جسم فریاد میزد ،برای تولد هنوز زودم، دورشو گرفت،چرخید به قدری که پوست جا مونده بود،خبری از سفیدی چشم نبود،اما قادر به سفید کردنش بود،گفت من بادبانی ام که کشتیتو حرکت میدم،کشتیت غرق شده باشه ...

جسم فریاد میزد ،برای تولد هنوز زودم، دورشو گرفت،چرخید به قدری که پوست جا مونده بود،خبری از سفیدی چشم نبود،اما قادر به سفید کردنش بود،گفت من بادبانی ام که کشتیتو حرکت میدم،کشتیت غرق شده باشه باد میشم،تو رو میبرم به سمت خودم، تو قسمتی از منی و من دریای تو ...

۲۳ فروردین 1398
10K
جیغ کشید،پردها به بدنش میچسبیدند،زمان خودش را در مغزش تف کرده بود،مغزی مملو از دی اِن اِیِ زمان! پاهایش به زانو افتاده بودند،دهانش باز بود و فریاد میزد اسارت بس است!،چشمانش با هر پلک زدن ...

جیغ کشید،پردها به بدنش میچسبیدند،زمان خودش را در مغزش تف کرده بود،مغزی مملو از دی اِن اِیِ زمان! پاهایش به زانو افتاده بودند،دهانش باز بود و فریاد میزد اسارت بس است!،چشمانش با هر پلک زدن شوکی مانند دستگاه الکتروشوک به بدنش میداد،ناخُن های خودش را در زمین فرو کرد و ...

۹ فروردین 1398
19K
خُدا از تنهایی خودش به گریه کردن افتاد، هر اشک یک روح شد و‌ خُدا همچنان گریه میکرد، جمعیت روحهای اطراف خُدا رو به فزونی بود و اشکها به نوبت سرد و سردتر میشدند، خُدا ...

خُدا از تنهایی خودش به گریه کردن افتاد، هر اشک یک روح شد و‌ خُدا همچنان گریه میکرد، جمعیت روحهای اطراف خُدا رو به فزونی بود و اشکها به نوبت سرد و سردتر میشدند، خُدا اشکهای خودش را پاک کرد و عطری که از اشکهای پاک شده به صورت خُدا ...

۸ فروردین 1398
19K
خون اراده را دستش گرفت، تشنجی بدن را گرفت، ناخن ها گوشت را چنگ زدند تا جدایی رخ ندهد،مغز میخندید،خون تمسخر دید و رگهای حیات مغز را بن بست از عبورش کرد، فرد ب زمین ...

خون اراده را دستش گرفت، تشنجی بدن را گرفت، ناخن ها گوشت را چنگ زدند تا جدایی رخ ندهد،مغز میخندید،خون تمسخر دید و رگهای حیات مغز را بن بست از عبورش کرد، فرد ب زمین افتاد و التماس خالق را کرد،صدایی نیامد، مغز از خود انگل ترشح کرد، و خون ...

۶ فروردین 1398
8K
گفت نفرینِ حیات بخشِ من بآت میمآند،چرخش های سریعِ سر آغاز شد،شکم به چشم چنگ زد،فریاد، آب را بیرون دمید ،قبولش سخت بود، زجه میزد،زخم ها دیده نمیشدند، گویا هرتتفس انتقال آمدن بود، گرفته شد، ...

گفت نفرینِ حیات بخشِ من بآت میمآند،چرخش های سریعِ سر آغاز شد،شکم به چشم چنگ زد،فریاد، آب را بیرون دمید ،قبولش سخت بود، زجه میزد،زخم ها دیده نمیشدند، گویا هرتتفس انتقال آمدن بود، گرفته شد، تمآمش، رو کرد و گفت من نفرینم! اما حیآتم! مال من است تغیرت و زجر ...

۱۵ بهمن 1397
20K
سمتت اومد ‌نگاهش رفت ،دستشو زیر خاک کرد ریشه ها سوختند جوونه زد کنارتر آدم ، خندید صدای چکش به آهن ،رهگذر گوشاشو محکم گرفت و دویدن فرار آغاز شد، شروع صدای جیغ تیغ روی ...

سمتت اومد ‌نگاهش رفت ،دستشو زیر خاک کرد ریشه ها سوختند جوونه زد کنارتر آدم ، خندید صدای چکش به آهن ،رهگذر گوشاشو محکم گرفت و دویدن فرار آغاز شد، شروع صدای جیغ تیغ روی سفیدی چشم ،برای گردش ثانیهایش زجر رو صدا زد نطفه ریخته شد تاریکی قدمی نزدیک ...

۱۷ دی 1397
22K
معنای صدا،صامت هنوز در تضاد با سکوت بود،چرا؟ راه درمان ترساندن است،ترس و عجیب بودن قدرت، مهاجرت کلاغ ها به شوره زار اعتراض اجساد متحرک را داشت،حتی برای خوردن هم تعفن مانع بود،حکمت چیست؟ ما ...

