#پارت_۹ #آخرین_تکه_قلبم گوشیمو گرفت دستش و شروع کزد به خوندن پی امای منو دوستام ، گوشیو خواستم بگیرم ازش که نذاشت ، عکس امیر و نیما که داشتن راه میرفتن رو فرستاده بودم واسه فاطمه ...

#پارت_۹ #آخرین_تکه_قلبم گوشیمو گرفت دستش و شروع کزد به خوندن پی امای منو دوستام ، گوشیو خواستم بگیرم ازش که نذاشت ، عکس امیر و نیما که داشتن راه میرفتن رو فرستاده بودم واسه فاطمه و مهتا ، از بد شانسیمم شب قبلش حرفای زیادی زده بودیم و حرفایی که ...

۲۷ مهر 1398
51K
#پارت_10 #آخرین_تکه_قلبم بعد از چند دقیقه که دید نمیام شروع کرد به منت کشی! _پاشو بیا زشته نیاز یه کلمه ام جوابشو ندادم . _میرما .. برو ، انگار من مجبورش کردم . سرمو گذاشتم ...

#پارت_10 #آخرین_تکه_قلبم بعد از چند دقیقه که دید نمیام شروع کرد به منت کشی! _پاشو بیا زشته نیاز یه کلمه ام جوابشو ندادم . _میرما .. برو ، انگار من مجبورش کردم . سرمو گذاشتم روی پام ، زانومو بغل کردم، چه قدر سخته وقتی دلم می گیره ، گریه ...

۲۷ مهر 1398
45K
#پارت_۷ #آخرین_تکه_قلبم دست خالی نشست تو ماشین ،با لبای آویزون نگاش کردم! _نداشت نیاز! _میخوام من نیمااا! _خب چیکار کنم عزیزم نداشت! لبمو آویزون تر کردم و با غم چسبیدم به پنجره ی ماشین. وارد ...

#پارت_۷ #آخرین_تکه_قلبم دست خالی نشست تو ماشین ،با لبای آویزون نگاش کردم! _نداشت نیاز! _میخوام من نیمااا! _خب چیکار کنم عزیزم نداشت! لبمو آویزون تر کردم و با غم چسبیدم به پنجره ی ماشین. وارد پارک همیشگیمون شد و زیر سایه ی درخت پارک کرد. _من میخواستم نیما! _نداشت عشقم ...

۲۶ مهر 1398
22K
#پارت۷۵ با افسوس گفتم: ـ ای کاش میشد پسر بزرگ اردشیرخان رو هم دعوت می‌کردیم، آخه همونطور که گفتم اردشیرخان و پسرش آقا امیر باهم قطع رابطه کردن، خانم بزرگ خیلی دلش می‌خواد پسرش دوباره ...

#پارت۷۵ با افسوس گفتم: ـ ای کاش میشد پسر بزرگ اردشیرخان رو هم دعوت می‌کردیم، آخه همونطور که گفتم اردشیرخان و پسرش آقا امیر باهم قطع رابطه کردن، خانم بزرگ خیلی دلش می‌خواد پسرش دوباره باهاشون رفت و آمد داشته باشه. بابا: خب دعوتشون می‌کنیم. ـ آقا امیر قبول نمی‌کنه. ...

۲۷ مهر 1398
76K
دیشب با دیدن پست خداحافظی یه عزیز که خییلی دوسش دارم اعصابم بهم ریخت همش با خودم میگفتم منکه فقط توی ویس باهاش در ارتباطم اگه از اینجا بره چکار کنم دلم خیلی گرفته بود ...

دیشب با دیدن پست خداحافظی یه عزیز که خییلی دوسش دارم اعصابم بهم ریخت همش با خودم میگفتم منکه فقط توی ویس باهاش در ارتباطم اگه از اینجا بره چکار کنم دلم خیلی گرفته بود و بغضی سنگین توی گلوم اما دیدم کامنت گذاشته زیر یکی از پست هام و ...

۲۷ مهر 1398
14K
این پیج رمانش عالیه بتون پیشنهاد میکنن فالو کنید

این پیج رمانش عالیه بتون پیشنهاد میکنن فالو کنید

۲۷ مهر 1398
4K
@...A.R.A.M... یه رمان عالی با یه نویسنده گل فالو بشه لطفا و اگه فالو کردی آنفالو نکن

@...A.R.A.M... یه رمان عالی با یه نویسنده گل فالو بشه لطفا و اگه فالو کردی آنفالو نکن

۲۷ مهر 1398
7K
۱:من راجب حرف شما فقط یه جمله یادم میاد.میگه:تو این دنیاامروزمغرورباش توبه هیچ کس جزءخودت نیاز نداری🌹 ۲:آره باشه من بی معرفت خوب شما معرفتتونشون بده ...بعد من معرفتموخرج کسایی می کنم که واسم معرفت ...

۱:من راجب حرف شما فقط یه جمله یادم میاد.میگه:تو این دنیاامروزمغرورباش توبه هیچ کس جزءخودت نیاز نداری🌹 ۲:آره باشه من بی معرفت خوب شما معرفتتونشون بده ...بعد من معرفتموخرج کسایی می کنم که واسم معرفت خرج کردند☺ ببخشید🌹 🙏 ۳:اگه کسیو لایک نمی کنم و به لایک من نیاز داره ...

