در زندگی نقطه ای هست که دیگر هیچ چیز برایت ارزش قبل را ندارد دچار یک خلأ میشوی که همه چیز را برایت بی معنا میکند میشوی پرنده ای بی بال و پر میان آسمان ...

در زندگی نقطه ای هست که دیگر هیچ چیز برایت ارزش قبل را ندارد دچار یک خلأ میشوی که همه چیز را برایت بی معنا میکند میشوی پرنده ای بی بال و پر میان آسمان و زمین که بازی روزگار همچو بادی این سو و آن سویت میکند تا فقط ...

۲ روز پیش
13K
تا به حال احساس تنهایی کرده اید؟ تنهایی چیزی فراتر از تنها زندگی کردن و یا نداشتن رابطه ی عاطفی با کسی ست... تنهایی یک حس درونی ست... گاهی وسط مهمانی و در جمع به ...

تا به حال احساس تنهایی کرده اید؟ تنهایی چیزی فراتر از تنها زندگی کردن و یا نداشتن رابطه ی عاطفی با کسی ست... تنهایی یک حس درونی ست... گاهی وسط مهمانی و در جمع به سراغت می آید و گاهی در سکوت شب... چه فرقی دارد در جزیره ای دور ...

۱ هفته پیش
57K
مرد ها عاقل اند مرد ها سیگار نمی کشند دل ندارند، به کسی دل نمی بندند ... مرد ها عاشق نمی شوند ... مرد ها سبزی پاک می کنند و ظرف می شویند ... موهای ...

مرد ها عاقل اند مرد ها سیگار نمی کشند دل ندارند، به کسی دل نمی بندند ... مرد ها عاشق نمی شوند ... مرد ها سبزی پاک می کنند و ظرف می شویند ... موهای سیاه بلندی که از پشت گوش رد شوند بنشینند روی شانه ... نه مرد ها ...

۱ هفته پیش
23K
دلتنگ که میشوی فال میگیری چشمانت را میبندی ومیگویی... میشود بگویی او دلش تنگ هست یا نه..! ؟ وحافظ هم که انگار دلش به حال بیقرارت سوخته است میگوید : یوسف گمگشته باز آید به ...

دلتنگ که میشوی فال میگیری چشمانت را میبندی ومیگویی... میشود بگویی او دلش تنگ هست یا نه..! ؟ وحافظ هم که انگار دلش به حال بیقرارت سوخته است میگوید : یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم نخور.. و همان جاست که میباری و در دل میگویی یوسف من اصلا ...

۱ هفته پیش
22K
تقدیم به همه دختران سرزمینم که کمتر به خاطر «خودشان» و «بودنشان» تحسین شده اند. کسانی که حتی وقتی خواستیم تحسینشان کنیم گفتیم: «میتوانند مادران خوبی باشند و جامعه ی فردا را بسازند» و فراموش ...

تقدیم به همه دختران سرزمینم که کمتر به خاطر «خودشان» و «بودنشان» تحسین شده اند. کسانی که حتی وقتی خواستیم تحسینشان کنیم گفتیم: «میتوانند مادران خوبی باشند و جامعه ی فردا را بسازند» و فراموش کردیم که جامعه ی امروز نیز، با اشک ها و لبخندهای آنها ساخته میشود…: وقتی ...

۱ هفته پیش
32K
به ما گفتند: “مرد گریه نمی کند” و هیچ کس نفهمید که گاهی مرد ها هم نیاز دارند بغض‌شان بشکند و یک دل سیر اشک بریزند. گفتند: “زشت است که دختر در خیابان بلند بلند ...

به ما گفتند: “مرد گریه نمی کند” و هیچ کس نفهمید که گاهی مرد ها هم نیاز دارند بغض‌شان بشکند و یک دل سیر اشک بریزند. گفتند: “زشت است که دختر در خیابان بلند بلند بخندد” و هیچکس درک نکرد دخترانی که خوشحالی‌شان را فریاد می زنند بی حیا و ...

۲ هفته پیش
28K
آدما وقت دل کندن دو دسته میشن؛ دسته ی اول اونایی هستن که بعد از اختلاف،رفتن آخرین چیزی هست که به ذهنشون می رسه، پس تلاش می کنن تا همه چیز رو‌ درست کنن اما ...

آدما وقت دل کندن دو دسته میشن؛ دسته ی اول اونایی هستن که بعد از اختلاف،رفتن آخرین چیزی هست که به ذهنشون می رسه، پس تلاش می کنن تا همه چیز رو‌ درست کنن اما وقتی می بینن‌ همه چیز بینشون انقدر خراب شده که قابل تعمیر نیست کم‌ کم ...

