سلام دوستا اگرکسی تمایل به خوندن رمان درتلگرام داره میتونه به کانال@all_mylife سربزنه این رمان هم در ویسگون وهم درتلگرام گذاشته میشود ...

سلام دوستا اگرکسی تمایل به خوندن رمان درتلگرام داره میتونه به کانال@all_mylife سربزنه این رمان هم در ویسگون وهم درتلگرام گذاشته میشود ...

۳ روز پیش
3K
قسمت پنجم پارت سوم جلوی تی وی نشسته بودیم که لی داد زد:نمیخواین بیاین ببیمید سراشپز چه چیزی روبراتون اماده سروکرده؟ رزی باخنده بلند شدودست منم کشیدبلندم کردرزی با خنده بلندشدومنم بلند کرد.باخنده دورمیزچرخید وهمزمان ...

قسمت پنجم پارت سوم جلوی تی وی نشسته بودیم که لی داد زد:نمیخواین بیاین ببیمید سراشپز چه چیزی روبراتون اماده سروکرده؟ رزی باخنده بلند شدودست منم کشیدبلندم کردرزی با خنده بلندشدومنم بلند کرد.باخنده دورمیزچرخید وهمزمان شروع به تعریف کردن کرد:به به نه بابا عجب چیزی دوکبوکی درست کرده بود،هرکی روی ...

۴ روز پیش
34K
قسمت جدید فیک به زودی اپ میشه امیدوارم دوسش داشته باشین لطفا حدثیاتتون روبرای ادامه رمان بگین ونظررررر بدین . :-) :-) :-)

قسمت جدید فیک به زودی اپ میشه امیدوارم دوسش داشته باشین لطفا حدثیاتتون روبرای ادامه رمان بگین ونظررررر بدین . :-) :-) :-)

۱ هفته پیش
5K
قسمت پنجم پارت دوم باید برمیگشتم خونه حداقل سه یاچهارساعتی بودکه رزی ازم بی خبربود،دلم میخواست باهاش حرف بزنم چرافک میکردم کریس بابقیه فرق داره ؟چرااشتباه کردم ؟دستی روی لبم کشیدم وماشین روراه انداختم ...

قسمت پنجم پارت دوم باید برمیگشتم خونه حداقل سه یاچهارساعتی بودکه رزی ازم بی خبربود،دلم میخواست باهاش حرف بزنم چرافک میکردم کریس بابقیه فرق داره ؟چرااشتباه کردم ؟دستی روی لبم کشیدم وماشین روراه انداختم ... بابستن دررزی رودیدم که سریع ازجاش بلندشدوبه سمتم اومدازنگرانی مدام پاش روتکون میداد،تامنودیدعصبی گفت:هیج معلوم ...

۲ هفته پیش
19K
قسمت پنجم پارت اول ناخوداگاه چشمام روبستم باقطع شدن اهنگ نشون دهنده فاصله گرفتن دستاش ازگیتاربودبااینکه تموم شده بوداماسکوت کردم وچشمام روبازنکردم درک چیزی روکه دیده بودم برام سخت بود باسکوتم انگارمیخواستم کمکی برای درک ...

قسمت پنجم پارت اول ناخوداگاه چشمام روبستم باقطع شدن اهنگ نشون دهنده فاصله گرفتن دستاش ازگیتاربودبااینکه تموم شده بوداماسکوت کردم وچشمام روبازنکردم درک چیزی روکه دیده بودم برام سخت بود باسکوتم انگارمیخواستم کمکی برای درک بیشترکرده باشم که ...باداغ شدن طرفی ازصورتم وخوردن نفس های داغی به صورتم مثل برق ...

۳ هفته پیش
15K
قسمت چهارم پارت اخر فک کردم حالا که ازباباوجین دورشدم همچی درست میشه اما من الان اینجا حالم بده چرا فک میکردم دورشدن ازادمای گذشتم حکم رهایی از گذشتم روداره کاش میشد من فراموش کنم ...

