parigooon

parigooon

لطفا تو زندگی هم سرک نکشیم
به هم تهمت نزنیم
آبروی همو نبریم
کاری به کار هم نداشته باشیم
توروخدا بیاین یادبگیریم زندگی هر کس به خودش مربوطه
با زندگی مردم بازی نکنیم خواهشا

کامی سرمو از سینه اش جدا میکنه و اشکام و بادستش پاک میکنه و میگه: عزیزم بسه دیگه الان باید همون یلدای محکم همیشکی خودم باشی باشه؟ سرمو مثل دختر بچه های لوس تکون میدم ...

کامی سرمو از سینه اش جدا میکنه و اشکام و بادستش پاک میکنه و میگه: عزیزم بسه دیگه الان باید همون یلدای محکم همیشکی خودم باشی باشه؟ سرمو مثل دختر بچه های لوس تکون میدم و میگم: باشه از بغلش جدا میشم و چادرمو سرم میکنم و با ی لبخند ...

۲ ساعت پیش
4K
-اونشو الان بهت نمیگم داد میزنم: پس برای چی منو کشوندی اینجا؟فقط میخواستی اراجیف تحویلم بدی؟ -چیزی که بهت نشون دادم اراجیف بود؟ +ممکنه اینو از هرجایی پیدا کرده باشی تو اتاق مسلم تو وسایلاش ...

-اونشو الان بهت نمیگم داد میزنم: پس برای چی منو کشوندی اینجا؟فقط میخواستی اراجیف تحویلم بدی؟ -چیزی که بهت نشون دادم اراجیف بود؟ +ممکنه اینو از هرجایی پیدا کرده باشی تو اتاق مسلم تو وسایلاش اصلا شاید بجای مواد ازش گرفته باشی پوزخند میزنه: مگه من مواد فروشم که بجای ...

۱۸ ساعت پیش
9K
کامی دست منو میگیره و میبردم ی گوشه و آروم میگه: اون دختره که خودکشی کرد یادته؟ متفکر جواب میدم: همون که حامد واسه جایزه ی خوش خدمتی بخشیدش به یکی از آدماش؟ -آره اونم ...

کامی دست منو میگیره و میبردم ی گوشه و آروم میگه: اون دختره که خودکشی کرد یادته؟ متفکر جواب میدم: همون که حامد واسه جایزه ی خوش خدمتی بخشیدش به یکی از آدماش؟ -آره اونم همون شب اول جوری باهاش رفتار کرد که دختره از ترس بقیه عمرش خودکشی کرد ...

۱ روز پیش
9K
صداش میزنم: امیر؟ عصبانی جواب میده: کشتنش بزرگترین سرنخمونو کشتن -آخه چطوری؟ +ی دختر با لباس پرستار رفته داخل بهش آمپول هوا زده -نگهبان چرا تو اتاق نبوده؟ +خوابش برده بوده با مشت میکوبم رو ...

صداش میزنم: امیر؟ عصبانی جواب میده: کشتنش بزرگترین سرنخمونو کشتن -آخه چطوری؟ +ی دختر با لباس پرستار رفته داخل بهش آمپول هوا زده -نگهبان چرا تو اتاق نبوده؟ +خوابش برده بوده با مشت میکوبم رو میز: یعنی چی خواب بوده؟ سرشو عصبی تکون میده: یعنی نگهبان سه شیفت عوض نشده ...

۱ روز پیش
7K
از جام بلند میشم و صدا میزنم: خانم سارم؟ خانم سارم از در میاد تو و احترام میذاره: بله قربان؟ -ببریدش شیلا مقدمو بیارید چشمی میگه و دوباره احترام میذاره و با هانیه میره بیرون ...

از جام بلند میشم و صدا میزنم: خانم سارم؟ خانم سارم از در میاد تو و احترام میذاره: بله قربان؟ -ببریدش شیلا مقدمو بیارید چشمی میگه و دوباره احترام میذاره و با هانیه میره بیرون رو میکنم به کامی و میگم: بنظرت حرف بزنه؟ -نمیدونم +خیلی ترسیده بود -خداکنه ترسش ...

