چشم تو حادثه ای روشن و بی تکرار است حال این پنجره هابی تو شبی غمبار است ساحلم باش که من موج تب آلود توام در برم گیر که موج تو کمی بیمار است

چشم تو حادثه ای روشن و بی تکرار است حال این پنجره هابی تو شبی غمبار است ساحلم باش که من موج تب آلود توام در برم گیر که موج تو کمی بیمار است

۱۲ ساعت پیش
5K
باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم خوابم شکست و مردم چشمم به خون نشست تا فتنه ی خیال تو برخاست در دلم خاموشی لبم نه ...

باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم خوابم شکست و مردم چشمم به خون نشست تا فتنه ی خیال تو برخاست در دلم خاموشی لبم نه ز بیداری و رضاست از چشم من ببین که چه غوغاست در دلم دستی به ...

۱۲ ساعت پیش
5K
در عشق تو هر حیله که کردم هیچست هر خون جگر که بیتو خوردم هیچست از درد تو هیچ روی درمانم نیست درمان که کند مرا که دردم هیچست!

در عشق تو هر حیله که کردم هیچست هر خون جگر که بیتو خوردم هیچست از درد تو هیچ روی درمانم نیست درمان که کند مرا که دردم هیچست!

۱۳ ساعت پیش
5K
سبزتر گشتم ولی دیگر بهارت نیستم آه, من ماه شب تاریک و تارت نیستم بغض هایم را درون سینه پنهان می کنم کاش برگردی, ببینی در کنارت نیستم زیر باران و تگرگ خاطراتت باش با ...

سبزتر گشتم ولی دیگر بهارت نیستم آه, من ماه شب تاریک و تارت نیستم بغض هایم را درون سینه پنهان می کنم کاش برگردی, ببینی در کنارت نیستم زیر باران و تگرگ خاطراتت باش با شانه ی چتر خودت تنها ،که یارت نیستم عاشقی سوتفاهم بود در ذهنت, و من ...

۱۳ ساعت پیش
5K
پُر کن پیاله را کاین آب آتشین، دیری است ره به حالِ خرابم نمی برد..

پُر کن پیاله را کاین آب آتشین، دیری است ره به حالِ خرابم نمی برد..

۱۳ ساعت پیش
5K
همه را غیر تو ای کاش رها می کردم کاش یک بار فقط کار بجا می کردم پیش من بودی و من بودم و تو! می بایست حق چشمان تو را خوب ادا می کردم ...

همه را غیر تو ای کاش رها می کردم کاش یک بار فقط کار بجا می کردم پیش من بودی و من بودم و تو! می بایست حق چشمان تو را خوب ادا می کردم در من انگار کسی میل به آغوشت داشت عقل می گفت حرام است و حیا ...

۱۳ ساعت پیش
5K
‌ ارغنون ما نوازد نغمه عشق و جنون ای که داری دل بیا بشنو نوای ارغنون عقل اگر داری مبوی این گل که مجنون می‎شوی این گل عشق است و برگش می‎دهد بوی جنون...

‌ ارغنون ما نوازد نغمه عشق و جنون ای که داری دل بیا بشنو نوای ارغنون عقل اگر داری مبوی این گل که مجنون می‎شوی این گل عشق است و برگش می‎دهد بوی جنون...

۱ روز پیش
5K
ای نفس صبحدم، گر نهی آنجا قدم خسته دلم رابجو، در شِکنِ موی دوست... جان بِفِشانم زشوق، در ره باد صبا گر برساند به ما، صبح دمی بوی دوست...!!

ای نفس صبحدم، گر نهی آنجا قدم خسته دلم رابجو، در شِکنِ موی دوست... جان بِفِشانم زشوق، در ره باد صبا گر برساند به ما، صبح دمی بوی دوست...!!

۱ روز پیش
5K
در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم؟

در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم؟

۱ روز پیش
4K
میکشی دست !بکش،تا نگرانت هستم نشود فاش که من ، راز نهانت هستم همه جا باز خیالات برم میدارد یاد آن خنده ی شیرین دهانت هستم گفتی بودی که برو رفته ام اما،هیهات نامه دادند ...

میکشی دست !بکش،تا نگرانت هستم نشود فاش که من ، راز نهانت هستم همه جا باز خیالات برم میدارد یاد آن خنده ی شیرین دهانت هستم گفتی بودی که برو رفته ام اما،هیهات نامه دادند به من،ورد زبانت هستم وای من گیر توام،گر تو مرادم بدهی ولی انگار که من ...

۱ روز پیش
3K
عشق رسوایی محض است که حاشا نشود عاشقی با اگر و شاید و اما نشود شرط اول قدم آن است که مجنون باشیم هر کسی دربه در خانه ی لیلا نشود دیر اگر راه بیفتیم ...

