پریسا

parigooon

لطفا تو زندگی هم سرک نکشیم
به هم تهمت نزنیم
آبروی همو نبریم
کاری به کار هم نداشته باشیم
توروخدا بیاین یادبگیریم زندگی هر کس به خودش مربوطه
با زندگی مردم بازی نکنیم خواهشا

@Mana-pikshen
دخترخالمه فالو شه لطفا عاشقشم فقط همین کسی هم بهش چپ نگاه نکنه ok؟

۵ روز پیش
3K
ی بغض خیلی وقته که مهمون این گلوی خالی از فریاده ی بغض سمج که نمیدونم چجوری باید از شرش خلاص بشم سال داره تموم میشه و من دارم برای ی زندگی نیمه تموم تلاش ...

ی بغض خیلی وقته که مهمون این گلوی خالی از فریاده ی بغض سمج که نمیدونم چجوری باید از شرش خلاص بشم سال داره تموم میشه و من دارم برای ی زندگی نیمه تموم تلاش میکنم ی زندگی که هنوز 6 ماه از شروع شدنش نمیگذره و همه دارن برای ...

۱ هفته پیش
11K
-پری؟ +جونم؟ -لباس عید گرفتی؟ +نه -چرا؟امروز 18 اسفنده پس کی میخوای بگیری؟ +هیچ وقت -یعنی چی؟ +د آخه منگول من خیلی زنده باشم سه چهارماه دیگه لباس عید میخوام چیکار؟ -خفه شو ببینم پاشو ...

-پری؟ +جونم؟ -لباس عید گرفتی؟ +نه -چرا؟امروز 18 اسفنده پس کی میخوای بگیری؟ +هیچ وقت -یعنی چی؟ +د آخه منگول من خیلی زنده باشم سه چهارماه دیگه لباس عید میخوام چیکار؟ -خفه شو ببینم پاشو بریم خرید +ولم کن پریا حوصله ندارم -پریسا میزنمتا +خب بزن پارسال این موقع داشتی ...

۲ هفته پیش
4K
روز مادر بر همه ی مادران سرزمینم مبارک

روز مادر بر همه ی مادران سرزمینم مبارک

۳ هفته پیش
6K
-الو؟ +سلام -شما؟ +دیگه حتی صدامم نمیشناسی؟ -عادت کردم خاطره های بدو بخاطر نیارم +حق داری -فکر نمیکنم زنگ زده باشی که بمن بگی حق دارم فراموشت کنم +میخوام ببینمت -که چی بشه؟ +توضیح بدم ...

-الو؟ +سلام -شما؟ +دیگه حتی صدامم نمیشناسی؟ -عادت کردم خاطره های بدو بخاطر نیارم +حق داری -فکر نمیکنم زنگ زده باشی که بمن بگی حق دارم فراموشت کنم +میخوام ببینمت -که چی بشه؟ +توضیح بدم -چیو؟ +رفتنمو -مگه اهمیتی داره؟ +نداره؟ -نه +یعنی نمیخوای بدونی این چند سال کجا بودم؟ ...

۴ هفته پیش
8K
سلام دوستان من تاحالا طنز ننوشتم ی چندروزی به مغزم زده ی مجموعه نامه های طنز بنویسم بنظرتون امتحان کنم یا نه؟

سلام دوستان من تاحالا طنز ننوشتم ی چندروزی به مغزم زده ی مجموعه نامه های طنز بنویسم بنظرتون امتحان کنم یا نه؟

۲۷ بهمن 1397
8K
سلام دوستان حال روحیم بخاطر ی نامردی بدجوری داغونه فعلا حال و حوصله ی نوشتن ندارم تا کی نمیدونم ولی سعی میکنم زود خوب بشم و بنویسم دوستون دارم برام دعا کنید

سلام دوستان حال روحیم بخاطر ی نامردی بدجوری داغونه فعلا حال و حوصله ی نوشتن ندارم تا کی نمیدونم ولی سعی میکنم زود خوب بشم و بنویسم دوستون دارم برام دعا کنید

۱۲ بهمن 1397
8K
سحر: لباس مدرسه ی پندارو میندازم تو ماشین لباسشویی و روشنش میکنم و دوتا چایی میریزم و میذارم رو میز ناهارخوری جلوی افشین و روبروش میشینم: حالشو داری یکم حرف بزنیم؟ -درمورد آشتی با مامانم ...

سحر: لباس مدرسه ی پندارو میندازم تو ماشین لباسشویی و روشنش میکنم و دوتا چایی میریزم و میذارم رو میز ناهارخوری جلوی افشین و روبروش میشینم: حالشو داری یکم حرف بزنیم؟ -درمورد آشتی با مامانم نه +اتفاقا درمورد همونه -نه سحر نگو +چرا؟ -چون نمیتونم ببخشمش +یعنی چی نمیتونم؟ -یعنی ...

