♤H_M_R_A_Zzz♡

kendala

#...♡to khob basho fereshteh:)
#...bezar ona adam bashan:)
.
.
.
.
.
.khodet bash♡:)



#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۲۱ صحرا:مسخره خودتیا مش شکم که هرچی گیرت میاد مثله قحطی زده ها میدی بالا . _مثله قحطی زده ها میدی بالا .غلط نکن باوا انگار که شما دختر پریون تشریف داری چه تاخچه ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۲۱ صحرا:مسخره خودتیا مش شکم که هرچی گیرت میاد مثله قحطی زده ها میدی بالا . _مثله قحطی زده ها میدی بالا .غلط نکن باوا انگار که شما دختر پریون تشریف داری چه تاخچه بالا هم میزاره مش شکم. صحرا:انقدر ور ور میکنی که یادم رفت پس فردا دارم ...

۱ هفته پیش
58K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۲۰ جانی ژوننزز داخل شد و میز صبحونرو همراه چند خدمه دیگه چیدن . بعد از تموم شدن چیدن جانی ژوونز رفت بیرون که صدای خوش یشش یا کسی میومد. منم که خور کنجکاوی ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۲۰ جانی ژوننزز داخل شد و میز صبحونرو همراه چند خدمه دیگه چیدن . بعد از تموم شدن چیدن جانی ژوونز رفت بیرون که صدای خوش یشش یا کسی میومد. منم که خور کنجکاوی هرچقدر سعی کرد ببینم کیه نشد .چون اونطرف نشسته بودم. بعد از خوابیدن صداها سرم ...

۱ هفته پیش
70K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۱۹ صبح با صدای گوشیم که موزیک پلنگ صورتی پخش میشد بیدار شدم. چشمامو مالوندم و چشمامو دورتادور اتاقم گردوندم کتی روم خوابش برده بود . با انداختن پتو از روم کتی هم با پتو ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۱۹ صبح با صدای گوشیم که موزیک پلنگ صورتی پخش میشد بیدار شدم. چشمامو مالوندم و چشمامو دورتادور اتاقم گردوندم کتی روم خوابش برده بود . با انداختن پتو از روم کتی هم با پتو افتادم زمین که میوش رفت به هوا. منم اول صبحی قش قش داشتم میخندیدم اینو ...

۱ هفته پیش
29K
💙💙نظرتون درباره رمان آی لاو یو تا ابدیت چیه¿¿♡💙💙

💙💙نظرتون درباره رمان آی لاو یو تا ابدیت چیه¿¿♡💙💙

۱ هفته پیش
5K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۱۸ با احساس داغی روی لبم با وحشت چشامو باز کردم .با عصبانیت حلش دادم عقب که فقط لبش ازم جدا شد با شیطنت زل زده بود . مرد:خوش گذشت تنببهت. _دهنتو ببند عوضی گوه ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۱۸ با احساس داغی روی لبم با وحشت چشامو باز کردم .با عصبانیت حلش دادم عقب که فقط لبش ازم جدا شد با شیطنت زل زده بود . مرد:خوش گذشت تنببهت. _دهنتو ببند عوضی گوه خوردی فکر کردی کس هسی تو ها کی هسی که به خودت اجازه همچین حماقتی ...

۲ هفته پیش
39K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۱۷ برشگتم و به پشتم با ترس نگاه کردم که یه مرد با حوله واستاده بود روبه روم و با شیطنت نگام میکرد. مرد:خانوم خانوما کی باشن اینجا چیکاردارن.¿ با تته پته من: _هی.....چ....ی..کا...ری. مرد:از ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۱۷ برشگتم و به پشتم با ترس نگاه کردم که یه مرد با حوله واستاده بود روبه روم و با شیطنت نگام میکرد. مرد:خانوم خانوما کی باشن اینجا چیکاردارن.¿ با تته پته من: _هی.....چ....ی..کا...ری. مرد:از موش کوچولایی مثل تو خوشم میاد. من همونطور که عقب عقبکی مرفتم میومد جلو و ...