معنای صدا،صامت هنوز در تضاد با سکوت بود،چرا؟ راه درمان ترساندن است،ترس و عجیب بودن قدرت، مهاجرت کلاغ ها به شوره زار اعتراض اجساد متحرک را داشت،حتی برای خوردن هم تعفن مانع بود،حکمت چیست؟ ما چیستیم؟ میگوییم بی نیاز است،مشت جهت گرفت و فریاد سکوت کن پاچیده شد! اما چرا ...

۳۰ مرداد 1397
6K
رویا و نخ بادبادک ،بادکنک های مغلوب سنگینی بغص دمیده شده،قانون نیوتون و نام جدید جاذبه فقر،حیوان میخورد،و اسیر قفس بی معناس،کشور قفس بود و اموال مردم به سفر کانادا میرفتند،نامش رئیس بود اما جمهور ...

رویا و نخ بادبادک ،بادکنک های مغلوب سنگینی بغص دمیده شده،قانون نیوتون و نام جدید جاذبه فقر،حیوان میخورد،و اسیر قفس بی معناس،کشور قفس بود و اموال مردم به سفر کانادا میرفتند،نامش رئیس بود اما جمهور فریاد بخرید مادرم گریه میکند کودک هفت ساله بود،حیوان دست خود را بالابرد و قاضی ...

۲۹ مرداد 1397
10K
آخرین نقطه،نگاه اشیا،ملازم سلسله درک،کهکشان رشد میکند،فکر تنها هستی نبودن،از بین رفتن روزمرگی،بلند شد،ماه نگاهش محدود بود،منظره نمایش لغزش ها ،گناه یا پرستش؟،زیبایی و اتصال خدا،زشت و دوری؟،نه،ملازم سلسله درک،پایان نیست،ابتدا نیست،زمان و مثال دایره،تختی ...

آخرین نقطه،نگاه اشیا،ملازم سلسله درک،کهکشان رشد میکند،فکر تنها هستی نبودن،از بین رفتن روزمرگی،بلند شد،ماه نگاهش محدود بود،منظره نمایش لغزش ها ،گناه یا پرستش؟،زیبایی و اتصال خدا،زشت و دوری؟،نه،ملازم سلسله درک،پایان نیست،ابتدا نیست،زمان و مثال دایره،تختی آب در ذهن سوخته،کشاورز کلمات را پاشید،توضیح و غرقی ناتوانی کلمات،الفبا میترسید،نیاز ب تکاملش بود،چرا؟،منزل ...

۱۷ مرداد 1397
7K
ترس کشیده شد،نقاش خیره،قلم جویده،تیک تآک،روز نعره زد،شب ستاره را بلعید،سوسک سیندرلا داستان بود،علت؟!،گوش نگاه کرد،نگاه نگاه نگاه،تصمیم داشت،ناگهان مُرد،رشوه زیاد بود،مغز دراز، اما اما اما اما چی؟!،جنگ نزدیک شد،سکه اول بود،نطفه گذاری بعد،زنبور در ...

ترس کشیده شد،نقاش خیره،قلم جویده،تیک تآک،روز نعره زد،شب ستاره را بلعید،سوسک سیندرلا داستان بود،علت؟!،گوش نگاه کرد،نگاه نگاه نگاه،تصمیم داشت،ناگهان مُرد،رشوه زیاد بود،مغز دراز، اما اما اما اما چی؟!،جنگ نزدیک شد،سکه اول بود،نطفه گذاری بعد،زنبور در این شهد غرق میشد،سوسک سنیه خیز بال زد،نصیبش فکر بود. #تصویر و متن از علی ...

۸ مرداد 1397
14K
درد ظرافت بود،قابل لمس،خون سفیدی داشت،قرنیه در وسط،باد وحشیانه میکُشت،سن کم،مرگ توهین،نمیفهمد،کشاورز داس را فروخت،مورچه ها میدانستند،شروع شده بود،پایان آغاز،آغاز پایان،اوج گرفتند ،تیر برق تنها شد،روزی دانه ،پلاستیک شده بود،استراحت کن،افتاد،جوانه نزد،مرد زودتر مُرد #تصویر ...

درد ظرافت بود،قابل لمس،خون سفیدی داشت،قرنیه در وسط،باد وحشیانه میکُشت،سن کم،مرگ توهین،نمیفهمد،کشاورز داس را فروخت،مورچه ها میدانستند،شروع شده بود،پایان آغاز،آغاز پایان،اوج گرفتند ،تیر برق تنها شد،روزی دانه ،پلاستیک شده بود،استراحت کن،افتاد،جوانه نزد،مرد زودتر مُرد #تصویر و متن از علی #پست کننده طآد

۳۰ تیر 1397
4K
میخ در جعبه سوزن ،پنبه به آسمان رفت،هیچکس و هیچکس و هیچکس،فرزند آب،روح لباسش را پسندید،خداوند دلتنگ بود،دستور اضافه شدن به نقاشی،ساخت و ساخت و ساخت،ندای کم بودن،عدم کشف و پرواز قطار کلمات،شاید باید نهایت ...

