lili

leila_norouzian

Leila_norouzian اینستاگرام

خدا وقتی عشق را آفرید،
هوای خیلی‌ها را نداشت !!!

🌹 قدیم ترها همیشه علاجی برای هر دردی بود؛ مثل روغن چرخ خیاطی برای ناله های لولای در! مثل دوا گلی برای زخم های کودکانه ی سرِ زانو! مثل آغوش مادر بزرگ برای باریدنِ تمام ...

🌹 قدیم ترها همیشه علاجی برای هر دردی بود؛ مثل روغن چرخ خیاطی برای ناله های لولای در! مثل دوا گلی برای زخم های کودکانه ی سرِ زانو! مثل آغوش مادر بزرگ برای باریدنِ تمام بغض های جهان! چقدر دست هایمان این روزها خالی شده است!

۳ روز پیش
8K
۳ روز پیش
46K
فرستاده شده ام تا بجنگم؛ برای هرچیزی که ارزش‌اش را داشته باشد: حقیقت، زیبایی، محبت، آرامش و عشق . . . برای رژه رفتن میان عشق و رنج، با قلبی گشوده و چشم‌هایی بینا، برای ...

فرستاده شده ام تا بجنگم؛ برای هرچیزی که ارزش‌اش را داشته باشد: حقیقت، زیبایی، محبت، آرامش و عشق . . . برای رژه رفتن میان عشق و رنج، با قلبی گشوده و چشم‌هایی بینا، برای ایستادن درون خرابی ها، و باور اینکه قدرت من، نور من، حقیقت منو عشق من، ...

۳ روز پیش
16K
یک زمان هایی هست که برای بهتر شدنِ حالت ، زمان می خواهی دلت میخواهد بی هیچ توضیحی گوشه ای بنشینی و بدون دخالت آدم ها باخودت خلوت کنی ، دستی به قفسه ی خاک ...

یک زمان هایی هست که برای بهتر شدنِ حالت ، زمان می خواهی دلت میخواهد بی هیچ توضیحی گوشه ای بنشینی و بدون دخالت آدم ها باخودت خلوت کنی ، دستی به قفسه ی خاک گرفته ی افکارت بکشی ، تا شاید بتوانی با خودت کنار بیایی و آرامش را ...

۲ هفته پیش
40K
_____________________________ ✍سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می ...

_____________________________ ✍سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ ______________________________

۲ هفته پیش
20K
. “من اعتراض دارم' آغاز ماجراست چشمم پر از “چگونه” و ذهنم پر از “چرا”ست “بنشین برای نوبت تفهیم اتهام جرم شما بزرگتر از اصل ماجراست جرم شما، شکستن قفل در قفس جرم شما، گشودن ...

. “من اعتراض دارم' آغاز ماجراست چشمم پر از “چگونه” و ذهنم پر از “چرا”ست “بنشین برای نوبت تفهیم اتهام جرم شما بزرگتر از اصل ماجراست جرم شما، شکستن قفل در قفس جرم شما، گشودن بال پرنده هاست” :من اعتراض دارم تنها همین و بس! :“ساکت!هوای خیره سری در سر ...

۲ هفته پیش
12K
آنهایی که کمتر تو را می‌شناسند همیشه می‌گویند خوش به حالت! فکر می‌کنند آرامش تو و شادی‌ات نتیجه‌ی بی‌خیالی‌هاست. فکر می‌کنند تو بلدی دنیا را ندیده بگیری. به خیالشان می‌رسد بدی‌ها را حس نمی‌کنی. آنها ...

آنهایی که کمتر تو را می‌شناسند همیشه می‌گویند خوش به حالت! فکر می‌کنند آرامش تو و شادی‌ات نتیجه‌ی بی‌خیالی‌هاست. فکر می‌کنند تو بلدی دنیا را ندیده بگیری. به خیالشان می‌رسد بدی‌ها را حس نمی‌کنی. آنها فکر می‌کنند دیوار شادی تو به اندازه‌ی صدای خنده‌هایت بلند است. اما کسانی هستند که ...

۲ هفته پیش
15K
نیمه جانی بر کف ... کوله باری بر دوش ... مقصدی بی پایان ... قرن ها پشت افق ... سحری سرگردان ... که در آن آتش کم نور نگاهی تنها ، سینه ی ساکت صحرای ...