قسمت چهارم پارت اخر فک کردم حالا که ازباباوجین دورشدم همچی درست میشه اما من الان اینجا حالم بده چرا فک میکردم دورشدن ازادمای گذشتم حکم رهایی از گذشتم روداره کاش میشد من فراموش کنم همه هم منوفراموش کنن چرافکرمیکردم کناراون پسرمیتونم اروم باشم وهمه چیوازنورقم بزنم؟! درست همون جایی ...

۳ هفته پیش
20K
قسمت چهارم پارت ۳ کتی لبخندی به پهنای صورتش زدوگفت:اره شایدحق باتوباشه چون من کریس روبلدم والبته...باهمه فرق دارم هرلحظه که میگذشت بیشتراحساس انزجارپیدامیکردم بدون نگاه کردن به کریس ازجام بلندشدم وهمونطورکه موبایلم روازروی میز ...

قسمت چهارم پارت ۳ کتی لبخندی به پهنای صورتش زدوگفت:اره شایدحق باتوباشه چون من کریس روبلدم والبته...باهمه فرق دارم هرلحظه که میگذشت بیشتراحساس انزجارپیدامیکردم بدون نگاه کردن به کریس ازجام بلندشدم وهمونطورکه موبایلم روازروی میز برمیداشتم بیتفاوت گفتم:خب دیگه بیشترازاین مزاحمتون نمیشم درخشش چشمای کتی رودیدم وکلافه بودن کریس روهم ...

۳ هفته پیش
23K
:-) :-) :-) :-) :-)

:-) :-) :-) :-) :-)

۳ هفته پیش
2K
سلام بچه ها ی پیشنهاد ویژه دارم که مطمئنم ازش ناراضی نمیشین پیشنهادمیکنم موقع خوندن فیک تمام زندگی من ostواهنگ های سریال اخرین ماموریت فرشته ی عشق وعاشقان ماه روگوش کنین پشیمون نمیشین واحساس خیلی ...

سلام بچه ها ی پیشنهاد ویژه دارم که مطمئنم ازش ناراضی نمیشین پیشنهادمیکنم موقع خوندن فیک تمام زندگی من ostواهنگ های سریال اخرین ماموریت فرشته ی عشق وعاشقان ماه روگوش کنین پشیمون نمیشین واحساس خیلی جذاب وقشنگی روموقع خوندن فیک بهتون میده وباعث میشه خودتونو راحت بتونین جای شخصیت های ...

۳ هفته پیش
7K
قسمت چهارم پارت دوم برگشتم سمتش ونگران گفتم:نمیدونم چرا امانگران کریسم،جواب نمیده،نکنه بازحالش بدشده؟! رزی ابروهاشوبالاانداخت هنوزیک دیقه هم نگذشته بودکه توجام پریدم وسریع گفتم:فهمیدم باعجله به سمت اتاقم رفتم تا حاضرشم که رزی توچهارچوب ...

قسمت چهارم پارت دوم برگشتم سمتش ونگران گفتم:نمیدونم چرا امانگران کریسم،جواب نمیده،نکنه بازحالش بدشده؟! رزی ابروهاشوبالاانداخت هنوزیک دیقه هم نگذشته بودکه توجام پریدم وسریع گفتم:فهمیدم باعجله به سمت اتاقم رفتم تا حاضرشم که رزی توچهارچوب درظاهرشدوپرسشی نگاهم کردوگفت:چیوفهمیدی؟ سریع گفتم:الان میرم خونش شاید اونجا ببینمش رزی چشماشوگردکردوگفت:مگه توادرس خونشوبلدی؟!! تندسرموتکون ...

۳ هفته پیش
15K
قسمت چهارم همشون مال کریس بود چون همشون مردونه بود ،برام مهم نبود که کادوهای برای من نیست این محبوبیت بی دلیلش برام سوال شده بود.رزی بادیدن چهرم قهقه ای سرداد ومن بی توجه بهش ...

