شب در سکوت ساحل دریا شنیدنی است در چشم های عاشق تو ماه دیدنی بنشین کنارِ پنجره نقاشی ات کنم این صورت گرفته ی زیبا کشیدنی است دردی که سالهاست به آن خو گرفته ام ...

شب در سکوت ساحل دریا شنیدنی است در چشم های عاشق تو ماه دیدنی بنشین کنارِ پنجره نقاشی ات کنم این صورت گرفته ی زیبا کشیدنی است دردی که سالهاست به آن خو گرفته ام دردی همیشگی است که تنها کشیدنی است این پیله از عدم که تو در خود ...

۷ ساعت پیش
3K
ما همپیاله، همدل هم همزبان هم ما چون دو راز در دل همسایگان هم دلخوش به آفتاب به گاه اذان هم دلواپسان تیرگی آسمان هم مفتون هم، هر آینه در خاطرات هم سوگند خوردگان همیشه ...

ما همپیاله، همدل هم همزبان هم ما چون دو راز در دل همسایگان هم دلخوش به آفتاب به گاه اذان هم دلواپسان تیرگی آسمان هم مفتون هم، هر آینه در خاطرات هم سوگند خوردگان همیشه به جان هم پوشیدگان از سرو چشم خلایقیم ما که همیشه بی خبریم از نهان ...

۷ ساعت پیش
2K
۷ ساعت پیش
2K
۷ ساعت پیش
2K
صبوری کن ، تنم لبریز عشق است دلم تمثل آتش ، مشق عشق است شهادت می ‌دهم در صاحتت یار که‌جانم‌برلب‌از تفسیر عشق است نمی‌ دانم چه خواندی مرده قلبم و‌گوشم‌دم‌به‌ دم‌دنبال عشق است چه ...

صبوری کن ، تنم لبریز عشق است دلم تمثل آتش ، مشق عشق است شهادت می ‌دهم در صاحتت یار که‌جانم‌برلب‌از تفسیر عشق است نمی‌ دانم چه خواندی مرده قلبم و‌گوشم‌دم‌به‌ دم‌دنبال عشق است چه نفرینی نمودی بر دو ‌چشمم به‌وقت‌خواب‌هم‌دنبال‌عشق ‌است تو راهر لحظه می‌خوانم کجایی یقین‌دارم تنم تب‌دار ...

۸ ساعت پیش
3K
شاعری بارانیم در شوق دیدار رخت عصر را باخاطرات‌عشق‌توسر می‌کنم جمعه‌ها با پیچک گل‌ها میان باغچه پیچش‌ موهای زیبای تو از بر می‌کنم آسمان چشمت ار بازی کند باقلب من درکویرخشک‌هم‌باشم‌ تنت تر می‌کنم در ...

شاعری بارانیم در شوق دیدار رخت عصر را باخاطرات‌عشق‌توسر می‌کنم جمعه‌ها با پیچک گل‌ها میان باغچه پیچش‌ موهای زیبای تو از بر می‌کنم آسمان چشمت ار بازی کند باقلب من درکویرخشک‌هم‌باشم‌ تنت تر می‌کنم در کنار پنجره این روز ‌های سرد را درغم‌هجرتومن ازپیش‌سردتر می‌کنم تابدانی‌‌دل‌برای‌من‌همین‌اشعار نیست باز لب‌های تو ...

۸ ساعت پیش
1K
بی‌وفابودی‌، رفتی‌این‌چه‌عاشق کردن است اشک‌رادیدی‌ورفتی‌این‌چه‌حاشا کردن است دوستت‌داشتم‌چه‌سوددرچشم‌تو رسوا شدم دردمن‌دیدی‌ورفتی‌این‌چه فکری کردن است من‌که دنیاپیش چشمم جز دودست تو نبود بارقیب‌بودی‌ورفتی‌این‌چه بازی کردن است هرچه دنبال توگشتم جز غمم افزون نگشت عشق‌راکردم‌فدایت‌این‌چه‌ذکری کردن است ...

