڪه تو حتی یڪ آن بـه مـن نمـی اندیشـی مـرا همیـن حـرف تـو خواهـد ڪشـت ...

۸ تیر 1397
3K
به نام تو امروز آواز دادم سحر را به نام تو خواندم درخت و پل و باد ونیلوفرصبحدم را تو را باغ نامیدم و صبح در کوچه بالید

به نام تو امروز آواز دادم سحر را به نام تو خواندم درخت و پل و باد ونیلوفرصبحدم را تو را باغ نامیدم و صبح در کوچه بالید

۸ تیر 1397
10K
چه گویم از که گویم با که گویم ؟ که این دیوانه را از خود خبر نیست ...

چه گویم از که گویم با که گویم ؟ که این دیوانه را از خود خبر نیست ...

۸ تیر 1397
10K
خوابیدن در آغوشِ یار خیلی کِیف میدهد اما بیدار ماندن پا به پای دلبری که خوابش نمیبرد،دل ضعفه ای ست که جان در جانِ آدم نمیگذارد! اینکه از خوابت بزنی و او با دیدن تو ...

خوابیدن در آغوشِ یار خیلی کِیف میدهد اما بیدار ماندن پا به پای دلبری که خوابش نمیبرد،دل ضعفه ای ست که جان در جانِ آدم نمیگذارد! اینکه از خوابت بزنی و او با دیدن تو فکر کند تمام دنیا بی خواب شده اند،حالی ست لاتوصیف! خب طبق قانون سوم نیوتون ...

۷ تیر 1397
7K
و شب آفریده شد تا نبودن ها را یادآوری کند ..!

و شب آفریده شد تا نبودن ها را یادآوری کند ..!

۷ تیر 1397
7K
نگاهی به خود می‌کنم تورا می‌بینم جز من جایی برایت نمانده می‌بینی؟..

نگاهی به خود می‌کنم تورا می‌بینم جز من جایی برایت نمانده می‌بینی؟..

۷ تیر 1397
7K
‌ دل خود چون به سر زلف تو دیدم ،گفتم: ای خوش آن دم که پریشان به پریشان برسد …

‌ دل خود چون به سر زلف تو دیدم ،گفتم: ای خوش آن دم که پریشان به پریشان برسد …

۷ تیر 1397
8K
دنیای پیچیده زن ها را دست کم نگیرید آن ها در اوج لطافت و مهربانی اگر سکوتشان طولانی شود بهم میریزند تمام دنیایی را که با عشق برایتان ساخته اند به پایان میرسانند احساسی را ...

دنیای پیچیده زن ها را دست کم نگیرید آن ها در اوج لطافت و مهربانی اگر سکوتشان طولانی شود بهم میریزند تمام دنیایی را که با عشق برایتان ساخته اند به پایان میرسانند احساسی را که روزی برایش دنیا را زیر و رو کردند لطفا دنیای زن ها را نادیده ...

۷ تیر 1397
8K
بعضی دوستیها مثل قصه ی حضرت نوحه، از ترس طوفان با تو هستند...! بعضی دوستیها مثل قصه ی حضرت ابراهیمه، باید همه چیزتو قربانی کنی...! بعضی دوستیها مثل قصه ی حضرت موسی ست، یه کم ...

بعضی دوستیها مثل قصه ی حضرت نوحه، از ترس طوفان با تو هستند...! بعضی دوستیها مثل قصه ی حضرت ابراهیمه، باید همه چیزتو قربانی کنی...! بعضی دوستیها مثل قصه ی حضرت موسی ست، یه کم که دور میشی، یه چیزی جاتو میگیره..! اما بعضی دوستیها هم، همون جوری هستند که ...

۷ تیر 1397
8K
ماهی به آب گفت : بی تو میمیرم؛ آب خواست امتحانش کنه گفت: میرم و به حرفات فکر میکنم رفت و زود برگشت اما ماهی مرده بود هیچ وقت با نبودنت کسی رو امتحان نکن...

ماهی به آب گفت : بی تو میمیرم؛ آب خواست امتحانش کنه گفت: میرم و به حرفات فکر میکنم رفت و زود برگشت اما ماهی مرده بود هیچ وقت با نبودنت کسی رو امتحان نکن...

۷ تیر 1397
8K
هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدم خودم را زدم به فراموشی اما کجای این فراموشی به فراموشی می ماند؟ وقتی هر روز به وقت تنهایی ام سراغی از خاطراتت میگیرم لب پنجره می ...

هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدم خودم را زدم به فراموشی اما کجای این فراموشی به فراموشی می ماند؟ وقتی هر روز به وقت تنهایی ام سراغی از خاطراتت میگیرم لب پنجره می ایستم خیره به نقطه ای نامعلوم میبینمت که میخندیدی که میرقصیدی که در آغوشم آرام ...

۷ تیر 1397
8K
‌ هر‌جا که تویی مرکز تصویر من آنجاست...

‌ هر‌جا که تویی مرکز تصویر من آنجاست...

۷ تیر 1397
5K
تن من قایقِ لنگرزده در طوفان است خودم اینجا دل من پیش تو سرگردان است...

تن من قایقِ لنگرزده در طوفان است خودم اینجا دل من پیش تو سرگردان است...

۷ تیر 1397
5K
گفتیم‌عاشق نشویم که عشق اولِ مان باشد... تا اولین هایِ زندگیمان را با خودِ خودش تجربه کنیم... همان نیمه ی گمشده یمان را می گویم! دست رد زدیم به سینه ی هرکه آمد و گفتیم

گفتیم‌عاشق نشویم که عشق اولِ مان باشد... تا اولین هایِ زندگیمان را با خودِ خودش تجربه کنیم... همان نیمه ی گمشده یمان را می گویم! دست رد زدیم به سینه ی هرکه آمد و گفتیم"نه" که نکند خدشه دار شویم برای یارمان... که نکند بفهمد اولی نبود و تااخر عمر ...

۷ تیر 1397
6K