۲۷ مهر 1398
13K
پارت دوم خودمو شبیه گربه شرک کردم که دیدم انگار میخواد بخنده(چی این گودزیلای اخمو هم مگه خنده بلده)ولی زود جدی شد. _خب پس گفتین برای آگهی تشریف اوردین.. _بعله.. _ما به پرستار نیاز نداریم.. ...

پارت دوم خودمو شبیه گربه شرک کردم که دیدم انگار میخواد بخنده(چی این گودزیلای اخمو هم مگه خنده بلده)ولی زود جدی شد. _خب پس گفتین برای آگهی تشریف اوردین.. _بعله.. _ما به پرستار نیاز نداریم.. _یعنی چی اگه نیاز ندارین پس چرا اگهی زدین..😡 _اون آگهی برای دوماه پیش بوده... ...

۲۷ مهر 1398
28K
👆 👇 این کلاه قهوه ای هم از پایین سر انداخته شده با مدل پیج ماری #آموزش پیچ مدل روی. کلاه. قهوه ای پیج ساده. در رج هایی که قرار بود پیج انجام بشه. اگه ...

👆 👇 این کلاه قهوه ای هم از پایین سر انداخته شده با مدل پیج ماری #آموزش پیچ مدل روی. کلاه. قهوه ای پیج ساده. در رج هایی که قرار بود پیج انجام بشه. اگه پیچ اول از زیر بود. تا آخر مدل باید پیچ ها از زیر انجام. میشد ...

۲۷ مهر 1398
48K
#رمان_گرداب #نویسنده_خاموش #پارت۴۲ HANA: خب باشه دوست داشتن که زوری نمیشه دوسم نداری خب چرا اذیتت کنم : سلام من 2 ماهی نبودم و میدونی خب توی این 7 ماهه زندگیم به کل بهم ریخته ...

#رمان_گرداب #نویسنده_خاموش #پارت۴۲ HANA: خب باشه دوست داشتن که زوری نمیشه دوسم نداری خب چرا اذیتت کنم : سلام من 2 ماهی نبودم و میدونی خب توی این 7 ماهه زندگیم به کل بهم ریخته از روابط خانوادم با فامیل گرفته تا تا حال پدر و مادرم وضع خودم از ...

۲۷ مهر 1398
142K
#رمان_گرداب #نویسنده_خاموش #پارت۴۱ اوایل تابستون همش خرید بودیم برا عقد خواهرم یه شب حسابی عصبی و البته دلگیر بودم. نمیدونم چرا ولی کلا بی اهمیت ترین موجود تو کل خاندان منم. اخر شب بود و ...

#رمان_گرداب #نویسنده_خاموش #پارت۴۱ اوایل تابستون همش خرید بودیم برا عقد خواهرم یه شب حسابی عصبی و البته دلگیر بودم. نمیدونم چرا ولی کلا بی اهمیت ترین موجود تو کل خاندان منم. اخر شب بود و گوشه تختم که به دیوار وصل میشه تو خودم جم شده بودم. رمز گوشیم که ...

۲۷ مهر 1398
27K
. شاید به تو نگفتم دوست دارم اما تا خونه شما سی و هشت هراز و دویست و نود و چهار قطعه بتونی هست که جدول شدن و یکی در میون سفید و آبی ن؛ ...

. شاید به تو نگفتم دوست دارم اما تا خونه شما سی و هشت هراز و دویست و نود و چهار قطعه بتونی هست که جدول شدن و یکی در میون سفید و آبی ن؛ نزدیک خانه شما یه خیابون هست که روی خط سفیدش شبرنگ های زرد و نارنجی ...

۲۷ مهر 1398
23K
#رمان_مثلث_برمودا پارت ⑨② وقتی رسیدیم دم در به آرام گفتم:ببین خیلی روانیه ها میتونی؟ بابا من عمل قلب باز رو یه بچه سه ساله کردم زنده موند اینو اگ نتونم باید مدرکمو توسرم بزنم —حالا ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت ⑨② وقتی رسیدیم دم در به آرام گفتم:ببین خیلی روانیه ها میتونی؟ بابا من عمل قلب باز رو یه بچه سه ساله کردم زنده موند اینو اگ نتونم باید مدرکمو توسرم بزنم —حالا من گفتم که نگی نگفتی درو باز کردم آوا گفت:سلام چی شده من به جای ...

۲۷ مهر 1398
39K
#خواننده_شیطون #پارت43 مارنی هوف خیلی خوب بود امروز مخصوصا کسی که دوسش دارم معلممه اما غرورش زیاده واقعا خودم روشو کم میکنم فردا باید بریم کاور دنس اهنگی که میخوایم بدیم بیرون یعنی صداهامون خوبه ...

#خواننده_شیطون #پارت43 مارنی هوف خیلی خوب بود امروز مخصوصا کسی که دوسش دارم معلممه اما غرورش زیاده واقعا خودم روشو کم میکنم فردا باید بریم کاور دنس اهنگی که میخوایم بدیم بیرون یعنی صداهامون خوبه مامان:مارنی بیا عزیزم شام من:چشم مامان الآن نشستیم سر میز بابا:چطور بود امروز؟ من:خیلی خوب ...

۲۷ مهر 1398
43K
#خوشمزه+_+

#خوشمزه+_+

۱۹ مهر 1398
6K