۲ هفته پیش
36K
#نواز_نانا💙

#نواز_نانا💙

۲ هفته پیش
3K
#نواز_نانا💙

#نواز_نانا💙

۲ هفته پیش
3K
#شایا_مغرور💙

#شایا_مغرور💙

۲ هفته پیش
3K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۶ با رسیدنمون یاشار بوقی زد و عمو اکبر که شوعر جانی ژوونز بود باز کرد. از پنجره ماشین بیرون اومدم و براش دست تکون دادم. _مرسی عمو اکی . عمو:از دست تو شیطنتات ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۶ با رسیدنمون یاشار بوقی زد و عمو اکبر که شوعر جانی ژوونز بود باز کرد. از پنجره ماشین بیرون اومدم و براش دست تکون دادم. _مرسی عمو اکی . عمو:از دست تو شیطنتات عمو . بعدم با خنده شروع به ادامه کارش کرد. بعد از پارک ماشین سریع ...

۲ هفته پیش
11K
#ی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۱۵ با صدای زنگ گوشی یاشار از فکر اومدم بیرون و زل زدم به یاشار . بدون اینکه صبر کنه دکمه اتصال رو فشار داد و گوشی رو نزدیک گوشش کرد. یاشار: به داش ازاد ...

#ی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۱۵ با صدای زنگ گوشی یاشار از فکر اومدم بیرون و زل زدم به یاشار . بدون اینکه صبر کنه دکمه اتصال رو فشار داد و گوشی رو نزدیک گوشش کرد. یاشار: به داش ازاد چخبرا داشی . یارو:....... یاشار:چی¡¡¡ یارو:....... یاشار:دروغ ...خیلی خوشحال شدم داشی .پس سه مهمونی توپ ...

۲ هفته پیش
15K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۴ سرمو به اهستگی حرکت میکرد انگار که کات کرده بود رو صحنه اهسته . اولش کفشاش بود که لامصب حسابی واکس خورده بود . بعدش رسیدم به شلوارش لامصب خط اتوش خربوزه رو ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۴ سرمو به اهستگی حرکت میکرد انگار که کات کرده بود رو صحنه اهسته . اولش کفشاش بود که لامصب حسابی واکس خورده بود . بعدش رسیدم به شلوارش لامصب خط اتوش خربوزه رو قاچ میکرد. چشام کشیده شد بالاتر اوپس چه کت تکی پوشیده لامصب بمیره زنت ایکبیری ...

۲ هفته پیش
27K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۳ من:اونو هم میخوام . یاشار:هوففف اقا یدونه هم از اون بدین لطفا. من:از اون ابیاشم میخوام. یاشار:شیکمت پر نشد ابجی خانوم.¿ من:نچ تازه دارم میرم رو چرخه بزار بخورم دیگه چیکار داری مگه ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۳ من:اونو هم میخوام . یاشار:هوففف اقا یدونه هم از اون بدین لطفا. من:از اون ابیاشم میخوام. یاشار:شیکمت پر نشد ابجی خانوم.¿ من:نچ تازه دارم میرم رو چرخه بزار بخورم دیگه چیکار داری مگه از پولای تو میره . یاشار:نع از پولای عمه نداشتم میره. من:از پولای داش مسیح ...

۲ هفته پیش
40K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۲ با احساس چند جفت چشم سرمو بلند کردم به سه نفر رسیدم.با حالت چیه سرمو تکون دادم و اونا باهم یدفعه انگار که از قبل هماهنگ باشن:هیچی. به نشونه ی بیخیالی شونه هامو ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۲ با احساس چند جفت چشم سرمو بلند کردم به سه نفر رسیدم.با حالت چیه سرمو تکون دادم و اونا باهم یدفعه انگار که از قبل هماهنگ باشن:هیچی. به نشونه ی بیخیالی شونه هامو بالا انداختم و دوباره خواستم بخورم که روزتون چشم بد نبینه هیچی جلوم نبود بجز ...