۳ روز پیش
4K
یلدا: طبق معمول صبح زود بیدار میشم و صبحونه رو آمده میکنم کامیرو صدا میزنم و بعد از صبحونه و آماده کردن کیان سه نفری از خونه میریم بیرون و تو پارکینگ سوار ماشین میشیم ...

یلدا: طبق معمول صبح زود بیدار میشم و صبحونه رو آمده میکنم کامیرو صدا میزنم و بعد از صبحونه و آماده کردن کیان سه نفری از خونه میریم بیرون و تو پارکینگ سوار ماشین میشیم کیانو میبرم پیش ساغر که منشیش قول داده تا پیدا شدن ی پرستار خوب بچه ...

۳ روز پیش
7K
گذاشتن کامنت نشانه ی شخصیت شماست

گذاشتن کامنت نشانه ی شخصیت شماست

۳ روز پیش
4K
وارد خونه میشم بچه رو میذارم روخت و به کامی زنگ میزنم: الو یلدا جان؟ -سلام عزیزم +سلام خانمم بچه رو گرفتی؟حالش خوبه؟مشکلی نداره؟سالمه؟بلایی سرش نیاورده باشن؟ میخندم: ی نفس بگیر من جوابتو بدم آره ...

وارد خونه میشم بچه رو میذارم روخت و به کامی زنگ میزنم: الو یلدا جان؟ -سلام عزیزم +سلام خانمم بچه رو گرفتی؟حالش خوبه؟مشکلی نداره؟سالمه؟بلایی سرش نیاورده باشن؟ میخندم: ی نفس بگیر من جوابتو بدم آره گرفتمش حالش خوبه هیچ مشکلی نداره الان هم خوابه ی نفس عمیق میکشه: خب خداروشکر ...

۴ روز پیش
3K
یلدا: دوروز از گم شدن بچه ها میگذره و ما هیچ کاری نتونستیم بکنیم خانم جعفری از بازداشتگاه آزاد شده و ما داریم دور خودمون میچرخیم من و امیر و کامی تو کلانتری نشستیم و ...

یلدا: دوروز از گم شدن بچه ها میگذره و ما هیچ کاری نتونستیم بکنیم خانم جعفری از بازداشتگاه آزاد شده و ما داریم دور خودمون میچرخیم من و امیر و کامی تو کلانتری نشستیم و داریم پرونده ی حمید و هانیه و مسلم و بقیه ی بچه های باندشونو بررسی ...

۴ روز پیش
7K
ازجام بلند میشم لیوان شیشه ای رو میز خانم جعفریو برمیدارم و با تمام قدرتم میکوبمش رو میز لیوان تو دستم پودر میشه بی اعتنا به خورد شدن لیوان از فرت عصبانیت داد میزنم: ببین ...

ازجام بلند میشم لیوان شیشه ای رو میز خانم جعفریو برمیدارم و با تمام قدرتم میکوبمش رو میز لیوان تو دستم پودر میشه بی اعتنا به خورد شدن لیوان از فرت عصبانیت داد میزنم: ببین خانم مدیر پدرتو درمیارم فقط دعا کن بچه هامون پیدا شن وگرنه زندت نمیذارم خانم ...

۵ روز پیش
7K
آب دهنشو قورت میده و با نگرانی میگه: یلدا باید ی مدت از شیراز دور شیم با تعجب به صورتش نگاه میکنم سرشو میندازه پایین ی نفس عمیق میکشه و میگه: حمید فرار کرده با ...

آب دهنشو قورت میده و با نگرانی میگه: یلدا باید ی مدت از شیراز دور شیم با تعجب به صورتش نگاه میکنم سرشو میندازه پایین ی نفس عمیق میکشه و میگه: حمید فرار کرده با ترس و هول از جام بلند میشم: آخه چطوری؟ سرشو تکون میده: خوشو زده بمریضی ...

۵ روز پیش
9K
آرتمیس دوسالگی

آرتمیس دوسالگی

۵ روز پیش
4K
یک سال بعد: آخرین بادکنکو باد میکنم و میدم دست مهتاب از دستم میگیره و میگه: تموم شد؟ ی کاغذ رنگی برمیدارم: بادکنکا تموم شد ولی کاغذرنگیا مونده بادکنک آخرو میچسبونه و میاد پایین: وای ...