بی‌وفابودی‌، رفتی‌این‌چه‌عاشق کردن است اشک‌رادیدی‌ورفتی‌این‌چه‌حاشا کردن است دوستت‌داشتم‌چه‌سوددرچشم‌تو رسوا شدم دردمن‌دیدی‌ورفتی‌این‌چه فکری کردن است من‌که دنیاپیش چشمم جز دودست تو نبود بارقیب‌بودی‌ورفتی‌این‌چه بازی کردن است هرچه دنبال توگشتم جز غمم افزون نگشت عشق‌راکردم‌فدایت‌این‌چه‌ذکری کردن است سوختم پروانه وار برگرد شمع‌چشم دوست خانه‌‌راویرانه‌کردی‌این‌چه‌دوستی‌کردن‌است گر چه پیشم نیستی اما اینجا ‌است یاد ...

۸ ساعت پیش
1K
زندگی ‌رفت و خزان شد ولی ‌یارم نرسید چه بگویم که چه شد عشق به دادم نرسید گر چه می‌گفت زمستان که رود باز آید آخرین بین غزل صف شد و باز هم نرسید همه‌ ...

زندگی ‌رفت و خزان شد ولی ‌یارم نرسید چه بگویم که چه شد عشق به دادم نرسید گر چه می‌گفت زمستان که رود باز آید آخرین بین غزل صف شد و باز هم نرسید همه‌ ی شهر از این قصه خبر دار شدند غصه ‌ی هجر من خسته به یارم ...

۸ ساعت پیش
3K
سخت است انتظار آن هم در آدینه سخت است بغض و درد در سینه دیشب به‌تب هجر تومحجور بودم امروز کنارم بودی وروبروی آیینه سخت است کنار یار باشی بی‌قرار به دیدن زلف زیبای دلدار ...

سخت است انتظار آن هم در آدینه سخت است بغض و درد در سینه دیشب به‌تب هجر تومحجور بودم امروز کنارم بودی وروبروی آیینه سخت است کنار یار باشی بی‌قرار به دیدن زلف زیبای دلدار در آدینه گرفتارنگاه‌مستی‌باشی‌که‌چون‌غزل درسکوت می‌خواند روبروی آیینه تنگ دلم می‌شکند وقتی تونیستی هرچند بدانم که ...

۸ ساعت پیش
2K
شده است از غم دوری دچار بد شده باشی؟ که زنده باشی و مانند میت شده باشی؟ شده است جذبه ی ماهی ترا دچار نماید و بی اراده گرفتار جذر و مد شده باشی؟ و ...

شده است از غم دوری دچار بد شده باشی؟ که زنده باشی و مانند میت شده باشی؟ شده است جذبه ی ماهی ترا دچار نماید و بی اراده گرفتار جذر و مد شده باشی؟ و شب به شب همه ات را به کوچه ای برسانی که از مقابل یک در ...

۱۰ ساعت پیش
3K
کجایی تو ، ای گرمی جان من ؟ که شد زندگی بی تو زندان من کجایی تو ای تک چراغ شبم ؟ که دور از تو جان میرسد بر لبم لبم ، بوسه جوی لب ...

کجایی تو ، ای گرمی جان من ؟ که شد زندگی بی تو زندان من کجایی تو ای تک چراغ شبم ؟ که دور از تو جان میرسد بر لبم لبم ، بوسه جوی لب نوش تُست در آغوش من بوی آغوش تُست به هر جا گلی دیده ، بو ...

۱ روز پیش
5K
هر وقت برایت شعری می نویسم یعنی دلم برایت تنگ است الان چیزی نمی گویم تا تو دلت برایم تنگ شود

هر وقت برایت شعری می نویسم یعنی دلم برایت تنگ است الان چیزی نمی گویم تا تو دلت برایم تنگ شود

۱ روز پیش
5K
ﺯﻧﻰ ﻛﻪ ﮔﻠﻮﺑﻨﺪﻯ ﺍﺯ ﺑﻬﺎﺭ ﻧﺎﺭﻧﺞ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺭﻳﺤﺎﻥ ﻭ ﻧﻌﻨﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﻏﭽﻪ می کارد ﺑﺮﺍﻯ ﻗﻤﺮی‌ها ﺩﺍﻧﻪ می پاشد ﻭ ﺑﺎ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺣﺮﻑ می زﻧﺪ ﻧﺎخن‌هایش ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﻨﺎ ﺭﻧﮓ می کند ...