قسمت چهارم همشون مال کریس بود چون همشون مردونه بود ،برام مهم نبود که کادوهای برای من نیست این محبوبیت بی دلیلش برام سوال شده بود.رزی بادیدن چهرم قهقه ای سرداد ومن بی توجه بهش به سمت اتاقم رفتم وخودم روروی تخت رهاکردم این چندوقته خیلی خسته شده بودم بافکرکردن ...

۴ هفته پیش
30K
قسمت سوم پارت اخر *دوستان این قسمت فیک باعکس قسمت قبلی درارتباطه* کریس از جاش بلند شد وبه سمت اتاقی رفت،صدای زنگ گوشیم بلندشد بادیدن اسم روی صفحه انگارکه سطل ابی روم خالی کرده باشن ...

قسمت سوم پارت اخر *دوستان این قسمت فیک باعکس قسمت قبلی درارتباطه* کریس از جاش بلند شد وبه سمت اتاقی رفت،صدای زنگ گوشیم بلندشد بادیدن اسم روی صفحه انگارکه سطل ابی روم خالی کرده باشن ازجام بلند شدم بابا بود ازم خواسته بود برگردم اما من تازه داشتم طعم ارامش ...

۴ هفته پیش
21K
قسمت سوم پارت سوم روی صندلی پایه بلندی که کنار کانترنشستم،دستموزیرچونم زدم و تماشاگرحرکاتش شدم ،همبرگرد های فیریزشده رو دراورد و داخل ماهیتابه انداخت وکنارش تو تابه ی دیگه ای مقداری سیبزمینی سرخ کرد وتقریبا ...

قسمت سوم پارت سوم روی صندلی پایه بلندی که کنار کانترنشستم،دستموزیرچونم زدم و تماشاگرحرکاتش شدم ،همبرگرد های فیریزشده رو دراورد و داخل ماهیتابه انداخت وکنارش تو تابه ی دیگه ای مقداری سیبزمینی سرخ کرد وتقریبا بعداز یه مدت زمانی که من اصلا گذشتنش رو احساس نمیکردم غذااماده شدبود وهمه چی ...

۲۸ تیر 1398
34K
قسمت سوم پارت دوم دراینکه کریس یه پسرجذاب ودخترکش بودشکی نبود اما ...اصلانمی دونم ایناچه ربطی به من داشت که اخمام روبه خاطرش درهم کرده بودم اخه ...اصلا واسه چی اومد جلوی درکالج میتونست بهم ...

قسمت سوم پارت دوم دراینکه کریس یه پسرجذاب ودخترکش بودشکی نبود اما ...اصلانمی دونم ایناچه ربطی به من داشت که اخمام روبه خاطرش درهم کرده بودم اخه ...اصلا واسه چی اومد جلوی درکالج میتونست بهم زنگ بزنه ،اصلاچراباید کاری کنه که همه دورش جمع بشن ؟باهمون اخم های درهم گفتم ...

۲۸ تیر 1398
46K
سلام بچه ها خوبین لطفا نظراتتونو درمورد فیکی که دارین میخونین بگین چطوره ؟دوست دارین ؟تواین چندقسمت از کدوم پارتش بیشترخوشتون اومده ؟خودتونو جای شخصیت جیسو گذاشتین ؟چه احساسی پیداکردین و اگه تواون موقعیت میبودین ...

سلام بچه ها خوبین لطفا نظراتتونو درمورد فیکی که دارین میخونین بگین چطوره ؟دوست دارین ؟تواین چندقسمت از کدوم پارتش بیشترخوشتون اومده ؟خودتونو جای شخصیت جیسو گذاشتین ؟چه احساسی پیداکردین و اگه تواون موقعیت میبودین چیکارمیکردین؟ :-) :-) :-) ممنون میشم جواب بدین نویسنده فیک kim raon

۲۲ تیر 1398
9K
قسمت سوم پارت اول استادباورکنین دیگه ذهنم جواب نمیده شما دوساعت که بی وقفه داریددرس میدید اکثربچه هاحرف من روتاییدکردن واستاد بدون ادامه دادن تموم شدن کلاس رواعلام کرد.سریع دست رزی والینا روکشیدم وگفتم زودباشین ...

