nafas5

نیامده ام تا درباره شعر کردستان، ادبیات کردستان یا عرفان و فرزانگی مردم کردستان سخن بگویم. کردستان، فی حد ذاته، خودش برای من شعر است، داستان است، حکایت است، قصه است، افسانه است، هنر است و عرفان و هر چیز خوب و ملکوتی دیگر.

 من نیز مانند بسیاری از مردم، وقتی به شهری یا ایالتی یا استانی می اندیشم در ذهن خویش به مدد عواملی ویژه و یگانه تصورش می کنم و به کمک همان عوامل به حد احساس و تجسم و ادراک عاطفی اش می رسانم.

 فی المثل آذربایجان را با ستارخان و باقرخان به خاطر می آورم ،خراسان را با زبان بهشتی خاوری و فردوسی طوسی و رودکی سمرقندی، گیلان را با میرزاکوچک خان جنگلی و آن ترانه های دلنشین گیلک و آن جنگل ها و آن صفا، مازندران را با هفت خان و نیما یوشیج بزرگ، شیراز را با اعظم غزلسراهای عالم- حافظ- و آنگاه سعدی. همدان را با باباطاهر، اصفهان را با آن شکوه بی همانند مسجدها و میدان چهارباغ و صنایع دستی بی نهایت ظریف، سیستان را با رستم ستمشاهان و خشکی و برهنگی آن خاک عزیز و خوزستان را هم همه می دانیم.

 اما کردستان را من نه با قهرمانان نامدارش نه با پردیسی سرزمین شگفت انگیزش، نه با آن بلندقامتان تفنگ بر دوش انداخته قطار و فشنگ بسته رزمنده اش، نه با آن جامه ها و سربندهای زیبای مردانه و زنانه اش، نه با آن ترانه های سرشار از عاطفه اش بلکه به گونه یک رویای کلی به خاطر می آورم.

 فقط یک رویا جسمیت نمی یابد فردیت نمی یابد، یک رویای تاریخی یک رویای باورنکردنی، و می اندیشیم اینجا جایی است که بسیار بیش از آنکه شاعر بزرگ بخواهد، شاعران بزرگ باید شعرش کنند. نقاشان باید نقاشی اش کنند. پیکره سازان باید پیکره اش کنند. نمایشنامه نویسان، فیلمسازان، عکاسان، نوازندگان، معماران، موسیقیدانان... همه... همه... 

 چرا به کردستان این طور می اندیشم، هیچ نمی دانم احتیاجی هم ندارم که بدانم. کردستان برایم مجرد یک رویا است، انتزاعی است، خالص است. به نام این و آن متکی نیست، به این یا آن بنا، این یا آن باغ، یا آن قله... نه...

 اگر کردستان ما خیام داشت، عطار داشت، یا حتی حافظ، دلم می سوخت، چون این کلیت رویایی را برای من از دست می داد. این یکپارچگی خیال انگیز را.

 زمانی که عاجز ماندم از توصیف یک مجموعه موضوع که دلم می خواست آنها را با زیبایی تمام و به شکلی کاملاً نو توصیف کنم، مطلقاً بی پیشینه؛ آن گونه که به راستی مخاطبان من بدانند که چه خواسته ام بگویم و چه احساسی را خواسته ام برانگیزم؛ و چون ساعت ها اندیشیدم و با خود کلنجار رفتم راه به جایی نبردم و سرانجام نوشتم؛ به خدا قسم که آن باغ ها عین باغ ها بودند. و آن خورشیدها عین خورشیدها و آن کوره راهی که از پشت خانه ما از میان درختان اقاقیا می گذشت عین کوره راهی بود که از پشت خانه ما از میان درختان اقاقیا بگذرد. حال می رسم آنجا که این کردستان در نهایت توصیفش فقط شبیه کردستان می شود و همه چیزش - منجمله هنرش هم - می شود کردستان. پس در نهایت می انگارم که من اصلاً به کردستان نیامده ام، به رویا رفته ام و رویاهای شیرین من، از خود من هیچ فاصله یی ندارند، در ذهن من زندگی می کنند.

 در قلب من، در اعماق روح من.

 قلب مان باز می شود، روح مان شاد می شود. از کوه غصه هامان، کوهی کم می شود از دریای دردهامان دریایی حذف می شود. 

 در کردستان بودن، برای ما زیارت است، ضریح یک عشق تاریخی را گرفتن است، سر بر آن مشبک دلاوری ها نهادن است و شاید قدری گریستن هم باشد اما گریه یی که از رسیدن به خود خبر می دهد نه هجران... 

 حرفم را فقط با دو مصراع از شعر یک شاعر کردستانی تمام کنم. 