نیمه جانی بر کف ... کوله باری بر دوش ... مقصدی بی پایان ... قرن ها پشت افق ... سحری سرگردان ... که در آن آتش کم نور نگاهی تنها ، سینه ی ساکت صحرای سحرگاهی را ، مثل یک آینه ی رو به برهوت پی سوسوی نگاهی دیگر بی ...

۲۴ آذر 1398
23K
برای بودنت میمانم وبرای دیدنت میمیرم باش تا بمانم و بمان تا نمیرم دریا بسیار است اما غرق شدن در چشمان تو مرا عادت شده ...... دوست داشتنت هوس نیست که باشد یا نباشد نفس ...

برای بودنت میمانم وبرای دیدنت میمیرم باش تا بمانم و بمان تا نمیرم دریا بسیار است اما غرق شدن در چشمان تو مرا عادت شده ...... دوست داشتنت هوس نیست که باشد یا نباشد نفس است تا باشم تا باشی ....... من؛ قلب خاکی ام را سنگ فرش قدم هایت ...

۲۴ آذر 1398
16K
گفته بودم می روی دیدی عزیزم آخرش! سهم ما از عشق هم شد قسمت زجرآورش زندگی با خاطراتت اتفاقی ساده نیست! رفتنت یعنی مصیبت، زجر یعنی باورش یک وجب دوری برای عاشقان یعنی عذاب وای ...

گفته بودم می روی دیدی عزیزم آخرش! سهم ما از عشق هم شد قسمت زجرآورش زندگی با خاطراتت اتفاقی ساده نیست! رفتنت یعنی مصیبت، زجر یعنی باورش یک وجب دوری برای عاشقان یعنی عذاب وای از آن روزی که عاشق رد شود آب از سرش حال من بعد از تو ...

۲۳ آذر 1398
5K
اسمش چیست؟ این حس، این حال؛ همین که وقتی به تو فکر میکنم... از گوشه ی لبهایم لبخند چکه میکند! اسمش چیست؟ این کار، این رفتار؛ که نشسته ام و تو را مو به مو ...

اسمش چیست؟ این حس، این حال؛ همین که وقتی به تو فکر میکنم... از گوشه ی لبهایم لبخند چکه میکند! اسمش چیست؟ این کار، این رفتار؛ که نشسته ام و تو را مو به مو مرور میکنم و عطر موهایت گیجم میکند؟ اسمش چیست؟ این رویا، این خیال؛ که تو ...

۲۳ آذر 1398
3K
به خاطر تمام شب‌هایی که مُردم و صبحش پاشدم از سر گرفتم و هیچ کس نفهمید. شب هایی که شکستنم رو فقط بالشم دید و فرداش لبخند زدم، قهقهه زدم و توی دلم کف زدم ...

به خاطر تمام شب‌هایی که مُردم و صبحش پاشدم از سر گرفتم و هیچ کس نفهمید. شب هایی که شکستنم رو فقط بالشم دید و فرداش لبخند زدم، قهقهه زدم و توی دلم کف زدم واسه بازیگر بودنم ! تمام‌ بارهایی که شنیدم"خوش بحالت چه بیخیالی" تمام آدم هایی که ...

۲۰ آذر 1398
1K
حال جنینِ نامشروعی را دارم که به دنیا آمدنش آبرو می ریزد .. و سِقطش قتلی است عمدی.. کاش امشب بندِ نافِ روزگار دورِ گلویم بپیچد و خفه کند، نطفه ای را که در درد ...

حال جنینِ نامشروعی را دارم که به دنیا آمدنش آبرو می ریزد .. و سِقطش قتلی است عمدی.. کاش امشب بندِ نافِ روزگار دورِ گلویم بپیچد و خفه کند، نطفه ای را که در درد بسته شد ... تا زاده نشوم در طالع شومی که قبل از بدنیا آمدن، حکم ...

۲۰ آذر 1398
2K
فردا دیر است ... امروزت را همین امروز، زندگی کن! همین امروز لذتش را ببر، و همین امروز برای آرزوهایت تلاش کن ... حسرت، یعنی در گذشته جا مانده‌ای، و نگرانی یعنی، اسیرِ آینده‌ای شده‌ای ...