۲ هفته پیش
20K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۱ یاشار:و اینکه منو دو داداش دیگم البته به جز شایا که از منو اون یکی بزرگ تره و ارتا و اریا و پاشا و سهند به ترتیب میشیم ۵..۶..۷..۸..۹...۱۰:)) من :ماشالله بزنم به ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۱ یاشار:و اینکه منو دو داداش دیگم البته به جز شایا که از منو اون یکی بزرگ تره و ارتا و اریا و پاشا و سهند به ترتیب میشیم ۵..۶..۷..۸..۹...۱۰:)) من :ماشالله بزنم به تخته یه مغولی هستید واسه خودتونا. یاشار:مغول و خوب اومدی ..بگذریم سنامون هم به ترتیب ...

۳ هفته پیش
37K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۰ با نگاهای اون از خجالت داشتم سرخ میشدم پسره هیز پسره دست از نگاه کردنم بر نمیداشت که با صدای اون پسر بغلیش از کاووش من دست برداشت: پسر بغلیش با شیطنت:خانوم جوان ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۱۰ با نگاهای اون از خجالت داشتم سرخ میشدم پسره هیز پسره دست از نگاه کردنم بر نمیداشت که با صدای اون پسر بغلیش از کاووش من دست برداشت: پسر بغلیش با شیطنت:خانوم جوان شما کی باشین ¿ نکنه دزدی چیزی هستین البته نمیدونسم دزدا این قدر زیبا باشن.یا ...

۳ هفته پیش
35K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۹ بعدشم کمی حالت دادم به موهام که تا گودی کمر میرسید و یه حد کمرنگ تر از سرخابی لباسم زدم و کمی هم برق لب خوب شده بودم . صندلای سفیده براقمم پام ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۹ بعدشم کمی حالت دادم به موهام که تا گودی کمر میرسید و یه حد کمرنگ تر از سرخابی لباسم زدم و کمی هم برق لب خوب شده بودم . صندلای سفیده براقمم پام کردم و همه چی تکمیل بود. به ساعت رو دیوار نگاهی انداختم ساعت ۷ بود. ...

۳ هفته پیش
18K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۸ من:با این سن کمم والا صد هزار خاطرخواه ردیف بودن واسم . چشم یخی:هووم که اینطور پس شما خاطرحواه داری.با این قیافه خزت. و خندشو انداخت رو سرش احمق چشم سفید. من:خوب حالا شما ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۸ من:با این سن کمم والا صد هزار خاطرخواه ردیف بودن واسم . چشم یخی:هووم که اینطور پس شما خاطرحواه داری.با این قیافه خزت. و خندشو انداخت رو سرش احمق چشم سفید. من:خوب حالا شما کی باشی¿ چشم یخی با صدای نسبتا خشکش:شایا ام ابجی فنچول:/ من:اها پس چوب خشک ...

۳ هفته پیش
50K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۷ با احساس خشگی و سوزش گلوم از خواب بیدار شدم دست انداختم تا اب بخورم ولی چیزی نبود . با کلافگی پاشدم و همونجور چراغ روشن نکرده رفتم سمت در کم مونده بود ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۷ با احساس خشگی و سوزش گلوم از خواب بیدار شدم دست انداختم تا اب بخورم ولی چیزی نبود . با کلافگی پاشدم و همونجور چراغ روشن نکرده رفتم سمت در کم مونده بود پام به فرش زیر پام گیر کنه و کله پا شم ولی تعادلمو حفظ کردم ...

۳ هفته پیش
75K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۶ من :هیچ ربطی به اون اقاتون نداره جانی ژوونز و منو باید نانا صدا کنی. جانی:چشم خانوم یعنی نانا. من:افرین جیگر خودم. که با این حرفم لپای جانی گل انداخت و منم براش یه ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙پارت_۶ من :هیچ ربطی به اون اقاتون نداره جانی ژوونز و منو باید نانا صدا کنی. جانی:چشم خانوم یعنی نانا. من:افرین جیگر خودم. که با این حرفم لپای جانی گل انداخت و منم براش یه چشمک زدم . جانی:نانا از این طرف من :چشم جانی ژوونز هرچی شما امر کنید ...

۳ هفته پیش
57K