 سواره ایلخانی می گوید:

 گفته ام من که تو را دارم دوست 

 گفته بودم که تو را دارم دوست
#kurdman
#kurdishfile


 #کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ

.

.

۲۹ آبان 1398
291
.

.

۲۹ آبان 1398
302
.

.

۲۹ آبان 1398
296
.

.

۶ آذر 1398
308
.

.

۶ آذر 1398
304
🌺🙏از خداوند متعال شاکرم : دگر بار سعادتی ارزانی داشتند. تا بتوانم بهترین و صمیمانه ترین شادباش ها و تبریکاتم را به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز باستانی خدمت شما و خانواده گرامیتان تقدیم بدارم ...

🌺🙏از خداوند متعال شاکرم : دگر بار سعادتی ارزانی داشتند. تا بتوانم بهترین و صمیمانه ترین شادباش ها و تبریکاتم را به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز باستانی خدمت شما و خانواده گرامیتان تقدیم بدارم 🌸 از عالم بالا برایتان طلب خیر آرزومندم🌺🙏🌺🌸🌼☘ ❤️ارادتمند حسین صالحی

۱ فروردین 1398
348
مالک سراج عزیز فدات خیلی عزیزی 😍😍😍😍💟💟💟💟💟💟🌹🌹🌹🌹🌹

مالک سراج عزیز فدات خیلی عزیزی 😍😍😍😍💟💟💟💟💟💟🌹🌹🌹🌹🌹

۱ فروردین 1398
333
استادی داریم که همیشه می گوید شماره آدم های اطرافتان را با نام های زیبا در گوشی‌تان سیو کنید… حتی اگر یک نفر را میشناسید که صفت زشتی دارد باز هم شما کنار اسمش برعکسش ...

استادی داریم که همیشه می گوید شماره آدم های اطرافتان را با نام های زیبا در گوشی‌تان سیو کنید… حتی اگر یک نفر را میشناسید که صفت زشتی دارد باز هم شما کنار اسمش برعکسش را بنویسید، بگذارید چشمانتان به زیبا دیدن عادت کند! او معتقد است تکرار یک زیبایی ...

۱۱ تیر 1398
683
گاهی وقت ها تمام وسایل ارتباط جمعی دور و برت را خط میزنی. فضای مجازی را مچاله میکنی مثل یک دستمال و پرت میکنی یک گوشه و خودت را در چهار دیواری خود ساخته ات ...

گاهی وقت ها تمام وسایل ارتباط جمعی دور و برت را خط میزنی. فضای مجازی را مچاله میکنی مثل یک دستمال و پرت میکنی یک گوشه و خودت را در چهار دیواری خود ساخته ات پنهان میکنی. سه روز... ده روز... یک ماه... شاید هم بیشــــــــتر... نه برای اینکه از ...

۲۱ خرداد 1398
833
۱۵ آذر 1398
81
مسئاله اساسی ....

مسئاله اساسی ....

۱۱ آذر 1398
244
چه کسی راتغییر بدهینم

چه کسی راتغییر بدهینم

۱۱ آذر 1398
238
۱۵ آذر 1398
79
۱۵ آذر 1398
83
۱۵ آذر 1398
80
۱۵ آذر 1398
78
۱۵ آذر 1398
80
ما مثل این بچه سوسولا نیستیم که همش گوشیمون دستمون باشه دینگ دینگ پیام بازی کنیم😞نه ما همش تو جاده ایم در حال کار کردنو سختی کشیدنیم پدرمون پولدار نبود ک بخواییم با پول بابامون ...

ما مثل این بچه سوسولا نیستیم که همش گوشیمون دستمون باشه دینگ دینگ پیام بازی کنیم😞نه ما همش تو جاده ایم در حال کار کردنو سختی کشیدنیم پدرمون پولدار نبود ک بخواییم با پول بابامون مازراتی پورشه سوار شیم ما ی بچه کارگر بودیم ک با پول خودمون ب اینجا ...

۲۳ مهر 1398
3K
برادر و خواهرم حال نداری ثواب کنی لااقل گناه نکن .....

برادر و خواهرم حال نداری ثواب کنی لااقل گناه نکن .....

۱۲ آذر 1398
293
انصافا جنگتون باخداست ...یامشکل شخصی بامن دارید ..اگر مشکل شخصی دارید خب بیایید رودرو باخودم درمیان بزارید....

انصافا جنگتون باخداست ...یامشکل شخصی بامن دارید ..اگر مشکل شخصی دارید خب بیایید رودرو باخودم درمیان بزارید....

۱۲ آذر 1398
324