فردا دیر است ... امروزت را همین امروز، زندگی کن! همین امروز لذتش را ببر، و همین امروز برای آرزوهایت تلاش کن ... حسرت، یعنی در گذشته جا مانده‌ای، و نگرانی یعنی، اسیرِ آینده‌ای شده‌ای که هنوز نرسیده و اتفاقاتی که هنوز نیوفتاده! آینده‌ای که شاید نرسد و اتفاقاتی که ...

۲۰ آبان 1398
1K
حواسم باشدازاسارت زندان این زندگی که خلاص شدم قفل زبانم رابازکنم تاریخ راباخدا زیروروکنم بودونبودها را وارسی کنم از غصه ی نانی بگویم که جای همه امیدهاراگرفته بود. موج خشمش را به جان میخرم اما ...

حواسم باشدازاسارت زندان این زندگی که خلاص شدم قفل زبانم رابازکنم تاریخ راباخدا زیروروکنم بودونبودها را وارسی کنم از غصه ی نانی بگویم که جای همه امیدهاراگرفته بود. موج خشمش را به جان میخرم اما فریاداعتراضم را روزی صدبارتکرارمی کنم. سوالهای بی پاسخ زیادی روی دلم سنگینی میکنند...

۱۸ آبان 1398
980
‍ قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت ...

‍ قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت ..." این زیباترین دروغِ کودکی هایمان بود ... قرار بود مثلاً دلخوریمان تا ابد کِش بیاید ، ... اما با یک ،"ببخشید" ، سر و تهِ قضیه هم می آمد و دوباره مشغولِ بازی می شدیم ... انگار هم نه انگار ، ...

۷ مهر 1398
1K
. یا خیلی زودتر از وقت‌اش می‌آیم... مثل به دنیا آمدن‌ام... یا دیرتر از وقت‌اش .... مثل دوست داشتنِ تو در این سن‌ام همیشه دیر به خوش‌بختی می‌رسم ... همیشه زود به سوی ناکامی ...

. یا خیلی زودتر از وقت‌اش می‌آیم... مثل به دنیا آمدن‌ام... یا دیرتر از وقت‌اش .... مثل دوست داشتنِ تو در این سن‌ام همیشه دیر به خوش‌بختی می‌رسم ... همیشه زود به سوی ناکامی ... یا همه چیز دیرزمانی پایان یافته است... یا هیچ چیز شروع نشده است ... به ...

۲ مهر 1398
974
آشناهای غریب همیشه زیادند آشناهایی که میایند و میروند آشناهایی که برای ما آشنایند ولی ما برای آنها... نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشود که همه روزی آشنای غریب میشوند یکی هست ولی نیست یکی ...

آشناهای غریب همیشه زیادند آشناهایی که میایند و میروند آشناهایی که برای ما آشنایند ولی ما برای آنها... نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشود که همه روزی آشنای غریب میشوند یکی هست ولی نیست یکی نیست ولی هست یکی میگوید هستم ولی نیست یکی میگوید نیستم ولی هست و در ...

۲۶ شهریور 1398
984
‌ وقتی نمی‌خواهیم می‌خواهند ما را انگار برعکس است اصلا کار دنیا آخر کسی با چشم خود دیده‌است یک بار امواج بر خیزند از ساحل به دریا؟ این قصه تکراری‌ست مادر دست بردار تا کی ...

‌ وقتی نمی‌خواهیم می‌خواهند ما را انگار برعکس است اصلا کار دنیا آخر کسی با چشم خود دیده‌است یک بار امواج بر خیزند از ساحل به دریا؟ این قصه تکراری‌ست مادر دست بردار تا کی به خوردم می‌دهی از ماست برما؟ از دید آدم‌های دل مشغول و دل تنگ فرقی ...

۷ شهریور 1398
993
‌ ‌بگو رفیق! بگو تا همیشه می مانی تو هم شبیه منی از خودت گریزانی تو هم شبیه منی با سکوت هم عصری تو هر کجا بروی بی دلیل حیرانی چقدر گوشه نشینی چقدر تنهایی ...

‌ ‌بگو رفیق! بگو تا همیشه می مانی تو هم شبیه منی از خودت گریزانی تو هم شبیه منی با سکوت هم عصری تو هر کجا بروی بی دلیل حیرانی چقدر گوشه نشینی چقدر تنهایی چه کرده ای که چنین از اساس ویرانی؟ چه دیده ای که جهان را حقیر ...

۷ شهریور 1398
974