میخ در جعبه سوزن ،پنبه به آسمان رفت،هیچکس و هیچکس و هیچکس،فرزند آب،روح لباسش را پسندید،خداوند دلتنگ بود،دستور اضافه شدن به نقاشی،ساخت و ساخت و ساخت،ندای کم بودن،عدم کشف و پرواز قطار کلمات،شاید باید نهایت نمیساخت،کلاهش مانند کلاغ بود،صفحه برگ خورد،ایستاد زمان،خندید ،بازیچه بازی بودنشان دیدن داشت،گل خارهایش را به ...

۲۹ تیر 1397
4K
پلک و صدای نگاه،برای عصا داشتن زیادی پیر بود،مورچه نگاهی کرد و مار ب لانه خود خزید، جمعیت علت خنده اش بود،دلقک آرایشگاه خود را میپسندید،به گردن کتآب تیغ زبان میزد،جهل ،باید انتخاب میشد،راه یا ...

پلک و صدای نگاه،برای عصا داشتن زیادی پیر بود،مورچه نگاهی کرد و مار ب لانه خود خزید، جمعیت علت خنده اش بود،دلقک آرایشگاه خود را میپسندید،به گردن کتآب تیغ زبان میزد،جهل ،باید انتخاب میشد،راه یا مسیر،برآی چه،سکوت اشکش لرزید،میشد حسش کرد،زیر نقاب،غریبه شتابان نزدیک شد،رفت ... #تصویر و متن از ...

۲۸ تیر 1397
4K
پارچه اش را محکم ب خودش بست،ریشه نگران بود،دوست نزدیک شد،آغآز صبر،رهگذر سه بار عصایش را زمین کوبید،گندم نگاه کرد،گندیده شدن میوه یخ زده،طناب با چارپایه روی هم ریخت،فریآد ضعیف مسئول عدالت،آخرین حرف،خنده گردن،تجاوز ب ...

پارچه اش را محکم ب خودش بست،ریشه نگران بود،دوست نزدیک شد،آغآز صبر،رهگذر سه بار عصایش را زمین کوبید،گندم نگاه کرد،گندیده شدن میوه یخ زده،طناب با چارپایه روی هم ریخت،فریآد ضعیف مسئول عدالت،آخرین حرف،خنده گردن،تجاوز ب روح،خانه گم شد... #تصویر و متن از علی #پست کننده طآد

۲۷ تیر 1397
7K
تضاد رشد جسم،فوت چشمانش،رفتن،ایستاده ملاقات خدا،کیست،چیست،چرا، آمد،لمس لاله گوش،صدای نیاز،آهوی شکار شده،سمت نگاه بچه،ایستگاه حیوانات،گل و انتظار،بدن باز شده،قرنیه اهدایی،بچه نگاه کرد،سوال جنسیت،رفع اشک با درون،صدای رهبران،هفت سال حبس،اولین نور،دفع امید،مادر دوید،دوید،دوید... #تصویر و متن ...

تضاد رشد جسم،فوت چشمانش،رفتن،ایستاده ملاقات خدا،کیست،چیست،چرا، آمد،لمس لاله گوش،صدای نیاز،آهوی شکار شده،سمت نگاه بچه،ایستگاه حیوانات،گل و انتظار،بدن باز شده،قرنیه اهدایی،بچه نگاه کرد،سوال جنسیت،رفع اشک با درون،صدای رهبران،هفت سال حبس،اولین نور،دفع امید،مادر دوید،دوید،دوید... #تصویر و متن از علی #پست کننده طآد

۲۷ تیر 1397
4K
رآز،آغآز است،شیطان آینه است،فرشته نوع دید، دختر خندید،لوله متصل به رآن،معنآی دیگری به وآن میدآد،چند گرم نیآز،معنآی فروش تن،نآم آزادی،لفظ بودن،عدآلت یکتای مرگ،لآله زار همچنآن آرام بود،تکاندن زغآل دود،پسر میدید،لذت تماس،نگاهای خیره پدر،ب دختر جآی ...

رآز،آغآز است،شیطان آینه است،فرشته نوع دید، دختر خندید،لوله متصل به رآن،معنآی دیگری به وآن میدآد،چند گرم نیآز،معنآی فروش تن،نآم آزادی،لفظ بودن،عدآلت یکتای مرگ،لآله زار همچنآن آرام بود،تکاندن زغآل دود،پسر میدید،لذت تماس،نگاهای خیره پدر،ب دختر جآی مادر،فریآد غرب ب رابطه خانوادگی،سومین جهان،روز بکآرت،پیرمرد و رقص نصیحت،صداها خاموش [ن‍ـ]؟[م‍ـ]شوند. #تصویر و متن ...

۲۷ تیر 1397
5K