۱۹ دی 1397
11K
سحر: همه چیزو به بابا و سیمین میگم و با هم میریم بیمارستان هرچند رضا از دستم ناراحت شد ولی این درست ترین کاری بود که باید میکردم سه روز گذشته و حال نگین روز ...

سحر: همه چیزو به بابا و سیمین میگم و با هم میریم بیمارستان هرچند رضا از دستم ناراحت شد ولی این درست ترین کاری بود که باید میکردم سه روز گذشته و حال نگین روز به روز داره بدتر میشه دکترا میگن احتمال مرگ مغزی هست دلم بیدلیل شور میزنه ...

۱۸ دی 1397
11K
سحر: شماره رضارو میگیرم خیلی طول میکشه تا برداره: الو؟ -سلام خوبی؟ +سلام سحر تویی؟چیزی شده؟چرا صدات بغض داره؟نگین خوبه؟ -آره منم تو کجایی؟ +من ایران نیستم چیزی شده؟ -رضا حالت خوبه؟ +چی شده سحر؟تو ...

سحر: شماره رضارو میگیرم خیلی طول میکشه تا برداره: الو؟ -سلام خوبی؟ +سلام سحر تویی؟چیزی شده؟چرا صدات بغض داره؟نگین خوبه؟ -آره منم تو کجایی؟ +من ایران نیستم چیزی شده؟ -رضا حالت خوبه؟ +چی شده سحر؟تو چته؟ -رضا تو الان کجایی؟ +نصف عمرم کردی دختر تو چته؟میگی چی شده یا نه؟نگین ...

۱۷ دی 1397
9K
(اول از همه بگم که این پارت یکم با اون چیزایی که تو رمان خاطرات پاییزی نوشتم فرق داره و دلیلش اینه که اونجا حالم خوب نبود و خلاصه نوشتم اما اینجا همه چیزو مو ...

(اول از همه بگم که این پارت یکم با اون چیزایی که تو رمان خاطرات پاییزی نوشتم فرق داره و دلیلش اینه که اونجا حالم خوب نبود و خلاصه نوشتم اما اینجا همه چیزو مو به مو مینویسم) سحر: مراسمای خسرو و خونواده اش تموم شد و من دوباره برگشتم ...

۱۴ دی 1397
10K
سحر: بلاخره از دست شیما راحت شدیم دو هفته بعد از اون تماس پولو گرفت و رفت دنبال زندگیش و تعهد داد که پندارو نبینه و بخاطر اینکه بچه اذیت نشه با بدبختی راضیش کردم ...

سحر: بلاخره از دست شیما راحت شدیم دو هفته بعد از اون تماس پولو گرفت و رفت دنبال زندگیش و تعهد داد که پندارو نبینه و بخاطر اینکه بچه اذیت نشه با بدبختی راضیش کردم که به پندار بگه من مادرت نیستم و مادر واقعیت سحره و من میخواستم اذیتش ...

۱۳ دی 1397
8K
سحر: پندار از مدرسه میاد بیرون و میاد پیشم: تو چرا اومدی؟ -سلام +گفتم چرا مامانم نیومد؟ -مامانتم میاد من اومدم لباساتو بدم بهت +خونه مامانم لباس دارم -مگه نمیخوای بری عروسی داییت؟کت و شلوارتو ...

سحر: پندار از مدرسه میاد بیرون و میاد پیشم: تو چرا اومدی؟ -سلام +گفتم چرا مامانم نیومد؟ -مامانتم میاد من اومدم لباساتو بدم بهت +خونه مامانم لباس دارم -مگه نمیخوای بری عروسی داییت؟کت و شلوارتو که براش خریده بودی آوردم +آهان -آهان چی؟ +هیچی -دستم درد نکنه +خب درد نکنه ...

۱۳ دی 1397
12K
سحر: -پندار پسرم؟ +من پسر تو نیستم -هستی +نیستم مامانم شیماس نه تو -خب باشه مامانت شیماس حالا بیا ناهار بخوریم +من غذایی که تو بپزی نمیخوام -چرا؟ +تو مریضی منم مریض میکنی -کی گفته؟ ...

سحر: -پندار پسرم؟ +من پسر تو نیستم -هستی +نیستم مامانم شیماس نه تو -خب باشه مامانت شیماس حالا بیا ناهار بخوریم +من غذایی که تو بپزی نمیخوام -چرا؟ +تو مریضی منم مریض میکنی -کی گفته؟ +مامانم گفته غذاهاتو نخورم تو مریضیت واگیر داره داری میمیری منم میکشی شونه امو بالا ...

