#Shakho_Shoneh_Ta_Eshg #part7 فاطی* همه نشسته بودیم غذا رو میل میکردیم ودرموردفوتبالیستا صحبت میکردیم مریم داشت ادای ریما رو اونموقع که داشت دعوامیکرد رو در میاورد ومهی هم نقش مقابلش همون پسره رو بازی میکرد شقایقم ...

#Shakho_Shoneh_Ta_Eshg #part7 فاطی* همه نشسته بودیم غذا رو میل میکردیم ودرموردفوتبالیستا صحبت میکردیم مریم داشت ادای ریما رو اونموقع که داشت دعوامیکرد رو در میاورد ومهی هم نقش مقابلش همون پسره رو بازی میکرد شقایقم پیتزای ریما رو ورداشته بود میخورد از دست بچه ها اینقدر خندیدیم که دیگه دلدرد ...

۳ هفته پیش
72K
#Shakho_Shoneh_Ta_Eshg #part6 به تعمیرگاه که رسیدیم ماشین رو تحویل دادم و بهم گفت ۱ساعت دیگه آمادست وبهش شمارمو دادم تا زنگ بزنه ،با بچه ها پیاده حرکت کردیم من راحت داشتم راه میرفتم چون کفشام ...

#Shakho_Shoneh_Ta_Eshg #part6 به تعمیرگاه که رسیدیم ماشین رو تحویل دادم و بهم گفت ۱ساعت دیگه آمادست وبهش شمارمو دادم تا زنگ بزنه ،با بچه ها پیاده حرکت کردیم من راحت داشتم راه میرفتم چون کفشام ورزشی بودن واصلا اذیت نمیشدم اما مری و مهی کفشاشون پاشنه بلدبود وهمین باعث میشد ...

۴ هفته پیش
53K
#Shakho_Shoneh_Ta_Eshg #part5 یهو احساس کردم نصف جونم رفت نمیدونم چی شد که یه لحظه حواسم پرت حرفای بچه ها بود حواسم به جاده نبود حالام که شاهکار تاریخ رخ داده شده بود تو عمرم تصادف ...

#Shakho_Shoneh_Ta_Eshg #part5 یهو احساس کردم نصف جونم رفت نمیدونم چی شد که یه لحظه حواسم پرت حرفای بچه ها بود حواسم به جاده نبود حالام که شاهکار تاریخ رخ داده شده بود تو عمرم تصادف نکرده بودم عصبی شیشه رو دادم پایین تاخواستم دهنمو باز کنم هرچی ازش دراومد بگم ...

۴ هفته پیش
73K
#شاخ وشونه تا عشق #پارت۴ بزن بریم شمال دریا و عشقو حال بزن بریم شمال دور از فکر و خیال بزن بریم شمال همه ماهای سال واسه بودن پیشت کمه ماه های سال چند تا ...

#شاخ وشونه تا عشق #پارت۴ بزن بریم شمال دریا و عشقو حال بزن بریم شمال دور از فکر و خیال بزن بریم شمال همه ماهای سال واسه بودن پیشت کمه ماه های سال چند تا فانوسه و جاده چالوسه و آهنگ تو گوشمه بارونِ نم نمه اینو میخوام ازت آرزومه ...

۴ هفته پیش
131K
#توضیحات واقعا مرسی از تک تکتون امیداورم خوشتون اومده باشه من خدایی زیاد وارد نیستم این رمان رو چند سال قبل با دوستام (شخصیت های رمان)نوشتیم اونا اجازه ندادن بزارم خودم الان که همه از ...

#توضیحات واقعا مرسی از تک تکتون امیداورم خوشتون اومده باشه من خدایی زیاد وارد نیستم این رمان رو چند سال قبل با دوستام (شخصیت های رمان)نوشتیم اونا اجازه ندادن بزارم خودم الان که همه از هم جدا شدیم بخاطر رشته ای که میخواستیم بریم وهر کدوم یه شهری به یادشون ...

۴ هفته پیش
12K
#شاخ وشونه تاعشق #پارت ۳ #رمان برگشتم یه لبخندی زدم که سی و دوتا از دندونام پیداشد (البته ۳۱یه دونه رو کشیدم😁 )فورا جیم شدم

#شاخ وشونه تاعشق #پارت ۳ #رمان برگشتم یه لبخندی زدم که سی و دوتا از دندونام پیداشد (البته ۳۱یه دونه رو کشیدم😁 )فورا جیم شدم" آخ فدات بشم جیگر من شکر منی عزیز دلم" وسوییچ رو تو هوا چر خوندم،اصلا نتونستم بخوابم مثل جن زده ها تا صبح بیدار بودم. ...

۲۴ خرداد 1398
104K
#شاخ و شونه تا عشق #پارت۲ منتظر خبر بودم و روی تخت دراز کشیدم وموزیک شبگردی از محسن ابراهیم زاده رو پلی کردم به سرم زد باز شبو شبگردی من خرابم کاری کردی ببینی فقط ...

#شاخ و شونه تا عشق #پارت۲ منتظر خبر بودم و روی تخت دراز کشیدم وموزیک شبگردی از محسن ابراهیم زاده رو پلی کردم به سرم زد باز شبو شبگردی من خرابم کاری کردی ببینی فقط بدشه حالم بی حوصلگی نمیذاره شب بخوابم از قصد که بشم سرمست پرسه میزنم تو ...

۲۳ خرداد 1398
122K
#شاخ وشونه تا عشق #پارت۱ خب تصمیم گرفتم فرار رو بر قرار ترجیح بدم اما نمیدونم چطوری بزار فکر کنم (نه که عقل دارم هه) چراکه نه تا چشت دراد (‌خود درگیری تا چه حد) ...

#شاخ وشونه تا عشق #پارت۱ خب تصمیم گرفتم فرار رو بر قرار ترجیح بدم اما نمیدونم چطوری بزار فکر کنم (نه که عقل دارم هه) چراکه نه تا چشت دراد (‌خود درگیری تا چه حد) آهان الان یه عکس از ماشینه خوجلم میزارم اینستا و ویس چون شقی اینستا نداره ...

۲۱ خرداد 1398
56K
#شاخ وشونه تا عشق ﺧﻼﺻﻪ چرا قبولش کردم بیاد تو زندگیم، چرا الان دلم باهاش نیست، اون چی واسم کم گذاشته مگه، چرا الان که نباید نظرم عوض شده ،دارم دیوونه میشم خدا خودت کمکم ...

#شاخ وشونه تا عشق ﺧﻼﺻﻪ چرا قبولش کردم بیاد تو زندگیم، چرا الان دلم باهاش نیست، اون چی واسم کم گذاشته مگه، چرا الان که نباید نظرم عوض شده ،دارم دیوونه میشم خدا خودت کمکم کن خــــــــــدا... دانای کل بخاطر ازدواجی که قطعا ۲ساله همه منتظرن صورت بگیره اما خودش ...

۲۱ خرداد 1398
31K