۲ هفته پیش
23K
مُردن که حتما نباید زیر شدن توسط یک ماشین سنگین باشد یا حتی سکته ی قلبی و مغزی حتما که نباید از طبقه ی آخر یک‌برج سقوط کرد تا مُرد برای مُردن حتما نباید چاقو‌ ...

مُردن که حتما نباید زیر شدن توسط یک ماشین سنگین باشد یا حتی سکته ی قلبی و مغزی حتما که نباید از طبقه ی آخر یک‌برج سقوط کرد تا مُرد برای مُردن حتما نباید چاقو‌ خورد مُردن گاهی ساده و بی سر و صدا اتفاق می افتد آنقدر ساده که ...

۳ هفته پیش
137K
بیـــشتر آدم ها تجربه ی یک شب تا صبح نخــوابیدن رو دارند یک شب تا صبح تـــوی جا غلت زدن و چشم بـر هم نگـــذاشتن... بیـــشتر آدم ها همــان شب بین دو راهی عقـــل و ...

بیـــشتر آدم ها تجربه ی یک شب تا صبح نخــوابیدن رو دارند یک شب تا صبح تـــوی جا غلت زدن و چشم بـر هم نگـــذاشتن... بیـــشتر آدم ها همــان شب بین دو راهی عقـــل و احســاسشون به فنـــا رفتـــن و دیگر هیــــچ وقت، زندگی نــکردن... فقــط،،، زنده بــودن ...

۳ هفته پیش
11K
زن بودنت را به رخم نکش !!! اینجا در میان این همه گرگ های مرد نما، من شانه هایم را برایت کوه کرده ام. تو اشک میریزی و راحت میشوی و من،،، هر روز بغضم ...

زن بودنت را به رخم نکش !!! اینجا در میان این همه گرگ های مرد نما، من شانه هایم را برایت کوه کرده ام. تو اشک میریزی و راحت میشوی و من،،، هر روز بغضم ، پوست می اندازد. آری من مردم. من از سلاله آدمم، و چه زود تاریخ ...

۳ هفته پیش
40K
یک کشور درست کنند برای بچه‌ها، بچه‌های فلسطین، اسرائیل، سومالی، وطنمان و ...، بچه‌های آدم‌های معتاد، وحشی، روانی و ...، بچه‌های گرسنه، بچه‌های تنها، بچه‌های کار... . بعد هی همدیگر را تحریم کنند، برای هم ...

یک کشور درست کنند برای بچه‌ها، بچه‌های فلسطین، اسرائیل، سومالی، وطنمان و ...، بچه‌های آدم‌های معتاد، وحشی، روانی و ...، بچه‌های گرسنه، بچه‌های تنها، بچه‌های کار... . بعد هی همدیگر را تحریم کنند، برای هم خط و نشان بکشند، بیگناهان را زندانی کنند، بمب روی سر هم بریزند، مین روی ...

۳ هفته پیش
11K
در دوران بچگی ام یکبار گم شدم ، یکباری که هرگز فراموشش نمیکنم ، وسط همان میدان بزرگ شهر ، همیشه عادت به گرفتن دست پدر و مادر داشتم ، یکجوری که احساس میکردم وقتی ...

در دوران بچگی ام یکبار گم شدم ، یکباری که هرگز فراموشش نمیکنم ، وسط همان میدان بزرگ شهر ، همیشه عادت به گرفتن دست پدر و مادر داشتم ، یکجوری که احساس میکردم وقتی دستم در دست آنهاست از تمام خطر های دور و نزدیک ، بزرگ و کوچک ...

۳ هفته پیش
115K
یک زمانی بود که میتوانستی مرد باشی و قدِ بلند و شکم شش‌تکه نداشته باشی و همچنان جذاب باشی. رنگ کمربندت با کفشت، و رنگ فلانت با بهمانت ست نباشد ولی ازنظر جامعه خوش‌پوش باشی. ...

یک زمانی بود که میتوانستی مرد باشی و قدِ بلند و شکم شش‌تکه نداشته باشی و همچنان جذاب باشی. رنگ کمربندت با کفشت، و رنگ فلانت با بهمانت ست نباشد ولی ازنظر جامعه خوش‌پوش باشی. میتوانستی ساعت دستت نکنی و کیف دستت نگیری ولی همچنان شیک باشی. میتوانستی مثل مدلها ...

۳ هفته پیش
34K
زمانِ ما اصلا اینطوری نبود ؛ ما رومون نمیشد اصلا به زبون بیاریم ، آدم اصلا خجالت میکشید ، اگه یهو توو کوچه ای جایی طرفو میدیدیم قلبمون از سینه در میومد .. دلمون ضعف ...