۱۳ دی 1397
10K
سحر: از ماشین پیاده میشم و با قدمای لرزون کنار افشین وارد بیمارستان میشم و بعد از انجام کارای حسابداری بستری میشم و پرستار بعد از گفتن توصیه های معمول از اتاق میره بیرون و ...

سحر: از ماشین پیاده میشم و با قدمای لرزون کنار افشین وارد بیمارستان میشم و بعد از انجام کارای حسابداری بستری میشم و پرستار بعد از گفتن توصیه های معمول از اتاق میره بیرون و افشین که کنار در ایستاده درو میبنده و میاد کنارم روتخت میشینه و دستمو میگیره: ...

۱۳ دی 1397
12K
سحر: -افشین؟ +جانم؟ -من میخوام ی کاری بکنم +چی؟ -میخوام خونه ی مهریه امو که از مهران گرفتم بفروشم برای آمپولا +اونکه مال پنداره تو هم دست بهش نمیزنی من پول آمپولارو خودم میدم -مگه ...

سحر: -افشین؟ +جانم؟ -من میخوام ی کاری بکنم +چی؟ -میخوام خونه ی مهریه امو که از مهران گرفتم بفروشم برای آمپولا +اونکه مال پنداره تو هم دست بهش نمیزنی من پول آمپولارو خودم میدم -مگه نمیخواستی سهام بیمارستانتونو بخری؟ +خب باشه بعدا -اصلا فکرشم نکن تو که میدونی من کاری ...

۱۲ دی 1397
10K
سحر: (من):وای افشین منو میخوای سکته بدی تو امشب؟ (افشین):خدا نکنه خانمم (من):نگین بگیر منو دارم پس میوفتم (نگین):پس نیوفت خواهر حوصله بیمترستان نداریم (من):افشین تو واقعا بعد از 7 سال رفتی فیلمو گرفتی؟ (افشین):خب ...

سحر: (من):وای افشین منو میخوای سکته بدی تو امشب؟ (افشین):خدا نکنه خانمم (من):نگین بگیر منو دارم پس میوفتم (نگین):پس نیوفت خواهر حوصله بیمترستان نداریم (من):افشین تو واقعا بعد از 7 سال رفتی فیلمو گرفتی؟ (افشین):خب دیگه کلی خرج کرده بودم اعصابم داغون شده بود کلی پانتومیم بازی کرده بودم حیف ...

۱۲ دی 1397
11K
سحر: امروز تولدمه و مطمینم افشین بیکار نمیشینه هرچند همه خودشونو زدن به کوچه علیچپ و انگار یادشون ولی من منتظر ی سوپرایز عالی از طرف افشینم تا وقتی که سردار میاد تو اتاقم: پاشو ...

سحر: امروز تولدمه و مطمینم افشین بیکار نمیشینه هرچند همه خودشونو زدن به کوچه علیچپ و انگار یادشون ولی من منتظر ی سوپرایز عالی از طرف افشینم تا وقتی که سردار میاد تو اتاقم: پاشو خوشگل کن بریم بیرون -کجا؟ +تو پاشو بپوش چکار به اون داری؟ -چشم +بیبلا فقط ...

۱۲ دی 1397
12K
افشین: از حموم میام بیرون و گوشی موبایلمو از رو میز برمیدارم و شماره سهیلو میگیرم بعد از چندتا بوق برمیداره: الو؟ -سلام آقا سهیل +سلام افشین جان خوبی؟ -آره بد نیستم مزاحمت شدم ی ...

افشین: از حموم میام بیرون و گوشی موبایلمو از رو میز برمیدارم و شماره سهیلو میگیرم بعد از چندتا بوق برمیداره: الو؟ -سلام آقا سهیل +سلام افشین جان خوبی؟ -آره بد نیستم مزاحمت شدم ی زحمتی بهت بدم +جانم؟رحمتی تو -فردا تولد سحره گفتم ی زحمتی بکشی مقدماتشو فراهم کنی ...

۱۱ دی 1397
10K
سحر: پندارو که از اول مراسم از ترس خودشو چسبونده بهم و داره گریه میکنه به خودم فشار میدم: چیزی نیست دورت بگردم گریه نکن مامان چیزی نیست فدات بشم ریحانه خانم نزار میاد سمتم: ...

سحر: پندارو که از اول مراسم از ترس خودشو چسبونده بهم و داره گریه میکنه به خودم فشار میدم: چیزی نیست دورت بگردم گریه نکن مامان چیزی نیست فدات بشم ریحانه خانم نزار میاد سمتم: واااااااییییییییی بمیرم برات یتیم پندارم بی کس پندارم واااااییییییی مهران مادر کجا رفتی؟نگفتی بی کس ...

۱۱ دی 1397
15K