ﺯﻧﻰ ﻛﻪ ﮔﻠﻮﺑﻨﺪﻯ ﺍﺯ ﺑﻬﺎﺭ ﻧﺎﺭﻧﺞ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺭﻳﺤﺎﻥ ﻭ ﻧﻌﻨﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﻏﭽﻪ می کارد ﺑﺮﺍﻯ ﻗﻤﺮی‌ها ﺩﺍﻧﻪ می پاشد ﻭ ﺑﺎ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺣﺮﻑ می زﻧﺪ ﻧﺎخن‌هایش ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﻨﺎ ﺭﻧﮓ می کند ﻭ ﮔﻴﺴﻮﺍﻥ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻭﺑﺎن‌های ﺭﻧﮕﻰ می بندد ﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﺰﺍﻥ ﮔﻠﻪ ﺩﺍﺭﺩ، ...

۱ روز پیش
6K
کسے کــه برایــت آرامـــش بیـــاورد . . . مستحــق

کسے کــه برایــت آرامـــش بیـــاورد . . . مستحــق "ستــــایـش " اســــت. انســان ها را در زیستــن بشنـــاس . . . نــه در گفتـــن، در گفتــار همــه آراستــــه انــد . . .

۱ روز پیش
3K
آیا این شب است که باعث می شود من به تو فکر کنم؟ یا من هستم که برای فکر کردن به تو انتظار شب را می کشم؟؟؟

آیا این شب است که باعث می شود من به تو فکر کنم؟ یا من هستم که برای فکر کردن به تو انتظار شب را می کشم؟؟؟

۱ روز پیش
2K
بعد تو منظره کوچهٔ‌ مان فرق نکرد پنجره، چهره من، سوز اذان... فرق نکرد سر هر پیچ که عمداً به تو بر می‌خوردم سرخی صورت من از هیجان فرق نکرد بی تو درگیر خیالات پر ...

بعد تو منظره کوچهٔ‌ مان فرق نکرد پنجره، چهره من، سوز اذان... فرق نکرد سر هر پیچ که عمداً به تو بر می‌خوردم سرخی صورت من از هیجان فرق نکرد بی تو درگیر خیالات پر از درد شدم روی بام غزلم رنگ خزان فرق نکرد روز و شب خوانده شدی ...

۱ روز پیش
2K
کنار برکه دلم نشستم ونیامدی دوباره در سکوت خودشکستم ونیامدی سوال کردم از خدا نشان خانه تورا سکوت کرد ودر سکوت او شکستم ونیامدی

کنار برکه دلم نشستم ونیامدی دوباره در سکوت خودشکستم ونیامدی سوال کردم از خدا نشان خانه تورا سکوت کرد ودر سکوت او شکستم ونیامدی

۱ روز پیش
5K
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم نقشی به یادخط تو بر اب میزدم نقش خیال روی توتا وقت صبحدم برکارگاه دیده بی خواب میزدم

دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم نقشی به یادخط تو بر اب میزدم نقش خیال روی توتا وقت صبحدم برکارگاه دیده بی خواب میزدم

۱ روز پیش
2K
در مکتب ما رسم فراموشی نیست در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست مهرتو اگر به هستی ما افتد هرگزبه سرم خیال خاموشی نیست

در مکتب ما رسم فراموشی نیست در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست مهرتو اگر به هستی ما افتد هرگزبه سرم خیال خاموشی نیست

۱ روز پیش
3K
خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنون جوابم کرده ای من که عمری پا به پایت آمدم تا کوی یار از چه رو اکنون چنین، در غصه ...

خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنون جوابم کرده ای من که عمری پا به پایت آمدم تا کوی یار از چه رو اکنون چنین، در غصه خوابم کرده ای گفتی آنشب ساز بردارم روم در زیر پَرچین دلش پس چرا خندیدی ...

۲ روز پیش
6K