زمانِ ما اصلا اینطوری نبود ؛ ما رومون نمیشد اصلا به زبون بیاریم ، آدم اصلا خجالت میکشید ، اگه یهو توو کوچه ای جایی طرفو میدیدیم قلبمون از سینه در میومد .. دلمون ضعف میکرد واسه دیدنش ، ولی راه‌مونو یه طرفه دیگه میکردیم که یوقت چشم توو چشمی ...

۳ هفته پیش
48K
در ابتدای راه اعتماد میکنی و دستت را با هزاران امید به دستش میدهی و با خوش خیالی، در حالی که چشم هایت را بسته ای و وجودت مملو از احساس است قدم برمیداری... نه ...

در ابتدای راه اعتماد میکنی و دستت را با هزاران امید به دستش میدهی و با خوش خیالی، در حالی که چشم هایت را بسته ای و وجودت مملو از احساس است قدم برمیداری... نه ترسِ سقوط داری و نه ترس از ارتفاع گاهی زیر چشمی آن هایی که از ...

۴ هفته پیش
42K
بارها شکستم و شکستم دادند اما دوباره ایستادم در تاریکی شب خودم را محکم در آغوش گرفتم و گریه کردم و فرو ریختم اما دوباره بلند شدم بارها خاطراتم را مرور کردم وهربار سنگینی بعضی ...

بارها شکستم و شکستم دادند اما دوباره ایستادم در تاریکی شب خودم را محکم در آغوش گرفتم و گریه کردم و فرو ریختم اما دوباره بلند شدم بارها خاطراتم را مرور کردم وهربار سنگینی بعضی لحظه های متوقف شده در زمان مرا به کام خود کشاند اما از آنها هم ...

۲۰ خرداد 1398
81K
کرم است دیگر دستِ آدم نیست... گاهی می افتد به جانِ موبایلش و تمامِ زیر خاکی ها را مرور میکند پاک میکند تمامِ پیغامهایی را که لبخند تلخ به همراه می آورد پاک میکند تمام ...

کرم است دیگر دستِ آدم نیست... گاهی می افتد به جانِ موبایلش و تمامِ زیر خاکی ها را مرور میکند پاک میکند تمامِ پیغامهایی را که لبخند تلخ به همراه می آورد پاک میکند تمام شماره هایی که بود و نبودشان دیگر مهم نیست پاک میکند تمام عکسهایی که دیگر ...

۶ خرداد 1398
21K
تمام امروز که نه،تمام امسال که نه... تمام عمر... اگر عمری باشد...اگر زندگی باشد.. اگر آرزو و حسرتی باشد... به یادت میمانیم... آنقدر در ذهنمان بزرگ و اسطوره ای که هیچ خطی... هیچ نگاهی... هیچ ...
عکس بلند

تمام امروز که نه،تمام امسال که نه... تمام عمر... اگر عمری باشد...اگر زندگی باشد.. اگر آرزو و حسرتی باشد... به یادت میمانیم... آنقدر در ذهنمان بزرگ و اسطوره ای که هیچ خطی... هیچ نگاهی... هیچ ردی... هیچ مهربانی ای... هیچ لبخند معصومانه ای... و هیچ چشم لبریز از آهی، نه ...

۳ خرداد 1398
25K
شاید چند وقت بعد عینک‌هایی ساخته شوند که بشود با آنها وجود واقعی انسان را تماشا کرد. از اسکلت و گوشت و روده و رگ و خون حرف نمی‌زنم؛ منظورم تکه‌های حقیقی پازلی است که ...

شاید چند وقت بعد عینک‌هایی ساخته شوند که بشود با آنها وجود واقعی انسان را تماشا کرد. از اسکلت و گوشت و روده و رگ و خون حرف نمی‌زنم؛ منظورم تکه‌های حقیقی پازلی است که هرکس را ساخته. خاطرات، تجربه‌ها، دیده‌ها، فکرها، حرف‌های هرگز گفته نشده، حرف‌های بسیار گفته شده، ...

۲ خرداد 1398
36K
میگفت تو تنها کسی هستی که من دارمش؛ راست میگفت من تنها کسی بودم که پای تمام بدی هایش مانده بود، تنها کسی که بدقلقی هایش را تحمل کرده بود و هیچ نگفته بود... من ...

میگفت تو تنها کسی هستی که من دارمش؛ راست میگفت من تنها کسی بودم که پای تمام بدی هایش مانده بود، تنها کسی که بدقلقی هایش را تحمل کرده بود و هیچ نگفته بود... من تنها کسی بودم که هر وقت اشاره میکرد برای بودن کنارش وقت داشتم... تنها کسی ...

۳۱ اردیبهشت 1398
21K