قسمت سوم پارت اول استادباورکنین دیگه ذهنم جواب نمیده شما دوساعت که بی وقفه داریددرس میدید اکثربچه هاحرف من روتاییدکردن واستاد بدون ادامه دادن تموم شدن کلاس رواعلام کرد.سریع دست رزی والینا روکشیدم وگفتم زودباشین مردم ازگشنگی رزی لبخندمرموزی زدوبدون هیچ مخالفتی ازجاش بلندشدو به سمت بیرون قدم برداشتیم. وسط ...

۲۲ تیر 1398
28K
قسمت دوم پارت اخر چرالی نذاشت کریس حرفش روتموم کنه مگه چی میخواست بگه؟رزی کلافه گفت :بهتره بریم دکترگفت خبرنگارا جمع شدن حواسشونو پرت میکنه تامابریم اروم ازاتاق بیرون رفتیم تعدادزیادی ادم اون بیرون منتظربودن ...

قسمت دوم پارت اخر چرالی نذاشت کریس حرفش روتموم کنه مگه چی میخواست بگه؟رزی کلافه گفت :بهتره بریم دکترگفت خبرنگارا جمع شدن حواسشونو پرت میکنه تامابریم اروم ازاتاق بیرون رفتیم تعدادزیادی ادم اون بیرون منتظربودن اما نمیدونم چرابه جای اینکه حواسشون بیشتر جلب لی باشه جلب کریس بود!به سمت پارکینگ ...

۲۲ تیر 1398
48K
قسمت دوم پارت سوم اهی کشیدم و کلافه به سمتش برگشتم و خیره به چشماش گفتم: چیه؟بمونم که چی بشه ؟مگه بودونبودم فرقی به حالت داره وقتی قصدمردن کردی؟ توجاش نیم خیز شد و تقریبا ...

قسمت دوم پارت سوم اهی کشیدم و کلافه به سمتش برگشتم و خیره به چشماش گفتم: چیه؟بمونم که چی بشه ؟مگه بودونبودم فرقی به حالت داره وقتی قصدمردن کردی؟ توجاش نیم خیز شد و تقریبا با صدای بلندی گفت: زنده بمونم که چی بشه که این ادما... پریدم وسط حرفش ...

۲۲ تیر 1398
33K
قسمت دوم پارت دوم همه چی به سرعت می گذشت وماشین امبولانس بابیشترین سرعت درحرکت بودومن اون پشت کنارپسری بودم که ازشدت دردبه خواب رفته بود،دیگه اشک نمی ریختم اما بغض توی گلوم هرلحظه بیشترمسمم ...

قسمت دوم پارت دوم همه چی به سرعت می گذشت وماشین امبولانس بابیشترین سرعت درحرکت بودومن اون پشت کنارپسری بودم که ازشدت دردبه خواب رفته بود،دیگه اشک نمی ریختم اما بغض توی گلوم هرلحظه بیشترمسمم به خفه کردنم بود دست سردش توی دستم بود وصورت رنگ پریدش جلوی چشمام ،ناخواگاه ...

۲۲ تیر 1398
42K
قسمت دوم پارت یک موهای لخت و نم دارش روی پیشونیش ریخته بود و عرق سرد تموم وجودشو گرفته بود حتی نمی تونست روی پاهاش وایسه و چشماشو از زور درد بهم فشار میداد ،خیلی ...

قسمت دوم پارت یک موهای لخت و نم دارش روی پیشونیش ریخته بود و عرق سرد تموم وجودشو گرفته بود حتی نمی تونست روی پاهاش وایسه و چشماشو از زور درد بهم فشار میداد ،خیلی نگران بودم با حس کردن گرمای تنم بی رمق لای پلکاشو باز کرد این ...اینکه ...

۲۱ تیر 1398
50K