عشق رسوایی محض است که حاشا نشود عاشقی با اگر و شاید و اما نشود شرط اول قدم آن است که مجنون باشیم هر کسی دربه در خانه ی لیلا نشود دیر اگر راه بیفتیم ، به یوسف نرسیم سر ِ بازار که او منتظر ما نشود لذت عشق به ...

۱ روز پیش
4K
صبر دل را چه کنم،چون تو قرارم باشی دیدگانم چه شود،اشک بهارم باشی غم عشقت که چنان،طاقتی از جانم برد آه... از لحظه ی غم،گر تو کنارم باشی چشم،بر دیده ی تو،تا که مگر از ...

صبر دل را چه کنم،چون تو قرارم باشی دیدگانم چه شود،اشک بهارم باشی غم عشقت که چنان،طاقتی از جانم برد آه... از لحظه ی غم،گر تو کنارم باشی چشم،بر دیده ی تو،تا که مگر از نگهت بوسه باران غزل،بر شب تارم باشی عشق،تنها اثری بر دل عاشق باشد طرحی از ...

۱ روز پیش
3K
به خواب از آن نرود چشم خسته‌ام تا صبح که همچو مرغ شب افسانه گوی خویشتنم به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم

به خواب از آن نرود چشم خسته‌ام تا صبح که همچو مرغ شب افسانه گوی خویشتنم به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم

۱ روز پیش
3K
درد را در قفس سینه فشردیم ,دریغ! دل خود را به کف غصه سپردیم,دریغ! گر چه مجموعه به مجموعه سرودیم غزل ما به درد دل یک فرد نخوردیم دریغ! سال ها خورده غم خوب و ...

درد را در قفس سینه فشردیم ,دریغ! دل خود را به کف غصه سپردیم,دریغ! گر چه مجموعه به مجموعه سرودیم غزل ما به درد دل یک فرد نخوردیم دریغ! سال ها خورده غم خوب و خراب دنیا غصه های دل خود هیچ نخوردیم دریغ! روزگاریست که تلخابه ی غم‌های زمان ...

۱ روز پیش
4K
به خواب از آن نرود چشم خسته‌ام تا صبح که همچو مرغ شب افسانه گوی خویشتنم به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم

به خواب از آن نرود چشم خسته‌ام تا صبح که همچو مرغ شب افسانه گوی خویشتنم به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم

۱ روز پیش
4K
بی تو این دیده کجا میل به دیدن دارد قصه ی عشق مگر بی تو شنیدن دارد بال پرواز مرا سخت شکستی ای داد بعدتو وحشت یک لحظه پریدن دارد لب خشکیده ی مارا نظری ...

بی تو این دیده کجا میل به دیدن دارد قصه ی عشق مگر بی تو شنیدن دارد بال پرواز مرا سخت شکستی ای داد بعدتو وحشت یک لحظه پریدن دارد لب خشکیده ی مارا نظری کن جانا جز لبت بوسه مگر ارزش چیدن دارد ای که راهت ز ره عشق ...

۱ روز پیش
4K
۱ روز پیش
4K
او سفر کرد و کس نمی داند، من در این خاکدان چرا ماندم؟ آتشی ، بعد کاروان ماند، من همان آتشم که جا ماندم....

او سفر کرد و کس نمی داند، من در این خاکدان چرا ماندم؟ آتشی ، بعد کاروان ماند، من همان آتشم که جا ماندم....

۱ روز پیش
4K
ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷـﺘـﻦ ﻫﺎ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﺎ ﺗـــﻮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧـﻨﺪﻡ ﻗﻔﻞ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺩﺭ ﺗـــﻮ ﻛﻪ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ، ﺗﺮﺍﻧﻪ ﯼ ﻣﺮﻏﺎﻥ ﺧﻮﺷﺨﻮﺍﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ...

ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷـﺘـﻦ ﻫﺎ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﺎ ﺗـــﻮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧـﻨﺪﻡ ﻗﻔﻞ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺩﺭ ﺗـــﻮ ﻛﻪ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ، ﺗﺮﺍﻧﻪ ﯼ ﻣﺮﻏﺎﻥ ﺧﻮﺷﺨﻮﺍﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﭼﻪ ﺧﻮﺵ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺳﺖ ﺑــﺎ ﺗـــﻮ ﺑــﻮﺩﻥ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﻧﺎﻣﻢ ...

۲ روز پیش
2K
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است! اکسیر من! نه این که مرا شعرِ تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است ...

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است! اکسیر من! نه این که مرا شعرِ تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست در شعرِ من حقیقت یک ماجرا کم است ...

۲ روز پیش
2K