یک سال بعد: آخرین بادکنکو باد میکنم و میدم دست مهتاب از دستم میگیره و میگه: تموم شد؟ ی کاغذ رنگی برمیدارم: بادکنکا تموم شد ولی کاغذرنگیا مونده بادکنک آخرو میچسبونه و میاد پایین: وای ساغر توروخدا کاغذارو دیگه تو نصب کن من مردم رویا میخنده: عمه شدی پ واسه ...

۶ روز پیش
6K
کیان

کیان

۶ روز پیش
4K
یلدا: پرستار بچه رو میاره و میذاره تو بغلم با ذوق بهش نگاه میکنم و رو به کامی میگم: چه نازه؟ ساغر میپرسه: حالا اسم این کوچولومون چیه؟ من و کامی باهم جواب میدیم: کیان ...

یلدا: پرستار بچه رو میاره و میذاره تو بغلم با ذوق بهش نگاه میکنم و رو به کامی میگم: چه نازه؟ ساغر میپرسه: حالا اسم این کوچولومون چیه؟ من و کامی باهم جواب میدیم: کیان ساغر میخنده: تفاهمتون منو مرده قدمش براتون مبارک باشه من دیگه برم که الان آرتمیس ...

۶ روز پیش
7K
نباید یه مو از سرت کم بشه ! حق نداری اخم کنی ، همیشه باید بخندی ! اجازه ناراحت شدن نداری ! باید خیلی مواظب خودت باشی فهمیدی ؟ حق مریض شدن نداری ! @Mana-pikshen ...

نباید یه مو از سرت کم بشه ! حق نداری اخم کنی ، همیشه باید بخندی ! اجازه ناراحت شدن نداری ! باید خیلی مواظب خودت باشی فهمیدی ؟ حق مریض شدن نداری ! @Mana-pikshen چون تو تمام دنیای منی خواهری

۶ روز پیش
6K
دستشو میکشه سرمو میبرم عقب و تف میکنم تو صورتش با تمام قدرت ی سیلی بهم میزنه و میره بیرون صورتم درد میکنه لاله ی گوشمم همینطور...... گوشم...........گوشواره هام.........به رویا نگاه میکنم و لب میزنم: ...

دستشو میکشه سرمو میبرم عقب و تف میکنم تو صورتش با تمام قدرت ی سیلی بهم میزنه و میره بیرون صورتم درد میکنه لاله ی گوشمم همینطور...... گوشم...........گوشواره هام.........به رویا نگاه میکنم و لب میزنم: گوشواره هام هست؟ به گوشام نگاه میکنه: نه نیست چشمامو باناراحتی میبندم: ردیاب بود شهرام ...

۷ روز پیش
3K
شهرام

شهرام

۷ روز پیش
4K
به سهیل زنگ میزنم و میگم که بیاد پیش حامد بمونه نیم ساعت بعد حامدو میسپرم بهش و خودم راهی جهرم میشم دل تو دلم نیست نمیدونم چرا حالم اینجوریه شاید بخاطر پدر شدنم شاید ...

به سهیل زنگ میزنم و میگم که بیاد پیش حامد بمونه نیم ساعت بعد حامدو میسپرم بهش و خودم راهی جهرم میشم دل تو دلم نیست نمیدونم چرا حالم اینجوریه شاید بخاطر پدر شدنم شاید هم........نمیدونم چرا اینجوریم به امیر زنگ میزنم با بغض جواب میده: الو کامی؟ -امیر چته؟ ...

۷ روز پیش
5K
از آی سی یو میرم بیرون و به یلدا زنگ میزنم و جریانو براش تعریف میکنم و ازش میخوام که با رویا برگردن خونه گوشیو قطع میکنم و به هانیه زنگ میزنم: -الو سامی(کامیار)؟ +سلام ...

از آی سی یو میرم بیرون و به یلدا زنگ میزنم و جریانو براش تعریف میکنم و ازش میخوام که با رویا برگردن خونه گوشیو قطع میکنم و به هانیه زنگ میزنم: -الو سامی(کامیار)؟ +سلام هانی جان -سلام عزیزم چخبر؟ +خبرای خوب بهوش اومده مشکلی هم نداره -کی مرخص میشه؟ ...

۱ هفته پیش
8K